گفتوگو با مهندس علیرضا باباخانی
گویی زمین آدمی را صدا میزند، اگر گوش دل داشته باشی. تیشه بردار، به جسمم بکوب، سخت و محکم، معدن درون دلم را دریاب و هرآنچه در آن دریافتی برای توست. صدای زمین را همه نمی شوند. معدنکاران و زمینشناسان که با ما زندگی میکنند این صداها را شنیده و به سوی آن شتافتند و با بهرهگیری از سرمایه درون دل زمین هم به خود و هم به همنوع خود صدمات ارزندهای را ارائه دادند. یکی از کسانی که این صدا را شنید مهندس علیرضا باباخانی مدیر امور اکتشاف سازمان زمینشناسی و اکتشافاتمعدنی کشور است که پس از چندین سال خدمت صادقانه به این سازمان نامی ماندگار از خود به جای گذاشته است. گفتوگو با ایشان که در سال 84 انجام شده پیشکش علاقهمندان عرصه علومزمین کشور میشود.
گفتوگو مرضیه کاظمی
در ابتدا خودتان را به اختصار معرفی کرده و خلاصهای از سابقه فعالیتهایتان را برایمان بگویید؟
سال 1329 در شهرستان ماهشهر به دنیا آمدم پس از اخذ دیپلم از دزفول به تبریز رفته و در سال 53 موفق به دریافت مدرک زمینشناسی از دانشگاه تبریز شدم و سپس در سال 55 به استخدام سازمان زمینشناسی کشور در بخش زمینشناسی منطقهای درآمدم. در سال 60 نیز موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد پترولوژی اقتصادی از دانشگاه تهران شدم. سال 1370 پس از اینکه زمینشناسی منطقهای به دو بخش چینهشناسی و سنگشناسی تقسیم شد معاون گروه سنگشناسی و سپس در سال 1372 رئیس گروه شدم و تا سال77 در این قسمت باقی ماندم. از سال 1377 تا سال 81 معاون مدیر امور زمینشناسی بوده و در سال 81 مدیر خدمات اکتشافی سازمان شدم. به طور کلی بیشتر فعالیتهایم در سازمان بخش زمینشناسی بوده و فعالیتهای اکتشافی عمدتا از طریق بخش خصوصی و همزمان با فعالیتهای زمینشناسی انجام شده است. از سال 1376 در سازمان عمده فعالیتهایم در بخش اکتشاف بوده است.
فعالیتهای علمی پژوهشی شما در حوزه علوم زمین و معدن از ابتدا تا امروز به چه صورت بوده است؟
برگ نقشه زمین شناسی در مقیاس 1:250000 و بیش از 10 برگ در مقیاس 1:100000 تهیه کردم و شاید ناظر دهها برگه نقشه دیگرهم بودهام. هماکنون در بخش اکتشاف سازمان،در حال نهایی کردن نقشه زمینشناسی ورقه زنجان به همراه کارشناسان گروه سنگشناسی هستیم. علاوه برتهیه نقشه زمینشناسی، تعداد زیادی مقالات و گزارشات مختلف نیز در زمینه زمینشناسی و پترولوژیو زمینشناسی اقتصادی ارائه دادهام. تعداد زیادی طرحهای اکتشافی را در سازمان و خارج از سازمان اجرا کردم و در اکتشاف نفلین سیلیت، فسفات آذرین، تیتان قرهآقاج، مس، طرح سراسری طلا و عناصر کمیاب،قلع و تنگستن نقش اساسی داشتهام.
علت اینکه به معدن و زمینشناسی گرایش یافتید را در چه میبینید؟
به لحاظ اینکه در دوران کودکی و جوانی در جنوب کشور و ماهشهر که منطقهای نفتخیز است زندگی میکردم، با مشاهده زمینشناسان نفتی که در این منطقه مشغول کار بودند، از همان دوران کودکی به زمینشناسی علاقه پیدا کردم و در دانشگاه هم زمینشناسی را به عنوان اولین انتخاب در اولویت قرار دادم.
