گزارش اکتشافات سیستماتیک ژئوشیمیایى ورقه ۱:۱۰۰،۰۰۰ رى آباد

نوع گزارش اکتشافات ژئوشیمیائى یکصدهزار
گروه ژئوشیمی
استان سمنان
نویسنده ناصر عابدیان
تاریخ انتشار ۲۳ تیر ۱۳۸۴

خلاصه توضیحات

محدوده مطالعاتى ورقه 000,100: 1 رى آباد در شمال شرق کشور ودر بخش غربى نیمه شمالى چهارگوش جاجرم را در مختصات 55° 30’ – 56° 00’ و 36° 30’ – 37° 00’ واقع است.

توضیحات

  چکیده محدوده مطالعاتى ورقه 000,100: 1 رى آباد در شمال شرق کشور ودر بخش غربى نیمه شمالى چهارگوش جاجرم را در مختصات 55° 30’ – 56°  00’   و    36°  30’ – 37° 00’     واقع است.از دیدگاه زمین شناسى این محدوده در پیشانى پهنه کپه داغ د ربخشى از البرز شرقى (زون بینالود) جاى گرفته و بخش کوچکى از ایران مرکزى رانیز شامل مى شود که در برگیرنده رخدادهاى زمین شناسى وابسته به برخورد اسن دوپهنه است. از دیدگاه جغرافیایى این محدوده شامل بخشهاى کوهستانى با امتداد تقریبى شمال شرقى- جنوب غربى د رنیمه شمال و دشتهاى پوشیده از نهشته هاى دوران چهارم د رنیمه جنوبى ورقه است. د رنیمه جنوبى ورقه به جز نهشته هاى دوران چهارم ،عمده رخنمون سنگى مربوط به بخشى از سازند قرمز فوقانى شامل مارن کرم رنگ تا مایل به قرمز با انترکاله هاى ماسه سنگ و سیلت سنگ قهوه اى رنگ است که سن میوسن دارد. د رنیمه شمالى بیشترین رخنمون د رابتدا مربوط به آهک،مارن،آهک آرژیلى و دولومیت مربوط به ژوراسیک میانى تا بالایى و سپس آهک گلو کونیتى متمایل به صورتى کرتاسه بالایى است. سنگ گرانیت با سنى جوانتر ا ز ژوراسیک در انتهایى ترین بخش جنوب شرقى ورقه رخنمون کوچکى را نشان مى دهد. در پروژه مطالعاتى حاضر تعداد 681 نمونه رسوب آبراهه اى و 167 نمونه کانى سنگین از محدوده ورقه جمع اورى و مطالعه شده است.بر روى داده هاى نمونه رسوب آبراهه اى آماده سازى اولیه پردازشهاى تک متغیره و چندمتغیره صورت گرفته و به صورت جداول و نمودارهاى مختلف در فصل دوم آورده شده است.محاسبه اندیس غنى شدگى براى تمامى نمونه ها با در نظر گرفتن سنگهاى بالادست نمونه ها انجام و نتایج در فصل دوم آمده است .نقشه آنومالیهاى تک عنصرى و چندعنصرى (فاکتورى)براساس روش تخمین شبکه اى به همراه شرح آنومالیها د رفصل سوم آورده شده است.فصل چهارم به بررسى هاى آمارى نمونه هاى کانى سنگین و شرح آنومالیهاى آن پرداخته است.نتیجه برداشت تعداد 10نمونه لیتوژئوشیمى درمرحله کنترل ناهنجارى و همچنین معرفى محدوده هاى امید بخش د رفصل پنجم و نتیجه گیرى و پیشنهادات در فصل ششم آمده است. نتایج مطالعات کانى هاى سنگین وجود کانیهایى همچون گالن،سرب خالص،ولفنیتها،سیکوت ،گروه پیریت ،باریت و برخى کانیهاى سنگ ساز دیگر را نشان داده اند.همچنین نقشه هاى تخمین شبکه اى تهیه شده براى عناصر(بصورت تک عنصرى و فاکتورى)آنومالیهایى را نشان مى دهدکه از مهمترین آنها مى توان به ناهنجارى مس و مجموعه نیکل و- کروم- کبالت به همراه ناهنجارى فاکتور اول(Mn,Ti,P,Cu,Ni,Cr,V)در شمال غرب و جنوب شرق محدود است.که در بخش شمال غربى با حضور گالن،سرب خالص و گوتیت در برخى از نمونه هاى کانى سنگین همراه است.ناهنجارى مهم بعدى مربوط به عنصر سرب است که در شمال ورقه و در محدوده روستاى دهانه وسکین قرار دارد.ضمنا تعدادى از کانیهاى سنگین این محدوده حاوى ماسیکوت و ولفنیت مى باشد.هم چنین انطباق ناهنجارى فاکتورسوم(Sr,Cs)و عنصر باریم در شمال شرق برگه               000,50: 1  بکران نزدیک روستاى گزه که کانیهاى سنگین نیز حاوى باریت و سلستین هستند مهم به نظر مى رسد.  