تکامل ساختاری مجموعه سنگهای دگرگونی چاپدونی در گستره ساغند – پشت بادام (باختر ایران مرکزی)

دسته پترولوژی
گروه سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور
مکان برگزاری سومین همایش سالانه انجمن زمین شناسی ایران
نویسنده مجید شاه پسندزاده-میرعلی اکبر نوگل سادات
تاريخ برگزاری ۱۳ شهریور ۱۳۸۴
متن اصلی:
     مراحل دگر شکلی مجموعه سنگهای دگرگونی چاپدونی
مراحل دگر ریختی زیر بر اساس مشاهدات صحرائی نحوه تقاطع برگ وارگیها، الگوهای چین خوردگی مکرر (Refolding Pattern) و بر روی هم پیاده شده و یا تقاطع ساختارها شناسایی گردیده است:
1ـ دگر شکلی D1
بخش اعظم مجموعه دگرگونه چاپدونی را گرانیت ها و گرانودیوریت های دانه درشتی متشکل از عمدتاً کوارتز، فلدسپار، بیوتیت و آمفیبول تشکیل می داده است که تحت تاثیر عملکرد پهنه های برشی خمیری D1، در مقیاس پوسته ای تبدیل به گنیس میلونیتی (گنیس چشمی) گردیده اند. در اثر دگرگونی M1 هم زمان با D1 یک برگ واره میلیونیتی (S1) در این سنگها توسعه یافته است. رگه های آپلیتی – لوگوگرانیتی که به داخل گرانودیوریت های فوق تزریق گردیده اند، به واسطه دگر شکلی D1 چین خورده به نحوی که فابریک S1 به عنوان برگ واره سطح محوری آنها مطرح است. محورهای F1غالباً به موازات خطواره های کششی LIS (Stretching Lineation) میباشند. میانگین موقعیت هندسی LIS ْ232 و ْ12 میباشد. چین های F1 به صورت چینهای یال موازی خوابیده (RecumbentIsoclicnal Fold) یافت میشوند. شاخص های تعیین جهت برش نظیر پورفیروکلاست های فلدسپار نامتقارن K فلدسپار (نوع s , d) فابریک S-C شکل لوزی پورفیروکلاست های فلدسپار در سطوح موازی با L1 و عمود بر S1 یک جهت برش Up – to – the – NE را نمایش میدهند. بیگانه سنگ ها و آنکلاوهای میکروگرانیتوئیدی عدسی شکل و تیره رنگی به موازات فابریک S1 دیده میشود.
2- دگر شکلی D3-D2
بنابر خصوصیات مشابه هندسی D3-D2 احتمالاً به یک دگر شکلی پیشرونده واحد تعلق دارند. رگه ها و دایکهای تیره رنگ میکرودیوریت – تونالیت پورفیری (با پهنای معمولاً >2 متر) به داخل گنیس میلونیتی تزریق گردیده و به طوری که فابریک S1 و رگه های آپلیتی داخل آنها را قطع کرده اند. برگ وارگی S2 تحت تاثیر دگرگونی M2 (احتمالاً هم زمان با تزریق رگه های میکرودیوریتی) در این توده های نفوذی توسعه یافته است. دگر شکلی D3 با نفوذ گرانودیوریتهای دانه ریز و خاکستری رنگی عموماً به موازات مرز تماس رگه ها و دایکهای تیره رنگ میکرودیورریتی با گنیسهای میلونیتی زمینه همراه بوده است. بیگانه سنگهای عدسی شکل و زاویه داری از واحدهای سنگی گنیس میلیونیتی و میکرودیوریت میلیونیت در این نفوذیها مشاهده میشود. این گرانودیوریت ها نیز یک فابریک میلونیتی (S32) نشان داده و بیشتر به صورت توده های نفوذی هماهنگ (Concordant) با درزهای ستونی یافت میشوند. میانگین موقعیت هندسی S2 و S3 به ترتیب SWْ21، ْ155 و SW ْ24وْ103 میباشد.
3ـ دگر شکلی D4
در اثر دگر شکلی یک D4 سری پهنه های برش مزدوج – متلاقی (Anastomosing – Conjugate) باتشکیل الترامیلونیت ها و فیلونیت ها همراه با توسعه میگماتیتها و زایش تفریقات لوکوسوم وملانوسوم با مرزی مشخص و واضح در گنیسهای میلونیتی زمینه شان به وجود آمده است. تجمعات سفیدی تا صورتی رنگ لوکوسوم تشکیل نوارها، عدسیها، رگه های چین خورده و بودیناژ شده ای از کانیهای کوارتز و فلدسپار را داده که در اثر ذوب آناتکسی به یک لوکوگرانیت بیوتیت دار آپلیتی – پگماتیتی تبدیل شده اند. با افزایش میزان دگر شکلی در این پهنه باسترین زیاد یک کاهش در اندازه پورفیروکلاست های فلدسپار به همراه گرد شدگی و زیر دانه شدن آنها (Subgrains) ، افزایش میزان کشیدگی و قیطانی شده بلورهای کوارتز و کاهش میزان ورقه های بیوتیت گزارش میشود. در این پهنه های برشی D4 یک برگ وارگی میلونیتی(S4) به عنوان برگ وارگی سطح محوری چینهای مایل و نیامی شکل (Oblique & Sheath Folds)F4 تشکیل گردیده است. خطواره های کششی L45 با زاویه میل کم به سمت NE یا SW به موازات محورهای F4 یافت میشود. میانگین هندسی L45 و F4 به ترتیب ْ221، ْ12 و ْ210، ْ13 است. شواهد بیشماری از شاخصهای تعیین جهت برش نظیر: پورفیروکلاست های نامتقارن فلدسپار (نوع و ) فابریک S-C جهت تمایل (Vergence) چینهای مایل ونیامی شکل و شکل لوزی پورفیروکلاستهای فلدسپار یک جهت برش Up – to – the – NE را نمایش میدهند. (Trouw, 1997 i.e. Passchier et al., 1990; Passcheir and)
4ـ دگرشکلی D5
در اثر بالا آمدگی(Denudation & Exhumation) سنگهای دگرگونی چاپدونی یک سری پهنه های گسلی در شرایط سطوح فوقانی پوسته (High Crustal Level) با تشکیل سدوتاکی لیت به رنگ سبز – قهوه ای تیره که در سطوح زایشی و رگه های تزریقی (Generation Surface %& Injection Veins) منشعب از آنها متمرکز گردیده اند. در این مجموعه دگرگونه توسعه یافته است. رگه های سدوتاکیلیت به ضخامت چند میلیمتر در بردارنده قطعات دانه ریز و زاویه داری از کانیهای کوارتز و فلدسپار بوده که به سبب جابه جایی رگه ها و دایکهای تزریق شده به داخل گنیس میلونیتی شده اند
(1990; Anderson et al ., 1998 Passchier et al.,)
5ـ دگر شکلی D6
در آخرین مراحل دگر شکلی، مجموعه دگرگونه چاپدونی تحت تاثیر پهنه های برشی شکننده D6 با تشکیل سنگهای کاتاکلاستیک، رگه های کوارتز و چینهای نظیر چینهای خمیده و انتشار گسلی (Fault – Bend –Folds & Fualt – Propajation Folds) قرار گرفته است. این پهنه های گسلی عموماً بر پهنه های برشی D4 منطبق گردیده اند. دگر شکلی D6احتمالاً در اثر عملکرد پهنه گسلی چاپدونی به صورت یک گسلش امتداد لغز راسترو (Strike – Slip Faulting Dextral) روی داده است.

کلید واژه ها: پشتبادام پترولوژی یزد