کانی شناسی، ژئوشیمی و ژنز کانسار آهن-آپاتیت ذاکر

چکیده :
کانسار آهن ذاکر(شمال شرق زنجان) در نوار ولکانو پلوتونیک طارم در زون ساختارى البرز غربى _ آذربایجان واقع شده است. واحدهاى سنگ شناسى در محدوده کانسار، سنگهاى ولکانیک – ولکانوکلاستیک(گدازه – توف) تشکیلات کرج(با سن ائوسن) و توده هاى نفوذى گرانیتوئیدى با ترکیب کوارتز مونزودیوریت، کوارتز مونزونیت وکوارتز سینیت(با سن الیگوسن) مى باشندکه توده هاى گرانیتوئیدى درداخل واحدهاى ولکانیکى نفوذ کرده است.
کانه زایى آهن درحدفاصل توده نفوذى و سنگهاى ولکانیک و ولکانوکلاستیک تشکیل شده است. کانه اصلى کانسنگ، مگنتیت- آپاتیت همراه با مقادیر کمى کوارتز و کلسیت است. مقدار آهن در کانسنگ ۴۳ درصد، مقدارفسفات ۵۶/۵ درصد بوده و سولفور آن ۶۷۲ppm مى باشد. علاوه برکانى سازى آهن – آپاتیت، تشکیل کانى سولفیدى پیریت همراه با مقادیرکمى کالکوپیریت به صورت رگچه ای وبه عنوان فاز تأخیرى بعدازتشکیل کانسنگ اصلى درمنطقه صورت گرفته است. کانى سازى در ۵ شکل بصورت رگچه هاى استوک ورک مگنتیت، مگنتیت – آپاتیت توده اى، مگنتیت – آپاتیت نوارى (باندى)، مگنتیت – آپاتیت رگه اى و رگچه هاى سولفیدى در محدوده تشکیل شده است. نفوذ توده معدنى در سنگهاى ولکانیکى میزبان، موجب متاسوماتیسم تیپ اسکارنى و تشکیل کانیهاى اکتینولیت، تالک، کلریت، فلوگوپیت، کوارتز، کلسیت و اپیدوت شده است. شواهد مینرالوگرافى، ژئوشیمیایى از منشاء ماگمایی کانسار حمایت می کنند. مقادیرعناصر Fe، Ni،V و روابط این عناصر با عنصر Ti و نسبتهاى آنها مؤید منشاء ماگمایى کانسارمى باشد. همچنین توزیع عناصر REE در آپاتیتهاى کانسنگ که آنومالى بارزى براى عناصر La،Ce  و Nd و آنومالى منفى شاخصى براى عنصر Eu نشان می دهند بیانگر این است که کانسار آهن ذاکردارای منشاء ماگمایى است. این کانسار بدلیل داشتن کانیهاى مگنتیت، آپاتیت واکتینولیت، متاسوماتیسم نوع اسکارنى وکنتاکت مشخص با سنگهاى میزبان با کانسارهاى ماگمایى نوع کایرونا مطابقت مناسبى نشان مى دهد.

نسرین خانمحمدی، کارشناسی ارشد زمین شناسی اقتصادی، دانشگاه شهید بهشتی تهران، دانشکده علوم زمین
احمد خاکزاد، دکتری زمین شناسی اقتصادی، دانشگاه هانوفر آلمان، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی تهران، دانشکده علوم زمین
جواد ایزدیار، دکتری پترولوژی، دانشگاه کیوتو ژاپن، عضو هیئت علمی دانشگاه زنجان، دانشکده علوم
مقدمه :
کانسارآهن ذاکر به همراه کانسارهای آهن اسکند، کرده ناب و علی آباد در نوار فلززایی طارم واقع شده اند که بخشی از زون ساختاری البرز غربی-آذربایجان محسوب می گردد. این نوار از جهت مواد معدنی و بررسی‌های زمین شناسی مورد توجه بسیاری ازپژوهشگران داخلی وخارجی بوده است.کانسارآهن ذاکر درفاصله22کیلومتری شمال شرق شهرستان زنجان و2کیلومتری شرق روستای ذاکرواقع شده‌است. دسترسی به آن از راه ارتباطی زنجان-گیلوان از طریق جاده زنجان - تهران امکانپذیر است. هیرایاما و همکاران (1966) با تهیه نقشه زمین شناسی1:100000 طارم، توده های نفوذی منطقه را کوارتزمونزودیوریت، کوارتزمونزونیت وکوارتزسینیت و واحدهای ولکانیکی را گدازه های آندزیتی- بازالتی و توفهای ریوداسیتی معرفی کرده اند. رحمانی (1383) با مطالعه کانسارهای آهن – آپاتیت زون طارم، منشاء آنها را ماگمایی معرفی کرد. با توجه به وجود کانسارهای مذکور مطالعه کانسار آهن ذاکر راهنمای اکتشافی و مطالعاتی مناسبی خواهد بود تا بدین طریق کانسارهای دیگر منطقه مورد بررسی قرار گرفته و با کانسارآهن ذاکر مقایسه و ارتباط آنها با یکدیگر مشخص گردد.
