نگرشی بر ژئوشیمی و محیط تکتونیکی کمپلکس افیولیتی کهنوج

دسته پترولوژی
گروه سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور
مکان برگزاری اولین همایش سالانه انجمن زمین شناسی ایران
نویسنده محسن آروین-عباس حسینی پور
تاريخ برگزاری ۰۴ شهریور ۱۳۷۶
افیولیت های مزوزوئیک کهنوج درفاصله 5 کیلومتری جنوب شهرستان کهنوج و 350 کیلومتری جنوب کرمان در حد فاصل زونهای سنندج - سیرجان، ایران مرکزی و مکران مابین گسلهای جیرفت و سبزواران رخنمون یافته اند.
کمپلکس افیولیتی کهنوج (شامل کمپلکس گابرویی بند زیارت، واحد دیابازی و کمپلکس دره انار) مشتمل بر مقدار کمی اولترامافیک های سرپانتینی شده، گابروهای لایه ای سطح پایین با لایه بندی که ضخامت لایه ها از کمتر از سانتیمتر تا کمتر از متر تغییر می کند، گابروهای توده ای سطح بالا، دایکهای دیابازی صفحه ای، تناوب لایه های بازالت پیلویی و جریانی، کراتوفیرها، آهکهای پلاژیک و مقدار کمی چرت است. مجموعه واحدهای سنگی فوق درسکانس افیولیتی تیپیک را نشان میدهند. مجموعه واحدهای سکانس افیولیتی کهنوج گویای این است که فقط بخش پوسته ای سکانس افیولیتی (از رسوبات پلاژیک تا گابروهای لایه ای سطح پایین) رخنمون یافته است و بخش گوشته ای سکانس افیولیتی (شامل سنگهای اولترامافیک) رخنمون ندارد. تماس بخش های مختلف سکانس افیولیتی کهنوج عمدتاٌ رسوبی، آذرین و تدریجی بوده که بعضاٌ توسط حرکت گسلهای بعدی بصورت تکتونیکی و خرد شده نیز می باشند. همچنین به دلیل محصور بودن کمپلکس افیولیتی کهنوج مابین دو گسل جیرفت و سبزواران تماس کمپلکس فوق با سایر واحدهای سنگی دیگر موجود در منطقه از جمله کمپلکس گنج، بجگان، واحد چاه میرک از نوع تکتونیکی است.
بازالتهای کمپلکس افیولیتی کهنوج بصورت تناوبی از لایه های بازالت بالشی و جریانی با ضخامت متوسط 4-0/5 متر و بافت های متنوع از قبیل حفره ای، بادامکی، وریولتیک، پورفیری، گلومروپورفیریتیک، اینترگرانولار و میکرولیتی رخنمون یافته اند. بازالت ها اغلب تحت تاثیر فرایندهای بعدی و همچنین تماس با آب دریا بشدت دگرسان شده اند بطوریکه درنتیجه دگرسانی و همچنین دگرگونی درجه حرارت پایین کانیهای اولیه به مخلوطی از آلبیت،کلریت، کلسیت،اپیدوت، پرهنیت، سیلیس های ثانویه و اکسید های آهن دگرش یافته اند (اسپیلیت) و در نمونه های شیشه ای بخش شیشه ای بازالتها اغلب پالاگونیتی شده است . بازالتها بصورت بین لایه ای با آهک های پلاژیک نیز دیده می شوند که اغلب از نوع جریانی هستند.
کراتوفیرها با بافت مشخص تراکیتی و وجود زئولیت های کوچک بازالتی درون خود، با رخنمون اندک بصورت لایه های گدازه ای مجزا و تماس پوشیده همراه بازالتها دیده می شوند. دایکهای دیابازی صفحه ای با ضخامت کمتر از 0/5 متر تا چند متر بصورت صفحات دایکی به موازات یکدیگر قرار گرفته و دارای حاشیه سریع سرد شده (Chill Margine) هستند. دایکهای دیابازی تحت تاثیر فرایندهای ثانویه دگرسانی کلریتی شدن و اولاریتی شدن قرار گرفته اند. بافت های مشخص آنها شامل پورفیری،افی تیک و ساب افی تیک، غربالی، اینترگرانولار، اینترسرتال و جریانی می باشند .
