بررسی عوامل مؤثردر زمین لغزش وپهنه بندی آن در مسیر رودخانه ماربربا استفاده از GIS

چکیده :
         منطقه مورد مطالعه واقع در پادناى علیاى سمیرم در جنوب استان اصفهان (حوضه رودخانه ماربر) مى باشد. در طى این تحقیق ضمن شناخت انواع حرکات توده اى و عوامل مؤثر در لغزش بوسیلهG  IS (نرم افزار (ILWIS ۳ و روش آمارى دو متغیره اقدام به تهیه نقشه پهنه بندى زمین لغزش در حوضه رودخانه ماربر گردید. عوامل مؤثر در لغزش منطقه مورد نظر شامل شیب، جهت شیب ، لیتولوژى، فاصله از گسل، حداکثر شتاب افقى زلزله، بارندگى سالیانه، فاصله از جاده، فاصله از آبراهه، فاصله از مناطق مسکونى و کاربرى اراضى مى باشد. رده هاى هر عامل از نظر اهمیت لغزش بصورت جدول و نمودار ارائه گردیده است. روش استفاده شده که در واقع روش شاخص زمین لغزش نامیده مى شود، بصورت ارزش وزنى براى رده هاى هر عامل بدست مى آید. سپس با احتساب لگاریتم طبیعى تراکم لغزش در هر رده نسبت به تراکم لغزش در کل حوضه، نقشه وزنى هر عامل بدست مى آید. نهایتاً با جمع نقشه هاى وزنى عوامل مختلف، نقشه پهنه بندى زمین لغزش را براى منطقه بدست مى آوریم.
 
Abstract :
          Study area is located in uptown Padena of Semirom in south of Esfahan province (Marbor river basin). Assessment of hazard of nature of slope instability in Marbor river watershed has been carried out using data saving in Geographical Information System (GIS). Slope, direction of Slope, lithology, distance of fault, peak ground acceleration, rainfall, distance of road, distance of road, distance of drinage, distance of village and landuse & vegetation cover are effective parameters in bivariate statistical analysis for producing map of landslide hazard zonation. The method used here is called the landslide index method. A weight value for a parameter class, such as a certain lithological unit or a certain slope calss, is defined as the natural logarithm of the landslide density in the class divided by the landslide density in the entire map.

1- مقدمه :
1-1- کلیات  
منطقه سمیرم در مسیر رودخانه ماربر از سرشاخه های کارون دارای شرایط اقلیمی، جغرافیایی و زمین شناسی ویژه ای می باشد، بطوریکه با قسمتهای دیگر استان اصفهان قابل قیاس نمی باشد. تاکنون حدود 60 زمین لغزش و مناطق مستعد سنگ افت به نقشه درآمده است. از آنجایی که هرساله خسارات مادی جبران ناپذیری نظیر تخریب جاده های ارتباطی روستاهای دشت بال، سرباز و بیده، تخریب مراتع، ایجاد فرسایش و رسوب و هرز رفتن خاک در مسیر رودخانه ماربر و نهایتاً تخریب تعدادی خانه مسکونی در خفر گردیده است. بمنظور کاهش خسارات ناشی از زمین لغزش، شناسایی پهنه های دارای پتانسیل خطر زمین لغزش و به نقشه در آوردن آنها امری ضروری و اجتناب ناپذیر می باشد. جهت انجام این امر، روشهای متعددی توسط محققین در کشورهای مختلف مورد استفاده قرار گرفته است که هر یک از این روشها تحت شرایط ویژه ای ارائه گردیده اند. لذا بمنظور پهنه بندی زمین لغزش ابتدا اقدام به بررسی و تهیه عوامل مؤثر در لغزش در منطقه مورد نظر نموده و سپس از بین روشهای تجربی پیشنهاد شده ، روش آماری یک متغیره در این مقاله مورد بحث قرار می گیرد.
