معاون وزیر صمت: خطر مرگ آبخوان در انتظار برخی از شهرها/ منافع گروهی فرونشست را به شهرها کشاند
معاون وزیر صنعت، معدن و تجارت و رئیس سازمان زمینشناسی و اکتشافاتمعدنی کشور، با بیان اینکه زبانههای فرونشست زمین از دشت ها به داخل شهرها هم کشیده شده، گفت: فرونشست در تهران از خیابان انقلاب به بالا نخواهیم داشت.
در خیابان رانندگی میکنید زمین زیر پایتان خالی میشود، در خانهتان نشستید، لولههای گاز میشکند، دکلهای برق میافتد، قطار از خط ریل خارج میشودو... این بخشی از آینده نه چندان دور ۱۲۰ شهر ایران است؛ شهرهایی که با بحران فرونشست زمین دست و پنجه نرم میکنند. برداشت بیرویه آب از منابع زیرزمینی موجب شده که ۴۰۰ دشت از ۶۰۹دشت کشور با این بحران دست و پنجه نرم کنند. آنگونه که علیرضا شهیدی میگوید: زبانههای این بحران حالا دیگر محدود به دشتها نیست و به داخل شهرهایی همچون اصفهان و تهران هم کشیده شده است.
علیرضا شهیدی معاون وزیر صنعت، معدن و تجارت با بیان اینکه تا همین چند سال پیش در برخی از دشتهای کشور روزانه یک میلیمتر و سالانه حدود ۳۵ تا ۳۶ سانتی متر زمین نشست میکرد، گفت: برای درک بزرگی این عدد باید بدانید که اتحادیه اروپا فرونشست بیش از ۴ میلیمتر در سال را به منزله شرایط بحرانی میدانند. هرچند که به گفته رییس سازمان زمینشناسی و اکتشافاتمعدنی کشور شیب تند نشست زمین در بسیاری از دشتهای کشور کند شده اما همچنان شرایط بحرانی است.
افزایش وقوع سیلابها و سطح بیابانی کشور از دیگر تبعات برداشت بیرویه از منابع زیرزمینی است که شهیدی به آن اشاره کرد و ادامه داد: در گذشته تصور ما بر این بود که منشا گردو غبار موجود در بسیاری از شهرهای ایران، کشورهای همسایه هستند ولی مطالعات صورت گرفته نشان میدهد که ۳۵ هزار کیلومتر از مساحت کشور منبع تولید گردوبار در ایران است.
او که معتقد است، نشست زمین حاصل سالهای بیتوجهی و سیاستگذاریهای اشتباه است، گفت: از مدتها قبل در مورد بیشتر شدن نشست زمین هشدار داده بودیم، اما کسی صدای ما نمیشنید.
متن کامل گفتگو با علیرضا شهیدی رییس سازمان زمینشناسی و اکتشافاتمعدنی کشور و معاون وزیر صنعت، معدن و تجارت را بخوانید:
هر چند وقت یکبار شاهد بروز یکی از مصائب طبیعی هستیم. یکبار سیل شهری را فرا میگیرد، بار دیگر زلزله. حالا هم چند سالی است که فرو نشست زمین را شاهد هستیم. آیا بروز این حجم از بلایای طبیعی دلیلی دارد؟
ایران از نظر زمینشناسی روی یک کمربند پر مخاطره به اسم آلپ هیمالیا قرار گرفته است. از ۴۳ مخاطره بزرگی که در دنیا وجود دارد ۳۴ مخاطره در ایران شناسایی شده و مورد پایش سازمان زمینشناسی و اکتشافاتمعدنی کشور قرار میگیرد. برخی از مخاطرات مثل زلزله به راحتی توسط مردم قابل درک است. ولی برخی از مخاطرات مثل فرونشست زمین اینگونه نیست. چرا که فرو نشست یک پدیده کند و بطنی است. سازمان زمینشناسی و اکتشافاتمعدنی کشور حدود ۲۰ سال است در حال تحقیق و بررسی روی پدیده فرو نشست زمین است. یکی از قدیمیترین فرونشستهایی که در کشور رخ داده مربوط به سال ۱۳۴۷ در دشت رفسنجان است. حالا هم از حدود ۶۰۹ دشت کشور بیش از ۴۰۰ دشت با این پدیده درگیر هستند.
