آمایش زیست محیطی حوضه ساحلی چالوس

دسته زمین شناسی زیست محیطی
گروه سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور
مکان برگزاری بیست و چهارمین گردهمایی علوم زمین
نویسنده دکتر محمد تقی ساداتی پور،پوراندخت بینقی، مرضیه اسلامی
تاريخ برگزاری ۱۴ اسفند ۱۳۸۴

چکیده

۲>

حوضه ساحلى چالوس در محدوده جغرافیای´۱۵،º۳۶ الی´۴۵،º۳۶ عرض شمالى و´۰۰،º۵۱ الی´۳۰،º۵۱ طول شرقى واقع شده است و یکى از حوضه هاى ساحلى با اکوسیستم هاى پیچیده و متنوع مى باشد. در راستاى شناخت و کالبد شناسى محدوده مورد نظردرتعامل با محیط پیرامون تحقیق حاضر انجام گرفته است . ابعاد کمى وکیفى حوضه براساس محاسبات فاکتورهاى گوناگون در محیط که شامل :

      ۱.           مرتبط با عوامل شکلى حوضه

      ۲.           مرتبط با عوامل هندسى حوضه

      ۳.           مرتبط با شکل هیدرولوژیکى حوضه

      ۴.           مرتبط با وضعیت مورفولوژیکى و فیزیولوژیکى حوضه

است بررسى و محاسبه گردیده و در نهایت پهنه بندى هاى مناسب توسعه در محدوده مورد نظر با توجه به مؤلفه هاى توسعه پایدار ۶۱۴۷۲;به دست آمده است .

 

 

Abstract

The Chalous basin is lies on <?xml:namespace prefix = st۱ ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:smarttags" />Iran۱:place>۱:country-region> topo-maps No.s ۶۲۶۳II, ۶۲۶۲I and ۶۲۶۲IV. The investigated basin extending between longitude and latitude of ۳۶º ۱۵´ to ۳۶ º۴۵´ N, ۵۱º ۰۰´ to ۵۱ º۳۰´E

Quantitative and qualitative analyzes of morphometric variables such as number of segments( Nu), length of the segments(Lu), area(Au), length of the basin(L),circularity rate (Rc), Elongation ration (Re),lemniscates (K),Density(D),Frequency (F),Texture (T),Texture Ratio (Tu), Dissection Index(Di) , Relative Relief ( RR), Relief Ratio (Rh),Ruggedness Number(Rn) and Gradient (G) reveals that the best location in the basin for future development in Agriculture, Industrial ,Civil ,Urban &Rural are determined.

 

۲>

مقدمه

گسترش تک بعدی شاخه های مختلف علوم و نگرش بخشی از آنها، باعث ایجاد توسعه نامتعادل در زندگی بشر شده و تخریب منابع محیط وبروز نارسایی های چشمگیر را در پی داشته است. با توجه به نیاز روزافزون به توسعه در بخش های مختلف، علوم زیست محیطی جهت کنترل تأثیرات نامطلوب و هدایت کلی پروژه ها شکل گرفته است.

حفظ تعادل میان شدت توسعه و ظرفیت منابع به منظور برآوردن نیازهای معقول انسانی از اصلی ترین وظایف مدیریت در عرصه محیط زیست است. شاید میان واژه جامد‹رشد› و اندیشه سیال‹توسعه› تفاوت بسیار باشد، اما اگر بزرگی و ابعاد به معنای رشد است، توسعه نگاه عمیق تبدیل توان بالقوه به توان بالفعل است. بهبود بخشیدن به شرایط زندگی و دستیابی به رفاه و امنیت اجتماعی و اقتصادی بیشتر، همواره هدف انسان بوده است. بنابراین هرگاه فعالیت ها بستر توسعه را مخدوش کند بایستی در تعدیل آنها کوشید. در تمام توصیه ها و الگوها این نتیجه حاصل است که میان حفاظت محیط زیست در جهت به سازی کیفیت سرزمین و فرآیند توسعه که هدف آن افزایش کیفیت زندگی است هیچ گونه تعارضی وجود ندارد. با تضمین موجودیت منابع طبیعی (تجدیدپذیروتجدیدناپذیر) و با توجه به استعدادها و پتانسیل ها و برنامه ریزی صحیح جهت به ثمر رساندن آن ها که از ابعاد جدید توسعه پایدار است می توان راه درازی را بدون کمـک گـرفتن از وابستـگی های بیـگانه برای آینده طی کرد.

