یافتن فسیل از طریق ماهوارهها
در سال 1993، بعد از سه تابستان طاقتفرسا در میان تپههای عریان و ماسههای ژرف « بیابان گبی» مغولستان، گروهی از پژوهشگران و دیرینهشناسان موزه تاریخ طبیعی امریکا به یکی از غنیترین لایههای...
در سال 1993، بعد از سه تابستان طاقتفرسا در میان تپههای عریان و ماسههای ژرف « بیابان گبی» مغولستان، گروهی از پژوهشگران و دیرینهشناسان موزه تاریخ طبیعی امریکا به یکی از غنیترین لایههای فسیلداری که تا کنون یافت شده است، دست یافتند.هر ساله بادها و زمستان سخت «بیابان گبی» مغولستان، پوستههای اضافی لایههای ماسهسنگ قرمز را کنار میزند و فسیلهای بیشتری را پدیدار میکند.این محل که «اوخاتلگاد» نام دارد، حاوی اسکلتهای بیشماری از ولاسیراپتور، فسیلهای جنین چندین گونه از دایناسورها، فسیل بسیار نایاب پرندهسان موسوم به«مونونیکوس» و بالاخره جمجمه پستانداران دوره مزوزوئیک بود.از زمان این کشف بزرگ، پژوهشگران هر تابستان برای یافتن نقاط اضافی دیگر و کار روی رخنمونهای موجود در اوخاتلگاد به بیابان گبی سفر میکنند، ولی با وجود تجربههای قبلی این دانشمندان و موفقیتهای پیشین، یافتن لایههای فسیلدار در این بیابان کار بسیار مشکلی است.بیابان گبی بسیار گسترده و غیر مسکونی است و علاوه بر جادههای ناهموار، بادهای شدیدی در آن میوزد و دما نیز به حدود 100 درجه فارنهایت میرسد. نقشههای موجود از محدوده دقیق نبوده و مسیرهای عبور نیز بدون نشانهگذاری هستند.
پژوهشگران از سال1993 به این محل آمدند و کوششهایشان را برای یافتن نمونههای بهتر و قابل ملاحظه، ادامه دادند. ولی با وجود این موفقیتهای به دست آمده، دیرینهشناسان هنوز بر این عقیده هستند که محلهای کشف نشده دیگری نیز با نمونههای بهتری وجود دارند که نیاز به جستجوی بیشتر آنها در بیابان گبی وجود دارد.
تلاش برای پیداکردن رخنمونهای قرمز قهوه ای از ماسه سنگها که فسیلها غالباً در آنها یافت شده بودند، به زمان و هزینه ای بسیار زیاد نیاز داشت. هر ساله دانشمندان آنها را از طریق بازدید صحرایی نقشهها،گفته اهالی این سرزمین و یا به طور شانسی مییافتند.در این زمان بود که پژوهشگران موزه تاریخ طبیعی برای فزونی شانس خود در کوششهایشان، توجه خود را به تصویرهای ماهوارهای معطوف داشتند؛ زیرا با استفاده از تصویرهای ماهوارهای تهیه شده از سطح زمین، به راه جدیدی برای تعیین موقعیت لایههای فسیلدار (قبل از پای نهادن به بیابان گبی) دست یافته بودند.
به استفاده از تصویرهای حسگر TM ماهواره لندست – 5 از بیابان گبی ( که در هفت باند طیفی تهیه میشد ) و تلفیق و ترکیب چند باند و ایجاد یک تصویر رنگی پرداختند.اگر چه انواع متفاوتی از ترکیبها را میتوان با استفاده از باندهای هفتگانه ساخت و هنوز یک ترکیب آسان و ساده که بتواند سریعاً این محلها را نشان دهد، وجود ندارد، ولی گروهی از پژوهشگران بعد از سالها کار زمینشناسی و استفاده از تصویر با ترکیب رنگی باند – 7، باند- 4 و باند – 1 و به ترتیب اختصاص فیلتر قرمز به باند 7 (اخذ شده در محدوده مادون قرمز نزدیک) و فیلترهای سبز و آبی به باندهای 4 و 1، توانستند به جزئیات بیشتری در مورد انواع سنگهای موجود در بیابان گبی دست یابند.
و بعد از سالها تجربه اکنون دریافتهاند، این نوع سنگها که احتمالاً حاوی فسیلها هستند، چگونه روی تصویر و به کمک ویژگیهای دیگر، یعنی فرسودگی بسیار، پوشش گیاهی تنک و ارتفاع ناچیز نسبت به محیط پیرامون قابل مشاهده و تفکیک هستند.تاکنون نتایج به دست آمده با موفقیتهایی نیز همراه بوده است. به عنوان مثال، به کمک این روش توانستند محل دیگری را در شمال خاوری «اوخاتلگاد» بیابند و پس از انجام مطالعات زمینی به چند فسیل جمجمه خوب حفظ شده پستانداران و چند فسیل دایناسورها دست یابند. این دستاورد هم اکنون آنها را مطمئن ساخته است، یافتههایی که بدین روش به دست میآیند، آنها را به محلهای بیشتر و فسیلهای بهتری راهنمایی میکنند و به ویژه، آنها را از رانندگی بیهوده و صرف هزینه بسیار در میان این بیابان گسترده و صعبالعبور، نجات میدهد