 
زمین شناسی:
منطقه ذاکر(شمالشرق زنجان) درنوارولکانو پلوتونیک طارم واقع شده است. این نواردرنتیجه فعالیتهای ماگماتیسم ترشیری البرز غربی – آذربایجان با روند NW_SE تشکیل گردیده است ناحیه مورد مطالعه در نقشه 1:100000 طارم(Hirayama,1966 ) در محدوده ای بین طول جغرافیایی¢43°48 الی ¢46°48 شرقی و عرض جغرافیایی¢37°36الی¢39°36 شمالی قرار دارد براساس نقشه زمین شناسی1:25000 ذاکر(شکل1) قدیمی ترین واحد رخنمون یافته درمحدوده، سنگهای ولکانیک – ولکانوکلاستیک با ترکیب توف برشی– لاپیلی توف و گدازه های آندزیتی-بازالتی بخش آمند تشکیلات کرج با سن ائوسن می باشندکه ازنظر ساختار زمین‌شناسی چین‌خورده شده وتشکیل طاقدیسی را داده اند وتوده های نفوذی گرانیتوئیدی با ترکیب کوارتزمونزودیوریت، کوارتزمونزونیت وکوارتزسینیت با سن الیگوسن در راستای NW-SE در امتداد محور طاقدیس موجود در این واحدها جایگیری کرده‌اند. جایگیری توده های نفوذی باعث دگرگونی مجاورتی درحد رخساره هورنبلند هورنفلس در سنگهای مجاورگردیده است. رسوبات کواترنر شامل تراسهای آبرفتی، رسوبات آهکی آب شیرین، رسوبات مخروط افکنه ای و نهشته های آبرفتی دوران چهارم دربخش جنوبی محدوده، جوانترین واحدهای زمین شناسی را تشکیل می دهند. کانه زایی آهن درحدفاصل توده نفوذی و سنگهای ولکانیک و ولکانوکلاستیک تشکیل شده است.
بحث :
 
کانه زایی
کانه زایی آهن در منطقه ذاکر حد فاصل توده نفوذی و سنگهای ولکانیک و ولکانوکلاستیک تشکیل شده است.کانه اصلی کانسنگ، مگنتیت- آپاتیت می باشد که همراه با مقادیرکمی کوارتز و کلسیت است. علاوه برکانی سازی آهن – آپاتیت، تشکیل کانیهای سولفیدی پیریت با مقادیرکمی کالکوپیریت به صورت رگچه ای تشکیل شده است. نفوذ توده معدنی در سنگهای ولکانیکی میزبان، موجب متاسوماتیسم اسکارنی و تشکیل کانیهای اکتینولیت، تالک،کلریت، کوارتز،کلسیت، اپیدوت و فلوگوپیت شده است. کانیهای هماتیت، گوتیت و مالاکیت، حاصل دگرسانی کانیهای مگنتیت، پیریت و کالکوپیریت دربخشهای سطحی کانسار می باشند. به منظور مطالعات مینرالوگرافی 15عدد مقطع صیقلی ازبخشهای مختلف کانسنگ، تهیه شدند. وبرای شناسایی دقیق برخی کانی ها،3 نمونه توسط روش XRD آنالیز شدند. جهت تشخیص خصوصیات کانیها و تعیین بافتهای موجود و همچنین پاراژنز کانیها بر اساس مطالعه میکروسکوپی، به تشریح ویژگیهای آنها پرداخته می شود.