گزارشها و عکسهای منتشر شده از برخی از شهرها و دشتهای کشور نشان میدهد که اوضاع فرو نشست زمین در ایران بحرانی شده است. دلیل اصلی بروز این پدیده چیست؟
برخلاف تصور عموم مردم و حتی بسیاری از مسئولان، اینگونه نیست که فرونشست بر اثر استفاده بیش از اندازه در منابع زیرزمینی در یک سال حاصل شده باشد. سالیان سال است که اضافه برداشت از منابع زیر زمینی در حال تکرار و تکرار شدن است. آنچه امروز شاهد آن هستیم حاصل همین دست درازی در طول سال های دراز بوده و نمیتوان خشکسالیهای یکی دو سال اخیر را عامل اصلی آن دانست. به عنوان مثال یکی از قدیمیترین فرو نشست هایی که در کشور رخ داده مربوط به دشت رفسنجان در سال ۱۳۴۷ است.
بعد از آن در دهه ۶۰ شاهد فرو نشست حاد زمین در دشت مهیار اصفهان بودیم. از دهه ۸۰ هم تقریبا می توان ادعا کرد که تمامی دشتهای کشور یکی پس از دیگری دچار این بحران شدند. بررسیهای ما نشان میدهد که از حدود ۶۰۹ دشت کشور بیش از ۴۰۰ دشت با این پدیده درگیر هستند. دلیل اصلی آن هم استفاده نامتعادل از آب های زیرزمینی است. بیشترین میزان فرونشست در کشور مربوط به دشت برخوار اصفهان با حدود ۱۸ سانتی متر در سال است.

آیا پدیده فرو نشست خاص دشتهای کشور است یا اینکه شهرها را هم تهدید میکند؟
پدیده فرونشست پدیده بسیار خطرناکی است که در گذشته دشتهای کشور را به شدت تهدید میکرد. اما در سالهای گذشته زبانههای این پدیده خطرناک به داخل شهرها هم نفوذ پیدا کرده است. در شهرهایی همچون تهران شاهد فرو نشست در مناطق جنوب غربی هستیم. رگچهها و شکافهایی که روی دیوارها به وجود آمده هم به خوبی این ادعا را ثابت میکند. دیگر شهری که با این پدیده مواجه بوده شهر اصفهان است که اتفاقا بافت تاریخی دارد. بیشترین میزان فرونشست مربوط به دشت برخوار اصفهان با حدود ۱۸ سانتی متر در سال است؛ البته مقدار فرو نشست در خود شهر اصفهان حدود ۱۶.۵ سانتی متر گزارش شده است.
چقدر بیشتر از حد ظرفیت منابع زیرزمینی استفاده کردیم که حالا دشتهای کشور ما به این وضعیت دچار شدهاند؟
در دنیا رسم بر این است که تنها تا ۲۰ درصد منابع آب های زیرزمینی خود را استفاده میکنند. اگر این رقم از ۴۰ درصد گذر کند گفته میشود که آن کشور در شرایط حاد قرار گرفته است. متاسفانه در کشور ما بین ۶۰ تا ۷۰ درصد آبهای زیرزمینی خود را استفاده میکنیم. این حجم از برداشت از منابع آبی در شرایطی اتفاق میافتد که حدود ۶۰ درصد کشور در یک اقلیم گرم و خشک واقع شده است. جدای از این حدود ۱۵ سال است که با خشکسالی مواجه هستیم. همین عوامل باعث شده که منابع آبهای زیرزمینی ما هر سال کم و کمتر شود. اگر به منابع زیر زمینی آب در منطقهای مثل کاشان فشار وارد شود به مرور زمان آب شور جای آب شیرین مینشیند. در این حالت دیگر هیچ گاه آب شیرین به آب خوان باز نمیگردد و این به معنای مرگ آبخوان است.
