کاربرد داده های لرزهای بازتابی سه بعدی در چینه شناسی توالیها و اکتشاف پترولیوم: مثالی از میادین گازی خانگیران و گنبدلی در شمال شرق ایران

دسته ژئوفیزیک
گروه سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور
مکان برگزاری بیست و ششمین گردهمایی علوم زمین
نویسنده محمد مختاری-سیدرضا موسوی حرمی- اسدالله محبوبی- مجتبی خراسانی
تاريخ برگزاری ۱۹ شهریور ۱۳۸۴
 متن اصلی:
در مطالعات لرزهای بازتابی ممکن است دادهها به صورت دو بعدی و سه بعدی برداشت شود که کاربرد دادههای سه بعدی به مراتب دقیقتر از دادههای دو بعدی است. در دادههای دو بعدی اطلاعات حاصله به فرم برش عرضی دارای فواصل زیادی است که سطح کل منطقه مورد مطالعه را تحت پوشش قرار میدهد. چون در این روش اطلاعات کلی از منطقه به دست میآید، لذا برای دستیابی به اطلاعات دقیقتر و تفصیلیتر و از جمله تعبیر و تفسیر چینهشناسی لرزهای به دادههای لرزهای بازتابی سه بعدی نیاز است. از امتیازات دیگر روش سه بعدی استفاده از Attribute لرزهای مختلف و برش عرضی زمانی (time slice) است که در آن وجود ناهنجاریهای چینهای و ساختمانی در سطوح مختلف زمانی و مکانی مورد بررسی قرار میگیرد (مختاری، 1999).
تلفیق دادههای به دست آمده از برشهای لرزهای با اطلاعات زمینشناسی حاصل از چاههای حفاری شده در میادین خانگیران و گنبدلی و نیز اطلاعات سطحالارضی نشان میدهد که در این منطقه شش توالی چینهای سوپر سیکل مرتبه دوم (second order supercycles) (3 تا 50 میلیون سال) قابل تشخیص است. این توالیها شامل باژوسین (ژوراسیک میانی) تا اکسفوردین (ژوراسیک فوقانی)، اکسفوردین تا نئوکومین (کرتاسه تحتانی)، نئوکومین تا سنومانین (کرتاسه فوقانی)، تورونین تا دانین (پالئوسن تحتانی)، تانتین تا اواسط الگوسن تحتانی و بالاخره نئوژن تا کواترنر میباشد. مرز هر یک از این سوپر سیکلها براساس تغییرات رخسارهای و انطباق آنها با برشهای لرزهای تفسیر شده است. این مرزها عمدتاً به صورت ناپیوستگی (رسوبات سیلیسی آواری) و نیز پیوستگی قابل انطباق (Correlative conformity) که بین سازندهای ایتامیر و آب دراز (سنومانین ـ تورنین) تشخیص داده شده وجود دارد. لازم به ذکر است که بخش فوقانی توالی (شامل بخشی از رسوبات پالئوژن و نئوژن) به دلیل ناهنجاریهای لرزهای به سادگی قابل تفکیک نمیباشد ولیکن در مجموع براساس سایر دادههای تحتالارضی و سطحالارضی میتوان آنها را به عنوان یک سوپر سیکل در نظر گرفت. با استفاده از نوع لیتولوژی و تغییرات رخسارهای و تلفیق آن با دادههای لرزهای، وضعیت تغییرات سطح آب دریا در مزوزوئیک و سنوزوئیک ( با ژوسین تا اواخر پالئوژن) در شرق حوضه رسوبی کپهداغ تعبیر و تفسیر گردیده است. این تغییرات با منحنیهای ارائه شده جهانی توسط سایر محققین (هاک و دیگران 1988، هالم 1992) حدوداً مطابقت داشته و تغییرات جزئی در ارتباط با رویدادهای زمینشناسی منطقهای بوده است. این تغییرات در شرق حوضه کپهداغ عمدتاً بر اثر نرخ سریع رسوبگذاری و بار زیاد رسوبات سیلیسی آواری و کربناته در محیط دریایی و نیز فرونشینی تکتونیکی صورت گرفته است (موسویحرمی و برنر 1992).
اگرچه قمست اعظم نفتگیرها در دنیا (از جمله ایران) در سیستم تاقدیسی قرار دارد و با استفاده از برشهای لرزهای دو بعدی به خوبی میتوان آنها را شناخت ولیکن روش لرزهای سه بعدی در شناخت تغییرات رخسارهای در تاقدیسها و نیز تشخیص نفتگیرهای چینهای (Stratigraphical Trap) بسیار حائز اهمیت است. برای مثال مطالعات برشهای لرزهای بازتابی سه بعدی در دشت سرخس نشان داده است که نبود مواد هیدروکربوری (گاز) در برخی از چاهها در سازند شوریجه عمدتاً در ارتباط با تغییرات رخسارهای است. این تغییرات رخسارهای در ارتباط نزدیک با محیط رسوبگذاری بوده به طوری که در اثر فرآیندهای اتوسیکلیک رسوبات دانه درشت درون کانالی (افق گازدار) به طور جانبی به رسوبات دانه ریز تبدیل شده است (موسویحرمی و برنر 1993). بدین علت در برخی از چاهها در این سازند گاز به دست نیامده است. لازم به ذکر است که این کانالها به عنوان پتانسیل مخازن گازی در برشهای لرزهای سه بعدی به خوبی قابل تفسیر است.

کلید واژه ها: رمطالعاتلرزهایبازتابیممکناستدادههابهصورتدوبعدیوسهبعدیبرداشتشودکهکاربرددادههایسهبعدیبهمراتبدقیقترازدادههایدوبعدیاسژئوفیزیکخراسان شمالى