1- مگنتیت
مگنتیت کانه اصلی کانساربوده که به همراه آپاتیت بخش عمده کانساررا تشکیل داده است. این کانی دارای بافت توده ای، دانه ای و بافت کاتاکلاستیکی می باشد(تصویر1).بافت کاتاکلاستیک از قطعات بلورین کاملاً به فشرده دراندازه پودری تا چند سانتیمتری تشکیل شده است. ردمن و اورلی (1971)معتقدندکه بدلیل افزایش اکسیژن در محتوی ثابت کاتیون، بلورهای مگنتیت درواحدحجم، طی فرایند اکسیداسیون دردمای پایین افزایش می یابند و بافت کاتاکلاستیکی تشکیل می شود. علاوه بر آپاتیت، مقادیری کوارتز و کلسیت هم با مگنتیت تشکیل شدند.
2- آپاتیت
آپاتیت کانی گانگ غالب درکانسنگ مگنتیتی می باشد. این کانی دارای رنگ صورتی و ازنوع فلوئورآپاتیت بوده و مقدارکلرآن پایین می باشد. بر اساس مطالعات میکروسکوپی دارای بلورهای خودشکل مونوپیرامیدال است و بصورت بلورهای شش وجهی کوچک و بزرگ و ستونی مشاهده میگردد. (تصویر2).
- اکتینولیت
فراوان ترین کانی سیلیکاته آبدار همراه با مگنتیت درکانسار، آمفیبول نوع اکتینولیت می باشد. این کانی دارای بافت دندریتی است. همچنین اگرگاتهای شعاعی و اشکال سوزنی و پرمانند از این کانی درداخل مگنتیت تشکیل شده اند(تصویر3). نیستروم و هنریکز(1994) با مطالعه کانسارهای ماگمایی، معتقدندکه وجود آمفیبولهای دندریتی، دلیلی بر منشاء ماگمایی آنهاست. درکانسارمورد مطالعه، درداخل توده مگنتیتی، رگه هایی از کانی اکتینولیت که بصورت بلورهای سوزنی در داخل رگه حضور دارند، تشکیل شده است. براساس مطالعه نتایج آنالیز XRD دو نمونه ازکانسنگ، وجود کانی اکتینولیت تأیید شده است.
4-پیریت
پیریت فراوانترین کانی دررگچه ها ی سولفیدی تشکیل شده درمراحل نهایی تشکیل کانسنگ است. بر اساس مطالعات مینرالوگرافی انجام گرفته، دو نسل از این کانی مشخص شده است. در نسل اول، کانی پیریت بصورت بلورهای بی شکل و نیمه شکلدارهستندکه همراه با کانیهای گانگ درتوده نفوذی و همچنین با مگنتیت درکانسنگ مشاهده می گردند(تصویر4). عدم وجود اشکال بلورین مشخص درکانی پیریت و ارتباط بافتی آن با مگنتیت، بیانگر رشد همزمان آنهاست. به عبارتی تشکیل این نسل از پیریت، قبل از کانی مگنتیت شروع وحتی همزمان با تشکیل آن نیز ادامه داشته است. پیریتهای نسل اول، به کانی گوتیت تبدیل گشتند. این بافت جانشینی از حواشی بلورها شروع و اغلب تا درون بلورها توسعه یافته است. پیریتهای نسل دوم، طی فاز تأخیری سولفیدی تشکیل شدند. این گروه، بلورهای خودشکل کانی پیریت همراه با کانی کالکوپیریت می باشند. کانیهای پیریت در این نسل، نسبت به نسل اول سالم تر بوده و به مقدار کمتر توسط گوتیت جانشین شده اند(تصویر5).
5- کالکوپیریت
کالکوپیریت به شکلهای نامنظم و پرکننده فضاهای خالی، در شکستگیها ی مگنتیت وپیریت تشکیل شده است. این کانی غالباً به کوولیت تبدیل ودرمواردی کوولیت بصورت پسودومورفی از این کانی تشکیل شده است(تصویر6). همچنین این کانی در بخش سطحی کانسنگ دراثر دگرسانی به هیدروکسید آهن و مالاکیت تبدیل شده است.
