پتروگرافی و پترولوژی دایکهای لامپروفیری شبه جزیره اسلامی (شرق دریاچه ارومیه)، آذربایجان شرقی

دسته پترولوژی
گروه سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور
مکان برگزاری هشتمین همایش سالانه انجمن زمین شناسی ایران
نویسنده مؤید، محسن – مؤذن ، محسن – کلاگری ، علی اصغر – جهانگیری ، احمد
تاريخ برگزاری ۱۱ مهر ۱۳۸۴

متن اصلی:
     شبه جزیره اسلامی بصورت یک مخروط ولکانیکی مرکب در حاشیه شرقی دریاچه ارومیه قرار دارد. بخش مرکزی آن با یک کالدرای ریزشی مشخص می شود که بعداً تحت تأثیر دیاپیریسم و نفوذ گنبدهای میکروسینیتی تا تراکیتی بالا آمده است. گدازه های قدیمی شامل فورانهای تفریتی تا لویسیت تفریت، بازانیت و لویسیت بازانیت است که با سنگهای پیروکلاستیک وابسته همراهی می شوند وبعداً مورد تهاجم پلاگها و دایکهای لامپروفیری و با ترکیبی در حد مینت قرار گرفته ند. مجموعه های یاد شده بعداً توسط دایکها و دمهای تراکیتی تا میکروسینیتی قطع شده اند. دایکهای کم عرض لامپروفیری (1 تا 3 متر) که در جنوب و جنوب شرق کوه داش کسر رخنمون دارند با فنوکریستهای درشت و براق میکا مشخص می شوند در یک راستای NW-SE بداخل مجموعه ولکانیک و ولکانو – کلاستیک شوشونیتی تا اولتراپتاسیک شبه جزیره اسلامی تزریق شدهه اند . این شبه جزیره توسط دو گسله عمده و بنامهای سارای – آق گنبد و در راستای ENE-WSW و گسل بهرام آباد – گمیچی در راستای WNW-ESE قطعشده است و محل تلاقی این دو گسل تقریباً در بخش مرکزی شبه جزیره منطبق می شود.


شکل (1)


توده لامپروفیری که در پلاگ بهرام آباد توسط دم تراکیتی مورد تهاجم قرار گرفته است با کانی شناسی میکا، کلینوپیروکسن و فلدسپار آلکالن مشخص می شود. فلدسپار آلکالن خمیره متبلور این توده ر ا تشکیل می دهد که دارای بافت اوسلار است و بلورهای کلینوپیروکسن و میکا به فرم پوئی کلیتیک در آن پراکنده اند (شکل 2). در ضمن ریزبلورهای دولومیت دگرسان شده و زئولیت بفرم اسفرولیتی در داخل توده به چشم می خورند کانیهای عارضه ای شامل اسفن ، آپاتیت و کانیهای تیره است. در انواع دایک مانند خمیره ریزبلور بوده و کانی شناسی اصلی ان شامل فنوکریستالهای شکلدار و زونه میکا است (شکل 3) که در خمیره ریزبلوری از فلدسپار الکالن با بافت اوسلار (شکل 4) و محصولات دگرسانی ریزبلور قرار دارند . کلینوپیروکسن های شکلدار و نیمه شکلدار توسط محصولات دگرسانی (کلسیت وکانی تیره) سودومورف شده اند (شکل5). کانیهای فرعی و عارضه ای شامل فنوکریستالهای بی شکل آپاتیت و کانیهای تیره نظیر پیروتیت و مگنتیت است. بافت این سنگها پورفیری است (شکل 6).


شکل2و3



 


