بکارگیری نسبتهای یونی و شاخص‌های اشباع در بررسی منشأ املاح منابع آب‌زیرزمینی دشت اسدآباد

دسته آب شناسی
گروه سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور
مکان برگزاری بیست و چهارمین گردهمایی علوم زمین
نویسنده جعفر غیومیان، احمدرضا قاسمی، هوشنگ وفایی
تاريخ برگزاری ۱۴ اسفند ۱۳۸۴

چکیده

عوامل مختلفى در تعیین کیفیت آب‌زیرزمینى مؤثر هستند. بررسى و شناخت این عوامل داراى نقش مثبتى در امور مدیریت منابع آب‌زیرزمینى مى‌باشد. در این تحقیق عوامل کنترل کننده کیفیت آبخوان دشت اسدآباد مورد بررسى قرار گرفته است. طبقات آبرفتى دشت در کنار عامل تبخیر باعث تشکیل کفه‌ نمکى شده که املاح زیادى را وارد منابع آب‌زیرزمینى مى‌نماید. وضعیت شاخص اشباع کانى‌هاى هالیت، ژیپس، دولومیت و کلسیت در آب‌زیرزمینى دشت اسدآباد در مقایسه با تغییرات مکانى نسبت‌هاى Na/Cl، Mg/Mg+Ca و Ca/Ca+SO۴ مورد بررسى قرار گرفت. این بررسى نشان مى‌دهد که موقعیت کفه نمکى دشت مهمترین عامل تعیین کننده غلظت یون‌هاى کلر و سدیم مى‌باشد. علاوه بر این، غلظت نسبى این یون‌ها تحت‌تأثیر تبادل کاتیونى نیز قرار دارد. یون کلسیم نیز از انحلال سنگ‌هاى دگرگونى کربناته وارد آب‌زیرزمینى دشت مى‌گردد. البته وقوع تبادل یونى در بعضى از قسمت‌هاى دشت باعث کاهش نسبى غلظت این یون گردیده است. در این منطقه شیست‌ها به عنوان منشأ اصلى منیزیم مطرح هستند.

 

Abstract:

Different factors control water resource quality. Study of these factors are essential in groundwater management polices. In this research, groundwater quality controlling factors in Asad abad Plain were investigated. Unconsolidated sediment of the plain and evaporation are responsible for formation of salt pan which enter large amount of solutions into groundwater. The saturation index of Halite, Gypsum, Dolomite, and Calcium minerals in groundwater in comparison with spatial distribution of ratios of Na/Cl, Mg/Mg+Ca, and Ca/Ca+SO۴ were investigated. The study indicates that the salt pan is the main Na and Cl controlling  factor. Moreover, the concentration of these ions are affected by ion exchange. Calcium ion is as a result of dissolution of Carbonate metamorphic rocks. Ion exchange in a part of the plain has reduced the concentration of this ion.

مقدمه

بخش قابل توجهی از نیاز آبی محدوده دشت اسدآباد توسط منابع آب‌زیرزمینی تأمین می‌گردد. با توجه به اینکه کیفیت آب یکی از عوامل تعیین کننده‌ بر روی نوع و میزان مصرف منابع آب می‌باشد، مطالعه شیمی آب‌زیرزمینی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. براساس شناخت حاصل از این مطالعات امکان مدیریت بهینه منابع آب‌زیرزمینی فراهم می‌گردد. بطور کلی، کیفیت منابع آب‌زیرزمینی تحت‌تأثیر عواملی مانند زمین‌شناسی منطقه، کیفیت آبرفت، وضعیت هیدرودینامیک آبخوان و شرایط اقلیمی قرار دارد. تبخیر از عوامل مهم کنترل کننده تغییرات مکانی املاح آب‌زیرزمینی در نواحی گرم و خشک می‌باشد. در این گونه مناطق افزایش سطح آب‌زیرزمینی میزان تبخیر از سطح آب‌زیرزمینی را افزایش داده و باعث کاهش کیفیت آب‌زیرزمینی می‌گردد.

