عنوان: “پتروژنز معدن مولیبدن سنج و بررسی عناصر همراه آن”

دسته زمین شناسی اقتصادی واکتشاف
گروه سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور
مکان برگزاری بیست و یکمین گردهمائی علوم زمین
نویسنده مفضلی – سید حمیدرضا
تاريخ برگزاری ۲۷ مهر ۱۳۸۴

Abstract:
Senj mine is located in Tehran province, the ۵۷km north-west of karaj. The exploration area is ۴۰Km۲ and the main concentration of ore covered an ۴ Km۲ area.
This region belongs to central-western Alborz structural zone. The main lithology composed of Andesite, green tuff and tuffits of karaj formation (Eocene age), that several intrusive sills intruded to above mentioned rocks (monzonite, monzodiorite composition).
The thickness of this intrusive body is ۱۵om to ۲۵۰m, near the mine. The main ore minerals are bornite (Cu۵FeS۴), molybdenite (MoS۲), cuvelite (Cus) and chalcopyrite (CuFes۲) that form veinlets and small lenses along the mineralized zone in the contact of intrusive igneous rocks and lower tuffs.
In the contact region tuffs become white and very fine grained and have light and dark bands that the dark bands contain molybden which is very low grade.
Studies show that the mineralization has closed relationship with alteration regions especially with silicified zone.
The combination of several studies indicate that this deposit has hydrothermal origin and can be fitted in low-flour monzonitic type of molyben deposits.
Totally, according to various exploration works that have been done in this mine, it can be concluded for exploration and exctraction of molybden in surface, this deposit is not economic, but considering Geochemistry and geneses characteristics of this deposit, it is more probable to find molybden in subsurface.

چکیده:
منطقه معدن‌سنج جزء محدوده استان تهران بوده و در 57 کیلومتری شمال غرب کرج قرار دارد.
کل محدوده اکتشافی 40 کیلومتر مربع و تمرکز ماده معدنی (معدن سنج) در یک محدوده 4 کیلومتر مربعی می‌باشد. از لحاظ زمین‌شناسی ایران این منطقه در زون البرز مرکزی و غربی واقع شده است. از نظر سنگ‌شناسی سنگ‌های منطقه عمدتاً توف، توفیت، آندزیت و سنگ‌های نفوذی با ترکیب مونزونیت، مونزودیوریت، و به میزان کمتر کوارتز مونزودیوریت می‌باشند. معدن و محدوده مورد نظر در توفها و توفیت‌های سبز کرج به سن ائوسن قرار گرفته است که در محدوده وسیعی از آن یک سیل نفوذی به درون این سنگها نفوذ کرده است. ضخامت این توده نفوذی در حوالی معدن در حدود 150 تا 250 متر می‌باشد.
در این کانسار مواد معدنی مانند بورنیت (Cu5FeS4). مولیبدنیت (MoS2)، کوولین (CuS) و کالکوپیریت (CuFeS2) وجود دارد و ماده معدنی حاوی این عناصر به شکل رگچه‌ها و عدسی‌های نسبتاً کوچکی در امتداد زون کانه‌زا در کنتاکت سنگهای آذرین با توفهای بخش زیرین پراکنده‌اند. در منطقه کنتاکت توفها سفید رنگ و کائولینی- سیلیسی شده و بسیار دانه‌ریزند، همچنین دارای بافت نوارهای تیره و روشن می‌باشند که بخش تیره حاوی عیار ناچیزی از مولیبدنیت می‌باشد.
از دیدگاه ارتباط کانه‌سازی با آلتراسیون قابل ذکر است که سولفورهای هیپوژن مس در بخشی با آلتراسیونهای سیلیسی شدید و محصور در سیلیس میکروکریستالین قرار گرفته‌اند و همین امر معرف تأخیری بودن و هیدروترمالی بودن کانسنگ می‌باشد. از دیدگاه ژنز نیز با توجه به مدلهای کانساری موجود از مولیبدن و با توجه به مطالعات انجام شده، می‌توان احتمالاً تیپ مونزونیتی کم فلوئور را در خصوص منطقه پیشنهاد نمود.
به هر صورت با نگاهی به مجموع فعالیت‌های انجام شده در منطقه معدن سنج می‌توان چنین استنباط نمود که به نظر می‌رسد منطقه از دیدگاه ماده معدنی مولیبدن بر اساس نتایج حاصله از نمونه‌برداری‌های سطح‌الارضی و آنالیزهای انجام گرفته بر روی آن مقرون به صرفه نباشد لیکن با توجه به ویژگی‌های ژنتیکی و ژئوشیمیایی کانسار در زیر سطح ایستایی احتمال وجود ذخایر اقتصادی می‌باشد.
مقدمه
منطقه‌سنج در یکصد و هفت کیلومتری استان تهران و 57 کیلومتری شمال غرب شهرستان کرج واقع است راه دسترسی به آن از طریق کرج، کردان، برغان، سورحه بوده و از روستای سورحه تا معدن‌سنج جاده به صورت خاکی می‌باشد و هدف از این پروژه بررسی وضعیت ماده معدنی مولیبدنیت در محدوده معدن و سایر عناصر همراه آن بوده و به این منظور ضمن پیمایش منطقه نمونه‌هائی نیز از منطقه برداشت و به دنبال آن آزمایشات مختلف دستگاهی و آنالیز شیمیائی انجام گرفته است، ضمن اینکه مواردی چون ارتباط سنگ‌های خروجی و نفوذی با کانه‌زائی پاراژنز و ارتباط آلتراسیون با کانه‌سازی در منطقه نیز در این پروژه مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته‌اند.

