خاستگاه نهشته های ناسولفیده روی در معادن سرب و روی ایران و کاربردهای اکتشافی آن

چکیده :
 
نهشته هاى اکسیده و کربناته روى به دلیل اهمیتشان در صنعت بیش از یکدهه است که بصورت ویژه در دنیا مطالعه مى شوند و تحت عنوان کانسارهاى ناسولفیده روى شناخته مى شوند. این کانسارها بدلیل عدم نیاز به تشویه، عملیات پیرومتالوژى و گاه عملیات کانه آرائى و نهایتاً مشکلات زیست محیطى کمتر، در دنیا بعنوان اهداف اکتشاف مهم مطرح   شده اند و در حال حاضر یکى از مهمترین موضوعات زمین شناسى اقتصادى را تشکیل میدهند.
این نهشته ها عمدتا توسط پروفسور هیتزمن و همکاران(۲۰۰۳) مطالعه شده اند. ایشان از لحاظ ژنتیکى این کانسارها را به دو گروه اصلی نهشته هاى سوپرژن و هیپوژن تقسیم نموده است. انواع سوپرژن معمولترین ناسولفیدهاى دنیا هستند که غالباً در سنگهاى با میزبان کربناته یافت مى شوند.
کالامین یکى از مهمترین نهشته هاى ناسولفیده روى است که در نتیجه تحرک مجدد روى از کانسنگ اولیه سولفوره و جایگزینى آن در سنگ دیواره کربناتى ایجاد مى شود. نگارنده با مطالعه دهها معدن سرب و روى (بیش از ۵۰ معدن) در پهنه ایرانزمین، به مطالعه چگونگى تکوین وشکل گیرى آنها پرداخته است. شناخت و بررسى خاستگاه این نهشته ها، نه تنها باعث درک بیشتر کانسارهاى سرب وروى مى گردد، بلکه کلیدهاى اکتشافى مهم و قابل توجهى را در اختیار مکتشفین قرار مى دهد. مهمترین پیش درآمد تشکیل این نوع نهشته ها فعالیت مجدد گسله ها و برشى شدنهاى مکرر کانسنگ اولیه وسنگ دیواره کربناته آنها مى باشد، که سبب راه یابى سیالات جوى اکسیژن دار به کانسنگ سولفوره مى گردد. این سیالات عامل اصلى واکنش هاى اکسید کننده و مخرب توده هاى سولفیدى اسفالریت دار بوده و سبب تشکیل سیالات اسیدى غنى از روى مى شود. با این فرآیند روى از محل کانسنگ اصلى تحرک یافته و توسط جریان آبهاى زیر زمینى به سنگ دیواره کربناتى مهاجرت نموده و در شرایط سوپرژن و در صورت وجود تله هاى ژئوشیمیایى مناسب محتواى روى آنها بصورت کانسنگ کالامینه در کلاستهاى برشى سنگ دیواره نهشته مى گردد.

رامین محمدی نیایی، کارشناس ارشد پترولوژی از دانشگاه شهید باهنر کرمان، معاون اکتشاف شرکت معدنکاران انگوران شرکت توسعه معادن روی ایران،Mohammadi_Niaei@Yahoo.com

مقدمه :
 
