فرایندهای سنگ ساز در کافت‌های قاره‌ای:

۱۳ آبان ۱۳۸۶ | ۰۵:۲۰ کد : ۱۵۸۰۶ رويدادهاى زمين و معدن
تعداد بازدید:۴۰
بخش عمده فعالیتهای آذرین قاره‌ها در کافت‌های قاره‌ای رخ می دهد. سنگ‌های....

بخش عمده فعالیتهای آذرین قاره‌ها در کافت‌های قاره‌ای رخ می دهد. سنگ‌های آذرین کافت‌های قاره‌ای از سیل‌های بازالتی تا فلاتی (مانند رودخانه کلمبیا، تراپ‌های دکن هند، آتشفشانی‌های کارو) تا مراکز آتشفشانی کوچک و پراکنده در کافت‌های قاره‌ای آرام تغییر می کند. سیل‌های بازالتی در شاخه‌های موفق سیستم‌های کافتی رایج‌تر هستند، در حالی که ماگماتیسم قلیایی در امتداد بازوهای عقیم و ناموفق قاره‌ها (اولاکوژن‌ها)، غالب اسن. در یک ایالت قلیایی، انواع مختلف سنگ‌ها، گاه با کانی‌های غیر عادی، در کنار هم یافت می شود. تاکنون سنگ های قلیائی با سن آرکئن شناخته نشده است؛ اما مثال‌های بی شماری در پروتروییک وجود دارد، از جمله ایالت کاردار در جنوب غرب گرینلند (باسن 2/1 میلیارد سال) کمربند جیمزبی و کاپوس کیسینگ اونتاریو (1/1 میلیارد سال)، چیرگی سنگ های قلیائی باسن 570 میلیون سال در اطراف حاشیه بسیاری از مناطق سپری نشانگر یک دوره کافتش جهانی در این زمان است. آغاز شدن دوران پالئوزوییک با شکل‌های حیاتی جدید آن، که در 570 میلیون سال پیش درنظر گرفته می شود، نمی تواند کاملاً تصادفی باشد. در پالئوزوییک سنگ های قلیائی در امتداد سیستم‌های کافتی بیشماری مانند کربونیفر مریدلندولی (midland valley) اسکاتلند گرابن اسلو در پرمین تشکیل شد.در مزوزوییک سنگ‌های قلیائی در امتداد بازوهای عقیم سیستم کافتی که منجر به شکسته شدن پانگه آ گردید، رخ داد. مانند نیوانگلند، نواحی ساحلی برزیل و گودال بنو در کامرون، در سنوروییک. سنگ‌های قلیائی در امتداد گرابن راین، کافت ریوگرانده در نیومکزیکو ویستم کافتی شرق آفریقا بوجود آمد.در شرق آفریقا سطوح فرسایشی با سن مشخص نشان می دهد که سیستم کافت شرق آفریقا، امروزه ستیغ یک پشته برآمده را اشغال می کند در امتداد آن تعدادی قله یا گنبد وجود دارد. این گنبدها با قطر حدود 1000 کیلومتر، ارتفاعی چند کیلومتری دارند، در مرکز این گنبدها، شاخه های اصلی یا پیوستگاه‌های سه گانه سیستم کافت قرار دارد: برای مثال گنبد آفرو ـ عربی مثلث افار. در انتهای شمالی سیستم کافت، گنبد کنیا در پیوستگاه سه گانه شرق دریاچه ویکتوریا قرار دارد. این گنبدها نمود سطحی پلومرای فراچاهنده گوشته ای است و ذوب گوشته در زیر این گنبدها متمرکز است. فعالیت آذرین در گنبد کنیا، تقریباً از همان اوایل گنبدی شدن، یعنی در اوایل میوسن آغاز شد. آتشفشان‌های مرکزی بزرگ، اساساً متشکل از نفلیتنیت با اندکی باسانیت، فنولیت و تراکیت در نزدیکی پیوستگاه سه گانه مرکز گنبد بوجود آمد. سپس فوران‌های شکافی فنولیتی از شکستگی‌های تشکیل شده در حین کافتش، رخ داد. در این مرحله، گرابن ها سیماهای توپوگرافی تشکیل شده‌اند، اما رفتاری بسیار بیشتر به سیل‌های بازالتی داشته و روانه‌های منفرد آنها بطور جانبی تا 250 کیلومتر می‌رسد در اواسط تا اواخر پلیوسن و پلیستوسن آغازین، آتشفشان‌های مرکزی بی شماری در یال‌های گنبد توسعه یافت، مانند کوه کلیمانجارو که عمدتاً از بازالت‌های کلیائی، تراکتید و فنولیت تشکیل شده است. فعالیت امروزی عمدتاً در کافت متمرکز بوده و ماهیتی بسیار متغیر دارد.