 

 متدولوژی

برای مطالعه کالبدی حوضه از روش تحقیقاتی استالر استفاده شده است. در این روش بیشترین عوامل تأثیرگذار در پوسته زمین به صورت سطحی و نیز از سطح تا عمق را توسط روان آب وعوامل هیدرولوژیکی و مورفولوژیکی و فیزیوگرافی وعوامل شکلی وهندسی حوضه موردبررسی قرارمی‌دهیم.

در ابتدا نقشه های توپوگرافی مورد نیاز از سازمان جغرافیایی کشوردر مقیاس 1/50,000 تهیه و محدوده مطالعاتی بر اساس سه شیت نقشه های چالوس با شماره 6263II ، مرزن آباد با شماره 6262I و رودبارک با شماره 6262IV در نظر گرفته شده است. پس از مشخص شدن محدوده مورد مطالعه بر روی نقشه، مرزبندی براساس خط تقسیم طبیعی آب ازخط الرأس آب راهه هایی که ازجنوب حوضه و از قسمت های شمالی کوه های کندوان، ایلکا، آلاگل ودنا وتخت سلیمان و سرچشمه گرفته اند و به هم پیوسته اند و به رودخانه چالوس و در نهایت به نقطه تمرکز در ساحل چالوس منتهی می شوند صورت گرفته است. پس از تعیین مرزبندی، حوضه بر حسب یک تقاطع از طول و عرض جغرافیایی داخل محدوده به واحدهای تحقیقاتی (Grid) 4cm * 4cm که با توجه به مقیاس 1/50,000 نقشه معادل4km2 می باشد تقسیم شده است. به این روش تقسیم بندی روش شطرنجی (Grid Method) می گویند. محدوده موردنظر به تعداد 315 واحد تحقیقاتی مورد مطالعه قرار گرفته است. پس از تقسیم بندی حوضه به واحدهای تحقیقاتی مشخص، شبکه بندی که همان نحوه اتصال آبراهه ها با شاخه اصلی هر واحد هیدرولوژیکی می باشد انجام شده است. شبکه بندی در حوضه های آبریزمند و ساحلی از طرفی تابع وجود گسل، مقاومت سنگ مادر و خاک سطحی نسبت به فرسایش است که نحوه اتصال بین آبراهه با شاخه اصلی را مشخص می کند و از طرف دیگر انتقال سریع آب به رودخانه اصلی و ایجاد فرسایش شیاری و خندقی در اراضی، شست را باعث می شود و نیز شیب زیاد اراضی در اثرجریانات سطحی دراراضی رسوبی وشست ودرپی آن میزان رسوب گذاری به مرورزمان افزایش مییابد. شبکه بندی و رسم شبکه آبراهه های فرعی و اصلی موجود برروی نقشه اصلی برروی کاغذ کالک رسم وکاملا مشخص شده است.

 

استخراج پارامترهای کالبدی از هر واحد تحقیقاتی

طبق روش استالر که در این پروژه تحقیقی مورد استفاده قرار گرفته است از هر واحد تحقیقاتی24 پارامتر اندازه گیری و محاسبه شده است.