2-1- سابقه تحقیق :
                
          تاکنون محققین زیادی در دنیا و ایران به بررسی ابعاد گوناگون زمین لغزش و پهنه بندی آن پرداخته اند. هر یک از این روشها تحت شرایط ویژه ای مورد استفاده قرار گرفته است. در ایران پهنه بندی خطر زمین لغزش بیش از 30  سال قدمت ندارد (کمک پناه و همکاران، 1373). تا قبل از 1369  مطالعات و تحقیقات محدودی در ارتباط با زمین لغزش در کشور صورت پذیرفته است ولی پس از آن مورد توجه دانشگاهها و مراکز اجرایی و تحقیقاتی قرار گرفت.
مطالعات و تحقیقات انجام شده پیرامون زمین لغزش، بصورت گزارش از زمین لغزشهای به وقوع پیوسته، پهنه بندی خطر زمین لغزش و بررسیهای موردی می باشد، اهم این مطالعات عبارتند از :
- رحمانی (1377) به روابط و قانونمندیهای حاکم بین عوامل زمین شناسی، ساختاری، لرزه خیزی با حرکات توده ای در منطقه طالقان نموده است و در نهایت با انتخاب و استفاده از سه روش کاناگاوا، مورا و ارسون و روش اصلاح شده نیلسن اقدام به پهنه بندی منطقه جنوب غرب شهرک در طالقان مرکزی نموده است.
- حق شناس (1372) در رساله کارشناسی ارشد خود که در مورد پهنه بندی خطر زمین لغزش منطقه طالقان و ارتباط آن با تولید رسوب می باشد، به بررسی علل حرکات دامنه ای پرداخته است.
- ایرانمنش (1374) د رگزارشی مقدماتی زمین لغزش روستای باریکان،نقش شیب دامنه، زمین شناسی خاص، میزان جذب و نفوذ بسیار زیاد آب به وسیله بارندگی و آبیاری را علل حرکات زمین در روستای باریکان ذکر کرده است.
- اشقلی فراهانی (1380) ارزیابی خطر ناپایداری دامنه های طبیعی در منطقه رودباررا بررسی نموده است و با استفاده از عواملی نظیر لیتولوژی، فاصله از گسل، پوشش گیاهی و کاربری اراضی، بارندگی، حداکثر شتاب زلزله که ازپارامترهای مؤثر در ناپایداری می باشند، بوسیله G IS و نرم افزار Ilwis  روشهای آماری اقدام به پهنه بندی زمین لغزش نموده است.
- جلالی (1379) تعداد هشت روش از روشها و مدلهای مختلف پهنه بندی خطر زمین لغزش را در حوزه آبخیز طالقان مورد ارزیابی قرار داده و نقاط قوت و ضعف هر یک را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار داده است. روش ترکیبی از عوامل مختلف، نتایج مناسبتری نسبت به سایر مدلهای واسنجی شده، در اختیار قرار می دهد. همچنین روش آماری دو متغیره با شرایط وقوع زمین لغزشها تطبیق دارد.
- صفایی (1377) پهنه بندی خطر زمین لغزش را در بخشی از استان مازندران با استفاده از روش آن بالاگان انجام داده است.
- مدیریت آبخیزداری استان اصفهان اقدام به تهیه شناسنامه تعدادی از زمین لغزشهای منطقه پادنای علیای بین روستای سرباز تا روستای خفر نموده است و آنها را روی نقشه توپوگرافی 50000 : 1  جانمایی نموده است.
3-1- روش تحقیق :
          در مرحله اول داده های لازم جهت ارزیابی خطر زمین لغزش در مقیاس ناحیه ای گردآوری گردید. نقشه زمین شناسی در مقیاس 250000 : 1  نقشه توپوگرافی با مقیاس 50000 : 1  نقشه کاربری اراضی و پوشش گیاهی با مقیاس 50000 : 1  آمار بارندگی ایستگاههای باران سنجی، اطلاعات پایه زلزله از سال 1900  تا 2002 ، عکس هوایی در مقیاس 40000 : 1  از داده های موجود می باشند.