در سالهای اخیر کمبود بارش و برداشت بیش از حد از سفره‌ آب‌زیرزمینی باعث افت قابل توجه سطح آبخوان شده است. این کاهش حجم علاوه بر مشکل کمبود آب موجب کاهش کیفیت آب‌زیرزمینی دشت نیز گردیده است. به همین علت ضرورت دارد تا هیدروژئوشیمی آبخوان دشت اسد آباد مورد ارزیابی قرار گیرد. در این بررسی خصوصیات کیفی آب‌زیرزمینی، کیفیت و روند تغییرات آن در آبخوان دشت اسدآباد مورد بررسی قرار گرفته و تا حد امکان عوامل مؤثر بر آن شناسایی شده‌اند. تاکنون، در زمینه کیفیت آب‌زیرزمینی و عوامل کنترل کننده آن مطالعات زیادی صورت گرفته است که می‌توان به Montoroi و همکاران (2002)، Van der Weijden و Pacheco (2003)، Sasamoto و همکاران (2004)، Gascoyne (2004) و نیز Jalali (2005) اشاره نمود.

 

موقعیت محدوده مطالعاتی

دشت اسد آباد در 55 کیلومتری جنوب‌غربی همدان و بین طول‌های ´45 º47 تا ´15 º48 شرقی و عرض‌های ´30 º34 تا ´00 º35 شمالی واقع شده است (Pic1). حوزه دشت اسدآباد در بالادست حوزه کرخه قرار دارد و آب و هوای آن از نوع سرد و کوهستانی است. در منطقه مورد مطالعه متوسط ارتفاع از سطح دریا 1770 متر و متوسط بارندگی سالانه 316 میلیمتر میباشد. در این حوزه آب مورد نیاز برای کشاورزی، شرب و صنعت بطور عمده از طریق چاههای بهره‌برداری دشت اسدآباد تأمین می‌گردد.

زمین‌شناسی

زمین‌شناسی محدوده دشت اسد‌آباد عمدتاً از سنگ‌های دگرگونی تشکیل شده است. سنگ‌های آذرین دارای رخنمون‌های محدودتری هستند و معمولاً توسط سنگ‌های دگوگونی از دشت‌ اسد آباد جدا شده‌اند. همچنین، سنگ‌های رسوبی نیز مساحت کمی از ارتفاعات اطراف دشت را تشکیل می‌دهند. علاوه بر اسد آباد دشت دیگری نیز در شمال محدوده قرار دارد. این دو دشت توسط رخنمونی از سنگ‌های دگرگونی شامل آهک مرمریزه از یکدیگر جدا می‌شوند. نقشه زمین‌شناسی دشت اسدآباد در شکل شماره 2 ارائه گردیده است. همانطور که در شکل مشاهده می‌شود، طبقات اسلیت و فیلیت مهمترین واحد دگرگونی مجاور دشت اسدآباد بوده و مرز شرقی آن را تشکیل می‌دهد. در شمال این دشت رخنمون آهک مرمریزه به همراه لایه‌هایی از آندزیت و اسپلیت مشاهده می‌گردد. در غرب محدوده نیز برونزد گروه دیگری از طبقات دگرگونی شامل مرمریت و شیست رخنمون دارند.

روش تحقیق

در این تحقیق از 30 دهنه چاه بهره‌برداری در دشت اسدآباد نمونه‌برداری گردید. موقعیت این نقاط در شکل شماره 1 مشخص شده است. محل‌های نمونه‌برداری از بین چاههای بهره‌برداری موجود در دشت انتخاب گردید. در انتخاب این نقاط توزیع یکنواخت و به عبارت دیگر کاهش انحراف معیار مساحت پلیگن‌ها در شبکه تیسن مورد توجه قرار گرفت.

برای کاهش خطای ناشی از فاصله زمانیِ بین نمونه‌برداری و آنالیز نمونه‌ها، پارامترهای کیفیت شامل pH ، دما، هدایت الکتریکی در محل چاهها و در حین نمونه‌برداری اندازه‌گیری شدند. سپس نمونه‌ها به سرعت به آزمایشگاه منتقل شده و سایر پارامترهای کیفیت شامل غلظت آنیونهای اصلی، کاتیونهای اصلی و سختی کل توسط روشهای استاندارد مورد آزمایش قرار گرفتند.