با توجه به افزایش پدیده فرو نشست در کشور سیاستگذاریها در کشور چقدر متناسب با این بحران است. آیا حکمرانی کشور به گونهای هست که بتوان به مقابله با این پدیده امیدوار بود؟
از مدتها قبل سازمان زمینشناسی و اکتشافاتمعدنی کشور گزارشهای متعددی منتشر کرد که نسبت به وقوع بحران در دشتها و شهرهای کشور هشدار داده بود اما متاسفانه به این گزارشها توجهی نمیشد. تا اینکه نشانههای این پدیده بیشتر و بیشتر شد و تنش آبی بسیاری از شهرهای کشور را فرا گرفت. با این وجود بازهم سیاستگذاری های در حوزههایی همچون کشاورزی انجام میشود به هیچ وجه مناسب نبوده و بعضا شاهد کشت محصولات آب بر در اقلیمهای خشک و کم آب هستیم. من خود سال گذشته شاهد پستهکاری در دشت کاشان بودم. حال آنکه همه ما به خوبی میدانیم که محصول پسته هر جایی که کشت شده روی منابع زیر زمینی آن منطقه تاثیر منفی گذاشته است. در منطقهای مثل کاشان که با بحران آب مواجه هستیم اگر به منابع زیرزمینی آب فشار وارد شود به مرور زمان آب شور جای آب شیرین مینشیند. در صورتی که این اتفاق بیافتد دیگر هیچ گاه نمیتوان آب شیرین را به آب خوان بازگردانیم و این به معنای مرگ آبخوان است.
البته این تنها شهرهای خشک و کم بارش نیستند که در خطر قرار دارند. جالب است که بدانید در مناطقی که آب را از داخل منافذ سنگها بیرون کشیده میشود بعد از مدتی این منافذ تحتتاثیر فشار لایههای بالایی خود مسدود میشوند. در نهایت یک لایه غیرقابل نفوذ در منطقه شکل میگیرد. شکلگیری این لایه این باعث میشود که حتی اگر تَرسالی هم داشته باشیم آب نتواند به آن به داخل خاک نفوذ کند و بارندگیها به صورت روان آب و سیلاب در سطح زمین جاری شوند. البته مشکلات به همین جا ختم نمیشود. در واقع بعد از جاری شدن روان آب و سیلاب در زمین خاکهای حاصلخیز کشور هم نابود میشود. جاری شدن روان آب مواد مغذی خاک حاصلخیز را شسته و با خود میبرد و همین مسئله موجب غیرقابل کشت شدن اراضی و بیابانی شدن دشتهای کشور شده است. در این مناطق با کوچکترین بادی که شروع به وزیدن میکند شاهد انتشار حجم زیادی گرد و غبار هستیم. در گذشته تصور ما بر این بود که منشا گردوغبار موجود در بسیاری از شهرهای ایران، کشورهای همسایه هستند ولی مطالعات صورت گرفته نشان می دهد که ۳۵ هزار کیلومتر از مساحت کشور منبع تولید گرد و بار در ایران است. در تهران به محض اینکه بادی از جنوب به شمال رخ میدهد سریع گرد و خاکی آسمان شهر را فرا میگیرد و دلیل آن فرسایش خاک و افزایش سطح بیابانی در جنوب تهران است. استقرار صنایع آب بر در مناطق خشک دیگر سیاست اشتباهی است که آسیبهای زیادی را به کشور وارده کرده و من نمیدانم که استقرار صنایع فولادی و پتروشیمی در در نواحی که تامین آب شرب به سختی صورت میگیرد، با چه استدلالی صورت گرفته است. بدون شک جا نمایی شهرها و صنایع در آمایش سرزمین باید بر اساس ذخایر و موجودی و ظرفیت آبی مناطق انجام شود.