بمنظور استفاده از نقشه های هم مقیاس با انجام کارهای صحرایی و تفسیر عکس های هوایی اقدام به تهیه نقشه لیتولوژی و گسل ها در مقیاس 50000: 1  گردید. همچنین نقشه کاربری اراضی و پوشش گیاهی با همکاری کارشناسان بخش تحقیقات منابع طبیعی در مقیاس 50000 : 1  تهیه گردید.
نقشه های مذکور جهت استفاده در سیستم اطلاعات جغرافیایی G  IS  رقومی گردید. اطلاعات آمار بارندگی از شرکت جاماب و آمار پایه زلزله از مؤسسه ژئوفیزیک تهران در محیط Surfer 6  وارد شد و با استفاده از روش اینترپولیشن منحنی هم باران و شتاب ثقل افقی زلزله در مقیاس 50000 : 1  تهیه شد و سپس به همراه بقیه داده های رقومی قبل، وارد محیط I lwis     جهت انجام مراحل بعدی گردید.
 در مرحله دوم با استفاده از عکس های هوایی منطقه‌، عملیات میدانی و دستگاه G  PS  اقدام به تهیه نقشه پراکندگی زمین لغزشها گردید و به همراه اطلاعات قبل در فرمت های برداری و رستری در محیط نرم افزار Ilwis 3    ذخیره گردید.
در مرحله سوم با استفاده از آنالیزهای آماری دو متغیری اقدام به تهیه نقشه پهنه بندی برای منطقه گردید.لازم به ذکر است جهت انجام تحلیل های آماری از نرم افزار های Statgraph , Excel  استفاده گردیده است.
4-1- موقعیت جغرافیایی منطقه مورد مطالعه
          منطقه مورد نظر در حد فاصل 48 و 41  و 30  تا 50و3 0و 31  عرض شمالی و 18 و 23 و 51 تا 24 و 45و52 و 51  طول شرقی واقع شده است. این منطقه در حوضه آبریز کارون در جنوبی ترین بخش استان اصفهان قرار می گیرد. جهت دسترسی به حوضه رودخانه ماربر پس از عبور از شهرستان های سمیرم و حنا وارد منطقه مورد نظر می شویم. در این حوضه همانطور که از نام آن پیداست، رودخانه مابرجریان دارد و مهمترین مرکز جمعیتی در این محدوده روستای بیده می باشد که در مسیر رودخانه ماربر قرار دارد .از روستاهای مهم دیگر این محدوده روستای خفر، دشت بال سرباز، کیفته و شهید می باشند. و روستاهای زیاد دیگری با جمعیت های کم تا متوسط در سراسر منطقه دیده می شود. مساحت این حوضه همچنین حدود 800  کیلومتر مربع می باشد. در شکل شماره (1) موقعیت حوضه رودخانه ماربر نسبت به مرز سیاسی استان و کشور نشان داده شده است.
5-1- توپوگرافی و مورفولوژی منطقه :
          همانطور که اشاره شد حوضه رودخانه ماربر در حدود 800  کیلومترمربع وسعت دارد و در محدوده نقشه های توپوگرافی 50000 : 1  بیده بطور عمده ، حسن آبادپایین، سی سخت ،حنا،میمند،دژکرد،یاسوج واقع شده است.(نقشه شماره 3) این حوضه از دو سرشاخه اصلی رودخانه ماربر، از ارتفاعات جنوب شرق حوضه سرچشمه گرفته و از سمت شمال غرب حوضه در امتداد روند ارتفاعات زاگرس (کوه دینار) خارج می شود. بخش عمده مساحت این منطقه را کوهستان های مرتفع تشکیل می دهد. حداقل ارتفاع 2000  متر و حداکثر آن در کوه دینار (قله دنا) 4510  متر ،در حاشیه جنوبی حوضه می باشد. دره رودخانه ماربر بصورت دشت نسبتاً کم وسعتی می باشد و دارای امتداد جنوب شرق - شمال غرب می باشد. مشخصات هیپسومتری منطقه در جدول ونمودار(1) خلاصه شده است. به این ترتیب رده ارتفاعی 2500 - 2000  متر 37/43  و رده ارتفاعی 3000 - 2500  متر 71/37  درصد کل ناحیه را پوشش می دهد.