قسمت اعظم کمپلکس افیولیتی کهنوج را به ترتیب گابروهای لایه ای سطح پایین و گابروهای توده ای سطح بالا تشکیل میدهند. گابروهای لایه ای سطح پایین مشتمل بر لوکوگابرو، گابرو، مزوگابرو، هورن بلندگابرو، اولیوین گابرو و هورن بلند- اولیوین گابرو بوده و بافتهای متنوع گابرویی شامل آلوتریومورف، هیپیدیومورفیک، اینترگرانولار، افی تیک و ساب افی تیک و به مقدار کمتر بافت کوموله را نشان میدهند و بصورت تناوبی از لایه های غنی از پلاژیوکلاز (لایه های روشن) و لایه های غنی از کانیهای فرومنیزین (لایه های تیره) و با ضخامتهای متفاوت دیده میشوند. گابروهای توده ای سطح بالا بر خلاف نوع قبل فاقد خاصیت لایه ای بوده و درصد کانیهای فرومنیزین آنها بیشتر است. گابروهای سطح بالا شامل تروکتولیت، اولیوین گابرو، ملاگابرو، هورنبلندگابرو و گابروها است که بافتهای متنوع گابرویی شامل گرانولارانهدرال و ساب هدرال، آلوتریومورف، کوموله، افی تیک و ساب افی تیک را نشان می دهند و به دو صورت دایکی و توده ای با مرز تدریجی در حد فاصل گابروهای لایه ای سطح پایین و دایکهای دیابازی صفحه ای قرار دارند. هر دو دسته گابروها تحت تاثیر فرایندهای ثانویه کلریتی و اورالیتی قرار گرفته و شدت دگرسانی بخصوص اورالیتی شدن در گابروهای سطح بالا خیلی شدیدتر است.
نفوذ ماگمای ترونجمیتی فقیر از Fe, Mg کمپلکس افیولیتی کهنوج را تحت تاثیر قرار داده که شدت نفوذ در بخشهای گابرویی و دایکی محسوس تر است و بر اثر درمیان گرفتن قطعات دایکی و گابرویی علاوه بر دگرش آنها باعث ایجاد آگماتیت Agmatite نیز شده است. ترونجمیتها دارای بافتهای مختلف میکروگرانولار تا پگماتیتی بوده و هر جا که ترونجمیتها بافت درشت بلورتری دارند شدت دگرسانی قطعات دربرگرفته شده بیشتر است . ترونجمیتها به دو صورت دایکی و توده ای دیده می شوند و اغلب تحت تاثیر فرایندهای ثانویه کلریتی، سریسیتی و زئولیتی شدن قرار گرفته اند.
کمپلکس افیولیتی تحت تاثیر دگرگونی دفنی درجه حرارت پایین قرار گرفته و در حد رخساره زئولیت تا اوایل رخساره شیست سبز دگرگون شده است. شواهد صحرایی و چینه شناسی سن جای گیری آن را کرتاسه بالایی تا اوایل پالئوسن نشان می دهد.
تعیین روند آلکالن و یا تولئیتی بر اساس دیاگرام های عناصر اصلی در بازالتها و دایکهای دیابازی به علت دگرش شدید و دگرگونی امکان پذیر نیست و نمونه ها پراکندگی زیادی نشان می دهند. به هرحال مطالعه عناصر فرعی، کمیاب و نادر خاکی با استفاده از دیاگرام های جداساز ترکیب توله ایتی با همبستگی MORB را جهت بازالتهای افبولیتی کهنوج نشان میدهند و دلیل پراکندگی بعضی از نمونه ها دگرسانی و دگرگونی مجموعه کمپلکس افیولیتی است که درنتیجه آن مقدار عناصر تغییر نموده است. گدازه های بازالتی کمپلکس افیولیتی کهنوج درنتیجه ذوب بخشی 20-5% پلاژیوکلاز لرزولیت بوجود آمده و بعدا تحت تاثیر تفریق بلورین قرار گرفته است.
گدازه های بازالتی کمپلکس کهنوج را بر اساس نسبت Y/Nb میتوان به دو دسته توله ایتی (N-MORB) و توله ایتی حد واسط (P-MORB) تقسیم بندی نمود هرچند که با استفاده از دیاگرامهای جداساز امکان تفکیک دو دسته وجود ندارد و اکثرا مشخصات گروه اول را نشان می دهند. از نظر محیط تشکیل کمپلکس افیولیتی کهنوج در یک ریفت میان اقیانوسی تشکیل شده است.

کلید واژه ها: کرمان