6- هماتیت
دربخشهای نزدیک سطح زمین درمناطقی که کانسار رخنمون داشته ومگنتیت درمعرض هوازدگی          قرارگرفته، هماتیت تشکیل شده است. بطوریکه دربخشهای عمیق کانسار، مقدار هماتیت بسیارکم است.کلیه هماتیتهای تشکیل شده درکانسنگ ازنوع ثانویه می باشند و طی فرایند مارتیتی شدن ازاکسیداسیون مگنتیت تشکیل شده اند. مارتیتی شدن به عنوان یک فرایند بعد از تشکیل کانی، اغلب درحواشی دانه ها، امتداد سطوح رخ و درطول شکستگیها معمول می باشد. در کانسار مورد مطالعه، مارتیتی شدن ازحاشیه دانه های مگنتیت ودرامتداد شکستگیها و سطوح رخ شروع شده است (تصویر7). بطوریکه درمراحل پیشرفته تر دربخشهای داخلی کانه توسعه پیدا کرده است ودرمواردی بخش غالب مگنتیت به هماتیت تبدیل و فقط آثاری ازآن بصورت لکه هایی باقیمانده است.
7-گوتیت و مالاکیت
گوتیت و مالاکیت محصول دگرسانی مگنتیت و کانیهای سولفیدی می باشد.پیریتهای نسل اول بطورکامل به کانی گوتیت تبدیل شدندوآثاری ازبلورهای آنها باقیمانده است (تصویر8). مالاکیت به عنوان کانی کربناته، حاصل اکسیداسیون کالکوپیریت دررگچه های سولفیدی است.
انواع کانی سازی های انجام شده در منطقه ذاکر
براساس بررسیهای صحرایی ومطالعه مقاطع میکروسکوپی کانی سازی آهن در ناحیه ذاکر در 5 شکل انجام گرفته است:
1. رگچه های نامنظم مگنتیت به شکل استوک ورک
توده نفوذی مجاورکانسارمتحمل دگرسانی شده و شکستگیهایی درتوده سنگی تشکیل شده که کانه مگنتیت همراه با کوارتز و کلسیت فضاهای خالی شکستگیها راپر کرده و بصورت رگچه هایی، تشکیل بافت استوک ورک را داده است. دگرسانی از نوع کانیهای رسی،کلریت و مونت موریلونیت می باشد.
2. کانی سازی مگنتیت – آپاتیت بصورت توده ای
درساختارتوده ای،کانی آپاتیت بصورت بلورهای منفرد سفیدرنگ ویا تجمعی ازچندین بلورو قطعات بلوری تشکیل می گردد. اندازه بلورها و قطعات بلورین درمقیاس وسیعی متغیراست. آپاتیت های درشت بلوربه شکل منشوری بی پیرامیدال وسوزنی،که گاهی ابعاد بلورحتی به cm30هم می رسد، تشکیل و فضای بین بلورها توسط کانیهای کوارتزوکلسیت پر شده است.
3. کانی سازی مگنتیت – آپاتیت نواری (باندی)
مشخصه مهم ساختارنواری، وجود لایه ها یا نوارهایی متشکل از بلورها ی ریزدانه صورتی تا سفیدرنگ آپاتیت درداخل توده مگنتیت می باشد(تصویر9).
4. کانی سازی آپاتیت بصورت رگه ای درداخل مگنتیت
رگه ها ی آپاتیت درداخل توده مگنتیت به عنوان فازنهایی کانی سازی مگنتیت-آپاتیت قبل ازمرحله تشکیل سولفیدها محسوب می شوند. زمانی که بلورهای تشکیل شده آپاتیت در متن سنگ به ابعاد بزرگتری برسدتشکیل رگه ها ی آپاتیت را می دهد. به عبارتی این رگه ها متشکل از بلورهای درشت ابعاد به همراه بلورهای ریز دانه و خردشده آپاتیت می باشند(تصویر10).
5. کانی سازی سولفیدی بصورت رگچه ای
کانی سازی سولفیدی شامل کانی پیریت با مقادیری کالکوپیریت می باشدکه بصورت رگچه های سولفوری درفازتأخیری بعدازتشکیل مگنتیت – آپاتیت تشکیل شده اند. دراین رگچه ها مگنتیت همراه با کانیهای سولفیدی مشاهده می شود.