6-1- منابع آب
1-6-1- منابع آبهای سطحی
          رودخانه ماربر با دبی متوسط سالانه 286/3  مترمکعب در ثانیه از منابع اصلی آبهای سطحی در منطقه است و زهکش اصلی این ناحیه محسوب می شود. رودخانه ماربر پس از پیوستن به رودخانه خرسان به رودخانه کارون می ریزد. شبکه هیدروگرافی منطقه پراکندگی منظمی را نشان می دهد و در حقیقت دارای الگوی شبکه درختی می باشد (نقشه شماره  3) . لازم بذکر است رودخانه ماربر بصورت مآندری در قسمت مرکزی حوضه جریان دارد.رژیم آبدهی رودخانه، ناشی از ذوب برف و در مواقع سیلابی باران می باشد. در حقیقت این رودخانه دائمی، قسمت عمده جریان آب آن بترتیب ناشی از ذوب برف و باران تأمین می شود.
2-6-1- منابع آبهای زیرزمینی
          در این حوضه، دشت وسعت و گسترش چندانی ندارد. منابع آب زیرزمینی آبرفتی در قسمت مرکزی حوضه در دو سمت رودخانه قرار دارد. رسوبات آبرفتی این دشت نسبتاً دانه درشت و نامنظم می باشد. در واقع رسوبات آبرفتی ناشی از مآندر رودخانه ای و رسوبات سیلابی می باشد. از منابع دیگر آب زیرزمینی وجود چشمه های تماسی می باشد که در واقع بدلیل وجود رسوبات نفوذپذیر مثل آهکهای ایلام و کنگلومرای بختیاری در روی رسوبات نفوذ ناپذیر مارنی گورپی ظاهر می شوند.
7-1- شرایط آب و هوایی:
براساس تقسیم بندی جاماب (1370) حوضه رودخانه ماربر در زیرحوضه بشار-ماربر-خرسان قرار گرفته است. در واقع ارتفاعات کوه دینار دیواره جنوبی این حوضه را تشکیل می دهد و این وضعیت موجب ایجاد اقلیم متفاوتی با قسمتهای دیگر استان نموده است. تیپ اقلیمی مطابق سیستم گوسن استپی سرد است (جاماب ، 1378).
8-1- زمین شناسی عمومی منطقه :
1-8-1- چینه شناسی
  با توجه به نقشه زمین شناسی 100000 : 1  سمیرم سازمان زمین شناسی کشور و نقشه های 250000 : 1  بروجن و بهبهان شرکت ملی نفت ایران، قدیمی ترین سنگهای موجود در قسمت جنوب غرب تا غرب حوضه در گردنه بیژن بصورت آهکی (سازند میلا) رخنمون دارد. این سنگها سن کامبرین فوقانی را  به خود اختصاص می دهند.سازند میلا از آهکهای تیره رنگ تشکیل یافته و در روی نقشه سنگ شناسی با علامت c  bs  مشخص گردیده است.این سازند در اثر عملکرد گسلهای عادی بصورت بالاآمدگی رخنمون پیدا کرده است. پس از آن سازند سورمه (J)  با سنگ شناسی آهکهای مطبق خاکستری تیره با بین لایه های شیل و مارن در جنوب شرق روستای شهید رخنمون دارند این سازند در روی نقشه با علامت  J  مشخص می گردد، سن سازند سورمه، ژوراسیک زیرین می باشد.سازند داریان (kd)  شامل آهکهای اربیتولین دار توده ای تا مطبق بوده و در روی نقشه با علامت   k d  مشخص می گردد. سن سازند داریان ،کرتاسه زیرین می باشد.سازند داریان - فهلیان (   kd-f)  شامل آهکهای مطبق کرم رنگ و آهکهای اربیتولین دار توده ای می باشد و با علامت k d-f  در روی نقشه مشخص می گردد. سن این سازند کرتاسه زیرین - میانی می باشد.سازند ایلام و سروک (ki1)  شامل آهکهای چرتی سفید تا کرم رنگ مطبق می باشد و با علامت k i1  در روی نقشه مشخص می گردد. سن این سازند کرتاسه میانی می باشد.سازند ایلام (   ki2)  شامل آهکهای خوب طبقه بندی شده می باشد و با علامت k  i2  در روی نقشه مشخص می گردد. سن این سازند کرتاسه میانی بالایی می باشد.
