دگرشکلی، دگرسانی و نقش آنها در کانه­زائی طلا در پهنه­های برشی کانسار چاه­باغ

دسته زمین شناسی اقتصادی واکتشاف
گروه سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور
مکان برگزاری بیست و سومین گردهمایی علوم زمین
نویسنده کوهستانی، حسین، راستاد، ابراهیم، رشیدنژادعمران، نعمت الله، محجل، محمد
تاريخ برگزاری ۲۶ بهمن ۱۳۸۳


Chah-Bagh gold deposit is located in northwestern parts of Sanandaj-Sirjan zone, ۶۰ km southwest of Delidjan. Igneous and sedimentary units exposing in the area have undergone greenschist-lower amphibolite metamorphism. The area was affected by NW-SE trending shear zone and subsequent deformation. We can distinguish two different types of mineralization in Chah-Bagh deposit based on geological-structural situation: brittle and ductile. The maximum gold concentration with NW dipping lenticular shape occurred along the ۱ km long, ۶۰ meter wide NE-SW trending (N۴۰-۵۰E) ductile shear zone. Deformation in ductile zone occurred as protomylonite, mylonite and ultramylonite. Brittle type mineralization occurred along N۴۰W trending, NE dipping normal faults. This kind of mineralization includes sulfide-bearing siliceous veins. The main gold-bearing siliceous-sulfidic vein in Chah-Bagh is ۱۰۰ meters long and ۳-۵ meters wide with N۳۵W general trend. The rock units hosting the above mentioned shear zones mainly consist of intensely deformed meta-acidic volcanics and volcano-sedimentary rocks (meta-rhyolite and felsic schist). These rock units have experienced different types of alteration with various intensities. The most important ones are sericitization, kaolinitization, epidotization, tourmalinization, silicification and solfidization. Silicified and sulfide alteration observed in the inner parts of alterations zones coincide with the ore-bearing zones. The investigation showed spatial and temporal relationship between alteration and deformation. Spatially, this relationship is distinguished by overlapping alteration and deformation zones. Furthermore, open spaces which formed during ductile deformation and mylonitization processes occurred along foliation. Also micro-fissures in porphyroclasts along minerals’ cataclastices filled by coincident hydrothermal quartz and pyrite indicated temporal correlation between alteration and deformation. Interesting point is that there is closely intimacy between gold grade changes, deformation and alteration. This correlation indicated by analysis of samples which were collected from trenches and tunnels parallel or perpendicular to the foliation. High gold grades belong to silicified highly-deformed mylonitic and ultramylonitic units and sulfide-bearing veins coinciding with the inner parts of alteration zones. Mineralogical paragenesis consists of pyrite and chalcopyrite in ductile shear zone and pyrite, chalcopyrite and arsenopyrite in brittle ones. Iron hydroxides and other weathering products accompany these sulfides in the alteration zones. Gold mineralization in Chah-Bagh deposit can be used as a model for prospecting and reconnaissance of gold mineralization in similar districts of Iran that have similar geological features.