شما به عنوان یک زمینشناس با تجربه و سابقهدار، چه تعریفی از یک زمینشناس دارید؟
زمینشناس کسی است که با طبیعت آشنا میشود، با آن خو میگیرد، وارد طبیعت میشود، با طبیعت حرف میزند و عواملی را که بر طبیعت اثر گذاشته پیدا میکند و در حقیقت سرگذشت زمین و مواد درون آنرا از زمین میپرسد و براساس برداشت خود، اطلاعات مورد نیازش را از زمین دریافت میکند. زمین با انسانهای مختلف به طور گوناگون صحبت میکند. هرچه دانش انسان بیشتر باشد، ارتباط با زمین بیشتر میشود و هرچه ارتباط بیشتر شود میتوانیم اطلاعات بیشتری از زمین دریافت کنیم.
پس با این تعریفی که شما از یک زمین شناس ارائه دادید، احساس میکنید فرق یک زمینشناس و یک فرد معمولی در چیست؟
زمینشناس برای وارد شدن به در طبیعت ریسکپذیری تمامی حالات موفقیت و شکست را مدنظر قرار داده و خطرات احتمالی را میپذیرد، را انجام میدهد علاوه بر اینکه فعالیتهایی که وی در طبیعت و روی زمین انجام میدهد از عهده یک فرد معمولی خارج است. یک زمینشناس وقتی وارد طبیعت میشود با عوامل مختلفی دست و پنجه نرم میکند که ممکن است در یک فرد معمولی این فعالیتها امکانپذیر نباشد. یک زمینشناس با علم و آگاهی به خطرات موجود در طبیعت وارد آن میشود و در موارد بروزخطر از آن نهراسیده و محو خطرات موجود در طبیعت میشود که این عامل به خاطر وجود انگیزه و عشق و علاقه به طبیعت است که زمینشناس را وادار به این امر میکند؛ در حالی که افراد عادی در صورت آگاهی یافتن از یک مورد خطر در نقطهای از طبیعت سعی در دوری جستن از آن را دارند
بنابراین باید گفت دید یک زمینشناسی با دید یک فرد عادی به طبیعت تفاوت دارد. درست است؟
دقیقا زمینشناس دانش شناسایی زمین را دارد و براساس دانش خود به شناسایی زمین میپردازد و براساس مطالعات و تجربیات خودش زمین را با دقت میکاود. باید گفت در مطالعه زمین 70 درصد نیاز به تجربه و 30 درصد نیاز به اطلاعات تئوریک است و آنچه در این بین مسلم است این که تجربهها به طور دائم در حال تکرار هستند و در عین حال جدید و به روز هم میشود و زمینشناس با علم و تجربه است که طبیعت را به خوبی شناخته، وارد آن شده و برای بهرهبرداری بیشتر به آن نزدیک میشود.
خانواده شما با رشته مورد علاقه شما وکار شما چه برخوردی دارندآیا به این رشته علاقمند هستند یا خیر؟
علیرغم اینکه صدمات زیادی به دلیل شغل من به خانوادهام وارد شده، ولی بخاطر اینکه همسرم زمینشناس است، مشکلات را تحمل کرده و در همه حال یار و یاورم بوده و اگر موفقیت اندکی نیز داشتهام به خاطر فداکاریهای خانوادهام بوده است. اوایل کارم را به یاد میآورم که شاید 8 تا 10 ماه در سال را در بیابانها میگذراندیم و در هر ماه تنها 7 روز به استراحت میپرداختیم و به لحاظ کم بودن وسایل ارتباط جمعی بقیه روزها از خانواده خود اطلاع چندانی نداشتیم، به طوریکه زمانیکه فرزند دومم به دنیا آمد من در ماموریت بودم و هفت روز پس از تولد ایشان از ماموریت برگشتم.
جایگاه علوم زمین را در بین افراد جامعه چگونه ارزیابی میکنید؟
بیشتر مردم علوم زمین را نمیشناسد و فقط در زمان ایجاد سیل، زلزله، رانش زمین و دیگر حوادث طبیعی نسبت به شناخت علوم زمین حساسیت پیدا میکنند. متاسفانه به علوم زمین در مدارس بهای بسیار کمی دادهایم؛ البته وقتی که این رشته در دبیرستانها و کنکور کمترین امتیاز را داشته باشد، متوجه جایگاه بسیار پایین آن در سطح جامعه خواهیم شد. باید از مدارس و دبستانها به شناساندن این علم به فرزندانمان اقدام کنیم. دید عموم به این علم متاسفانه بسیار عامیانه است و بیشتر مردم فکر میکنند معدن یعنی پیدا کردن گنج و دست یافتن به یک ثروت بسیار عظیم در یک زمان کوتاه، این یک دید بسیار غلطی است که متاسفانه در بین جامعه ما بطور عموم جاافتاده است.