دگرسانی اسکارنی و ژئوترموبارومتری واکنشهای انجام شده
در ناحیه ذاکر همزمان با جایگزینی توده معدنی در سنگهای میزبان ولکانیکی، متاسوماتیسم اسکارنی رخ داده و کانیهای اکتینولیت، ترمولیت، کلریت، تالک، فلوگوپیت، کوارتز، کلسیت و اپیدوت در سنگهای دیواره تشکیل شده است. فریتش (1978) کانی اکتینولیت را به عنوان یک کانی اصلی اسکارنی درکانسارهای تیپ کایرونا معرفی کرده است که در سنگهای میزبان بصورت رگه ای و توده های منظم بوده و رشد آن همزمان با تشکیل کانسار صورت گرفته است. مطالعات ژئوترموبارومتری بخش اسکارنی، بر اساس منحنیهای مربوط به واکنشهای شناخته شده در هاله دگرگونی، در نمودار فشار – حرارت، فشاری حدود 2 کیلوبار را نشان می دهند.همچنین محاسبه محل تقاطع منحنیهای واکنشی مربوطه با فرض اکتیویته یک برای همه فازها و رسم آنها بر روی نمودا حراررت- کسرمولی دی اکسید کربن (T-XCO2) نشان می دهد که کسرمولی دی اکسید کربن هنگام دگرگونی برابر با 9/0 بوده است و دمای دگرگونی نیز 500- 400 درجه سانتیگراد تخمین زده می شود. (دراین راستا ازنرم افزارترموکالکTERMOCALC, Version2.3)),((Holland & poowell, (1998 استفاده گردیده است).
 
ژئوشیمی
به منظور بررسی ویژگیهای ژئوشیمیایی کانسار، تعداد 10 نمونه مگنتیتی از بخشهای مختلف کانسارجهت تعیین مقادیر عناصر اصلی و فرعی توسط روش XRF آنالیز شدند. همچنین جهت بررسی الگوی ژئوشیمیایی عناصر نادر خاکی در کانی آپاتیت از نتایج آنالیز دو نمونه آپاتیت ازکانسار مورد مطالعه که به روش ICP-MS توسط سازمان زمین شناسی کشور (1383)درراستای مطالعه برروی نواحی امید بخش معدنی طارم آنالیزگردیده، استفاده شده است.بر اساس نتایج آنالیز مقدار آهن در کانسنگ 43 درصد، مقدارفسفات 56/5 درصد و سولفور آن 672ppm می باشد.
نیستروم و هنریکز درسال1994 با مطالعه خصوصیات ژئوشیمیایی مگنتیتهای کانسارهای آهن ماگمایی در نواحی مختلف جهان، آنها را به دو گروه کانسارهای آهن استراتی فرم آتشفشانی – بروندمی و کانسارهای آهن آپاتیت و آپاتیتها ی رگه ای تقسیم کرده اند. براساس مطالعات محققین فوق از ویژگیهای ژئوشیمیایی شاخص کانسارها ی آهن ماگمایی( مگنتیتهای آپاتیتی و آپاتیتهای رگه ای)، فقیرشدگی از عنصرCr ( درحد کمتراز ppm 10) و با لا بودن مقدارV(ppm 2000 - 1000) می باشد. محتوای عنصر Ti نیز در آنها پایین بوده و مقدار آن بین 100 تا 1000 ppm و گاه تا 5000 ppm متغیر می باشد. بر اسا س این ویژگیهای ژئوشیمیایی،کانسار ذاکر از نوع کانسارهای آهن ماگمایی می باشد.
رده بندی انواع کانسارها ی آهن با توجه به مطالعات لوبرگ و هورندال (1983) بر اساس مقادیر عناصرTi،V،Fe و Ni صورت گرفته است. درنمودار تغییرات عنصرNi دربرابرV با توجه به مرز تفکیک انواع تیپهای کانساری از یکدیگر،که میزان Vحدود 100ppm می باشد، نمونه های مگنتیتی کانسارمورد مطالعه درموقعیت کانسارهای آهن آپاتیتی وآهن تیتانیوم دارودر نمودار Fe/Ti-Fe/Vدرمحدوده کانسارهای آهن آپاتیتی قرارمی گیرند. (نمودار1و2).
