در آتشفشان هاى «سپرى شکل» ، مواد مذاب بازالتى که نسبتاً از نظر SiO2 فقير و داراى ميزان بالايى از تمرکز آهن و منيزيم هستند، نسبتاً روان بوده و به آزادى و سهولت جارى مى شوند و فاصلة زيادى را از نقطه فوران طى مى کنند. نوع توپوگرافى و منظر آتشفشانى تشکيل شده بسيار مسطح است. به دليل شباهت اين آتشفشان ها به سپر مسطح، به آنها آتشفشان هاى سپرى (Shield volcano) گويند. هرچند مواد مذاب به صورت متناوب روان مى شوند و ممکن است از نظر ضخامت نازک و کمتر از چند متر ضخامت داشته باشند،ولى چندين فوران مادة مذاب باعث به وجود آمدن ضخامت گسترده اى مى شود. براى مثال، جزاير هاوايى از نوع آتشفشان سپرى است. مرتفع ترين نقاط اين جزاير، ارتفاعى در حدود 5/3 کيلومتر از سطح دريا دارد اگر اندازه گيرى ها دقيق باشد، اين ارتفاع بسيار قابل توجه است.
در آتشفشان هاى گنبدى، مواد مذاب آتشفشانى حاوى SiO2 بيشتر و فقير از آهن و منيزيم نسبت به مواد مذاب بازالتى هستند، همچنين مواد مذاب ويسکوزيتة بالايى دارند و به آسانى در سطح روان نمىشوند. اين مواد که به صورت خميرى به سطح راه مى يابند، ساختمانى متراکم ايجاد مى کنند که داراى پهلوهاى با شيب زياد است و يک گنبد آتشفشانى را تشکيل مى دهند. گدازههاى ضخيم و متحرک با جريان بسيار کم بسرعت انسجام يافته و باعث مسدود شدن راه دودکش و مجرا مى گردند.
هنگامى که ماگما به طرف بالا حرکت مى کند از فشار بر روى آن کاسته مى شود و گازهاى محلول در آن شروع به خارج شدن و فرار از آن مى کنند. بعضى اوقات گازهاى تحت فشار در ماگماى در حال بالا آمدن، به طور ناگهانى و با قدرت زياد همراه با انفجار از آن خارج مى شود و بخش هايى از ماگماى محلول به صورت بخش هايى با انفجار توأم خواهد بود. اين ماگما قبل از رسيدن به سطح زمين انسجام مى يابد. قطعات مواد آتشفشانى که به صورت ناهنجار فوران مى کنند در مجموع مواد آذرآوارى (pyroclastics) ناميده مى شوند. پرقدرت ترين فوران هاى آذر آوارى معمولاً آتشفشانهايى هستند که داراى مواد مذاب غليظ با ويسکوزيتة بالا مى باشند. در صورت اين ويژگى، مواد مذاب قادر به حبس گازها مىباشند.
قطعات آذرآوارى در اندازه هاى متفاوت از بسيار بزرگ تا ريز يا به صورت خاکستر مى باشند. آتشفشان نوع ترکيبى داراى فوران هاى متناوب در زمان هاى مختلف مى باشند. بسيارى از اين آتشفشانها ممکن است مقدارى مواد آذرآوارى و سپس مقدارى مواد مذاب و سپس مقدارى مواد آوارى و غيره از خود خارج کنند. آتشفشان هايى که بدين صورت و به شکل لايه اى ساخته مىشوند، به استراتوولکانو (stratovolcanoes) يا آتشفشان هاى چينه اى موسوم اند، زيرا از بيش از يک نوع ماده ساخته شده اند.

شکل 1– آتشفشان چينهاى
بيشتر آتشفشان هاى خطرناک در غرب ايالات متحده و همچنين آتشفشان دماوند در نزديکى تهران و نيز آتشفشان تفتان در نزديکى شهرستان خاش در استان سيستان و بلوچستان ، از اين نوع اند. اين آتشفشان ها طبيعت سختى دارند و گاهى اوقات با فوران گاز همراه اند و گاهى اين گازها به حدکافى به تله مى افتند که باعث انفجار شده و مواد آذرآوارى به صورت باران سقوط مى کنند.
ويژگى هاى طبيعى آتشفشان
از مهمترين ويژگى هاى محيطى و سيماهاى زمين شناختى بيشتر آتشفشان ها، وجود چشمه هاى آب گرم، آبفشان، دهانه و مخروط آتشفشانى است. چشمه هاى آب گرم از جمله ويژگى هاى هيدرولوژيکى و سيماهاى زمين گرمايى هستند که در بسيارى مناطق آتشفشانى نظير دماوند و سبلان ديده مى شوند. آب هاى سطحى و زيرزمينى در تماس با سنگ هاى داغ گرم مى شوند و سپس در اثر چرخه به سطح راه مى يابند و چشمه هاى آب گرم را تشکيل مى دهند. چشمه هاى آب گرم منطقة سرعين در استان اردبيل به علت وجود کوه آتشفشان سبلان است. بهره بردارى از ويژگى هاى طبيعى آتشفشانى در بسيارى از مناطق جهان متداول است و مهمترين آن استفاده از انرژى زمين گرمايى جهت گرمايش، توليد برق، آب درمانى، کشاورزى، پرورش آبزيان و توريسم مى باشد.