سازند گورپی 1 (kg1)  شامل شیل وآبی رنگ و مارن سبزرنگ با بین لایه های ماسه سنگی می باشد و با علامت kg1  در روی نقشه مشخص می گردد. سن این سازند کرتاسه فوقانی می باشد و در قسمتهای میانی و شمال غرب حوضه از گسترش قابل توجهی برخوردار است.سازند گورپی 2 (  kg2)  شامل مارن زرد تا سبز رنگ که بصورت سست و غیرمتراکم بوده، می باشد این سازند با علامت k  g2  مشخص و در قسمت میانی و جنوب شرق حوضه دارای رخنمون می باشد. سن این سازند کرتاسه فوقانی (ماستریشین) می باشد.
سازند کشکان (E)  شامل کنگلومرا، ماسه سنگ مطبق بهمراه مارن قرمز و خاکستری بطور متناوب می باشد و با علامت E  مشخص و در قسمت مرکز و جنوب شرق حوضه دارای رخنمون می باشد، سن این سازند ائوسن می باشد.سازند بختیاری (BK)  شامل کنگلومرا، ماسه سنگ و مارن می باشد و با علامت BK  مشخص و در قسمت غربی و مرکزی (نزدیک روستای نقل) دارای رخنمون می باشد. سن این سازند پلیوسن می باشد.
سازند آبرفتی کواترنر (Q)  شامل ماسه سنگ، مارن ، و آبرفتهای جوان رودخانه ای بهمراه مخروط افکنه ها و کانالهای رودخانه ای بوده وبا علامت  Q  مشخص و در قسمت مرکزی دشت دارای رخنمون قابل توجه می باشد.(نقشه شماره4 )
بر اساس جدول 6 بیشترین مساحت با 44/26  درصد مربوط به ki1  و کمترین مساحت با 56/0  درصد مربوط به J  می باشد. همچنین فراوانی مساحت و فراوانی وزنی این سازندها در نمودار 6  نمایش داده شده است.
2-8-1- زمین شناسی ساختمانی
          منطقه مورد بررسی از لحاظ تکتونیکی در زون زاگرس مرتفع قرار دارد و دارای ویژگیهای خاصی به خاطر راندگی های متعدد در آن می باشد.در واقع محل تصادم دو پلیت ایران مرکزی و عربستان می باشد که منجر به تشکیل زون زاگرس رورانده یا مرتفع گردیده است. بدلیل برخورد این دو قاره نیروهای تراکمی در این زمان زیاد بوده که باعث خرد شدگی و ایجاد گسل های رورانده در منطقه گردیده است. گسل های حوضه رودخانه ماربر عمدتاً بصورت معکوس یا راندگی می باشد و دارای امتداد شمال غرب - جنوب شرق می باشد.
3-8-1- حداکثر شتاب ثقل افقی
          بمنظور دسترسی به نقشه حداکثر شتاب ثقل افقی با استفاده از آمار داده های لرزه ای 22  نقطه کانون سطحی زلزله های از سال 1900  تا 1994  اقدام به محاسبه حداکثر شتاب ثقل برای هر نقطه نموده، برای این کار ابتدا با استفاده از دستور تجربی مهاجر اشجعی و نوروزی (1978) :
برای زلزله های با عمق کانونی کوچکتر از 60  کیلومتر                                         2.8- Io=1.7Ms
شدت نسبی زمین لرزه برحسب مقیاس مرکالی (I o)  بدست می آید.
