معرفی ماکروفسیل های دونپن( ایفلین تا فرازنین) از برش زفره ، شمال شرق اصفهان

دسته چینه شناسی و فسیل شناسی
گروه سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور
مکان برگزاری بیست و یکمین گردهمائی علوم زمین
نویسنده ملکی ،علی،یزدی،مهدی وترابی،حسپن
تاريخ برگزاری ۲۰ مهر ۱۳۸۴

Abstract
With attention to paleontology researches on macrofossils specimens collected from Zefreh section, in regard to systematic divisions, have been identified genus: Centroceras marcellense in relation to family: Trochospiriferidae, many genera and speceis from Brachiopods specially Spiriferids (similar to genus: Indospirifer), Rhynchonelids, Strophomena, plant fossils from genus: Lepidodendropsis and Parasigilaria and Trilobite with genus: Astropyge. Founding these genera near Zefreh Quartzite and Dolomite mine, are represented as key beds because in believe of researcher, it is first stage that special genus: Centroceras marcellense is reported from this area (through personal communications Dr. Yazdi with Prof. Becker, ۱۳۸۱). So, its age can be persisted Middle Devonian to earliest late Devonian into these deposits by founding this special fossil. Additionally, personal communications Dr. Yazdi with Prof. Brice, ۱۳۸۱, assign Brachiopods from Family Spiriferidae (similar to genus: Indospirifer) and Rhynchonelidae, which have been already reported from Chinese specimens.
Exact studying of Zefreh section macrofossils in return to last reports with respect to these genera from America, Holland, Germany and China have extra function in biostratigraphy of sedimentary rocks equivalent Bahram Formation.

