شواهد متاسوماتیسم در بخش هایی از توده گرانیتوئیدی رباط زنگیجه

دسته پترولوژی
گروه سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور
مکان برگزاری بیست و پنجمین گردهمائی علوم زمین
نویسنده نرگس سادات فرامرزی
تاريخ برگزاری ۰۱ اسفند ۱۳۸۵

 

 

◊◊◊◊

 

مقدمه :

 

توده گرانیتوئیدى رباط زنگیجه با ترکیب گرانودیوریت، مونزوگرانیت، سینوگرانیت و گرانیت در ۸۵ کیلومترى جنوب غرب بردسکن و جنوب کوههاى زبرکوه، ‌بین طول هاى جغرافیایى َ ۳۶  ْ۵۷ -َ ۲۴  ْ۵۷ و عرض هاى جغرافیایى  ً۶  َ۵۰  ْ۳۵ - ً۳  َ۴۶  ْ۳۵ واقع شده است (شکل ۱). این سنگها در امتداد زون هاى برشى و در نتیجه عملکرد گسل هاى امتدادى چون گسل بزرگ نایبند با روند شمال شرق ـ جنوب غرب تظاهر یافته اند و سن آن به روش U-Pb، ۶۲۴ میلیون سال (پرکامبرین) محاسبه شده است. این توده گرانیتوئیدى درون سنگهاى دگرگونه اى از نوع گنیس، آمفیبولیت، میکاشیست و فیلیت تزریق شده است. بافت هاى غالب در توده مزبور گرانولار،‌ میکروگرانولار پورفیرى، پورفیروگرانولار، گرافیکى، پرتیتى و میلونیتى مى باشد. در منطقه رباط زنگیجه فازهاى دگرگونى ناحیه اى درجه متوسط (در حد رخساره آمفیبولیت)، دگرگونى ناحیه اى درجه ضعیف (در حد پایین رخساره شیست سبز)، دگرگونى حرکتى و متاسوماتیسم تاثیر گذاشته است (فرامرزى، ۱۳۸۵). بافت و کانى شناسى این توده در برخى مناطق و بخصوص در حاشیه داراى تفاوتهایى با توده اولیه مى باشد که از این تفاوتها در شناسایى تاثیرات متاسوماتیسم در منطقه رباط زنگیجه استفاده شده است.    

 

 

 

◊◊◊◊

 

بحث :

 

منطقه رباط زنگیجه تحت تاثیر متاسوماتیسم قرار گرفته است. شواهد زیر دال بر این ادعا مى باشد:

۱- وجود بافت کاتاکلاستیک ( در نتیجه عملکرد دگرگونى حرکتى):

    از شرایط اساسى و اولیه براى متاسوماتیسم عملکرد تکتونیکى شدید مى باشد که به صورت بافت کاتاکلستیک  در نمونه هاى میکروسکوپى تظاهر مى نماید (درویش زاده، ۱۳۸۱). از آنجاییکه عمده شواهد متاسوماتیسم در نمونه هاى میلونیتى و کاتاکلستیک مشاهده مى شوند، میتوان این متاسوماتیسم را از نوع پرفشار دانست (شکل۲).

۲- ظهور میرمکیت زگیل مانند و منفرد:

  میرمکیت هاى زگیل مانند و منفرد در شرایط مکانیکى شدید تشکیل مى گردند (کولینز، ۱۹۹۶ و ۱۹۸۸). میرمکیت هاى موجود در منطقه همگى از نوع منفرد و زگیل مانند بوده و تحت تاثیر متاسوماتیسم و عملکرد نیروهاى برشى در منطقه ایجاد شده اند. در طى فرایند متاسوماتیسم بلورها شکل دار نیستند، در این منطقه در مقاطعى که میرمکیت داریم بلورها به صورت شکل دار مشاهده نمى شوند. شواهدى مانند حفظ بافتهاى اولیه اى چون پرتیت و گرانوفیر در نمونه هایى که میرمکیت وجود دارد، منشاء اکسلوشن آنها را رد کرده و تاییدى بر حضور سیالات براى ایجاد متاسوماتیسم و جانشینى فلدسپاتها با یکدیگر در تشکیل میرمکیت است (شکل ۳). 