بلاياى همراه با آتشفشان
آثار اوليه:
مواد مذاب (Lava) :
اکثر مردم که راجع به آتشفشان ها مطالبى شنيده اند، مواد مذاب را به عنوان مهمترين عامل در ايجاد خطر تصور مى کنند. عملاً مواد مذاب جان انسان ها را به مخاطره نمى اندازد. بيشتر مواد مذاب که پيشرفت مى کنند با سرعت بسيار کمى در حدود چند کيلومتر در ساعت يا کمتر پيش مى روند، و در نتيجه مى توان سرعت حرکت انسان را سريع تر از حرکت آن در نظر گرفت. با اين حال، مواد مذاب قادر به تخريب و صدمه زدن به املاک و سرزمين هايى که در سر راه آن قرار مى گيرند خواهند بود. درجة حرارت مواد مذاب اغلب بيش از 500 درجه سانتى گراد است و گاهى به 1400 درجه نيز مىرسد. مواد قابل احتراق، خانه ها، جنگل ها در چنين دمايى مى سوزند و بعضى مناطق توسط مواد مذاب که در حال انجماد هستند، احاطه مى شوند.
مواد مذاب آتشفشانى نظير سيالات ديگر هنگام ورود به سطح زمين در جهت سراشيبى حرکت مىکنند. يکى از ساده ترين راه هاى نگهدارى ساختمان ها و منازل، بنا نکردن آنها در نزديکى شيب ها و در مسير حرکت مواد مذاب آتشفشانى است. به دلايل گوناگون، در طول تاريخ، انسان ساختمان ها و شهرها را در نزديکى آتشفشان بنا کرده است. اولين دليل اين بوده که انتظار نمى رفت آتشفشان فعاليت مجدد پيدا کند، همچنين خاکى که بر روى سنگ هاى آتشفشانى تشکيل مى گردد ممکن است بسيار آهسته بوجود آيد ولى اين خاک بسيار حاصلخيز است.
شکل 2 - بلاياى آتشفشانى که در هنگام وقوع آتشفشان رخ مى دهد.
هنگامى که بخشى از تودة عظيم مواد مذاب انسجام يابد، مى تواند به صورت يک سد از جريان مواد مذاب جلوگيرى کند. هر قدر مواد مذاب سردتر شود، ضخامت آن زيادتر و ويسکوزيته آن بيشتر و سرعت حرکت آن کاهش مىيابد. و اگر آب در دسترس باشد مىتوان از آن براى سرد کردن مواد مذاب استفاده نمود.
در جايى که توقف مواد مذاب عملى نيست، ممکن است با انحراف مسير حرکت، مواد مذاب را به جاى جريان در مناطق مسکونى و اقتصادى مهم، به مناطق کم اهميت انتقال داد.
جريان هاى گل
مواد آذرآوارى در مناطق پوشيده از برف خطرهاى خاص خود را دارند. حرارت حاصل از سقوط خاکستر و مواد داغ، موجب ذوب شدن برف ها شده و سبب ايجاد يک جريان گل (Flow Mud) توسط آب هاى در حال ذوب شدن مى شود که به آن لاهارا (Lahara) گويند. چنين جريانى از گل به طرف شيب و معمولاً در جهت نهرها و کانالها حرکت کرده و آنها را مسدود مى کنند و باعث ايجاد سيل مى شوند. اين گونه رسوبات آذرآوارى که از ذوب شدن برف ها و ايجاد جريان رسوبات به صورت گل ايجاد مى شود، در منطقة آتشفشانى سبلان نيز در رخنمون هاى رسوبى مشاهده مى شود. در منطقه سبلان رسوبات گسترده لاهارا نشان دهندة وقوع جريانهاى گلى در گذشته مى باشد و بدون شک وقوع چنين پديدهاى در آينده نيز امکان پذير مى باشد.
يکى از انواع بخصوص فوران ها و انفجارات آتشفشانى و آذرآوارى، مخلوطى از گازهاى داغ و خاکستر داغ و ريزدانه به نام nuee ardente مى باشد که بسيار کشنده است. اين گونه ابرهاى سوزان (glowing clouds) بسيار گرمند و در داخل ابر دما تا 1000 درجه نيز مى رسد و قادرند از شيبها بطرف پايين با سرعتى حدود صد کيلومتر در ساعت روان شوند و باعث از بين رفتن و به آتش کشيدن همه اجسام در طول مسير شوند. از آنجايى که ابرهاى سوزان ممکن است به طور ناگهانى تشکيل شوند نمى توان از ايجاد آن جلوگيرى کرد و وقوع آن را اطلاع داد، ولى مى توان گفت که ايجاد آنها جزء فعاليت هاى اولية آتشفشان محسوب نمى شود. به عقيده معين وزيرى و امين سبحانى (1357) آخرين فعاليت هاى انفجارى آتشفشان تفتان شامل دو فاز انفجارى است. در اين انفجارات از يک طرف روانه هاى ابر سوزان بر دامنه جنوبى کوه تفتان سرازير شده و از طرف ديگر پهنه هاى وسيع سنگهاى آتشفشانى نظير توف دامنه ها و دشت هاى اطراف آتشفشان را پوشانيده است. بنابراين با توجه به سوابق زمين شناسى و مطالعات موجود مى توان نتيجه گيرى کرد که آتشفشان تفتان قادر به ايجاد ابرهاى سوزان مى باشد که اثرات زيست محيطى عمده اى به همراه خواهد داشت.