مفهوم تازه ای از دیاپیریسم نمک ایران مرکزی

     بیش از 50 گنبد نمکی در بخش شمالی کویر بزرگ واقع در پیشبوم (Foreland) رشته کوههای البرز نمایانند. این گنبدهای نمکی حتی در کشوری که نمایان بودند گنبدهای نمک در آن شهرت دارد بخوبی مشخصند. نمای بی همتای این ساختارهای بزرگ و درخور ملاحظه نمودهای غیر ظاهری چندی را از دیاپیریسم آشکار می سازند. ما ساختار درونی و بیرونی دیاپیرها را از عکسهای هوائی و دانسته های روی زمین دانسته های لندست (Landsat) نقشه برداری کرده سپس این ساختارها را به کمک مدل برداری گریز از مرکز(Centrifuge) و تحلیلی مورد تفسیر و تعبیر قرار دادیم.
سه واحد چینه شناسی تر سیر وجود دارد. یک نمک کهن دریایی گچدار نسبتاً خالص که به ستبرای 2-1 کیلومتر در ائوسن- الیگوسن انباشته شده است.
نمک جوانتر رنگارنگ به ضخامت 5/1 کیلومتر شامل تکرار چرخه ای از نمک، مارن و گلسنگ است که در شرایط دریای جدای الیگو – میوسن در زیر دغ(Playa)نهشته شده است. جوان ترین واحد شامل دست کم 3 کیلومتر شیل سرخ نمکدار و میان لایه های سنگ گچ و سنگ ماسه متعلق به میوسن است که پاره سازندهای M2 و M3 از سازند سرخ بالا(URF) را تشکیل می دهد.
دوازده دیاپیر در کنار هم جای گرفته اند که به شکل یک پوشش canopy نمکی رده تازه ای از ساختارهای نمک را بوجود آورده اند که هم اکنون در خلیج مکزیکو نیز شناخته شده است. در کنار این پوشش نمکی و یک خوشه مجاور آن، 30 گنبد نمک در درازای گسله های موضعی جای گرفته اند. گسله هائی که سبب آنها دیاپیریسم باشد بسیار کمیابند.در عوض پیرامون بیشتر گنبدهای نمک را هاله ای نرم و رخنه پذیر قرار گرفته است. بخش درونی این هاله از منطقه برشی هم مرکزی تشکیل یافته که حلقه ای از روباه URF به پهنای 600 تا 20 متر در آن جای دارد. کناره دورنی این منطقه برشی را یک لبه گچی پرشیب به پهنای 200-20 متر تشکیل می دهد که نشانه وجود یک کلاهک سنگی زیرزمینی پیشین است که گنبد، را می پوشانیده است. یک کلاهک سنگی جوانتر در سطح زمین بصورت خاک گچی بر روی بخش بزرگی از نمک کهن جای دارد. بیشتر دیاپیرهای نمکی هنوز کاری هستند ولی نمک بلورین محدود به جریانهای کوچکی در دو گنبد است. برخی از دیاپیرهای کویر دارای ساخت ساده ای هستند که شامل یک هسته از نمک کهن و پوشه ای از نمک جوانتر روی آن می باشد. ولی دیاپیرهای دیگری نیز دیده می شوند که با شکل قارچ مانند خود بخشهای فرسایشی را نیز به نمایش می گذارد. این توده های پیاز شکل دارای هسته ای از نمک کهن هستند که بوسیله پیچش هلالی یا دائره ای رو به پائین(ناودیسواره نمک) جوانتر از یک لبه دامنه ای شکل رو به پائین(تاقدیسواره) نمک کهن جدا شده است. در سه گنبد دامنه پیرامون نمک کهن بصورت یک ساختار قائم بدرون پیچیده است.
طبق مدلهای گریز از مرکز، پوشش نمکی از بهم پیوستن گنبدهای نمکی قارچ شکل که به اطراف خود گسترده شده اند پدید آمده است. پوششهای الگو، از گنبدهای بوجود آمده اند که در آغاز دائره ای بوده و پیش از بهم پیوستن و تشکیل پوشش، بصورت چند پهلو در آمده اند. ساقه های دیاپیری زیرین بطور نامنظمی بهم پیوسته و پایه هائی را بوجود می آورد که در زیر بصورت سنگرشته های چند پهلو در آمده و گنبدهای نمک مجاور را بهم می پیوندند.
مدل سازی تحلیلی توضیح می دهد که چگونه دیاپیرهای پوششی نمکی بصورت خوشه ای در می آیند. بنظر می رسد هنگامی که نمک جوان تر نمک کهن را پوشانیده است، فاصله 9/5 کیلومتری که مشاهده می شود ثابت مانده است. فاصله ای کم در طول نهشت روبار. URF همچنان محفوظ و دائمی مانده است زیرا ساختارهای نمکی روینده چنان بزرگ بوده اند که حتی از میان این فاصله های تنگ نیز جنبش رو به بالای خود را ادامه داده اند و فاصله های نزدیک آنها دیگر در جریان رویش، کارساز نبوده اند. وجود نسبت غلظت نزدیک به یک میان نمکهای جوانتر و کهن تر ضروری است تا بتوان فاصله های نزدیک آنها دیگر در جریان رویش،کارساز نبوده اند. وجود نسبت غلظت نزدیک به یک میان نمکهای جوانتر و کهن تر ضروری است تا بتوان فاصله های نزدیک دیاپیرها و تکامل توده های دیاپیری قارچی شکل با دامنه های آنها را توضیح داد. همبو دگرمائی نیز ممکن است برای خوشه ای شدن دیاپیرها مورد توجه قرار گیرد در صورتیکه غلظت هر دو لایه نمک کمتر از 16 10pas بوده باشد.

کلید واژه ها: سایر موارد