همراهی فعالیت آذرین، با بالاآمدگی و کافتش، در این مرحله آشکار است، گنبدها نقشی مهم در کل خروج و ترکیب ماگما دارند. بطور کلی با دور شدن از مرکز گنبد، سنگ‌ها قلیایی تر شده و احتمالاً بازتاب ذوب کمتر از گوشته در زیر این بخش ها هستند. البته با گذشت زمان نیز از خاصیت قلیائی ماگماها کاسته می شود. علاوه بر تفاوت‌های ترکیبی درون یک گنبد تفاوت‌های ناحیه‌ای بزرگ مقیاس نیز ممکن است وجود داشته باشد که می تواند با نوع پلوم‌های گوشته ای در ارتباط باشد در این حالت ماگمای تولئیتی بیشتری بوجود می‌آید. در حالی که انواع آرام‌تر و سردتر، ذوب بخش کمتری داشته و ماگمای قلیائی‌تری می سازند. برخی اختلاف ها نیز می تواند نشانگر تغییرات جانبی ترکیب گوشته باشد اما ذوب بخشی یک گوشته دارای زون‌بندی قائم، در اعماق مختلف نیز می تواند این تفاوت را همراه داشته باشد.سنگ های آتشفشانی خروجی از کافت‌های قاره‌ای به شدت از عناصر قلیائی LILE (مانند Ba , K , Rb و عناصر خاکی کمیاب سبک) و مواد فرار به ویژه Co2 و هالوژن‌ها غنی هستند به نظر بیلی (1983) (Bailey)، ماهیت متمایز این سنگ با c ناشی از تشکیل آعنا از راه فرایندهای متاسوماتیکی است که در آن مواد فرار حجم بزرگی از گوشته متمرکز و تغلیظ می شود. مواد فراری که از ژرفای گوشته به سمت بالا می‌گریزند، احتمالاً حامل LILE هستند و این امر باعث متاسوماتیسم در ترازهای بالاتر حاوی آمنیبول بیوتیت و کربنات پایدار می شود. به نظر وی، مواد فرار از یک نزن گوشته ای بزرگ منشأ گرفته و از راه منطقه کافتی باریک به سوی بالا حرکت می کند. مواد فرار رفتار ذوب پیرامون خود را تغییر داده و در نهایت سالیدوس را به حدی پایین می‌آورد که ذوب رخ داده و ماگمائی غنی از LILE و مواد فرار به وجود می آید.ماگماتیسم کافت‌های قاره ای گستره وسیعی دارد. بازالت‌ها از انواع ساب آلکالن تا بازالت قلیائی تا باسانیت و نفلینیت‌های Lo اشباع از سیلیس تغییر می کند و در برخی مواد نیز ماگماهای فوق پتاسیمی مانند لوسیتیت یافت می شود. در مناطق با کشش پوسته ای بیشتر مانند اتیوپی، سنگ‌های حد واسط غالب هستند. دلیل این امر، شاید ارتباطی موجود میان آهنگ کشش و میزان ذوب‌بخشی گوشته فراجاهنده باشد. به طورکلی فعالیت آتشفشانی کافت‌های قاره ای c بسیار انفجاری و آذر آواری است و نشاندهنده بالا بودن غلظت مواد فرار در ناحیه منشاء است.باربری و همکاران (1982)، کافت‌های قاره ای را بر اساس میزان آتشفشان‌خیزی به دو دسته تقسیم می کند: 1)دسته ای با آتشفشان‌خیزی بالا (ماگمای بازالتی باید از ذوب‌بخشی گوشته سست کره‌ای زیر محور کافت، مشتق شده باشد و احتمالاً با مذاب‌های بخش سنگ کره‌ای مسیر خود آمیخته می شود.) 2)دسته‌ای با آتشفشان‌خیزی پایین (آهنگ کشش پوسته پایین‌تر بوده و در نتیجه سست کرده، کمتر در سنگ کره بالا آمده و حجم فوران کمتر است).حجم گدازه‌های بازالتی با ترکیب شیمیائی ارتباط دارد. بدین ترتیب که بازالت‌های حد واسط تا قلیائی، شاخص افزایش آهنگ تولید ماگما است.