کانسار طلای چاه­باغ در بخش شمال باختری پهنه سنندج-سیرجان و در فاصله 60 کیلومتری جنوب باختری دلیجان واقع شده است. مجموعه سنگ­های آذرین و رسوبی منطقه مورد مطالعه که در حد رخساره شیست سبز-آمفیبولیت زیرین دگرگون شده­اند، تحت تاثیر پهنه­های برشی با روند عمومی شمال­باختری-جنوب­خاوری قرار گرفته و دگرریخت شده­اند. با توجه به موقعیت زمین­شناختی و ساختاری، دو تیپ کانه­زائی شکل­پذیر و شکنا در کانسار چاه­باغ قابل تمیز می­باشد. بیشترین تمرکز کانه­زائی طلا در پهنه­ای به درازای یک کیلومتر و پهنای متوسط تا 60 متر، در امتداد شمال خاوری-جنوب باختری (N40-50E)، با ژئومتری عدسی­شکل و شیبی به سمت شمال­باختری (N60-80W)، در پهنه برشی شکل­پذیر رخ داده است. دگرشکلی در پهنه شکل­پذیر به صورت پروتومیلونیت، میلونیت و اولترامیلونیت می­باشد. کانه­زائی تیپ شکنا، در امتداد گسله­های نرمال با روند N40W و شیب مایل به سمت شمال­خاوری به وقوع پیوسته است. این تیپ کانه­زائی شامل رگه­های سیلیسی سولفیددار می­باشد. رگه اصلی سیلیسی سولفیدی طلادار چاه­باغ 100 متر درازا و 5-3 متر ضخامت داشته و دارای راستای عمومی N35W می­باشد. واحدهای سنگی دربرگیرنده این پهنه­ها بطور عمده سنگ­های آتشفشانی اسیدی و آتشفشانی-رسوبی دگرگونه (متاریولیت و فلسیک شیست) کاملاٌ دگرریخته می­باشند. واحدهای فوق در پهنه­های برشی کانسار چاه­باغ تحت تاثیر دگرسانی قرار گرفته­اند، بطوریکه شدت و نوع دگرسانی در واحدهای مختلف، متفاوت می­باشد. از مهم­ترین دگرسانی­ها می­توان به دگرسانی سریسیتی، کائولینیتی، اپیدوتی، تورمالینی، سیلیسی و سولفیدی اشاره کرد. دگرسانی­های سیلیسی و سولفیدی بیشترین گسترش را در بخش­های داخلی پهنه­های برشی داشته و منطبق بر پهنه­های کانه­دار هستند. بررسی­های انجام شده نشان­دهنده ارتباط مکانی و زمانی دگرسانی با دگرشکلی می­باشد. از نظر مکانی، این ارتباط توسط انطباق پهنه­بندی دگرسانی و دگرشکلی مشخص می­شود. از طرف دیگر، فضاهای خالی که در طی دگرشکلی شکل­پذیر و فرآیند میلونیتی­شدن به وجود آمده و کاملا هم­روند با برگوارگی است و نیز ریزشکستگی­های موجود در پورفیروکلاست­ها در حین جریان کاتاکلاستیکی بلورها، هر دو توسط کوارتزها و پیریت­های مرحله هیدروترمالی بطور هم­زمان پر شده­اند، بیانگر همبستگی زمانی دگرسانی و دگرشکلی می­باشد. نکته جالب اینکه، تغییرات عیار طلا با دگرشکلی و دگرسانی ارتباط نزدیک دارد. این ارتباط توسط نتایج حاصل از آنالیز نمونه­های برداشت ­ده از ترانشه­ها و تونل­های هم­روند و یا عمود بر برگوارگی واحدهای سنگی مشخص می­گردد. بطوریکه عیارهای بالای طلا به بخش­های سیلیسی و سولفیدی شده به شدت دگرریخته (میلونیتی و اولترامیلونیتی) و رگه­های سیلیسی سولفیدداری که در بخش­های داخلی پهنه­های دگرسانی قرار گرفته­اند، تعلق دارند. پاراژنز کانه­شناختی در نوع شکل­پذیر شامل پیریت و کالکوپیریت و در نوع شکنا شامل پیریت، آرسنوپیریت و کالکوپیریت می­باشد. هیدروکسیدهای آهن و دیگر محصولات هوازده، این سولفیدها را در پهنه­های دگرسانی همراهی می­کنند. به نظر می­رسد ویژگی­های کانه­زائی طلا در کانسار چاه­باغ می­تواند به عنوان الگوئی جهت پی­جوئی و شناسائی کانه­زائی طلا در دیگر نواحی مشابه ایران که زمین­شناسی همانندی دارند، مورد توجه قرار گیرد.

کلید واژه ها: سایر موارد