در انجام این تحقیق نگارنده معادن مهمی همچون انگوران، مهدی آباد، ایرانکوه، چیچکلو، چاه میر و دهها معدن سرب و روی کوچک دیگر را در طی سالیان متمادی مورد بررسی قرار داده است. نهشته های ناسولفیده روی ( Nonsulfide Zinc Deposits) به کلیه کانسار های غیر سولفیده روی گفته می شود که ممکن است حاصل جایگزینی مستقیم اسفالریت باشد و یا حاصل تحرک مجدد روی و جایگزینی آن در سنگ دیواره باشد. یکی از مهمترین انواع این نهشته ها کالامین می باشد که یکی از کانسنگهای روی با ترکیب کانی شناسی متغیر از اسمیت زونیت، همی مورفیت، هیدرو زینکیت و یا ترکیب از آنها می باشد، بر خلاف کانسارهای دیگر، کربنات- سیلیکات  این نهشته ها صرفاًً حاصل جایگزینی اسفالریت با اسمیت زونیت نمی باشند! و در بسیاری ازکانسارهای مورد بحث این مقاله، حاصل جایگزینی روی در واحدهای آهکی و دولومیتی سنگ میزبان می باشد با این وجود در پاره ای از کانسارهای دنیا، ناسولفیدها دارای خاستگاه گرمابی نیز هستند و به انواع هیپوژن شهرت دارند. از ویژگی های مهم کالامین عیار روی بالا و عیار سرب بسیار پائین، بافت نوده ای تا پودری، رنگهای سفید، کرم، صورتی ، جگری و قهوای روشن در بسیاری موارد مخفی بلور (Cryptocrystalline) می باشد. نهشت آنها عمدتاً حاصل فرآیندهای سوپرژن می باشند. عمدتاً توسط پروفسور هیتزمن(2003)، ماریا بنی (2003)، دلیران و دیگران مطالعه شده اند.
بطورکلی این نهشته ها از نظر خاستگاهی به دو گروه هیپوژن و سوپرژن طبقه بندی می شوند( هیتزمن و همکاران، 2003). نهشته های سوپرژن خود به انواع نهشته های نوع در جازا (Direct Replacement)، جایگزین در سنگ دیواره( Wall Rock Replacement) و نوع برجای مانده و پرکننده کارست(Residual and karst-fill) تقسیم بندی می شوند(تصویر شماره 1). نگارنده نوع تبخیری را نیز به طبقه بندی می افزاید که در ادامه تشریح خواهد شد.

نهشته های هیپوژن کمتر در دنیا شناخته شده اند و شامل دو نوع جایگزینی و ساختار کنترل (Structurally Control) و نوع استراتیفرم غنی از منگنز(Stratiform, Manganese-rich) هستند .بر پایه مطالعات و بررسی های نگارنده تقریبآً اکثر نهشته های ناسولفیده روی معادن ایران نیز   از انواع سوپرژن می باشند.

بحث :
 
تکوین نهشته های ناسولفیده
الف) نهشته های نوع در جازا (Direct Replacement)
 این نوع نهشته ها در کنتاکت بلافصل کانسنگ اولیه ‌(Protore) نهشته می شوند و در واقع همان کانسنگهایلفیده جایگزین شده با کربنات هستند. در بسیاری از کانسار ها، بویژه در انواعی که تشکیل آنها به نوعی توسط گسله ها کنترل می گردد، بعد از نهشت کانه ها، در اثر فعالیت مجدد گسل ها و یا در اثر گسلش های بعدی، کانسنگ سولفیدی و سنگ دیواره آن دچار برشی شدن و خردایش می گردند. در نتیجه این فرآیند نفوذپذیری توده سولفوری بوی‍ژه در حاشیه های بیرونی کانسار بنحو چشمگیری افزایش می یابد، که بنوبه خود زمینه نفوذ سیالات جوی را فراهم می آورد.

 این سیالات چنانچه غنی از گاز CO2 باشند سبب جایگزینی مستقیم اسفالریت با اسمیت زونیت می شوند. در این انواع تشکیل اسمیت زونیت حاصل یک جایگزینی ساده اسفالریت با اسمیت زونیت می باشد که در آن روی از محل کانسنگ اولیه جابجا نمی شود. بدیهی است در این میان واکنشهای میانی نقش عمده ای را ایفا می نمایند که نباید فراموش گردند. این نوع ناسولفید ها در طبقه بندی هیتزمن بنام نهشته های نوع در جازا (Direct Replacement) را بخود می گیرند. مهمترین مثال از این گروه، کانسنگ های کربناته سخت(Hard Carbonate ore) و مخلوط سولفور -کربنات(Mix ore) معدن انگوران (تصاویر شماره 2 و3) و بخش اکسیده معدن تاج کوه می باشد.