بعد از بررسی صحت آنالیزهای شیمیایی تیپ و رخساره آب‌زیرزمینی دشت مورد بررسی قرار گرفت. سرانجام با توجه به روابط بین یونهای اصلی و نیز با توجه به شاخص‌های اشباع و زمین‌شناسی منطقه، منشأ املاح دشت مورد بررسی قرار گرفت. در ادامه با استفاده از نتایج بدست آمده از بررسی نسبت‌های یونی و مقابله آن با ویژگی‌های زمین‌شناسی منطقه منشأ املاح منابع آب مورد شناسایی قرار گرفتند. نسبت‌های یونی مورد استفاده در این تحقیق شامل نسبت‌های Na/Cl، Mg/Mg+Ca و Ca/Ca+SO4 می‌باشند. براساس روابط ارائه شده برای نسبت‌های مذکور (جدول شماره 1) منشأ تشکیل‌دهنده‌های شیمیایی آب‌زیرزمینی دشت اسد‌آباد مورد بررسی قرار گرفت.

 

بحث

متوسط هدایت الکتریکی آبخوان دشت اسد‌آباد برابر با 640 میکروموس بر سانتیمتر بوده و مقدار آن در پهنه دشت بین 370 تا 3630 میکروموس بر سانتیمتر تغییر می‌کند. در قسمت اعظم دشت مقدار هدایت‌الکتریکی کمتر از 750 میکروموس بر سانتیمتر می‌باشد و محدوده دارای هدایت‌الکتریکی بیش از 750 میکروموس بر سانتیمتر در جنوب‌شرق دشت واقع شده است.

بطورکلی، تیپ غالب آب‌زیرزمینی دشت بیکربناته کلسیک می‌باشد. این آبها در نیمه شمالی دشت گسترش دارند. به سمت نواحی جنوب و جنوب‌غربی مقدار غلظت نسبی سدیم افزایش یافته و در دو مورد کاتیون غالب آب‌زیرزمینی را تشکیل می‌دهند (شکل شماره 3). نقاط مذکور در مجاورت منطقه هدایت الکتریکی بالا قرار دارند.

شاخص‌های اشباع

نمودار شاخص اشباع کانی‌‌های مختلف در آب‌زیرزمینی دشت اسد‌آباد در شکل شماره 4 ارائه شده است. مطابق این شکل آب‌زیرزمینی دشت نسبت به دولومیت بیش از هر کانی دیگری به حالت اشباع و فوق اشباع قرار دارد. کلسیت کانی دیگری است که پس از دولومیت در آب‌زیرزمینی دشت در حالت اشباع است. کانی‌های دیگر شامل ژیپس، انیدریت و نمک هالیت به حالت تحت‌اشباع می‌باشند.

توزیع مکانی شاخص اشباع هالیت در شکل شماره 5 نشان داده شده است. چنانچه در این شکل مشاهده می‌شود، روند افزایش این پارامتر با روند تغییرات هدایت الکتریکی دارای شباهت می‌باشد. مقدار شاخص اشباع هالیت از هر سو به سمت روستای سیف‌آباد افزایش می‌یابد. کمترین مقادیر شاخص مذکور در غرب و شمال‌غرب دشت مشاهده می‌گردد. به این ترتیب سازندهای اطراف دشت شامل مرمر، شیست، آندزیت و بازالت‌های کمی دگرگون شده از نظر تولید املاح هالیت فاقد اهمیت هستند. با توجه به نبود منشأ زمین‌شناسی مشخص برای املاح آب‌زیرزمینی دشت و روی دادن قسمت اعظم تحول کیفیت آب‌زیرزمینی در محیط دشت و همچنین نحوه تغییرات مکانی کیفیت آب‌زیرزمینی، اثر کفه نمکی بر میزان املاح آب‌زیرزمین دشت آشکار می‌گردد.