ـ فرایندهای سنگ‌ساز دگرگونی در کافت‌های قاره‌ای:

کمربندهای دگرگونی ناحیه‌ای مانند کمربند پیرنه نشان‌دهنده یک منطقه کششی قدیمی در قاره هستند.

ـ فرایندهای سنگ‌ساز رسوبی در کافت‌های قاره ای:

کافت‌های قاره ای توسط رسوبات آواری خشکی زاد نابالغ و آتشفشانی‌های بایمودال مشخص می شوند. رسوبات بیشتر شامل آرکوز ـ کوارتزیت و کنگلومرا است. سیستم کافت شرق آفریقا، گسترده ترین سیستم کافت درون قاره ای است که طولی حدود 3000 کیلومتر و عرض حدود 50ـ40 دارد. رسوبات آواری کافت شامل مواد حاصل از پرتگاه های گسلی مجاور قطعات بالا آمده درون کافت است. بنابراین رسوبات  مخروط افکنه‌ها و رسوبات دریاچه ای آب شیرین و آب شور است.با تداوم کافت، رسوبگذاری آواری به رسوبگذاری سرخ لایه تبدیل می‌گردد که نمونه آن در تریاس شرق ایالات متحده است. در ناحیه آلپ ـ مدیترانه توالی پرموتریاس شامل سرخ لایه‌های رودخانه‌ای نهشته‌های تبخیری، رسوبات آواری دریایی کم عمق و رخساره کربنات سکویی، در مناطق کافتی درون قاره‌ای و در مراحل پیش از توسعه پوسته اقیانوسی نهشته شده‌اند. پس از تریاس به دلیل زیر آب رفتن ناحیه رسوبات آواری و تبخیری وجود ندارد.گودال نبو با 1000 کیلومتر طول و 100 کیلومتر عرض، از خلیج گینه به سمت شمالشرق گسترش یافته و به عنوان یک سیستم کافتی تفسیر می شود که با کافت دیگر جنوب اقیانوس اطلس در ارتباط می باشد. این گودال با بیش از 5 کیلومتر رسوبات آبرفتی، دلتایی و دریایی کرتاسه پر شده و در ورودی دلتای که شیاری آن به اقیانوس اطلس، توالی رسوبی دیگری با بیش از 12 کیلومتر رسوب رودخانه‌ای دلتایی و نهشته مخروط افکنه زیردریایی یافت می شود.

-کانه‌زایی در کافت‌های قاره‌ای:

فعالیت آذرین قلیائی و تشکیل گدازه ها و توده‌های نفوذی کربناتیتی و گاه کیمبرلیتی ویژگی مرحله آغازین تشکیل دره‌ای کافتی است. فرسایش این گدازه‌ها ممکن است منجر به تشکیل ذخایر اکسید سدیم شود مانند دریاچه‌ای ناترون و ماگادی در شرق آفریقا، توده‌های نفوذی کربناته حاوی برخی فلزات ارزشمند اقتصادی (REE , Zr , Nb , Fe) و نیز فلوریت و باریت و استرونسیانیت بوده و در عین حال برخی نیز منبعی برای آهک به شمار می‌روند:سنگ‌های کمربند مس آفریقای مرکزی، شاید در یک کافت یا حوضه قاره‌ای تشکیل شده‌اند و به همین ترتیب سنگ‌های میزبان کانه‌های هم مس و سرب و روی مونیت آیزا (mount isa) و هیلتون کوئینزلند استرالیا و کانسار مس ـ اورانیوم ـ طلای المپیک ک م استرالیا.در کافت‌های ناکامل جوان میدان‌های نفتی مهمی می توانند باشند. کافت‌های ناکامل مانند دریای شمال می توانند دارای ذخایر نمک و میدان‌های نفتی باشند.در کافت‌های ناکامل عمود برحاشیه غربی قاره آمریکای شمالی ضخامت زیادی از سنگ‌های سری بلت جای دارد.


نظر شما :