کلیات مقدمه امروزه اکتشافات ژئوشیمیایی بخشی از طیف وسیع روشهای اکتشافات معدنی محسوب می شود که دارای جایگاه ویژه های در ارزیابی پتانسیل های اقتصادی هر منطقه است.ژئوشیمی اکتشافی ،انچنانکه امروز آنرا می شناسیم ،طی سالهای دهه 1930 ازاتحاد جماهیر شوروی سابق،پای گرفته است و در اواخر دهه 1940واوایل دهه 1950،تلاشهای مقدماتی در استفاده از ژئوشیمی اکتشافی ،در کشورهای غربی دنباله رو تلاشها و متدهای روس ها بود.کاربرد روش ها ی ژئوشیمیایی در اکتشافات  زمین شناسی د رمقیاس ناحیه های ، به پیشرفت علمی و تکنولوژیکی زمین شناسی می انجامد ومنجر به موفقیت شایانی در پیگردی ذخایر معدنی جدید می گردد.لذا در این روشها از اطلاعات زمینه ای موجود در رابطه با زمین شناسی و گسترش واحدهای سنگی مختلف ،مباحث زمین شناسی ساختمانی همچون چین خوردگیها،گسل خوردگیها،اطلاعات ژئوفیزیکی ،در طراحی موقعیت نمونه ها استفاده می شود. واحدهای سنگی مختلف ممکن است سنگ میزبان تیپ های متفاوتی از انواع کانی سازیها باشند.ضمن آنکه برخی از پدیده های زمین شناسی ساختمانی می توانند کانالهای مناسبی جهت انتقال سیالات کانی ساز یا تمرکز کانی سازیهای عناصر ومواد مختلف باشند.داده های ژئوفیزیکی نیز ممکن است اطلاعات مناسبی از توده های آذرینی که می توانند عامل و یا میزبان کانی سازیهای مختلف باشند،در اختیار بگذارند با توجه به آنکه روندهای غالب در منطقه می توانند توزیع کانی سازیها را کنترل نمایند را نیز نشان دهند.همچنین آنالیز مستقیم نمونه ها از نظر فراوانی عناصر مختلف و تجزیه و تحلیل و پردازش داده های حاصله با استفاده ا زتکنیکها و روش های مختلف آماری و همینطور مطالعه کانیهای سنگین رسوبات آبراهه ای منجر به افزایش کارایی این قبیل مطالعات شده است. این روش اکتشافات ژئوشیمیایی  در مقیاس های متفاوت دارای استفاده های کاربردی متفاوت و قابل توجه هستند،که در این زمینه استفاده از داده ها و نتایج ژئوشیمیایی در تعیین کمربندها ،ایالتها ومناطق متالوژنی بسیار مفید خواهد بود،همچنین د رمقیاس های بزرگتر نیز پتانسیل واحدها و ساختارهای مختلف زمین شناسی از دیدگاه معدنی دریک منطقه قابل شناسایی هستند. دراین زمینه استفاده ا زاکتشافات ژئوشیمیایی در مقیاس 1:100،000 دارای کاربردهای فراوان است. امروزه این قبیل اکتشافات د رکشور ما،معمولا برای محدوده های با مساحت مشخص(حدودا 2500کیلومتر مربع)که منطبق بر محدوده های نقشه زمین شناسی یکصد هزارم هستند،انجام می پذیرد.تاکنون بخش زیادی از این محدوده ها د رگستره ایران زمین توسط سازمان زمین شناسی کشور و تعداد کمتری توسط سازمانهای صنایع و معادن استانها مورد ارزیابی اکتشافی قرار گرفته است. نقشه یکصد هزارم ری آباد نیز ازجمله مواردی است که توسط سازمان زمین شناسی از دیدگاه ژئوشیمیایی مورد ارزیابی قرار گرفته است .در این راستا شرکت مهندسین مشاور پیچاب کاوش به عنوان مشاور انتخاب گردید و آنچه در ادامه می آید شامل بررسیهای دفتری – صحرایی و آزمایشگاهی و نیزنتایج گوناگون بدست امده از این عملیات اکتشافی می باشد. موقعیت جغرافیایی و راههای دسترسی محدوده ورقه یکصد هزارم ری آباد در 55°  30’ – 56°  00’ طولهای خاوری و 36°  30’ – 37°  00’ عرضهای شمالی واقع شده است و بخش باختری نیمه شمالی چهارگوش جاجرم را در برمی گیرد.(شکل شماره 1-   ازدیدگاه زمین شناسی ایران،ورقه 1:100،000ری آباد در محدوده پیشانی پهنه کپه داغ دربخشی از البرز خاوری(زون بینالود)جای گرفته و بخش کوچکی از ایران مرکزی را نیز شامل می شود که در برگیرنده رخدادهای زمین شناسی وابسته به برخورد این دوپهنه است.