بررسی توزیع مکانی شاخص اشباع کلسیت (شکل شماره 6) نیز نشان می‌دهد که به استثنای ناحیه محدودی در شرق دشت، سایر نواحی از نظر این کانی به حالت اشباع و یا فوق اشباع قرار دارند. بیشترین حالت اشباع این کانی در غرب و شمال‌شرق دشت مشاهده می‌گردد. در این نواحی سنگ‌های آهکی مرمریت رخنمون‌های قابل توجهی دارند. مقایسه شکل شماره 9 با نقشه توزیع مکانی شاخص اشباع کانی دولومیت (شکل شماره 7) شباهت‌ها و تفاوت‌هایی را نشان می‌دهد. تفاوت‌های آنها بطور مشخص در غرب و جنوب‌غرب محدوده دشت مشاهده می‌گردد. مطابق این نقشه‌ها غلظت کلسیت در آب‌زیرزمینی این قسمت از دشت بطور محدود تحت‌تأثیر سازندهای غربی و شمال‌شرقی قرار دارد در حالیکه گستره بیشتری از سازندهای اطراف دشت بر افزایش غلظت دولومیت مؤثر هستند. از جمله می‌توان به اثر رخنمون‌های جنوب‌غربی دشت شامل آهک مرمری و آهک توده‌ای کرتاسه بالایی اشاره کرد. حداکثر حالت اشباع دولومیت در شمال دشت و در مجاورت رخنمون آهک‌های مرمریزه مشاهده می‌گردد. به این ترتیب بیشتر کربنات‌های آب‌زیرزمینی دشت اسدآباد از شمال و غرب دشت منشأ می‌گیرند.

بررسی نسبت‌های یونی

به منظور بررسی منشأ املاح آب‌زیرزمینی دشت اسد‌آباد، نسبتهای یونی نیز برای نمونه‌های آب‌زیرزمینی این دشت محاسبه شده و وضعیت آماری آنها در جدول شماره 2 ارائه شده است. بررسی نسبتهای یونی Na/Cl، Mg/Mg+Ca و Ca/Ca+SO4 نشان می‌دهد که به استثنای نسبت Mg/Mg+Ca سایر نسبتهای یونی همواره دارای مقادیری بیش از 5/0 هستند ولی نسبت Mg/Mg+Ca در 70 درصد مشاهدات دارای مقادیر کمتر از 5/0 می‌باشد.

نقشه توزیع مکانی مقادیر نسبت  Na/Cl در شکل شماره 8 عرضه شده است. مقدار این نسبت در شرق و غرب دشت‌ کمتر از سایر نواحی می‌باشد. بیشترین مقادیر این نسبت نیز در غرب رودخانه قره‌چای مشاهده می‌گردد. در مقایسه با شکل شماره 5 آشکار می‌شود که بیشترین مقادیر نسبت مذکور در قسمت‌هایی از دشت گسترش دارند که اثر انحلال هالیت بر کیفیت آب‌زیرزمینی کمتر از سایر نواحی است. لذا، فرایند‌های دیگری شامل هوازدگی کانی‌های آذرین سدیم‌داری مانند آلبیت، تبادل یونی با رس‌های سدیم‌داری مانند اسمکتیت می‌توانند به عنوان توضیح افزایش غلظت سدیم نسبت به کلر در آب‌زیرزمینی دشت اسد آباد مطرح شوند. با توجه به گسترش کم سنگ‌های آذرین سدیم‌دار در منطقه و نیز فاصله آنها از محدوده دشت، هوازدگی آلبیت نمی‌تواند علت افزایش غلظت سدیم باشد. به منظور بررسی وضعیت آب‌زیرزمینی دشت از نظر پتانسیل تبادل یونی نقشه نسبت جذب سدیم آن در شکل شماره 9 آورده شده است. مطابق این شکل در بیشتر نواحی دشت میزان جذب سدیم در حد کم قرار دارد و تنها در قسمت محدودی از دشت تا حد متوسط نیز دیده می‌شود. نواحی که در آنها نسبت سدیم به کلر دارای بیشترین مقادیر هستند تطابق خوبی را با نواحی دارای غلظت‌های کم کلسیم نشان می‌دهند. به این ترتیب اثر تبادل یونی بر کیفیت آب‌زیرزمینی دشت با احتمال بیشتری مطرح می‌گردد. با وجود این، افزایش نسبت سدیم به کلر در شمال‌شرق دشت (شکل شماره 8)، بیش از آنکه نتیجه تبادل یونی باشد احتمالاً ناشی از فرایند هوازدگی کانی‌های سدیم‌دار در این نواحی است. زیرا در این قسمت از دشت مقدار این نسبت همواره به سمت سازند‌های مجاور دارای روند افزایشی است.