۳- پلاژیوکلازهاى با ماکل صفحه شطرنجى و نطفه زایى آلکالى فلدسپار به صورت مربع و لوزى :

    در پلاژیوکلازهاى با ماکل صفحه شطرنجى تیغه هاى آلبیتى کوچک طورى قرار گرفته اند که بافتى شبیه صفحه شطرنجى به وجود آورده است. این بافت توسط بسیارى از زمین شناسان به متاسوماتیسم سدیک نسبت داده مى شود. تنش در تشکیل آلبیت صفحه شطرنجى نقش موثرى دارد (اسمیت، ۱۹۸۸)(شکل ۴). همچنین در بسیارى نمونه ها نطفه زایى آلکالى فلدسپار (آلبیت) به صورت مربع و لوزى مشاهده مى شود (شکل ۵).

۴- حضور یک حاشیه شفاف و نئوفورم آلبیتى در اطراف فلدسپاتهاى آلکالن که معرف سدیک بودن سیالات تاثیر گذار مى باشد (شکل ۶).

۵- فراوانى کانى اسفن در نمونه هایى که در آنها میرمکیت و دیگر شواهد متاسوماتیسم به وفور مشاهده مى شود. عدم وجود اسفن در نمونه هاى سالم شاهدى بر تاثیر متاسوماتیسم مى باشد (اسمیت، ۱۹۸۸) (شکل ۷).

۶- وجود بلورهاى بسیار درشت آلبیت در زمینه ریز دانه برخى نمونه هاى متاسوماتیزه و میلونیتیزه احتمالا بیان کننده سیالات سدیک تاثیر گذار مى باشد (شکل ۸).

۷- روند غیرخطى و شیب منفى برخى از نمونه هاى گرانیتى در نمودار K۲O - Na۲O (‌ویلسون،۱۹۸۹) (شکل ۹).

۸- روند غیر خطى برخى از نمونه هاى گرانیتوئیدى در نمودارRb- SiO۲ ناشى از متاسوماتیسم سدیک است. در شرایط معمول این نمودار داراى روند خطى با شیب مثبت است (شکل ۱۰).

۹- تمایل و آرایش واگراى نمونه ها در نمودار Na۲O - SiO۲ (شکل ۱۱).

 

همچنین در برخى نمونه هاى متاسوماتیزه و میلونیتیزه طى مطالعات میکروسکوپى و ژئوشیمیایى مشاهده شده است که به طور ناگهانى مقادیر ارتوز کمتر از حد انتظار و مقدار آلبیت بیش از حد انتظار مى باشد. به طوریکه در برخى نمونه هاى مجاور و مشابه در اثر میلونیتى شدن و متاسوماتیسم افت شدید  K۲Oو افزایش ناگهانى Na۲O دیده مى شود، که با توجه به نتایج آنالیزهاى شیمیایى (XRF) و شمارش مودال کانى هاى ارتوز و آلبیت مى توان گفت که میزان افزایش سدیم (آلبیت) از میزان کاهش پتاسیم (ارتوز) بیشتر است. از اینرو مى توان تصور کرد که احتمالا K۲O توسط سیال از سنگ خارج شده و متاسوماتیسم سدیک صورت گرفته است.

 

 

 

 

◊◊◊◊

 

نتیجه گیرى :

 

در منطقه رباط زنگیجه متاسوماتیسم به صورت انتخابى و بخصوص در حواشى توده گرانیتوئیدى تاثیر نموده است. به دلیل آشکارتر بودن شواهد متاسوماتیسم در نمونه هاى میلونیتى مى توان آنرا نتیجه عملکرد سیالات پر فشار دانست. طى مطالعات میکروسکوپى و ژئوشیمیایى کاهش ناگهانى مقادیر ارتوز و افزایش مقدار آلبیت در نمونه هاى متاسوماتیزه و میلونیتیزه نسبت به نمونه هاى غیر متاسوماتیزه و سالم مشابه مى تواند معرف سدیک بودن نوع متاسوماتیسم در منطقه رباط زنگیجه باشد، به طوریکه در برخى نمونه هاى مجاور و مشابه در اثر میلونیتى شدن و متاسوماتیسم افت شدید  K۲Oو افزایش ناگهانى Na۲O دیده مى شود. وجود بافت کاتاکلاستیک، ظهور میرمکیت زگیل مانند و منفرد، پلاژیوکلازهاى با ماکل صفحه شطرنجى و نطفه زایى آلکالى فلدسپار به صورت مربع و لوزى، حضور یک حاشیه شفاف و نئوفورم در اطراف فلدسپاتهاى آلکالن، روند غیرخطى و شیب منفى برخى از نمونه هاى گرانیتى در نمودار K۲O - Na۲O، وجود بلورهاى بسیار درشت آلبیت در زمینه ریز دانه برخى نمونه هاى متاسوماتیزه و میلونیتیزه، روند غیر خطى برخى از نمونه هاى گرانیتوئیدى در نمودارRb- SiO۲ و تمایل و آرایش واگراى نمونه ها در نمودار Na۲O - SiO۲تاثیر متاسوماتیسم سدیک در منطقه رباط زنگیجه را قوت مى بخشد، اما چگونگى تشکیل آن نیاز به مطالعات صحرایى دقیقتر و انجام آنالیزهاى شیمیایى کاملترى دارد.

