مدهای نفوذ گنبدهای نمکی روباره های شکننده

     از نتلتون باین سو(1933) روباره دیاپیرهای نمکی بالا رونده عموماً بصورت غلیظ و شکل پذیر انگاشته و مدل سازی شده اند. آزمایشهای مقیاس- مدل کنونی، نشان می دهد که دیاپیرهای نمک نیز می توانند در شرایط زمین شناسی ویژه ای که در بسیاری از استانهای دیاپیری نمک وجود دارد. همچون فرو ساخت، گسترش جانبی، یا فشار روباره های شکننده بویژه با دیاپیرهای نمکی هرمز همخوانی دارد زیر بیشتر روباره ها دربرگیرنده کربنات های سخت و شکننده است.
مدل های مقیاس داری از ماسه خشک(روباره شکننده) ساخته شد که پلی مرسیلیسی(غلیظ نمک) را می پوشاند. این مدل ها دربرگیرنده دارای ساختارهائی هستند که به گونه ای مشخص با ساختارهای طبیعی نمکی همانند بوده و این واقعیت را روشن می سازند که چگونه گسلش روباره و جریان نمک در اثر عمل متقابل با یکدیگر دیاپیرها را پدید می آورند. تجارب در سه گروه انجام شد:
1- مدلهای بدون تکتونیک که در آن گسترش یا کوتاه شدگی مجاز نبود.
2- مدلهای دربرگیرنده یک روباره بیش از جنبش نمک نخستین و نمک که هردوی آنها پس از نهشت کشیده شده اند.
3- مدلهای کش داده که بهنگام نهشته شدن دوره ای لایه های روباره و همچنین کشیده شده اند.
دیاپیرهای گروه 1 در مدلهای بدون تکتونیک با روباره پیش جنبش تنها در جائی بالا آمدند که روباره نخستین نازک بود و در جاهائی ضخامت آن تغییر می کرد.
دیاپیرهای گروه 2 نیز بوسیله فروساخت، هنگامی که لایه های روباره همچنین بگونه ای دوره ای و چسبیده به نمک نهشته می شوند، تشکیل گردیدند. عامل پیش برنده از هر دوی این شیوه های رویش، عبارت از بار تفریقی رسوبی می باشد.
در گروه 2 مدل های گسترشی، روباره پیش جنبش، در حالیکه در درون گرابن های متقارن پیشین گسلیده می شوند در روباره هائی که در برخی جاها نازک می شوند گسلش رخ می داد. این شکل از بار تفریقی تکتونیکی، سبب خیزش متقارن نمک گردیده، و گاهی نیز یک سنگرشته خروجی را پدید آورده است. بعکس، استوانه های نامتقارن نمک در زیر کمر پائین نیم گرابن ها بوسیله نخست چرخاندن کمر پائین، سپس کج کردن سطح گسله و ایجاد برجستگی در کمر بالا، بالا آمدند.
بالا آمدن نمک در مدل های گروه 3 با ترکیب گسترش و نهشت پیش جنبشی در فرمان نسبت میان سرعت های رونهشت افزایش، A ،وکشش،E ، قرار داشت. نسبت های بالای A/E (نهشته گذاری تند، کشش تند) بگونه ای تند ضخامت و کلفتی چینه شناسی روباره را افزایش داد. از بالا آمدن نمک جلوگیری کرد، و سبب پیدایش گسله های نرمال با سطح خمیده گردید. در اینجا نمک بیشتر بگونه یک لایه جدا کننده عمل کرد. نسبت های پائین A/E (نهشت کند کشش سریع) سبب گسترش فراینده دیواره های نمک دیاپیری گردید این مدلها دو نوع فازرویشی را داشته اند. به هنگام نخستین فاز، زمانی که نمک فراوانی در لایه اولیه به جا مانده، گسله های گسترش طی مدت تغییر شکل و نهشت سبب رویش دیواره های نمک که ستیغ آنها در سطح زمین یا نزدیک به سطح قرار می گیرند می شود. مدل بوسیله شکل های دیاپیر در برش های قائم را نسبت A/E تعیین می کند: گنبدهای پهن با پهلوئی با شیب آرام جائی پدید آمدند که در آن نسبت گنبدهای A/E هم تا اندازه ای کم بود (کشش کند)، در حالیکه دیواره های با پهلوهای پرشیب جائی پدید آمدند که در آن نسبت A/E بسیار پائین بود (گسترش بسیار کند). در هنگام فاز رویشی دوم، پس از آنکه دیاپیریسم لایه منبع را تهی کرده بود، گسترش بیشتر سبب گردید، تا دیواره های پهن و خم شوند. سپس ستیغ های دیاپیر بصورت مرکز نهشت های خطی در آمدند. مدل ها بوسیله مثال هائی از استانهای نمک در سراسر جهان تائید می گردند.

کلید واژه ها: سایر موارد