بحث:
محدوده معدن از دیدگاه سنگ‌شناسی عمدتاً شامل توف، توفیت، آندزیت و سنگ‌های نفوذی با ترکیب مونزونیت، مونزودیوریت و به میزان کمتر کوارتز مونز و دیوریت می‌باشد. معدن و محدوده مورد نظر در توفها و توفیت‌های سازند کرج واقعست که در محدوده وسیعی از آن یک سیل نفوذی بدرون این سنگها نفوذ کرده است. از دیدگاه زمین‌شناسی ساختمانی خرد شدگی شدید توفها نمایانگر تکتونیزه بودن منطقه مورد مطالعه بوده و آثار شکستگی‌ها و درزه‌ها بر توده نفوذی بوضوح قابل رویت می‌باشد. نتایج حاصله از تجزیه شیمیائی توفها نشان می‌دهد که توفها از دیدگاه ترکیب شیمیائی دارای ترکیب متغیری از توفهای بازیک تا متوسط می‌باشند و از بین عناصر مس، نیکل، کبالت، مولیبدن در توفهای فوق‌الذکر میزان مس نسبتاً بالا بوده و کبالت نسبت به عدد کلارک خود افزایش نسبی را نشان می‌دهد ضمن اینکه مقدار مولیبدن در این سنگ پائین است. ترکیب شیمیائی آندزیت‌های ناحیه از نوع تراکی آندزیت‌ تا تراکی بازالت بوده ضمن اینکه مقدار عناصر مس و کبالت بخصوص مس نسبت به حد کلارک افزایش نشان می‌دهد. از دیدگاه سریهای ماگمائی سنگهای خروجی آنذریتی منطقه آلکالن- کالک آلکالن با ویژگی آلکالیک- آلکالی کلسیک بوده و از دیدگاه محیط تکتونیکی جزو نواحی کوهزائی محسوب می‌گردند. سنگ‌های آذرین نفوذی در منطقه مورد مطالعه از دیدگاه ترکیب دارای ترکیب متغیری عمدتاً شامل: مونزودیوریت، مونزونیت، کوارتز مونزودیوریت است. ضمن اینکه میزان عناصر مس و کبالت نیز در این سنگها بالاتر از سایر عناصر می‌باشد. از دیدگاه سریهای ماگمائی نمونه‌های نفوذی منطقه متاآلومین بوده دارای ویژگی آلکالیک- آلکالی کلسیک می‌باشند. از نظر محیط تکتونیکی نیز این نمونه‌ها عمدتاً ویژگی‌های گرانیتوئیدهای پس از کوهزائی را دارا می‌باشند و در محدوده مناطق در هم رفتن صفحات قدیمی و محدوده بالاآمدگی بعد از تصادم جای می‌گیرند. کانه‌سازی در منطقه معدن به صورت لکه‌های پراکنده و رگه‌های منقطع با ضخامت حداکثر دسیمتر بوده که در مورد قطعات منقطع به سانتیمتر و کمتر نیز تقلیل یافته است. این بخش هم به صورت جانشینی و هم به صورت پرشدگی تشکیل گردیده است، قابل ذکر است اکثر سنگ‌های منطقه فرایند دگرسانی را تحمل کرده‌اند که از شواهد آن می‌توان به وجود کانیهای ثانویه نظیر، کلسیت، سریسیت، کلریت و … اشاره نمود. فرایند مذکور در غالب پدیده‌های کلریتی شدن، سریسیتی شدن، زئولیتی شدن ملاحظه می‌گردد. با توجه به نتایج حاصله از مطالعات مینرالوگرافی و در راستای ارائه سکانس پاراژنز ملاحظه می‌گردد کانی‌سازی فلزی غالب که به صورت همزاد (سن ژنتیک) عمل نموده شامل اکسیدهای آهن و تیتانیوم بوده و پاراژتر مانیتیت+هماتیت+ایلمنیت را در بر می‌گیرد. کانی‌سازی فلزی نادر به صورت دیرزاد (اپی ژنتیک) عمل نموده و شامل کانه‌زائی سولفوری می‌گردد که پاراژنز کانیهای مس یعنی کالکوپیریت+بورنیت+کوولین+کالکوزین همراه با کانیهای سوپرژن آن عمدتاً مالکیت همراه با اکسیدهای مس پدید آورده است. ندرتاً سولفورهای دیگر شامل: مولیبدنیت، پیریت، گالن وجود دارد. از دیدگاه ژنز و با توجه به ویژگی‌های منطقه و انطباق آن با مدلهای کانساری ارائه گردیده در دنیا می‌توان احتمالاً تیپ مونزونیتی کم فلوئور را پیشنهاد نمود.
 