اکنون با داشتن فاکتور مقدار شدت نسبی در کانون می توان مقدار حداکثر شتاب افقی در کانون را از فرمولهای دمزومر و دونوان بدست آورد.
پس از آن میانگین دو عدد حاصل از رویش دمزومر و دونوان را بعنوان حداکثر شتاب ثقل افقی معیار قرار می دهیم.
(دمزومر)           32/1- (25 +  R ) ×     Ms58/0 e × 1080 = a
(دونوان)               32/1- (25 +  R ) × Ms  5/0 e × 1080 = a
a = حداکثر شتاب افقی زمین برحسب سانتیمتر بر مجذور ثانیه
Ms = بزرگی سطحی پیش بینی شده
R = فاصله منطقه تا کانون زلزله برحسب کیلومتر
بعد از بدست آوردن حداکثر شتاب ثقل افقی برای هر نقطه آنها را وارد محیط Surfer   نموده و با روش اینترپولیشن منحنی های حداکثر شتاب ثقل افقی برای حوضه رودخانه  ماربر تهیه می گردد. (نقشه شماره 1 )
2- بحث
بمنظور ارزیابی روشهای پنهنه بندی زمین لغزش ابتدا بایستی به  بررسی تأثیر عوامل در زمین لغزش در حوضه رودخانه ماربر پرداخت :
1-2- عوامل مؤثردر زمین لغزش در حوضه رودخانه ماربر
1-1-2- لیتولوژی
با توجه به تنوع ترکیب سنگ شناسی در حوضه رودخانه ماربر و حساسیت متفاوت واحدهای سنگی به زمین لغزش، به نظر می رسد که عامل لیتولوژی نقش مؤثری در پراکنش زمین لغزشها  در منطقه داشته باشد.
در جدول و نمودار 6  میزان واحدهای زمین شناسی لغزش یافته در حوضه برحسب پیکسل m2  (20 × 20) و میزان لغزش در کل حوضه ملاحظه می شود.
واحدهایkd-f , kg1 , kd , J   دارای بیشترین درصد ناپایداری می باشند و واحدهایcbs, ki1 , ki2 دارای کمترین درصد ناپایداری می باشند.(نقشه شماره 4)
2-1-2-  فاصله از گسل
فاصله از گسل یا بعبارتی شکستگیها و خردشدگی نقش مؤثری در افزایش پتانسیل ناپایداری دامنه ها دارد.در جدول 7  میزان لغزش در هر رده و در کل حوضه را نشان می دهد بر اساس نمودار 7  بیشترین ناپایداری در رده 2500 - 1000  متر می باشد.
3-1-2- حداکثر شتاب افقی (g)
          به طور کلی منطقه از نظر شتاب حرکت افقی افزاینده زمین به پنج پهنه تفکیک شده است که محدود آنها عبارتند از 3/0 - 4/0 - 5/0 - 6/0 - 7/0  آنچه که مسلم است شتاب حرکت افقی افزاینده نقش به سزایی بر روی فراوانی وقوع لغزشها می گذارد در حوضه رودخانه همانطور که از جدول و نمودار 8  پیداست فراوانی وقوع لغزش از 5/0  به بالا به طور قابل توجهی افزایش می یابد.(نقشه شماره 1)
4-1-2- فاصله از جاده
          جاده از عوامل مؤثر در ناپایداری است که توسط انسان ایجاد می گردد با توجه به جدول و نمودار 9  فاصله بین 0  تا 1000  متر دارای فراوانی زمین لغزش بیشتری  می باشد.
5-1-2- فاصله از روستا
          از دیگر عوامل مؤثر که در ناپایداری تأثیر می گذارد فاصله از مناطق مسکونی می باشد جدول و نمودار 10  نشان می دهد که فاصله بین 0  تا 1000  متر دارای فراوانی زمین لغزش بیشتری می باشد.