اعتراضات ماههای گذشته در بستر زایندهرود نشان داد که کمبود آب و خشکسالی در اصفهان به مرز نگرانکنندهای رسیده است. بسیاری بر این باورند که دلیل اصلی خشکسالی و بهطبع آن مقدار بالای فرونشست زمین در استانی همچون اصفهان استقرار صنایع آب بر در آنجاست. این ادعا تا چه اندازه درست است؟
حدود ۹۲ درصد آب کشور در بخش کشاورزی مصرف میشود، سهم صنعت هم حدود ۵ الی ۶ درصد تخمین زده شده است. ضمن اینکه فولادسازان این استان خود را به مجهز به تجهیزات مورد نیاز برای کاهش مصرف آب کردهاند. البته این گفته من به معنی دفاع از ایجاد چنین صنایعی در اصفهان نیست. ولی مشکل آنجاست که بسیاری از تصمیماتی که در کشور گرفته میشود بر اساس منافعی حزبی و گروهی است نه ملی. فولاد مبارکه قرار بوده که در کنار خلیجفارس ساخته شود اما با لابیگریهایی که اتفاق افتاد، این کارخانه فولادی در پایتخت تاریخی کشور ساخته شد. شاید با این کار مشکل اشتغال در این شهر برطرف شده اما حالا با چالش بزرگتری مواجه هستیم. بحران پیش آمده در کشور یا شهر اصفهان حاصل یک تصمیم اشتباه نیست، مجموعهای از سیاستهای اشتباه وقتی در کنار هم قرار گیرند چنین وضعیتی پیش میآید. به عنوان مثال ما در این شهر شاهد کشت محصولات آببَری همچون برنج هستیم. شاید اصلا نیاز نبوده شهری با این گذشته تاریخی به قطب صنعت و کشاورزی در کشور تبدیل شود. در نواحی میانه تهران(خیابان انقلاب به بالا) فرو نشست نخواهیم داشت چراکه این مناطق روی رسوبات دانه درشت قرار گرفته است.
در تهران اوضاع چطور است؟
میزان فرونشست زمین در تهران کاهش پیدا کرده است. جالب است که بدانید فرونشست زمین معمولا در دشتهایی جنوبی(شهریار و ورامین) اتفاق میافتد که خاک آنها دانهریز است. به عنوان مثال ما در نواحی میانه تهران(خیابان انقلاب به بالا) فرونشست نخواهیم داشت چراکه این مناطق روی رسوبات دانه درشت قرار گرفته است. هم اکنون نرخ فرو نشست در تهران سالانه ۴.۵ تا ۵ سانتی متر در سال است. چند سال پیش در برخی از مناطق روزانه یک میلی متر فرونشست (سالانه حدود ۳۶ سانتیمتر) فرونشست داشتیم در حالیکه اتحادیه اروپا فرو نشست بالای ۴ میلی متر در سال را بحرانی میداند.
متوسط فرونشست در جهان چقدر است؟
در اتحادیه اروپا فرونشست بالای ۴ میلیمتر در سال را به منزله وضعیت بحرانی میدانند این در حالی است که مقدار فرونشست در ایران به صورت سانتیمتری در حال اتفاق افتادن است. در ۱۰ سال گذشته حتی در برخی از شهرها روزی یک میلیمتر فرونشست یعنی سالانه حدود ۳۶ سانتی متر را هم تجربه کردیم. الان فرونشست زمین در تهران به شدت کاهش پیدا کرده است. بالاترین مقدار فرو نشست در کشور حدود ۱۸ سانتی متر است.