چینه‌شناسی منطقه مورد بررسی فاقد طبقات ژیپسی و انیدریتی است و به همین‌ علت سولفات دارای غلظت‌های پایینی است. به علت گسترش طبقات شیستی منشأ این یون بیشتر به اکسیداسیون کانی‌های سولفیدی نظیر پیریت (FeS) نسبت داده می‌شود و لذا برای کلسیم آب‌زیرزمینی دشت باید منابع دیگری را در نظر گرفت. با توجه به گسترش سنگ‌های آهکی مرمریزه در اطراف دشت، منشأ قسمتی از کلسیم آب‌زیرزمینی دشت به هوازدگی این سنگ‌ها نسبت داده می‌شود. توزیع مکانی نسبت Ca/Ca+SO4 حاکی از کاهش این نسبت از محل رخنمون شیست‌های شرقی و نیز آهک‌های مرمریزه و لایه‌های شیست در غرب دشت به سمت نواحی مرکزی است. مطابق شکل شماره 10 اثر جریان آب‌سطحی حوزه بر این روند منتفی نمی‌باشد. تغییرات این نسبت در شرق نسبت به غرب از یکنواختی بیشتری برخوردار است که این وضعیت با یکنواختی بیشتر سنگ‌شناسی این قسمت از دشت مطابقت دارد. نحوه توزیع مکانی نسبت فوق می‌تواند ناشی از مواد هوازده شیست‌های نواحی شرقی و آهک‌های مرمریزه و شیست‌های مناطق غربی باشد. در غرب محدوده نواحی فوق اشباع از کلسیت با افزایش نسبت فوق مطابقت دارد که دلیل آن را می‌توان تأثیر غلظت ژیپس محلول در افزایش شاخص اشباع کلسیت در نظر گرفت. با وجود این در قسمت‌هایی از شرق دشت عکس این وضعیت دیده می‌شوند و ناحیه دارای شاخص اشباع پایین کلسیت با مقادیر بالای نسبت فوق مطابقت دارد. این وضعیت می‌تواند بیانگر منابع غیر کربناته برای کلسیم محلول باشد. بطورکلی، نحوه تغییرات نسبت‌های فوق با فرآیند تبادل یونی در ارتباط می‌باشد. در اثر این فرآیند بصورت برگشت پذیر کلسیم وارد ساختمان کانی‌های رسی (بخصوص مونتموریلونیت) شده و سدیم از آنها خارج شده و وارد فاز محلول می‌گردد. این فرایند به خوبی با نحوه تغییرات مکانی نسبت‌های Na/Cl و Ca/Ca+SO4 مطابقت دارد.

بررسی تغییرات مکانی نسبت Mg/Mg+Ca در شکل شماره 11 نشان دهنده افزایش این نسبت در مرکز و در جنوب‌غرب دشت می‌باشد. این وضعیت می‌تواند در نتیجه خارج شدن کلسیم در  اثر رسوبگذاری کلسیت روی دهد. ولی با توجه به شکل شماره 6 مناطق دارای بیشترین شاخص اشباع کلسیت در سایر نواحی دشت قرار دارند. لذا منیزیم اضافه آب‌زیرزمینی از منبع دیگری مانند شیست‌های هوازده وارد آب‌زیرزمینی شده است. از طرف دیگر برای مناطقی که نسبت مذکور بزرگتر از 5/0 باشد، می‌توان هوازدگی کانی‌های فرومگنزین را به عنوان منشأ غلظت‌های بالای منیزیم در آب‌زیرزمینی در نظر گرفت (Hounslow,1995) که این موضوع به محدوده مورد مطالعه قابل تعمیم می‌باشد.

 

نتیجه‌گیری

با توجه به نحوه تغییرات هدایت‌الکتریکی آب‌زیرزمینی دشت اسدآباد عاملی دیگری بجز تبخیر مسبب این وضعیت می‌باشد. افزایش هدایت الکتریکی به سمت کفه نمکی جنوب‌شرقی دشت بخوبی مشهود می‌باشد. وجود لایه رسی در عمق کم زمین، تشکیل آبخوان سوار و رسوبات دانه‌ریز نواحی مرکزی و پایین دست از عوامل مستعد پیدایش کفه نمکی دشت اسد‌آباد می‌باشند. افزایش شاخص اشباع هالیت تحت‌تأثیر کفه نمکی مذکور قرار دارد و مقدار این شاخص از هر سو به سمت محل این کفه افزایش می‌یابد.