شکل 4و5و6


بررسی آنالیز نورم لامپ وفیرهای شبه جزیره اسلامی نشان مید هد که در نوم آنها کوارتز وجود ندارد و تحت اشباع از سیلیس اند. اورتوز نورماتیو از صفر تا 87/41 درصد ، آلبیت نورماتیو از صفر تا 7/0 درصد ، آنورتیت نورماتیو از 13/4 تا 11/14 درصد، لوسیت نورماتیو از صفر تا 3/34 درصد، نفلین نورماتیو از 52/5 تا 89/6 درصد در نوسان است، برخلاف لامپروفیرهای مرتبط با فرورانش که در نورم آنها کرندوم دیده می شود ( Gill, 1981) . در این دایکها میزان کرندوم نورماتیو صفر است. با توجه به درجه اکسیداسیون پایین در نورم آنها هماتیت دیده نمی شود.
بررسی ترکیب شیمیایی دایکهای لامپروفیری شبه جزیره اسلامی و سنگهای همراه (تقریت ها، بازانیت، سینیتها و تراکیتها ) در نمودارهای ( Peccerillo and Taylor, 1976) K20-SiO2 و Th/Yb-Ta/Yb ( Pearce , 1983 ) نشان می دهد که ماگمای مولد سنگهای یاد شده از نوع شوشونیتی و اولتراپتاسیک بوده است.
بررسی ارتباط ژنیتیکی گروه سنگهایهمراه دایکهای لامپروفیری با توده های لامپروفیری توسط دیاگرامهای اکسید – اکسید انجام شده است و بررسی این دیاگرامها نشان می دهد که تبلور بخشی و تفکیک بلورین الیوین ، کلینوپیروکسن دیوپسیدیک و لویسیت از عوامل اصلی تحول ماگمای مولد بوده اند.
سنگهای پتاسیک و اولتراپتاسیک درحالت کلی غنیشدگی شدید از عناصر LREE و LILE را نشان می دهند (Morrison, et al., 1980) . امروزه اعتقاد بر این است که این دسته از ماگماها از گوشته متاسوماتیزه و غنی از رگه های گلیمریتی منشاء می گیرند و متاسوماتیزم توسط محلولها و سیالات غنی از LILE و مذابهای آلکالی دار غنی از LREE و LILE صورت می گیرد . (Peccerillo, 1992) .
همانطوریکه اشاره شد دایکهای لامپروفیری شبه جزیره اسلامی از لحاظ ترکیب کانیشناسی شباهت زیادی به انواع منیت دارند و ترکیب سنگ شناسی آنها در نمودار TAS در محدوده تفریت و بازانیت قرا ر می گیرد (شکل 7). در نمودارهای تفکیک کننده گروههای اصلی لامپروفیری براساس اکسیدهای عناصر اصلی و نسبت عناصر کمیاب ، دایکهای مذکور در محدوده همپوشانی لامپروفیرهای کالکوآلکالن – آلکالن و کالکو آلکالن – لامپروئیتی قرار می گیرند (اشکال 8 تا 10) . مقایسه الگوی تغییرات عناصرنادر خاکی در این دایکها با گروههای پنجگانه اصلی لامپروفیرها نشان می دهد که این دایکها نظیر گروههای یاد شده الگوی تفریق یافته ای از عناصر فوق الذکر را به نمایش می گذارند و شیب عمومی این تغییرات منفی می باشد (شکل 11). آنومالی مثبت LREE و آنومالی منفی HREE دراین الگو می تواند نشانگر وجود گارنت در مواد منشاء ، فوگاسیته بالای CO2/H2O در محیط تشکیل ماگمای لامپروفیری و یا عمق زیاد تشکیل ماگمای مولد دایکهای لامپروفیری شبه جزیره اسلامی باشد.


شکل (7)


بررسی دیاگرامهای عنکبوتی عناصر نادر خاکی لامپروفیرهای شبه جزیره اسلامی نشان می دهد که ماگمای مولد این سنگها بایستی از اعماق زیاد گوشته و از بخش گارنت لرزولیتی آن منشاء گرفته باشد و فراوانی عناصر LILE نیز می تواند انعکاسی از نرخ ذوب اندک و یا آلایش با مواد پوسته ای باشد. بررسی الگوی تغییرات عناصر نادر خاکی و گروه عناصری که برحسب کاهش ناسازگاری باشد. بررسی الگویتغییرات عناصر نادر خاکی و گروه عناصری که برحسب کاهش ناسازگاری مرتب شده اند در نمودارهای عنکبوتی نرمالیزه شده براساس کندریت در دایکهای لامپروفیری شبه جزیره اسلامی مقایسه آن با الگوی تغییرات آن در گروههای پنجگانه اصلی لامپروفیرها نشان می دهد که در این دایکها آنومالی مثبت و مشخصی از عناصر Rb , Ba Th , K, Nb, P, Sc به چشم می خورد و رفتار و الگوی عناصر یاد شده در این دایکها شباهت زیادی با انواع کالکو آلکالن و لامپروئیتی نشان می دهد. مقایسه این الگو با الگوی تغییرات مینتهای جوان دنیا نشان می دهد که همبستگی مناسبی با انواع مینت های جوان شمالغرب الب دارند (شکل 12).


شکل (8)



 


شکل (9)



 


شکل (10)


جهت مشخص نمودن جایگاه تکنونیکی دایکهای لامپروفیری شبه جزیره اسلامی از دیاگرامهای 3Zr-50Nb-Ce / P205 , TiO2/100-La-10Hf استفاده شده است و بررسی نتایج حاصل نشان می دهد که دایکهای یاد شده در یک محیط قوس ماگائی پس برخوردی جایگیری کرده اند برای تکوین لامپرفیرهای تیپ کالکوآلکالن ماگای M6 و M7 پیشنهادی (Rock , 1991) به عنوان منابع اصلی پیشنهاد شده اند که در ماگمای M6 آلایش مذابهای گوشته ای مد نظر است و در انواع M7 آلایش زیاد با مواد پوسته ای در نظر گرفته شده است.
با توجه به طیف تغییرات سنگی در فعالیت ولکانیکی و ساب ولکانیکی شبه جزیره اسلامی که با فورانهای تحت اشباع شروع شده و در انتها به فورانها و نفوذ گنبدهای تراکیتی تا میکروسینیتی ختم شده و دایکهای لامپروفیری در حد فاصل این دو فعالیت جایگیری کرده اند، به نظرمی رسد مدل دخالت پوسته قاره ای و تاثیر متقابل باز الت آلکالن – پوسته از مقبولیت بیشتری برخوردار باشد. مضاف بر اینکه در داخل این دایکها، زینولیتهای گوشته ای با ترکیب میکا کلینوپیروکسنیت مشاهده شده است. این فعالیتها ر یک قوس ماگمائی پس برخو ردی شکل گرفته اند و ارتباطی به زونهای فرورانشی فعال و ریفتهای درون قاره ای ندارند.


شکل (11)



 


شکل (12)

کلید واژه ها: آذربایجان شرقى