چکیده
با توجه به تحقپقات فسپل شناسی بر روی نمونه های ماکروفسیل جمع آوری شده از برش زفره ،از لحاظ تقسیم جنسها وگونه Trochospiriferidaeمتعلق به خانواده :Centroceras marcellense- بندی سیستماتیک جنس:
. ) رنکونلیدها ،فسیل های گیاهی Indospirifer های فراوانی از براکیوپدها  ویژه اسپیریفیریدها ( شبیه به جنس:
 استروفومناوتریلوبیت با جنس آستروپیژمشخص شده اند پیدا Parasigilaria ‏وLepidodendropsis Cfازجنس:.
شدن این جنس ها در نزدیک معدن کوارتزیت ‏و دولومیت زفره ،به عنوان لایه های کلیدی در منطقه ایران
،برای اولین بار Centroceras marcellenseمرکزی درنظر گرفته میشوند  زیرا به اعتقاد  محقق جنس شاخص:
است که ازاین منطقه گزارش می شود (طی مکاتبات شخصی دکتریزدی با پروفسوربکر،1381).بنابراین با پیدا
نسبت‏داد.همچنین شدن این فسیل شاخص ، می توان سن دونین میانی تا شروع دونین بالائی را به این  نهشته ها مکاتبات شخصی دکتر یزدی با پروفسور برایس (1381) براکیوپدهائی از خانواده اسپیریفیریدائه ( مشابه جنس:  )ورنکونلیدائه که قبلا از نمونه های چین گزارش شده اندرا تعیین می نمایند. Indospirifer
بررسی دقیق ماکرو فسیل های برش زفره با رجوع به گزارش های قبلی همین جنس ها از آمریکا ، هلند ، آلمان و چین کاربرد بسیار بالائی در بیواستراتیگرافی سنگهای رسوبی معادل سازند بهرام دارند.
مقدمه
برای اولین بار، ماکروفسیل های دونین میانی تا شروع دونین بالائی ، در برش زفره توسط این تحقیق گزارش می (یزدی و بکر ‏Centroceras marcellense جنس شاخص Trochoceratidae-گردد.از رده: سفالوپدهاخانواده
و خانواده رنکونلیدها  را می Indospirifer   مشابه با جنس :Spiriferidae1381) و ازرده براکیوپدهاخانواده :
توان عنوان کرد که در طبقات احتمالا به صورت تکرار لایه ها یافت شده اند.
.به علت اینکه ، به طور کلی سنگهای این مقطع جابجا شده یا نابرجا هستند ، قسمت اعظم ماکروفسیل ها از درون متن لایه هابرداشت گردیده اند . با مطالعه بیشتراین نمونه ها ، جنس های دیگری از رده سفالوپدها 
یعنی گامفوسراس ها (با حالت قلبی شکل و با خط درز منفرد )و ارتوسراس ها ( با خطوط درز مستقیم و کاملا. مشخص و وضع ظاهری قائم با ارتفاع زیاد ) و به طورجداگانه اسکافوپدها قابل تشخیص هستند که کمک زیادی به تعیین سن این نهشته ها می نمایند . علاوه براین در قسمت بالای مقطع ‏ فسیل های گیاهی به دست آمده
دیگر لیکوفیت ها موجود. به همراه جنس های Archeosigilaria Cf. و Lepidodendropsis Cf از جنس :
می باشند که از لحاظ تعیین سن بسیار مهم اند و رنج زمانی دونین میانی تا بالائی ( ایفلین تا فرازنین )راتائید
می کنند.
بحث
مقطع مورد مطالعه از قاعده به سمت بالا دارای لایه های دولومیتی با زاویه شیب نزدیک به قائم ، در مجاورت توده های آذرین درونی بوده که این توده ها تاثیر شدیدی بر روی دولومیت ها گذاشته و آنها را پخته اند ، ولی به سمت بالا لایه های شیل و آهک های نودولار به همراه چین خوردگی جناغی زیبائی دیده می شود که پر از براکیوپد به ویژه اسپیریفر و رنکونلید  و استروفومنا ، دوکفه ای ، گاستروپد و جنس تنتاکولیتس می باشند که با توجه به ظاهر شدن لایه ها توسط بولدوزور ، در مرز بالائی این لایه ها ، سکانس بسیار زیبائی از مارن و آهک های مارنی سبز تا بنفش رنگ به همراه میان لایه های توفی وجود دارند و در زیر و بالای این سکانس ، کارگاههای استخراج ماسه سنگ کوارتزیتی بنا شده اند . مشابه لایه ها ی شیل و آهک نودولار قاعده ، در بالا  همین لایه ها با ماکروفسیل های مشابه دیده می شوند که احتمال تکرارشدگی طبقات را در این مقطع تقویت می کند . همچنین در  مرز بالائی مقطع ، لایه های ماسه سنگ خاکستری لیکوپددار وجود دارند که برای اولین بار از برش زفره گزارش شده اند (میرزائی ، کبریائی زاده و یزدی ،1381) و لپیدودندرون ها و سیژیلاریاهای
مشابه با آن در منطقه سه واقع در شمال اصفهان نیز یافت شده اند(حسینی و یزدی ،1381).
 در محدوده لایه کلیدی سنتروسراس دار به همراه مجموعه براکیوپدها و گاستروپدها ، چند نمونه تریلوبیت از برداشت شده اند که دقیقا شبیه به تریلوبیت های منطقه سه در شمال  اصفهان (حسینی و Astropygeجنس:
یزدی ، 1381)می باشندو سن دونین میانی را برای این نهشته هاتائید می نمایند.با توجه به کمیاب بودن این
تریلوبیت ها در مقطع مورد مطالعه و حتی ناحیه زفره ، قالب بیرونی آنها یافت شده است .
جنس سنتروسراس مذکور به دست آمده از برش زفره خصوصیات تیپیک یک سفالوپد را دارا می باشد به نحوی که سه دور پیچش را نشان می دهد و خطوط درز نزدیک به دهانه آن با اشکال سینوسی کمک زیادی در نامگذاری جنس و گونه می نمایند . با اندازه گیری های انجام شده بر روی این جنس ، طول آن 13 سانتیمتر ،پهنایی در حدود 10 سانتیمتر ، ضخامت آن 4 سانتیمترو فاصله بین تزئینات موجود بر روی سطح فسیل 8 میلیمتر به دست آمده است .  
 خطوط درز طولی و عرضی در نمونه های فراوان اسپیریفیرها و رنکونلیدها  به صورت کاملا برجسته در بعضی نمونه ها نمایان هستند به خصوص که خط لولای مستقیم و فاصله بین خطوط درز را می توان اندازه گرفت و حالت حجمی رنکونلیدها ، فولد و سینوس مشخص و منقارهای برآمده و برگشته آنها ، تعیین جنس و گونه را تا حدی آسان می کنند ولی نمونه های ناقص و یا شکسته هم در این لایه ها یافت می شوند به هرحال نمونه های شماره گذاری شده در روی فیلد و منتقل شده به آزمایشگاه جهت تهیه سریال سکشن آماده شده اند و به وسیله آن گونه ها تعیین خواهند شد .
در قاعده برش زفره با سن ایفلین ، پالئوژئوگرافی نهشته های دونین Centroceras در هر صورت ،کشف جنس
ایران مرکزی را تفسیر کرده،: مسائل مربوط به پالئوژئوگرافی ایران وکشورهای هم جوار را می تواند حل نماید .
با پیدا شدن جنس هائی از استروفومنا ، بررسی اولیه ای را بر روی خطوط درز طولی و عرضی آغاز شده که علاوه بر دیگر ماکروفسیل هاجهت تعیین سن و تفسیر محیط رسوبی می توانند بکار روند.
دو جنس از اسکافوپدهادر لایه های کلیدی و آهکی نیز به دست آمده اند که یکی ظاهر مخروطی مستقیم و دیگری  مخروط کمانی شکل  از خود نشان می دهند. نمونه ناوپایان کمانی شکل قابل مقایسه با ناوپایان مطالعه شده در ناحیه کال سردر- کوههای شتری در شرق ایران ( یزدی و ترابی ،1376) می باشد و مطالعه فسیل شناسی بر روی آن ادامه دارد. در کنار این جنس ها ، ارتوسراس هائی هم یافت شده اند که خطوط درز کاملا مستقیم و حجره هائی با ارتفاع زیاد را دارا می باشند که همین امر باعث بزرگ شدن و پیدا شدن سریع آنها شود .  
طبق اصل قرار گرفتن طبقات بر روی هم ، به طور کلی قدیمی ترین لایه ها در قسمت قاعده برش زفره قرار می گیرند که به علت تحمل فشار طبقات بالائی و پسروی های متوالی دریای دونین ،بیشتر از رخساره های آواری و کم عمق تشکیل شده اند. اما با وجود لایه کلیدی بین دو افق کوارتزیتی و شیل و آهک قاعده نمی توان سن قدیمی تر از دونین  را به لایه کلیدی داد چراکه ماکرو و میکرو فسیل های لایه های مرز زیرین معادل سازند بهرام در برش زفره‏  سن قدیمی تر از دونین را هنوز در هیچ کجای منطقه زفره به اثبات نرسانده اند . 
با دید کلی به قسمتی از مقطع ، تکرار طبقات به همراه چین ها ی خوابیده مشاهده می شوند که حاکی از فعالیت ها ی تکتونیکی متاثر از گسل های پر مانند و انشعاب یافته از گسل معکوس قم-  زفره می باشندبه طوری که در مقطع مورد مطالعه بیشتر از گسل های نوع شاریاژ ( مورب لغز ) هستنداز طرف دیگر ، ماسه سنگ های کوارتزیتی ، لایه های آهکی و مارنی در فواصل متغیر از امتداد چین های خوابیده تبعیت می کنندو به غیر از سکانس ‏ همواره تغییر در امتداد و روند جغرافیایی را از خود نشان می دهند .
شباهت  قاعده سازند خوش ییلاق با قاعده سازند معادل بهرام در این است که در هر دو، توده های آذرین در پائین و بر روی آنها سری توف های سبز آتشفشانی وجود دارند . این موضوع تائیدی بر این مطلب است که ایران مرکزی در قاعده این دو سازند ، در ابتدای دونین میانی ، به علت پیامد فاز کوهزائی کالدونین تحت تاثیر قرار گرفته و آذرین های بیرونی در این زمان فعالیت داشته اند .
لایه های متناوب آهکی واقع در برش زفره ، نشانی از پیشروی دریا و برجای گذاشته شدن رسوبات عمیق دارند که نیاز است جهت تفسیر دقیق تر فاسیس ها و محیط های رسوبی و نیز رنج زمانی لایه به لایه و در مجموع کل مقطع ، میکروفسیل های غیر فرامینیفر و به ویژه کنودونت ها به روش اسید شوئی و روش های دیگر مطالعه و تحقیق شوند که در حال حاضر مراحل ابتدائی خود را پشت سر گذاشته است .
 