 

بررسی متغیرهای کالبدی در حوضه مورد مطالعه

پس از استخراج پارامترهای کالبدی از کل واحدهای تحقیقاتی حوضه مورد مطالعه و پس از آنالیزهای عددی وآماری وهمپوشانی آن ها حدود ده هزار عدد به دست آمده است که از مجموع آن ها در هر گرید برای یازده پارامتر کالبدی(که طبق آنالیز به روشPC در حوضه های مشابه بشترین تأثیرگذاری(90%)را داشته و دارای ارتباط مستقیم با روند خودپالایی در حوضه می باشند) تعیین دامنه میزان و درصدگیری انجام گرفته و برطبق ضعف و قوت در چهار تا پنج گروه طبقه بندی    شده اند.

پس از تعیین دامنه تغییرات پارامترهای کالبدی و آنالیزعددی در محیط های اکسل و اتوکد نقشه های دوبعدی و سه بعدی از حوضه مورد مطالعه تهیه شده که در انتها آورده شده است.

 

الزامات مورفومتری تأثیرگذار بر انواع توسعه

پارامترهای مورفومتری تأثیرگذار بر انواع توسعه در جدول2 طبقه بندی شده است.

با استفاده ازدرصدتوزیع پارامترهای کالبدی موجود برای هر توسعه محاسبه و میانگین گیری شده است و در نهایت درصد توسعه آتی هر مورد فوق حاصل شده است. 

 

نتیجه گیری و پیشنهاد

 1: در زیر حوضه ساحلی ویژگی و مشخصه های اصلی به شرح زیر است :

§                     ساختار خاک در این زیر حوضه از عمق نسبتا خوبی برخوردار است.

§                     این بخش از حوضه دارای بافت متراکم می باشد.

§                     میزان بارش سالانه نسبتا بالا بوده و از مقدار متناسبی برخوردار بوده است.

§                     آبخوان زیر سطحی بسیار کم عمق و سطح برخورد به آب آن بالاست.

§                     بستر محیط های طبیعی غالبا سیلابی می باشد.

§                     این پهنه از نظر توپوگرافی هموار بوده و از نظر فرسایش دارای مؤلفه های ضعیفی است.

   در نتیجه: با توجه به ویژگی های فوق در صورت احداث سیستم زهکشی مناسب و مسطح کردن اراضی، توسعه کشاورزی جهت برنامه های بلندمدت شالیکاری مثمرثمر خواهد بود و شایان توجه است که در زمین ها و دامنه های بلند با شیب کم توسعه کشاورزی از نوع دیم کاری و چراگاه پیشنهاد می شود. ضمنا با توسعه و کاشت درختچه های جنگلی می توان به توسعه جنگل در این اراضی کمک کرد.

باتوجه به نتایج حاصل از محاسبات و نیز الزامات و پارامترهای کالبدی برای توسعه های اصلی چنین نتیجه می شود که زیرحوضه ساحلی نسبت به انواع توسعه در جهات مشخص شده توان بالقوه ای رانشان می دهد که در صورت لزوم مورد کاربری واقع شود.

 

2: در زیر حوضه میانی ویژگی ها و مشخصه های اصلی به شرح زیر است:

§                     به طور کلی بافت خاک در این زیرحوضه مناسب و متراکم است.

§                     آب و هوای حاکم در این زیر حوضه نسبتا مرطوب می باشد.

§                     جهت وزش باد عمدتا از سمت شمال و شمال شرق و شمال غرب به سمت کوه پایه است.

§                     میزان بارندگی در این زیرحوضه زیاد و سطح آب در سفره های زیرزمینی بالا می باشد.

§         پوشش جنگلی در این بخش متراکم بوده و این ویژگی تا حدود زیادی از فرسایش خاک جلوگیری می کند. اما وجود دره های عمیق و شیب زیاد در برخی از گریدها باعث فرسایش کناره ای و زمین لغزشی در زمان بارندگی می شود.

  در نتیجه:

ü       فرکانس نسبتا خوب در بعضی از گریدها در محدوده دامنه های بلند و تقریبا هموار، ایجاد تفرج گاه و مکان های ییلاقی را امکان پذیر می سازد.