لیگاندهای کمپلکس ساز فسفری اهمیت قابل ملاحظه ای درانتقال عناصر نادرخاکی دارند. دردمای بالا وبویژه درسیالاتی که مقدارفسفات آنها زیاد است، کمپلکسهای فسفاتی عناصر نادر خاکی اهمیت بیشتری پیدا می کنند. آپاتیت ازجمله کانیهایی است که عناصر کمیاب درسیستمهای کانساری مختلف را همراهی می کند(ژیره،1990،منبع 1). برا ی مشخص کردن مقادیر عناصر REE در آپاتیتهای کانسارذاکر و مقایسه الگوی توزیع این عناصرباکانسارهای کایرونا و دورانگوبه عنوان کانسارها ی نوع ماگمایی(جدول1)، نمودار عنکبوتی عناصرREE نرمالیزه شده نسبت به کندریت، برای آپاتیتهای این سه کانسار ترسیم گردیده است(نمودار3). در نمودار فوق، نمونه های آپاتیتی کانسارهای کایرونا، دورانگووذاکر، الگوی توزیع مشابهی نشان می دهند. بطوریکه عناصرLa،Ce  وNd بیشترین آنومالی و عنصرEu کمترین آنومالی را دارا می باشند. بنابراین بامطالعه توزیع عناصر REE در آپاتیتها ی کانسار ذاکر و مقایسه آنها با نمونه های نوع کایرونا و دورانگو می توان ادعا کردکه کانسار آهن ذاکر به عنوان کانسارآهن – آپاتیت تیپ کایرونا بوده و دارای منشاء ماگمایی می باشد.
ژنز
کانسارهای آهن - آپاتیت به کانسارهای تیپ کایرونا معروف است که در بخشهای مختلف جهان وجود داشته واغلب با سنگهای ولکانیک و نفوذی کم عمق همراه اند. جزء اصلی تشکیل دهنده این کانسارها مگنتیت است که با مقادیر مختلفی آپاتیت و اکتینولیت همراه می باشد. کانسار آهن ذاکراز نوع کانسارهای آهن - آپاتیت می باشدکه میزبان آن سنگهای ولکانیکی وتوده نفوذی گرانیتوئیدی می باشد. علی رغم مطالعات فراوانی که بر روی کانسارهای تیپ کایرونا انجام شده، نظرات مختلفی درمورد منشاء آنها وجود دارد. اغلب محققین از منشاء ماگمایی این کانسارها و جایگزینی ماگمای غنی از مواد فرار، با نهشته شدن ازسیالات باقیمانده حمایت کرده و فرایند تفریق ماگمایی و اختلاط ناپذیری را به عنوان منشاء این کانسارها در نظرگرفته اند. در مورد ژنز کانسار ذاکر اینگونه برداشت می شود که ماگمای گرانیتوئیدی غنی از آهن، فسفر، عناصرREE، فلوئور، کلر و عناصررادیواکتیو بوده که از طریق دو سیستم گسله با روندNW-SE درحال هدایت به سوی سطح زمین بوده که ماگما در طی صعود در حالت مذاب به دو فاز سیلیکاته وآهن – فسفات تفکیک می گردد. صعود یا فرورفتن مذاب آهن – فسفات درمذاب سیلیکاته بستگی به نسبت گاز به سیال دارد یعنی درصورت بالا بودن مقدارگاز، توده مگنتیتی-آپاتیتی صعود خواهد کرد(نسلاند،2000). بنابراین مذاب آهن – فسفات بعلت افزایش فوگاسیته اکسیژن صعود و توده های آهن وآپاتیت را پدید آورده است. با افزایش مقادیر سولفور طی فاز تأخیری، در داخل شکستگیهای کانسنگ اولیه، رگچه ها ی سولفور تشکیل شده است. همچنین این مذاب بعلت افزایش مواد فرار باعث متاسوماتیسم اسکارنی در سنگهای ولکانیکی میزبان شده است.