نتیجه گیری
با استفاده از ماکروفسیل های شاخص و گونه های وابسته موجود در لایه کلیدی برش زفره و مقدار و چگونگی ته نشست لایه های تخریبی و کم عمق و نودول های آهکی ، می توان چنین نتیجه گرفت که سنگها و لایه های رسوبی ، حمل شده بوده و در عین حال ، از سمت قاعده به طرف بالای مقطع ، دریای دونین به پیشروی و پسروی خود به طور متناوب ادامه داده است تا اینکه در آغاز فرازنین ( دونین بالائی ) با رخنمون و پیدایش لایه های ماسه سنگی حاوی بقایای لیکوپدها ، دریا مجددا پسروی نموده و باز در لایه های بالاتر به رخساره آهکی تبدیل گشته است .این تغییرات عمق کمک بسیار زیادی به بازسازی فاسیس ها و جغرافیای دیرینه این منطقه در دونین می نماید و رخساره های متغیر و سکانس ها و نبود چینه شناسی را تعیین می کنند . از طرف دیگر ، در بیشتر برش های مطالعه شده دیگر ، بخش قاعده ای و تخریبی به علت ایجاد شدن شرایط محیطی کم عمق و کنار ساحلی که نامناسب برای زیست و دفن شدن موجودات دریایی میباشد ، فاقد آثار فسیلی بوده در حالی که ، در برش زفره در دو بخش قاعده ای و نزدیک به مرز بالائی ، پیدا شدن لایه های غنی از فسیل های دریائی ، از اهمیت ویژه ای در مطالعات کاربردی برش های دیگر نهشته های ایران و کشور های هم جوار برخوردار می باشد .
 

کلید واژه ها: اصفهان