 

◊◊◊◊

 

منابع فارسى :

 

۱- درویش زاده، ع. قانعى اردکانى،ج (۱۳۸۱) متاسوماتیسم آلکالن در توده هاى نفوذى جنوب شرق نائین، ششمین همایش انجمن زمین شناسى ایران، کرمان.

۲- فرامرزى، ن.(۱۳۸۵) پترولوژى و ژئوشیمى توده گرانیتوئیدى رباط زنگیجه (جنوب غرب بردسکن)، پایان نامه کارشناسى ارشد، دانشگاه تربیت معلم تهران.

 

 

◊◊◊◊

 

 

References:

 

۳- Collins, L. G.,)۱۹۸۸ (Hydrothermal differentiation and myrmecite. A clue to many geological puzzles.Theophrastus Publication, ۳۸۷ p.

۴- Collins, L. G.,)۱۹۹۶ (Origin of myrmekite and metasomatic granite: Myrmekite, ISSN ۱۵۲۶-۵۷۵۷.

۵- Smith, J. V. & Brown, W. L., (۱۹۸۸), Feldspare Minerales I. Crystal Structure, Physical, Chemical & Microtextural properties. Berlin۱:place>۱:state> (springer).

۶- Wilson۱:place>۱:city>, M. (۱۹۸۹), Igneous petrogenesis a global tectonic approach, Department of Earth seiences, university۱:placetype> of Leeds۱:placename>۱:place>, London۱:place>۱:city>, UNWIN HYMAN.

 

◊◊◊◊

نرگس سادات فرامرزی، دانشجوی کارشناسی ارشد پترولوژی دانشگاه تربیت معلم تهران

دکتر سید محمد حسین رضوی، عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت معلم تهران

دکتر فریبرز مسعودی، عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت معلم تهران

 

◊◊◊◊

 

 

چکیده:

 

توده گرانیتوئیدی رباط زنگیجه در 85 کیلومتری جنوب غرب بردسکن و جنوب کوههای زبرکوه، در زون ایران مرکزی و بلوک طبس واقع شده و عمدتاً از نوع گرانودیوریت، مونزوگرانیت، سینوگرانیت و گرانیت است. بافتهای غالب در توده مزبور گرانولار،‌ میکروگرانولارپورفیری، پورفیروگرانولار، گرافیک، پرتیت و میلونیتی می باشد، اما در برخی مناطق میرمکیت زگیل مانند و منفرد، پلاژیوکلازهای با ماکل صفحه شطرنجی و نطفه زایی آلکالی فلدسپار به صورت مربع و لوزی، حاشیه شفاف و نئوفورم آلبیتی در اطراف فلدسپاتهای آلکالن و فراوانی کانی اسفن مشاهده می شود که با توجه به نحوه قرارگیری نمونه ها در نمودارهای مختلف تاثیر متاسوماتیسم در این منطقه را قوت می بخشد. قرارگیری توده گرانیتوئیدی در زون برشی حاصل از عملکرد گسلهایی چون نایبند و وجود بافت کاتاکلستیک و میلونیتی در اغلب نمونه های متاسوماتیزه احتمالا بیانگر پر فشار بودن سیالات مولد متاسوماتیسم است. 

 

 

Abstract :

 

Robat Zangijeh granitoidic pluton is located in the 85 Km of southwest of Bardscan and south of Zeber-Kuh mountains. The area is part of central zone of Iran in Tabas Block and mainly consists of granodiorite, monzogranite, syenogranite and granite. The most important textures are granular, micro-gramular-porphyritic, porphyrogranular, graphic, perthite and mylonite. In some part of the area different myrmekite textures, overgrowth of K-feldspars with albite and cross shape twinning are present and sphene is abundant mineral. Such a petrographic and location of samples in geochemical diagrams suggest the presence of metasomatism in the area. The intrusion located in a shear zone which is related to Niband fault and cataclastic and mylonitic textures could be evidence for the role of high pressure fluids during metasomatism.

کلید واژه ها: سایر موارد