ب) نهشته های نوع جایگزین در سنگ دیواره ( Wall Rock Replacement)
 این نوع کانسارها غالباً در بخش های حاشیه ای و فوقانی کانسار و در سنگ دیواره آهکی و یا دولویتی کانسار نهشته می شوند.در تشکیل این نهشته ها چنانچه آبهای جوی غنی از اکسیژن باشند، در این حالت شرایط اکسایش سولفیدها و بویژه پیریت و اسفالریت فراهم می گردد. اکسیداسیون پیریت  می تواند حجم قابل توجهی اسید سولفوریک تولید نماید. اسید حاصله از خاصیت اکسید کنندگی بالایی بر خوردار بوده و بنوبه خود حلالیت و اکسایش اسفالریت را افزایش می دهد. این محلول بدلیل قدرت حل کنندگی بسیار زیاد سبب انحلال(Leaching) عناصر بویژه روی و تا حدی کلسیم گردیده و سبب جدایش آن از عناصری چون سرب، نقره و آهن می گردد(سنگمشوار و بارنز،1983 ) در این فرآیند معمولا گالن بصورت مقاوم باقی می ماند، با این وجود بخشی از این کانی نیز تحت اکسایش قرار می گیرد.  خروج روی از کانسنگ اولیه با مکانیزم فوق اصطلاحاً تحرک مجدد روی(Zinc Remobilization)   نامیده می شود که حاصل آن تشکیل محلول های اسیدی غنی از روی است. بدیهی است پیشرفت این واکنشها سبب تهی شدگی نسبی کانسنگ سولفیده و برشی اولیه از عنصر روی و تشکیل یک برجا مانده غنی از سرب  می شود. که معمولاً واجد ساخت های داربستی (Boxwork texture) و حفره دار حاصل از انحلال سولفیدها می باشد(تصویر شماره). این نوع ساختها بوضوح در بخش اکسیده کانسارهای مهدی آباد، تاج کوه، بهرام تاج و انجیره دیده می شود که معمولاً آلودگی هایی از روی را نیز نشان می دهند.
این محلول غنی از روی  با چرخش آبهای زیر زمینی وارد فضاهای برشی حاشیه کانسار یعنی سنگ دیواره کربناته (آهکی یا دولومیتی) می گردد(تصاویر شماره3، 4 و 5). محلول غنی از روی در این حالت، در تماس با کلاستهای آهکی یا دولومیتی بتدریج شروع به واکنش نموده و نهایتاً اسدیته آن خنثی می گردد. در نتیجه این فرآیند قطعات سنگهای کربناته مورد انحلال فرار گرفته و از حاشیه متحمل خوردگی شده و با روی کربناته جایگزین می گردد. وجود حاشیه های واکنشی(Reaction Rim) در کلاستهای کالامین این کانسنگ شاهد این مدعاست.(تصویر شماره 6 و 7). پیشرفت واکنش بمرور سبب از بین رفتن زوایای تیز کلاستهای برشی آهکی یا دولومیتی میگردد و سبب رسوب اسمیت زونیت های سفید رنگ و مخفی بلور یا کالامین در اطراف کلاستهای آهکی یا دولومیتی می شود( فرآینداسمیت زونیتی شدن)(تصویر شماره8) . این نوع ناسولفید در طبقه بندی آقای هیتزمن بعنوان نوع جایگزین در سنگ دیواره (Wall Rock replacement) شناخته می شود. چنانچه اندازه کلاستهای آهکی اولیه کوچک باشد انحلال و واکنش جانشینی کامل خواهد بود و کلاست آهکی کاملاً با کربنات روی جایگزین خواهند شد. ولی هرگاه کلاست اولیه بزرگ باشد در انتهای واکنش در مرکز کلاست یک باقیمانده(Residual) آهکی خواهیم داشت(تصویر شماره6،8 و9). انحلال هسته آهکی توسط سیالات جوی در مراحل بعدی، می تواند سبب تشکیل ساخت های داربستی و متخلخل در هسته آهکی شود (تصویر شماره6). در پاره ای موارد محلول های اسیدی غنی از روی وارد سطوح درزه و شکاف شده وبا سنگهای دیواره درزه واکنش داده و کالامین بصورت رگه ای و رگچه ای در سنگ دیواره نهشته می گردد (تصویر شماره7)و یا کمی دورتر سبب آلودگی سنگهای پیرامون کانسار با روی کربناته می شود. بهر حال این واکنش تا زمانی که محتوای روی کافی و اسیدیته لازم وجود داشته یاشد ادامه خواهد یافت ولی بمرور با کاهش اسیدیته محلول و کم شدن محتوای روی محلول واکنش ضعیفتر انجام میشود.
