ماگماتیسم مرتبط با ریفت در شمال شرق اردکان

منطقه مورد مطالعه در 30کیلومتری شمال شرق شهرستان اردکان یزد واقع است. در این منطقه طبقات چین خورده پروتروزوئیک پایانی- اردویسین زیرین که شامل سنگهای آتشفشانی نفوذی و رسوبی اندک دگرگون شده ای هستند، با یک نبود چینه شناسی (حقی پور و همکاران، 1977). در زیر ماسه سنگها و دولومیتهای دونین قرار گرفته اند. سنگهای ولکانیک و پیروکلاستیک منطقه شامل گدازه های ریولیتی، کوارتز پورفیر، ایگنیمبریت، توفهای اسیدی (مجموعاٌ به ضخامت حدود 480 متر) هستند که در داخل آنها گرانیتهای ساب ولکانیک هلولوکوکرات در بستگون تزریق شده اند. تعداد زیادی دایک دلریتی نیز سنگهای فوق را همراهی می کنند ولی در مجموع غلبه با ماگماتیسم اسیدی می باشد. گاهی دایکهای دلریتی به صورت روانه های بازیک به سطح زمین راه یافته و در بین گدازه های ریولیتی قرار گرفته اند که این امر حاکی از همزمانی فورانهای آتشفشانی اسید با تزریق دایکهای بازیک است.
مجموعه سنگهای آتشفشانی منطقه از لحاظ توالی چینه شناسی بر روی تناوبی از ماسه سنگ ها و شیلهای دگرگون شده (فیلیت) به سن وندین که پی سنگ ولکانیکهای منطقه را تشکیل می دهند، قرار گرفته اند. در ضمن حضور قطعات شیلی این واحد در داخل توفهای خرده سنگ دار حاصل از انفجارهای آتشفشانی و پیروکلاستیک اسید با کنتاکت تدریجی در زیر یک واحد دولومیتی ضخیم لایه چرت دار به ضخامت حدود 300 متر قرار گرفته اند و دولومیتها نیز نیز خود با کنتاکت تدریجی در زیر حدود 300 متر فیلیت و ماسه سنگ دگرگون شده به سن وندین- کامبرین زیرین واقع شده اند. به این ترتیب مشخص می شود که فورانهای آتشفشانی اسید و فعالیتهای ماگمایی همزمان با آن در محدوده زمانی پروتروزوئیک پایانی - اوایل کامبرین زیرین رخ داده اند.
مجموعه سنگهای ولکانیک، ساب ولکانیک و رسوبی مورد بحث، پس از تشکیل، در طی حوادث بعدی چین خورده اند و از نو مورد هجوم یک استوک مونزوگرانیتی جوانتر (توده گرانیتی توت) قرار گرفته اند. تزریق توده گرانیتی توت، موجبات تشکیل هاله دگرگونی مجاورتی ضعیف را در ولکانیکهای اسید منطقه فراهم آورده است. گرانیتهای توت از لحاظ ژئوشیمیایی و پترولوژیکی هیچگونه قرابتی را با سنگهای ولکانیک و ساب ولکانیک منطقه نشان نمی دهند و متعلق به یک حادثه ماگمایی دیگر می باشند (کنعانیان، 1371).
ریولیتها و کوارتز پورفیرها که در قاعده روانه های ایگنیمبریتی و توفهای خرده سنگ دار اسیدی قرار گرفته اند، در ترازهای چینه شناسی پایین تر، رفته رفته بافت هولوکریستالین به خود گرفته و تدریجاٌ به گرانیتهای هلولوکوکرات سرهم تبدیل می شوند. گرانیتهای دربستگون در بخشهای مرکزی گدازه های ریولیتی رخنمون یافته اند و فاسیس ساب ولکانیک و عمیقتر ریولیتها محسوب می شوند. در صحرا کلیه بافتهای حد واسط بین سنگهای کاملاٌ خروجی و سنگهای درونی در این مجموعه قابل مشاهده است. ریولیتها و گرانیتهای ساب ولکانیک دربستگون از لحاظ ترکیب کانی شناسی و روند تغییرات عناصر اصلی و کمیاب با یکدیگر مشابه هستند و از لحاظ سنی و ژنتیکی به یکدیگر وابسته می باشند. این سنگها متحمل سیلیسیفیکاسیون شدید، دگرگونی و متاسوماتیسم سدیک نسبتاٌ ضعیف شده اند. بررسیهای پترولوژیکی نشان می دهد که ریولیتها و گرانیتهای دربستگون طبیعت کالک آلکالن (بورودین، 1988) دارند و به ترتیب در رده آلکالی فلدسپار ریولیت و آلکالی فلدسپار گرانیت (اشترایکایزن، 1976) قرار می گیرند. گرانیتهای دربستگون از نوع هیپروسولوس هستند و در فشار بخار آب کم متبلور شده اند گرانیتهای مزبور در زمره گرانیتهای غیر کوهزایی (نوع A، بودن و همکاران، 1984) و در قلمرو گرانیتهای مرتبط با ریفت (RRG، مایناروپیکولی، 1989) قرار می گیرند و چون بین این سنگها و سنگهای آتشفشانی منطقه قرابت کاملی وجود دارد، لذا می توان نتیجه گرفت که محیط تشکیل آنها نیز یکی می باشد.