6-1-2- پوشش گیاهی
          مناطقی که دارای پوشش گیاهی ضعیف می باشد برای لغزش مناسبترند و برخلاف آن مناطق زراعی و باغی که دارای پوشش گیاهی انبوه می باشد دارای لغزش کمتری می باشنند . با توجه به جدول و نمودار 11  مناطق مرتعی که دارای پوشش بوته ای و علفزار می باشد (  Bu-Sh-He, Bu-Sh)  دارای لغزش بیشتر می باشند و مناطقی که بصورت باغ و زراعت می باشند ،دارای لغزش کمتر می باشند.(نقشه شماره 7)
7-1-2- شیب
          با بررسی روشهای مختلف پهنه بندی و بازدیدهای صحرایی به این نتیجه رسیدیم که شیب توپوگرافی یکی از عوامل مهم و اصلی در ایجاد ناپایداری شیب ها و حرکات توده ای می باشد.با توجه به جدول و نمودار 3  رده های 20 - 10  درجه و 10 - 0  درجه به ترتیب دارای بیشترین فراوانی لغزش می باشند.(نقشه شماره 5)
8-1-2- جهت شیب
          با توجه به اینکه دامنه های شمالی معمولاً دارای رطوبت بیشتری نسبت به دامنه های جنوبی می باشند، لذا زمین لغزش در دامنه های شمالی دارای فراوانی بیشتری می باشد با توجه به جدول و نمودار 2  ملاحظه می گردد که جهت شیب شمال شرق دارای بیشترین تراکم لغزش می باشد.(نقشه شماره 6)
9-1-2- فاصله از آبراهه
          آبراهه ها بدلیل وجود زهکشی آب و دیوارهای پرشیب معمولاً دارای لغزش بیشتری می باشند با توجه به جدول و نمودار 4  ملاحظه می گردد که فاصله بین 0  تا 1000 متر دارای بیشترین زمین لغزش می باشد.
10-1-2- میزان بارندگی
          معمولاً هر چه میزان بارندگی زیادتر باشد، میزان لغزش هم بیشتر است ولی در حوضه رودخانه ماربر بدلیل اینکه مناطقی که دارای بارش کمتری هستند دارای سازندهای زمین شناسی سست وحساس است لذا برای لغزش مناسبتر می باشند ،بعبارتی رده های 600 - 500  میلیمتر و 700 - 600  میلیمتر دارای بیشترین تراکم لغزش می باشند.(جدول ونمودار 5)(نقشه شماره 2)
2-2- تحلیل آماری یک متغیر:
          در تحلیل آماری یک متغیره، وقوع زمین لغزش متغیر وابسته و هر یک از عوامل محیطی مؤثر در این پدیده به عنوان متغیر مستقل در نظر گرفته می شوند. اهمیت هر عامل در ارتباط با ناپایداری دامنه ها بطور مستقل از دیگر عاملها مورد تحلیل قرار می گیرد. تحلیل شرطی ، ساده ترین نوع تحلیل آماری می باشد که رابطه احتمالاتی بین زمین لغزش و پارامترهای مؤثر را بیان می دارد (  Carrara et al, 1995) .
از فراوانی داده ها (مثل سطح لغزش یافته و یا تعداد زمین لغزش های رخ داده در یک ناحیه) برای محاسبه احتمال وقوع استفاده می شود. بر اساس تحلیل شرطی، فراوانی زمین لغزش  (LF)  عبارتست از :
LF=سطح کل واحد / لغزش یافته هرواحد
در رابطه فوق LF  احتمال شرطی وقوع زمین لغزش در واحد مورد نظر به عنوان واحد نمونه در مطالعه خطر زمین لغزش می باشد. برای مقایسه اختلاف احتمال شرطی واحدها در یک منطقه باید احتمال شرطی کل ناحیه را تعیین نماییم:
مساحت کل منطقه / مجموع مساحت مناطق لغزش یافته= ( P(L|YER
پس از تعیین مقادیر فوق، حوضه رودخانه ماربر به کمک تابعی از این دو مقدار به درجات متفاوت خطر، رتبه بندی می شود.(نقشه های شماره 8و9)
بطور کلی در روش فوق هر عامل را جداگانه مورد تحلیل قرار داده و سپس با لحاظ نمودن این فرض که هر عامل (لایه اطلاعات) با عامل های مؤثردیگر، در زمین لغزش همبستگی ضعیف دارد، احتمال نهایی وقوع زمین لغزش با جمع کردن احتمال وقوع از همه عاملها بدست می آید.