واکنش ته نشست و رسوب کربناتهای  فوق شدیداً متاثر از Ksp حلالیت اجزا موجود در محلول می باشد. این عامل کنترل کننده رسوب اسمیت زونیت و کلسیت می باشد . با توجه به آنکه ضریب حلالیت  Kspکربنات روی کمتر از کربنات کلسیم میباشد از اینرو در مراحل اولیه واکنش که ابتدا کربنات روی (کالامین)که Ksp کمتری دارد رسوب مینماید ولی بتدریج PH این محلول در نتیجه بافر شدن با سنگ میزبان آهکی افزایش می یابد که این امر خود ضمن هم رسوبی کلسیت و اسمیت زونیت سبب رسوب تناوبی و ریتمیک کربنات روی و کلسیم می گردد(تصویر شماره 6 و 8).در مراحل پایانی واکنش محتوای روی کاملاً خاتمه یافته و با افزایش PH تنها کربنات کلسیم رسوب مینماید . شایان ذکر است که این نوع کلسیت معمولاً حاوی اکسیدها و کربنات های آهن می باشد که گاه در اطراف کانسار نیز بصورت رگه ای و پچ مانند کسترش می یابند.
فرآیند های مذکور در نهایت سبب می گردند تا محتوای روی از بخش کانسنگ اولیه به سنگ دیواره منتقل شده و در آنجا مجدداً نهشته گردد که این مهم خود سبب تجمع روی در سنگ دیواره کربناته می گردد. تحرک و تمرکز روی در پاره ای موارد سبب ایجاد یک زون غنی شده (Supergene) روی در بخش های اکسیده می گردد، بطوریکه در اکثر کانسارها، این زون پرعیارترین بخش کانسار را تشکیل میدهد. بخش کالامینه کانسارهای عظیم مهدی آباد، انگوران و ایرانکوه و معدن دره زنجیر،تنگل، منصور آباد، تاش و مجن با همین مکانیزم تشکیل شده اند. از وی‍ژگی های مهم این نوع ناسولفید، عیار بسیار پائین سرب(Pb<%1) و عیار نسبتاَ بالای روی (8 می باشد. در تمامی این معادن بخش کالامین یا جدا از کانسنگ اولیه، یا در بخش های حاشیه ای و یا در بخش های فوقانی کانسار نهشته شده است. در کانسار چاه میر، عیار بخش سولفوره حدود 5/5 % روی است، این در حالی است که در نتیجه تحرک مجدد روی و تشکیل زون سوپرژن، عیار بخش کربناته افزون بر 15% میگردد.
کالامین بدلیل داشتن حالت پودری و سست، براحتی در آبهای جوی غنی از CO2 حل شده و محلول بی کربنات روی را بوجود می آورد. این محلول با وارد شدن در فضاهای خالی از جمله کانسنگ
کالامینه با از دست دادن گاز CO2 مجدداً بصورت اسمیت زونیتهای گل کلمی رسوب می نماید که بنوبه خود سبب سمانتاسیون کانسنگ قبلی و نهایتاً سفت و سخت شدن آن میگردد کانسنگ کربناته سخت در معدن انگوران مثالی از این نوع فرآیند است. چنانچه در محیط رسوب اسمیت زونیت، ترکیبات سیلیسی وجود داشته باشد، بعنوان مثال سیلیس موجود در دولومیت و یا سیلیس حاصل از کانی های رسی، در اینصورت بجای اسمیت زونیت کانی همی مورفیت یا ویلمیت تشکیل می شود معادن گوجر و چاه سرب مثالهائی از نهشته های سیلیکاته می باشند. همی مورفیت در شرایطPH   کم ،کربنات کم و محتوای سیلیسی بیشتر تولید می شود . در پاره ای موارد ممکن است بر اثر وجود یون OH هیدروزینکیت رسوب نماید که معمولاً آخرین فاز تشکیل شده در نهشته ها سوپرژن می باشد.
وجود یک واحد کربناته آهکی یا دولومیتی، ماسه سنگ های دارای سیمان کربناته در سنگ دیواره بعنوان یک تله ژئوشیمیایی(Geochemical Trap)  عامل بسیار مهمی در نهشت کانسنگ های ناسولفیده روی می باشد. زیرا چنانچه محلول روی حاصل از اکسایش و انحلال با سنگ دیواره خنثی نشود و این محلول روی دار در جریانات زیر زمینی هرز رفته و از سیستم کانسار خارج می گردد. کانسارهائی که دارای میزبان شیلی هستند
از اینرو در نهشته های ماسیوسولفاید ولکانوژنیک و سیستم های با سنگ میزبان مادستونی یا شیلی(سدکس) یا ولکانیکی که سنگ دیواره واکنش ناپذیر میباشد، تقریباً فاقد زون کالامینه می باشند. مثال بارز این پدیده در معادن کوشک، آی قلعه سی و زه آباد دیده میشود که علی رغم برشی شدن و اکسایش بسیار شدید کانسنگ سولفوره، زون کالامینه تشکیل نشده است.