فکر میکنید علت اینکه باید به علوم زمین و معدن بهای بیشتری داد و آنرا شناخت، چیست؟
زمین جایی است که در آن به دنیا میآییم، روی آن زندگی میکنیم، درآن نفس میکشیم، بزرگ میشویم و در همین زمین ما را خاک میکنند. پس ما باید زمین را برای اینکه بتوانیم به خوبی در آن زندگی کنیم، بهتر بشناسیم، بطوریکه از منابع آن خوب استفاده کرده و زندگی بهتری را برای خودمان مهیا کنیم. اگر با دقت به اطرافمان نگاه کنیم بیشتر صنایع ما به مواد درون زمین زیرپایمان وابسته است و همه مایحتاج ما از دل زمین بیرون میآید، پس اگر آنرا خوب بشناسیم میتوانیم به خوبی از آن بهره ببریم.
ولی متاسفانه دید ما از زمین و محیط اطرافمان بسیار سطحی است، خودمان باعث آلودگی زمین میشویم، سیستم آنرا بهم میزنیم و حیات در کره زمین را مختل میکنیم.
با نگاهی به آمار و ارقام متوجه میشویم کشورمان معادن زیرزمینی بسیار غنی و پرباری دارد به نظر شما آیا از این منابع سرشار خدادادی استفاده بهینه و مطلوب را داشتهایم یا خیر؟
متاسفانه نه. البته در این چند سال اخیر وضعیت شناخت، مطالعه و اکتشاف معادن تا حدودی بهتر شده ولی هنوز کافی نیست. با نگاهی کوتاه به تاریخچه معدنکاری در کشورمان متوجه حضور پررنگتر معدنکاران و بخش خصوصی در این رشته در زمان قبل از انقلاب میشویم. بعد از انقلاب فعالیت در بخش معدن به سمت دولتی شدن پیش رفت و دولت متولی همه امور و سرمایهگذاری در این بخش شده و حضور بخش خصوصی ومعدنکاران با تجربه کمتر احساس میشد. اکنون خوشبختانه بخش خصوصی دوباره وارد میدان شده ودر چند سال اخیر فعالیتهای قابل توجهی توسعهو گسترش در معادن سنگ تزئینی و همچنین صنایع زیربنایی فولاد، مس و آلومینیم کشور انجام شده است. در حال حاضر به قانونمندی خوبی در زمینه اکتشاف و بهرهبرداری از معادن دست یافتهایم. در اکتشاف معادن فلزی و عناصر کمیاب بخصوص طلا کارهای زیادی انجام شده است در صورت بهرهبرداری از معادن طلای آقدره و داشکسن تولید سالیانه طلا در کشور به بیش از 5 تن خواهد رسید.
چگونه میتوان از وابستگی به نفت و اقتصاد تک محصولی رهایی یافت؟
علیرغم اینکه نفت یکی از نعمتهای بسیار باارزش و خدادادی ماست شاید در بسیاری از مواقع، مانع پیشرفت و توسعه در دیگر رشته و بخشها شده که از آن جمله میتوان به بخش معدن و صنایع معدنی اشاره کرد. وابستگی ما به اقتصاد تکمحصولی نفت و توجه بیش از اندازه به این ماده،انگیزه را در دیگر بخشهای معدنی از بین برده و فعالیت در آنها را با رکود مواجه ساخته است. اصولا به لحاظ اینکه مواد اولیه کلیه محصولات صنعتی در هر کشور وابسته به مواد معدنی میباشدو زیربنای اقتصاد هر کشور با منابع زیرزمینی آن پیوند ناگسستنی و محکم دارد، باید به این بخش توجه ویژه داشت. اگر نگاهی دقیق داشته باشیم این امر برایمان مسلم میگردد که بیشتر معادن کشورمان در نقاط دورافتاده و محروم واقع شدهاند که توجه و پرداختن بیشتر به آن علاوه بر سودآوری برای مملکت، به محرومیتزدایی در این مناطق و ایجاد اشتغال برای ساکنین آن کمک میکند که نمونه بارز آن معدن قلعهزری در دل کویر لوت است که علیرغم محرومیت در این منطقه، تعداد زیادی از مردم دور این معدن گرد هم آمدهاند.