دلیل اصلی کاهش فرونشست زمین در کشور چیست؟ اوضاع بارندگیها که خیلی مساعد نبوده و کمآبی شهرهای بیشتری را تهدید میکند؟
دلیل اصلی کاهش فرونشست در سالهای گذشته داشتن مدیریت بهتر در حوزه برداشت از آبهای زیرزمینی است. ایجاد سیستم فاضلاب در برخی از شهرهای صنعتی و استفاده از پسابها موجب شده صنعت به طور مستقیم از آب شرب استفاده نشود. اینها باعث شده که مقدار شیب تند وقوع فرونشست کمی کند شود.
همانطور که شما اشاره کردید نشست استحکام زمین و ساختمان و زیرساختها کاهش میدهد. با این اوصاف وقوع زلزله در مناطقی که با این پدیده مواجه هستند تا چه اندازه میتواند نگرانکننده باشد؟
ترکهای که ناشی از برداشت بیرویه آب موجب پوک شدن خاک و کاهش استحکام زمین شده است. در چنین شرایطی اگر زلزله ای با قدرت ۴ ریشتر اتفاق افتد مطمنا خسارتی که حاصل می شود معادل با یک زلزله ۵ ریشتری خواهد بود.
نشست زمین در زلزلههایی که در سالهای گذشته در کشورمان اتفاق افتاده چند درصد خسارت را بیشتر کرده است؟
فرونشست بیشتر در دشتهای کشور اتفاق میافتد. البته در حال حاضر دو شهر تهران و اصفهان هستند که با این پدیده درگیر هستند. از آنجاییکه در این دو شهر زلزلهای به تازگی نیامده نمیتوان ارزیابی دقیقی از این مساله داشت. در کرمانشاه تحتتاثیر فرونشست آسیب بیشتری وارد نشده چرا که زبانههای فرونشست وارد این شهرها نشده است.
نشست زمین در افزایش سیلابها هم نقش داشته است؟
دلیل اصلی افزایش تعداد سیلابها تغییرات اقلیمی است. به عنوان مثال در مناطقی که قبلا بارندگی کمی اتفاق میافتاده، شاهد افزایش بارندگیها هستیم. در مقابل در مناطق پر باران کاهش شدید بارندگیها را تجربه میکنیم. به عنوان مثال سال گذشته میزان بارندگیها در ایلام بیشتر از استانهای شمالی کشور بوده است. اما این گفته که سیلاب میتواند تحت تاثیر فرونشست اتفاق بیافتد کاملا درست است. ما شاهد هستیم که لایههای خاکی به دلیل تراکمپذیری غیرقابل نفوذ شدهاند؛ بارندگی ها هم به جای نفوذ در خاک روی سطح زمین جاری میشوند و سیلاب راه میافتد.

همانطور که اشاره کردید اولین تجربه نشست زمین در ایران مربوط به دهه ۴۰ بوده و از سالها قبل تحقیقات در اینباره در سازمان زمینشناسی آغاز شده است. در طول سالهای گذشته حکمرانی چقدر به تحقیقاتی که در این مجموعه انجام شده، توجه کرده و سیاستگذاریها و تصمیمگیریها تا چه اندازه مبتنی بر نتایج این تحقیقات بوده است؟
مسئولان این سازمان از مدتها قبل با صدای بلند راجع به وضعیت نگرانکننده نشست زمین و آسیبهایی که میتواند وارد کند، هشدار داده بودند اما متاسفانه کسی صدای ما نشنید. تقریبا ۲، ۳ سالی است که این بحران تا حدودی جدی گرفته میشود. البته بازهم بسیاری از مشکلات سرجایش باقی مانده، چرا که بسیاری از سازمانها در کشور ما به صورت جزیرهای عمل میکنند و به اطلاعات و تحقیقات که در سازمان زمینشناسی کشور انجام شده توجهی نمیکنند. باید این مشکل را به اصلاح قوانین باید حل کرد. وقتی یک سازمان تولید اطلاعات پایه میکند سایر سازمانها باید موظف به استفاده از آن و برنامهریزی مطابق با نتایج آن شوند.
خبرگزاری اقتصادی بازار- سهیلا روزبان
https://www.tahlilbazaar.com/news/1280667