شدت واکنش پذیری سنگ میزبان نیز عامل مهم دیگری در تمرکز زون کالامینه می باشد. چنانچه روی تحرک یافته وارد سنگ میزبان دولومیت گردد، بدلیل واکنش پذیری کم دولومیت، محلول غنی از روی کمتر خنثی شده و در نتیجه  مسافت زیادی را در سنگ دیواره طی می کند تا محتوای روی آن رسوب و  PH آن خنثی گردد.   از اینرو در این موارد زون سوپرژن حاصله، گسترش و پراکندگی زیادی داشته و عیار بخش کالامینه آن پائین خواهد بود. پراکنش روی گاه آنقدر زیاد است که بجای زون سوپرژن، صرفاً یک زون آلوده به روی تشکیل می گردد. از اینرو در کانسار های دارای میزبان دولومیتی، مانند کانسار کوه قلعه و چیچکلو، زون سوپرژن تمرکز چندانی ندارد. شایان ذکر است که نفوذ پذیری و وجود مجاری عبور سیالات در سنگ دیواره نیز عامل مهمی در تکوین و گسترش زون کالامینه می باشد که تراکم درزه ها و شکستگی ها را نیز می بایست به افزود.
تحقیقات نگارنده نشان می دهد که گسلش و متعاقب آن برشی شدن مهمترین عامل افزایش نفوذ پذیری در کانسار و سنگ دیواره آن می باشد که شرایط نفوذ سیالات جوی و نهایتاً اکسایش و تحرک رویسبب می گردد. شایان ذکر است که در طی این فرآیند عناصر کمیاب دیگری نیز ممکن است تحرک یابند که تشریح آنها در این مختصر نمی گنجد. بهرحال این فرآیند عامل جابجایی روی از یک بخش کانسار به سنگ دیواره آن می باشد.
در مواردی که در کانسنگ اولیه (Protore) محتوای پیریت بالا باشد، بدلیل تولید اسید و ترکیبات سوافاته آهن دار بسیار زیاد،  فرآیند تحرک روی فعال تر خواهد بود و محلول روی حاصله بسادگی خنثی نگردیده و ممکن است سبب هرز رفتن روی در آبهای زیر زمینی گردد. این مهم در عین حال سبب تولید محصولات ثانویه ای همچون ملانتریت، ‍ژیپس، اپسومیت، لیمونیت،گوتیت و هماتیت می گردد، که ضمن کاهش عیار زون سوپرژن، سبب بروز مشکلات کانه آرائی بویژه در فرآیند لیچینگ می گردند. در چنین مواردی همچنین احتمال تشکیل فرانکلینیت (کانی اسپنل روی،منگنز وآهن دار)نیز زیاد می گردد. مثالهایی از این حالت کانسارهای چاه میر، انجیره، طرز، تنگل، گوجر و بخش اکسیده کانسار مهدی آباد می باشد(تصویر شماره 9).
تشکیل این نهشته ها با عواملی چون اندازه دانه ها، کانی شناسی کانسنگ اولیه، تغییر جریان آبهای جوی، تغییرات قائم سطح آب های زیر زمینی و نرخ نزول آنها در طی بالا آمدگی تکتونیکی و یا شرایط آب و هوایی، تراکم شکستگی های سنگ دیواره و تله های ژئوشیمیایی مناسب نیز کنترل می گردد(هیتزمن و رینولد، سنگستر ، کارمن،2003) . شدت گسلش کانسار (کانسنگ و سنگ دیواره آن) و در نتیجه پهنای زون برشی و میزان خردایش قطعات، ماسه ای شدن (Sanding) سنگ های کربناته بلورین، بافت و ساخت ، و مینرالو‍ژی کانسنگ نیز از عوامل مهم کنترل کننده این فرآیندها می باشند. 
ج) نهشته های نوع پر کننده کارست karst- fill))
دربعضی از کانسارها کالامین های سوپرژن نسل اول توسط آبهای جوی مجدداً حمل شده(reworked Zinc) و در فضای خالی درزه ها، شکستگی ها و گاهاً کارستهای مرتبط با گسل رسوب مینماید . این نوع کالامین بدلیل آنکه غالبا همراه با قطعات آواری و کانی های رسی جابجا شده رسوب می نماید، کم و بیش دارای لایه بندی بوده و واجد مقادیری از کانی های رسی و دیگر کانی های گانگ می باشد که همین امر سبب کاهش عیاری آن می گردد. این نهشته ها در معادن ایران گسترش زیادی ندارد با این وجود در معدن انگوران مقادیری ناچیزی از آن دیده می شود که بدلیل داشتن کانی های رسی آهن دار دارای رنگ قهوه ای بوده و عیار کمتری دارد.
 