به حوزه مدیریت خدمات اکتشاف سازمان زمینشناسی و اکتشافات معدنی کشور بپردازیم. وظیفه این بخش چیست؟
خدمات اکتشاف وظیفه سرویسدهی به کلیه بخشایی را دارد که در زمینه اکتشاف فعالیت میکنند. یک پروژه اکتشافی نیاز به حفر ترانشه، تهیه نقشه توپوگرافی،مطالعات ژئوشیمی و ژئوفیزیک دارد که مدیریت اکتشاف سازمان به کمک چهار گروه ژئوشیمی،ژئوفیزیک، نقشهبرداری وحفاری این خدمات را انجام میدهد. پس از اکتشافات سطحی برای گمانهزنیها و اکتشافات عمقی نیاز به مطالعات ژئوفیزیک وجود دارد که این وظیفه را گروه ژئوفیزیک انجام میدهد و حفاریها را نیز گروه حفاری این مدیریت انجام میدهد. در ادامه باید گفت گروه نقشهبرداری نیز نقشههای بزرگ مقیاس 1:1000 ،1:2000 و 1:5000 را برای متولیان امر اکتشاف تهیه میکند. گروه ژئوشیمی علاوه بر سرویسدهیهای ژئوشیمی،فعالیتهای ژئوشیمی ناحیهای را که اصلیترین اطلاعات پایه برای اکتشافات سیستماتیک ناحیهای است انجام میدهد.
چه توصیهای برای جوانان به خصوص دانشجویان علاقهمندان به علوم زمین و معدن دارید؟
کار فرهنگی برای جوانان در بخش زمینشناسی کم انجام شده و فقط دانشجویان این رشته هستند که به علوم زمین و رشتههای وابسته به آن میپردازند. خوشبختانه در حال حاضر از طریق اینترنت و وسایل ارتباط جمعی اطلاعات مطلوبتری به دست جوانان میرسد. مسئولان بایدانگیزه پرداختن به علوم زمین را در بین جوانان بیشتر کنند. به لحاظ اینکه زمینشناسی رشته بسیار سخت و دشواری است،جوانان در ابتدا عاشق ظواهر آن میشوند و پس از برخورد با سختیهای آن،از این رشته کنار میکشند. باید جذابیت و عشق وعلاقه در این رشته آنقدر گسترش یابد که فردی که به عنوان یک زمینشناس وارد این عرصه میشود، سختیها ومشکلات آن را با جان و دل پذیرا باشد.
با تشکر از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید، چنانچه حرف ناگفتهای باقی مانده، بفرمایید؟
به عنوان صحبت آخر میتوانم بگویم زمینشناسان همه سربازان گمنامی هستند که بیادعا کارهایی را به انجام رساندند که هیچ فرد عادی قادر به انجام آن نیست و علت این امر نیز چیزی جز عشق به زمین و طبیعت نیست. زمینشناسی و اکتشافات اولین مرحله در توسعه معدن و صنایع معدنی است و معمولا در زمانی انجام میشود که هیچگونه امکانات زیربنابی و رفاهی در منطقه وجود ندارد،زمینشناسی با کمترین امکانات و در سختترین شرایط معدن را شناسایی و اکتشاف میکند، در حالیکه با تجهیز و راهاندازی معدن است که امکانات رفاهی به منطقه میآید و زمانی که معدن به بهرهبرداری میرسد اغلب افرادی که در آن کار میکنند نمیدانندکه چه کسانی در شناسایی و تبدیل آن به یک ذخیره معدنی نقش داشتهاند. بارها اتفاق افتاده که زمینشناس و اکتشاف کننده معدن را در زمان بهرهبرداری به آن راه ندادهاند. ولی علیرغم آن وی هرزمان که از کنار آن میگذرد بسیار شاد و مسرور میگردد. به نظر بنده هیچ لذت و شادمانی به اندازه کشف یک کانسار یا یک پدیده زمینشناسی در دنیا وجود ندارد این خود بزرگترین انگیزه برای یک زمینشناس در انجام کارهای سخت، طاقتفرسای صحرایی است.