نتیجه‌گیری
سنگ‌های منطقه معدن عمدتاً شامل: توف، توفیت‌های سازند کرج، آندزیت با ترکیب تراکی آندزیت، تراکی بازالت و مونزودیوریت و مونزونیت می‌باشند.
نتایج حاصله از تجزیه شیمیائی توفها نشان می‌دهد که توفها از دیدگاه ترکیب شیمیائی دارای ترکیب متغیری از توفهای باز یک تا متوسط می‌باشند.
ترکیب شیمیائی آندزیت‌های ناحیه از نوع تراکی آندزیت تا تراکی بازالت می‌باشد. از دیدگاه سریهای ماگمائی سنگ‌های خروجی آندزیتی منطقه آلکالن- کالک آلکالن با ویژگی آلکالیک- آلکالی کلسیک بوده از دیدگاه محیط تکتونیکی نیز جزو نواحی کوهزائی محسوب می‌گردند.
سنگ‌های آذرین نفوذی در منطقه از دیدگاه ترکیب دارای ترکیب متغیری عمدتاً شامل: مونزودیوریت، مونزونیت، کوارتزمونزودیوریت است. از دیدگاه سریهای ماگمائی نمونه‌های نفوذی منطقه متاآلومین بوده دارای ویژگی آلکالیک- آلکالی کلسیک می‌باشند. از نظر محیط تکتونیکی نیز این نمونه‌ها در محدوده مناطق در هم رفتن صفحات قدیمی و محدوده بالا آمدگی بعد از تصادم جای می‌گیرند.
احتمالاً کانی‌سازی تا خیری با مکانیسم پرشدگی و کمتر جانشینی طی 3 مرحله عمل نموده است که این مراحل بدون ذکر تقدم و تأخر شامل فاز سولفوری مختلط دمای بالا، فاز سولفوری ساده مس، فاز سولفوری مولیبدن می‌باشد. توضیح اینکه در نمونه‌های مطالعه شده هیچ ارتباطی بین لااقل فاز مولیبدن دار با فاز سولفوری مس دیده نمی‌شود.
از نظر ارتباط کانی‌سازی با التراسیون بایستی ذکر نمود که سولفورهای هیپوژن مس در بخشی با آلتراسیونهای سیلیسی شدید و محصور در سیلیس میکروکریستالین قرار گرفته‌اند به این ترتیب تأخیری بودن و هیدروترمالی بودن تا حدودی مشخص است ولی در مورد دمای تشکیل دمای مشخصی را نمی‌توان ذکر نمود.
از دیدگاه ژنز و با توجه به ویژگی‌های منطقه و انطباق آن با مدلهای ارائه گردیده می‌توان احتمالاً تیپ مونزونیتی – کم فلوئور را پیشنهاد نمود.

کلید واژه ها: سایر موارد