 
 
د) نهشته های نوع تبخیری (Evaporative)
 در بعضی از کانسارهایی که سنگ میزبان شرایط مهاجرت سیالات را بصورت موئینه فراهم نموده است، مانند دولومیت های متبلور ماسه ای شده(Sanded)، محلول روی حاصل از اکسایش اسفالریت و پیریت ، در اثر فرآیند موئینگی به سطح زمین مهاجرت می نمایند و با از دست دادن گاز CO2 محتوای روی خود را بصورت هیدروزینکیت و اسمیت زونیت در سطح رسوب می دهند. در این فرآیند یک قشر نازک کربناته بصورت قشر گون با ضخامتی از 01/0 میلی متر تا 30 سانتی متر بر روی سطح زمین رسوب می نماید که می تواند سطح بسیار وسیعی را با روی آلوده نماید که بنوبه خود می تواند سبب ایجاد آنومالی های کاذب روی در سطح گردد. این لایه روی دار براحتی سبب بروز خطا در اکتشافات ژئوشیمیایی می گردد. نگارنده این مهم را در کانسار چیچکلو تجربه نموده است و برای این نوع نهشته، انتخاب واژه نوع تبخیری را مناسب می داند. در این کانسار مساحتی افزون بر یک کیلومتر مربع شدیداً با روی آلوده شده است. و این در حالی است که تمرکز کانسار در عمق بسیار محدودتر از آنچیزی است که در سطح مشاهده می گردد(بصورت کانی سازی پراکنده ، رگچه ای و رگه ای). وجود منافذ کوچک و نفوذپذیری مناسب در سنگ میزبان، واکنش پذیری ضعیف سنگ دیواره(دولومیت های پودری و ماسه ای) ، و تبخیر نسبتاً شدید  از ملزومات تشکیل این نهشته ها در سطح می باشد. گفتنی است در این انواع کالامین تشکیل شده غالباً فاقد ذخیره اقتصادی است.
 