طبقات ژیپسی و انیدریتی در منطقه گسترش ندارند و به همین‌ علت غلظت‌های سولفات آب‌زیرزمینی دارای مقادیر پایینی است. با توجه به زمین‌شناسی اطراف دشت منشأ این یون بیشتر به اکسیداسیون کانی‌های سولفیدی نظیر پیریت (FeS) نسبت داده می‌شود و لذا کلسیم آب‌زیرزمینی دشت دارای منشأ دیگری است. به استثنای ناحیه محدودی در شرق دشت، در سایر نواحی دشت شرایط مستعدی برای رسوبگذاری کانی کلسیت و کاهش غلظت آن در آب‌زیرزمینی دشت وجود دارد. توزیع نواحی اشباع از این کانی با نحوه توزیع لایه‌های آهکی اطراف دشت شامل سنگ‌های مرمریزه مطابقت دارد. مطابقت نواحی فوق اشباع از کلسیت با افزایش نسبت  Ca/Ca+SO4در غرب محدوده نیز بیانگر تأثیر ژیپس محلول در افزایش شاخص اشباع کلسیت در این نواحی است. به این ترتیب منشأ کلسیم آب‌زیرزمینی دشت مربوط به سنگ‌های کربناته است که بخصوص در شمال و غرب رخنمون دارند.

حداکثر حالت اشباع دولومیت در شمال‌شرق دشت و در مجاورت رخنمون آهک‌های مرمریزه و سنگ‌های شیستی مشاهده می‌گردد. با وجود این، بیشترین مقادیر نسبت Mg/Mg+Ca در شرق و جنوب‌غرب دشت قرار دارند. به عبارت دیگر مهمترین منابع یون منیزیم را می‌توان نتیجه هوازدگی کانی‌های فرومگنزین شیست‌های شرق دشت و آهک‌های مرمریزه آندزیت‌دار و اسپلیت‌دار جنوب‌غربی دشت در نظر گرفت.

به علت گسترش کم سنگ‌های آذرین سدیم‌دار در منطقه و نیز فاصله آنها از محدوده دشت، هوازدگی آلبیت نمی‌تواند بیانگر مقادیر بالای مشاهده شده برای نسبت Na/Cl باشد. بیشترین مقادیر نسبت سدیم به کلر در قسمت‌هایی از دشت گسترش دارند که شاخص اشباع هالیت دارای مقادیر کمتری است. با توجه به مقادیر پایین نسبت جذب سدیم در بیشتر نواحی دشت امکان جایگزین شدن کلسیم محلول به جای سدیم موجود در آبرفت دشت وجود دارد. مطابقت نواحی دارای نسبت سدیم به کلر بالا با نواحی دارای کاهش غلظت کلسیم مؤید این موضوع می‌باشد. بطورکلی، نحوه تغییرات نسبت‌های Na/Cl و Ca/Ca+SO4 با فرآیند تبادل یونی در ارتباط می‌باشد. لذا این فرایند در کنار املاح حاصل از کفه نمکی دشت، توضیح مناسبی برای نحوه تغییرات مکانی نسبت‌های فوق و تحول کیفیت آب‌زیرزمین دشت می‌باشد.

 

 

 

 

منابع

-           Gascoyne, M., 2004, Hydrogeochemistry, groundwater ages and sources of salts in a granitic batholith on the Canadian Shield, southeastern Manitoba, Applied Geochemistry, Vol.19, P.519-560

-           Hounslow, A.W., 1995. Water Quality Data Analysis and interpretation, Oklahoma State University Stillwater, Oklahoma, Lewis Publishers. 397 p.

-           Jalali, M., 2005, Major ion chemistry of groundwaters in the Bahar area, Hamadan, western Iran, Environmental Geology.

-           Montoroi J.P. and O. Grunberger, S. Nasri, 2002, Groundwater geochemistry of a small reservoir catchment in Central Tunisia, Applied Geochemistry, Vol.17, P.1047-1060.

-           Sasamoto, H. and M.Yui, R.C.Arthur, 2004, Hydrochemical characteristics and groundwater evolution modeling in sedimentary rocks of the Tono mine, Japan, Physics and Chemistry of the Earth, Vol.29, P.43-54.

-           Van der Weijden و Pacheco, 2003, Hydrochemistry, weathering and weathering rates on Madeira island, Journal of Hydrology, Vol.283, P.122-145.

 

کلید واژه ها: همدان