دایکهای دلریتی که همزمان با فعالیتهای ماگمایی اسید به داخل ریولیتها و گرانیتهای ساب ولکانیک تزریق شده اند برخلاف این سنگها ماهیت آلکالن دارند ولی همانند آنها متحمل دگرگونی ضعیف و متاسوماتیسم سد یک شده اند. بین ترکیبات بازیک و اسید در منطقه هیچگونه سنگ حد واسطی تشکیل نشده است که این موضوع حاکی از دوگانگی یا بایمودال بودن فعالیت ماگماتیسم وندین در منطقه است. دایکهای دلریتی از نظر اختصاصات ژئوشیمیایی و پترولوژیکی در قلمرو ماگماهای بازیک داخل صفحات قرار می گیرند و با توجه به آلکالن بودنشان و فعالیت ماگماتیسم بایمودال در منطقه تنها محیط تکتونیکی مناسب برای استقرار آنها، شکستگیها و یا ریفتهای درون قاره ای است. در واقع ماگماهای بازیک از ذوب بخشی سنگهای گوشته منشاء گرفته اند و از طریق شکستگیها در مناطق تحت کشش به سطح زمین راه یافته اند.
در منطقه مورد مطالعه اولاٌ با توجه به حجم نسبتاٌ زیاد سنگهای ریولیتی و برتری چشمگیر ریولیتها نسبت به سنگهای بازیک و ثانیاٌ به دلیل عدم وجود ترمهای حدواسط بین بازالت و ریولیت، امکان تولید ریولیتها از راه تفریق ماگماهای بازیک منتفی می باشد. علاوه بر این ترکیب کانی شناسی و شیمیایی ریولیتها و گرانیتهای ساب ولکانیک بسیار یکنواخت و محدود بوده و این سنگها بطور غیر عادی از کانیهای فرومنیزین فقیر می باشند. این شواهد موید تشکیل ریولیتها و گرانیتها از طریق ذوب بخشی سنگهای پوسته می باشد.
به نظر می رسد که برآمدگی لیتوسفر قاره ای در اواخر وندین که لازمه تشکیل ریفت در مناطق تحت کشش است، باعث ایجاد منطقه کم فشار در لیتوسفر شده و استقرار دیاپیرهای گوشته ای را در پوسته تسهیل نموده است. جایگزینی ماگماهای آلکالن گوشته ای در پوسته که آثار آن به صورت دایکهای دلریتی در منطقه به چشم می خورد، منجر به ذوب بخشی و انتخابی مواد پوسته در محل سقف دیاپیرهای گوشته ای شده (آنکنی و همکاران،1986) و به این ترتیب حجم قابل توجهی ماگمای اسید ریولیتی در بالای توده های بازیک تشکیل شده است. بخشی از این ماگماهای اسیدی در جریان فورانهای آتشفشانی به صورت گدازه ریولیتی، توف و ایگنیمبریت به سطح زمین رسیده اند و بخشی دیگر با سرد شدن آهسته در عمق، بافت بلورین بخود گرفته و گرانیتهای ساب ولکانیک منطقه را تشکیل داده اند.
علت کمبود دایکهای دلریتی نسبت به سنگهای ولکانیک و ساب ولکانیک اسید در منطقه، احتمالاٌ توقف ماگماهای بازیک گوشته ای در زیر سقفی از ماگماهای اسیدی بوده است زیرا مطالعات تجربی نشان می دهند که ماگماهای بازیک به دلیل اختلاف ویسکوزیته و چگالی با ماگماهای اسیدی قادر به نفوذ به داخل آنها و عبور از سد ماگماهای اسیدی نمی باشند (هوپرت و اسپارکز، 1988).
بطور کلی از جمع بندی اطلاعات صحرایی پترولوژیکی و ژئوشیمیایی معلوم می شود که اولاٌ محیط استقرار ماگماهای بازیک و اسید منطقه یک محیط ریفت درون قاره ای بوده که هرگز به مرحله اقیانوس زایی نرسیده است. ثانیاٌ سنگهای بازیک با داشتن طبیعت آلکالن، از گوشته سرچشمه گرفته اند، ثالثاٌ سنگهای ریولیتی و گرانیتهای ساب ولکانیک منطقه، محصول ذوب بخشی سنگهای پوسته در بالای دیاپیرهای گوشته ای می باشند.

کلید واژه ها: سایر موارد