ü       بعضی از گریدهای اطراف بستر رودخانه و میان دره ها با انجام عملیات آبخیزداری و زهکشی مناسب، از استعداد خوب برای شالیکاری درسطوح محدود برخوردار خواهد بود.

ü       در این زیر حوضه به علت بیشتر شدن دبی رودخانه و نیز شیب کمتر نسبت به زیر حوضه کوهستانی، بهره وری و کنترل روان آب به وسیله سد و آب بند توصیه می شود.

3: زیرحوضه کوهستانی(شرقی و غربی) را از نظر ارتفاع در دو قسمت موردبررسی قرارمی دهیم: الف: مناطقی با ارتفاع بیش از 1800 متر از سطح دریا که تا ارتفاع 4500 متری امتداد دارد :

§        این بخش دارای کوه های بسیار بلند با قلل تیز و کشیده، متشکل از سنگهای آهکی و آذرین و توفهای آتشفشانی بوده و اغلب بدون پوشش خاک و یا خاک بسیار کم عمق و دارای سنگ ریزه می باشند.

§   سیلاب های فصلی ناشی از شیب زیاد به هنگام بارش تند ایجاد می شود که خود فرسایش ورقه ای و شیاری را در دامنه بلندی ها در پی داردو بسیاری از پوشش خاک را به ته دره هدایت کرده و موجب رسوب گذاری در گودی ها و دره ها می شود.

§   اغلب اراضی بایرند و در داخل برخی دره ها کشت گیاهان علوفه ای در سطح محدود رایج بوده و استعداد کم برای چرای فصلی وجود دارد.

در نتیجه: درحال حاضر این بخش از زیر حوضه کوهستانی مورد بررسی انواع توسعه چهارگانه قرارنمی گیردو درمناطقی که پوشش خاک اجازه دهد امکان احیای جنگل وتوسعه چراگاه پیش بینی می شود.

ب : مناطقی با ارتفاع کمتر از 1800 متر از سطح دریا:

§                    دارای زمستان های سرد و بارش برف که با وزش باد از شمال به سمت کوه همراه است.

§        در مناطقی از این زیر حوضه که عمق خاک کم و همراه با قلوه سنگ و سنگ ریزه است نفوذپذیری زیاد و با توجه به پارامترهای هیدرولوژیکی بالا، سفره های غنی آب زیرزمینی تشکیل می شود.

§        درمناطقی که عمق خاک نسبتا خوب وپوشش جنگلی متراکم است ازفرسایش زمین لغزه ای، تا حدود زیادی جلوگیری می شود.

§                    در دامنه های با شیب کم کشت دیم و چراگاه های فصلی در سطح محدود رایج است.

  در نتیجه:

ü           تؤام باحفاظت خاک و جلوگیری ازفرسایش آن واکاری و احیای جنگل را پیشنهاد می کنیم.

ü     جلوگیری ازقطع بی رویه درختان جنگلی وجلوگیری ازچرای بی رویه دام ها درچراگاه های فصلی پیشنهاد می شود.

ü           با انجام عملیات اصلاحی و عمرانی استعدادمناسب برای مکان های تفریحی و تفرجگاهی وجود دارد.

ü     در زیرحوضه میانی و کوهستانی علی رغم هیدرولوژیک خوب به ویژه در حاشیه رودهای بزرگ و استعداد نسبی قابل قبول انواع توسعه بر اساس مؤلفه های به دست آمده، به دلیل حفاظت پوشش جنگلی هیچ یک از توسعه های چهارگانه در سطح کلان توصیه نمی شود.در صورتی که بنا به دلایل متقن امنیتی، سیاسی، اجتماعی و دلایل مشابه دیگر ملزم به اجرا و انجام توسعه باشد، این توسعه در جهات مشخص شده طبق تصویر پیشنهاد می شود.

  جهات توسعه آتی:

 

کلید واژه ها: مازندران