همچنین در این روش با انتخاب پیکسل بعنوان واحد زمینی و با انجام مراحل زیر می توان خطروقوع زمین لغزش را بدست آورد. هر نقشه عامل یا بعبارتی هر لایه اطلاعات یک نقشه رستری است که در محیط GIS  تهیه می گردد (Van westen, 1993).برای دسترسی به نقشه پهنه بندی زمین لغزش از ده عامل لیتولوژی ،فاصله از گسل،حداکثر شتاب افقی،فاصله از جاده،فاصله از روستا،پوشش گیاهی،مقدار شیب،جهت شیب،فاصله از آبراهه ومیزان بارندگی استفاده میگردد.
مراحل کار برای عامل میزان بارندگی در زیر اشاره گردیده است (جدول 5) و برای 9 فاکتور دیگر به همین صورت عمل می گردد :
مجموع تعداد پیکسل در هر رده متغیر وابسته (NPBARANTOT)
مجموع تعداد پیکسل لغزش یافته در هر رده متغیر وابسته (NPBARANACT)
مجموع تعداد پیکسل لغزش یافته در کل نقشه عامل (NPMAPACT)
مجموع تعداد پیکسل در کل نقشه عامل (NPMAPTOT)
تراکم لغزش در هر رده متغیر (DENSCLAS) یا(DCLAS)
تراکم لغزش درکل نقشه عامل (DENSMAP)
تعیین ارزش اطلاعات برای هر رده (WEIGHT) و تهیه نقشه ارزش اطلاعات برای هر عامل که بوسیله فرمول زیر محاسبه می گردد :
WEIGHT=LOG (DCLAS / DENSMAP)
لگاریتم طبیعی در ارزش اطلاعاتWEIGHT باعث می شود زمانیکه تراکم زمین لغزش کمتر از حد نرمال باشد وزن منفی ،و در غیراینصورت وزن مثبت، به ارزش اطلاعات بدهد.
پس از انجام مراحل فوق برای 9 عامل دیگر ، اقدام به تلفیق نقشه های ارزش اطلاعات از طریق جمع نمودن مقادیر آنها نموده و نقشه پهنه بندی را ایجاد می نمائیم.
برای حوضه رودخانه ماربر بر اساس جداول 2  تا 11  و نقشه های 1  تا 7  بعنوان لایه های اطلاعاتی (بصورت رستر) اقدام به تهیه نقشه ارزش اطلاعات برای هر لایه نموده و سپس با جمع نقشه های ارزش اطلاعات ،نقشه پهنه بندی بدست می آید. نقشه 8 و 9  نمایش پهنه بندی زمین لغزش به روش یک متغیر را در حوضه رودخانه ماربر نشان می دهد وجداول و نمودارهای 12  و 13  فراوانی سطح هر یک از پهنه را نمایش می دهد.
3- نتیجه گبری
از بین عوامل مورد بحث نقش عوامل شیب و لیتولوژی نسبت به عوامل دیگر در ایجاد لغزش بیشتر می باشد.
عوامل  فاصله از گسل، حداکثر شتاب افقی زلزله، بارندگی سالیانه،فاصله از آبراهه، فاصله از جاده، ، فاصله از و کاربری اراضی و مناطق مسکونی بترتیب دارای اهمیت می باشد.
لغزشهای ایجاد شده دارای تراکم وزنی بیشتری در سازند گورپی و دیواره آبراهه ها دارد.
روش بک متغیره با استفاده از نرم افزار   ILWIS 3 در عین سادگی دارای دقت مناسبی برای پهنه بندی میباشد

کلید واژه ها: سایر موارد