کاربردهای اکتشافی
از آنجا که روی تحرک یافته(محلول غنی از روی) متناسب با جنس سنگ دیواره(آهکی یا دولومیتی) و واکنش پذیری آن می تواند مسافتهای متفاوتی را از کم تا زیاد (از 0.5 تا ده ها متر) از کانسار اصلی دور شده و مجدداً بصورت کالامین رسوب می نماید. لذا بطرق ذیل می تواند مکتشفین را در اکتشاف کانسار ها یاری نمایند:  
 
الف) در عملیات پی جوئی، اکتشافات ژئوشیمیایی و دور سنجی
 
 از آنجا که روی تحرک یافته و ندرتاً اکسیدهای آهن همراه بصورت یک هاله لیتوژئوشیمیایی واحدهای سنگی و کربناته پیرامون کانسار را آغشته می نماید ،  از اینرو در کانسارها سرب و روی با میزبان کربناته میتواند مهم باشد.گفتنی است در این مهاجرت یونی، آهن و عناصر دیگر نیز می تواند توزیع و انتشار مجدد یابند که گاه هاله های قابل مشاهده ای از این عناصر(هاله های سیدریتی یا هماتیتی و حتی آنکریتی) را در اطراف کانسار   بوجود می آورد(معدن مهدی آباد و اندیس دره دهو) این هاله در واقع بر خلاف هاله های اولیه کانسار بصورت سوپرژن تشکیل و کانسار را در بر می گیرد و در بعضی موارد بصورت سوپر ایمژوز شده(Superimposed Halo)  هاله های اولیه را تحت تاثیر قرار می دهد. بدین معنی که تحرک مجدد عناصر، سبب توزیع مجدد(Redistribution) پاره ای از عناصر در اطراف کانسار اصلی می گردد که می بایست در مطالعه هاله های اولیه کانسار و زونالیته(Zonality) آن مورد توجه قرار گیرد.
مطالعه این هاله هم در مطالعات ژئوشیمیایی و هم در ماهواره ای حائز اهمیت است که پیشنهاد می گردد این نوع هاله ها در هر دو نوع روش مورد توجه ویژه قرار گیرد.  گفتنی این نوع هاله نیاز به مدلسازی های خاص دارند که تحقیقات خاص خود را می طلبند. شایان ذکر است که اکسایش سولفیدها بخوبی می تواند هاله های هیدروژئوشیمیایی تولید نماید که در اکتشاف کانسارهای پنهان مفید است(حسنی پاک، 1371). مثال این مورد آب های زیرزمینی معدن چاه میر می باشد که کاملا واجد آهن و روی می باشند.
 
ب) در اکتشافات مقدماتی و نیمه تفصیلی
 
گسل های کوچک و درزه های مهم گاه معبر مناسبی برای نفوذ محلولهای غنی از روی می باشند از اینرو در پاره ای موارد کالامین بصورت رگچه ای و رگه ای در اطراف و یا بخشهای فوقانی کانسار اصلی تشکیل می شود که با تعقیب آنها می توان به کانسنگ اصلی دست یافت(معدن دره زنجیر و معدن انگوران). علاوه بر این وجود کلسیت های رنگین در پاره ای موارد نشانه وجود کانسنگ کربناته روی در گسل ها می باشند.
 
ج) در اکتشافات تکمیلی و ارزیابی کانسار
 
در اکثر کانسار ها بخش کالامینه عمدتاً در بخش های فوقانی و پیرامونی کانسار نهشته و جایگزین می گردد( تصویر شماره). شایان ذکر است که در اکثر کانسار ها گستردگی زون کالامینه معمولا متناسب با بزرگی و حجم کانسار اولیه می باشد. لذا با توجه به این موارد می توان پیش بینی هائی را در مورد وضعیت هندسی کانسار و نهایتاً برآورد ذخیره آن داشت.
 
نتیجه گیری :
 
بسیاری از نهشته های موجود در معادن ایران از انواع جایگزین در سنگ دیواره می باشند که در شرایط سوپرژن محتوای روی آنها از کانسنگ سولفوره تحرک یافته و مجدداً در سنگ دیواره کربناته نهشته می گردند. گسلش های بعد کانه زائی عامل اصلی خردایش و اکسایش کانسنگهای سولفوره در این معادن می باشند. در این فرآیند با نفوذ سیالات جوی اسفالریت و پیریت اکسید شده و محلول های غنی از روی ایجاد می گردد که در صورت وجود تله های ژئوشیمیایی مناسب محتوای روی آنها بصورت کانسنگ کالامینه( اسمیت زونیت و کانیهای وابسته) رسوب می نماید. بررسی نحوه تکوین و شکل گیری این نهشته ها علاوه بر درک هر چه بیشتر کانسارهای سرب و روی ، می تواند نوید بخش و رهنمون کشف کانسارها در مراحل مختلف اکتشاف باشد.
منابع فارسی :
 
1-       محمدی نیایی رامین، 1383، گسلش فرآیندی پویا در تکوین و تکامل کانه زایی کانسار انگوران ، اولین همایش تخصصی روی.دانشگاه آزاد زنجان.
2-       محمدی نیایی رامین، 1383-1386،گزارشات بازدید و ارزیابی اندیس ها و معادن سرب و روی ایران، شرکت معدنکاران انگوران.
3- حسنی پاک، علی اصغر، اصول اکتشافات ژئوشیمیایی، 1371

کلید واژه ها: سایر موارد