 
نتیجه گیری :
کانسارآهن ذاکربدلیل داشتن کانیهای مگنتیت، آپاتیت واکتینولیت، متاسوماتیسم نوع اسکارنی، کنتاکت مشخص با سنگهای میزبان و شکل ماده معدنی مشابه با کانسارهای آهن ماگمایی تیپ کایرونا درنقاط مختلف جهان می باشد. گروهی از شواهد صحرایی، ویژگیهای مینرالوگرافی و ژئوشیمیایی کانسارآهن ذاکرکه با کانسارهای ماگمایی نوع کایرونا مطابقت مناسبی نشان می دهند درذیل تشریح می گردند:
1-       ماگمای مولد کانسارآهن ذاکر، توده نفوذی کم عمق بوده و سنگ میزبان ماده معدنی، سنگهای ولکانیکی با ترکیب آندزیت بازالتی می باشند.
2-       کنتاکت بین ماده معدنی و سنگهای میزبان ولکانیکی مشخص بوده و همچنین نشانگر جوان بودن توده نفوذی نسبت به سنگ میزبان است.
3-    بخش اصلی کانسنگ، مگنتیت، آپاتیت واکتینولیت بوده که بصورت رگچه ورگه ای تشکیل شده است و کانی سازی سولفیدی یک فاز تأخیری نسبت به کانی سازی آهن – آپاتیت می باشد.
4-       وجود اکتینولیت دندریتی همراه با مگنتیت، نشاندهنده منشاء ماگمایی این کانسار می باشد.
5-    نفوذ توده معدنی داخل سنگهای ولکانیکی میزبان باعث ایجاد متاسوماتیسم اسکارنی و تشکیل کانیهای اکتینولیت، تالک،کلریت، کوارتز، کلسیت، اپیدوت و فلوگوپیت شده است. بر اساس مطالعات ژئوترموبارومتری، واکنشهای شناخته شده دراین هاله دگرگونی فشاری حدود 2 کیلوبار را نشان می دهد و کسرمولی دی اکسید کربن هنگام دگرگونی برابر با 9/0 و دمای دگرگونی نیز 500- 400 درجه سانتیگراد بوده است.
6-       الگوی توزیع عناصرنادرخاکی درآپاتیتهای کانسنگ، انطباق شاخصی با آپاتیتهای کانسارهای ماگمایی در ناحیه کایرونا و دورانگو نشان می دهد.
7-    توزیع عناصر REE در آپاتیتهای کانسنگ که آنومالی بارزی برا ی عناصرLa،Ce  و Ndو آنومالی منفی بالایی برای عنصر Eu نشان می دهند، بیانگر این است که کانسار آهن ذاکر دارای منشاء ماگمایی می باشد.
8-       کانسارآهن ذاکر دارای محتویV بالا و فقیرازCr وTi بوده که این ازویژگیهای کانسارهای آهن ماگمایی است.
9-      بررسی مقدارعناصرTi ،V، Ni وFe و مقدایرنسبی آنها در مگنتیتها نشان داد که کانسار آهن                       ذاکر از نوع کانسارهای آهن – آپاتیتی با منشاء ماگمایی می باشد.
تقدیر و تشکر:
در این تحقیق اساتید محترمی مرا یاری کرده اند که در این جا از زحمات جناب آقای مهندس شهرام رحمانی، جناب آقای مهندس مهری کارشناسان محترم بخش اکتشاف سازمان زمین شناسی کشور که در ارائه اطلاعات مفید جهت مطالعه کانسار آهن ذاکر مرا یاری کردند و همچنین از جناب آقای حمایت جمالی کمال تشکر و سپاس را دارم.
منابع فارسی :
 
1- جمالی،حمایت، دری، محمد باقر، 1385، استفاده از شواهد بافتی و کانی شناختی در تعیین
     شرایط و نحوه تشکیل فسفات گزستان، سازمان زمین شناسی کشور.                                           
2- خانمحمدی، نسرین، 1386، کانی شناسی، ژئوشیمی و ژنز کانسارآهن ذاکر ( شمال شرق
    زنجان) ، رساله کارشناسی ارشد، دانشگاه شهید بهشتی تهران،250صفحه.
3-رحمانی، شهرام،1383، گزارش بررسی و معرفی نواحی امیدبخش معدنی در ورقه زمین                                      
    شناسی    1:100000 طارم، 73 صفحه.

کلید واژه ها: زنجان