این محدوده از دیدگاه جغرافیایی شامل بخشهای کوهستانی با امتداد تقریبی شمال خاور- جنوب باختر ،در نیمه شمالی و دشت های پوشیده از نهشته های دوران چهارم د رنیمه جنوبی ورقه است. بخش کوهستانی شمال ورقه شامل رشته کوههای کفترک،قلعه جق،میان چفت،انجیرک،چال ملی،دره دانش،قلندر سر،البرز،تخت مس،میان کوه،زریوان ،خرساب،تیل اباد،پشمن دره،عباس تخته ،خونی جه،تافو و دارا ندشت می باشد که ارتفاع آنها از حداقل 1356متر(کوه کفترک)واقع در شمال خاور ورقه و حداکثر 2500متر از سطح آبهای آزاد(کوه زریوان)واقع در شمال باختر ورقه متغیر می باشد.بخش کوهستانی یاد شده اغلب از سنگهای آهکی ژوراسیک میانی – بالایی و کرتاسه بالایی تشکیل شده اند که بطور کلی کربناته اند.دوبخش یادشده (شمال و جنوب ورقه)رابطه مستقیم با زمین ساخت حاکم بر مطقه دارند،بدین معنی که به تقریب طاقدیس ها ،ارتفاعات و ناودیس ها ،دره ها و نواحی کم ارتفاع را می سازند. پوشش گیاهی این منطقه بویژه در نیمه جنوبی ورقه ،بسیار فقیر است.عمده ترین فراورده های کشاورزی شامل:گندم،جو وچغندر قند است که بدلیل جای گرفتن در منطقه ای با آب وهوای خشک و کمبود آب ،کشاورزی در این منطقه با دشواری های فراوانی روبرو است.از نظر راههای ارتباطی ،به جز نواحی کوهستانی بویژه شمال باختر ورقه،دیگر نواحی از شبکه ارتباطی نسبتا خوبی برخوردارند.ازآن جمله جاده آسفالته میامی- ری آباد-جاجرم است که از جنوب تا شمال و شمال خاور ورقه ادامه دارد(شکل شماره2-1) دیگر جاده خاکی درجه 1 در این ناحیه ،روستای ری اباد را به روستای جیلان (واقع درباخترورقه) و به روستای جهان آباد (واقع در خاور ورقه)مرتبط می سازد.میانگین بارندگی سالیانه 200 تا 300میلیمتر است.درجه حرارت میانگین سالیانه از 5 تا27درجه سانتیگراد است.     ژئومورفولوژی(زمین ریخت شناسی) از دیدگاه ریخت شناسی ،منطقه مورد بررسی در برگیرنده مناطق بالا آمده و فرو افتاده (Depression)است. ساختار ریختاری بلندی های منطقه ،بیشتر شامل سنگهای سخت فرسا و چهره ساز وابسته به ژوراسیک و کرتاسه است که به موازات ساختمانهای اصلی منطقه (شمال خاور- جنوب باختر)گسترش یافته است.در این راستا می توان از روند ساختارهای ناوگون و تاقگون  نام برد. تکوین و گسترش سیستم آبراهه ای بیشتر هم آهنگ با روند خطرواره های اصلی ناحیه است.از دیگر ریخت های شایان توجه در این مناطق،سیستم آبراهه های ویژه ای را می توان نام برد که در مرز جدایش ارتفاعات بلند و دشتهای کم ارتفاع (دامنه های پرشیب)،به صورت پنجه ای پدیدار شده است. سیستم آبراهه ها در مناطق گوناگون ناهمسان و متنوع است و از انواع دندریتیک در بخشهای نرم فرسا (مرکز و جنوب ورقه) تا شاخه ای در سنگ آهک ها و شبکه هیدروگرافی داربستی ،در نواحی به شدت گسلیده شمال –شمال باختری را می توان نام برد.پرتگاهها ی گسله از دیگر اشکال زمین ریختی است که در پیشانی جبهه های راندگی به گونه طولی هستند و بیشتر در میان ورقه های رانده شمالی نمایان شده اند. بادبزنها(Fan) وتراسهای رودخانه ای((Q11,Q12  و کفه های گلی (Qcf) در شمار گروههای تقسیمات زمین ریختی بکار رفته در این ناحیه اند.بیشتر بلندیهای موجود بوسیله دره ها و در بعضی موارد توسط دشت های آبرفتی از یکدیگر جدا می شوند.باید گفته شود که مرز دشت ها ی یاد شده توسط گسلهای جوان که بطور معمول روند شمال خاوری- جنوب باختری دارند و به موازات گسلهای اصلی جبهه زون کپه داغ کشیده شده اند،کنترل می شوند. زمین شناسی ساختمانی در گزارش نقشه زمین شناسی 1:100،000 ری آباد درمبحث زمین شناسی ساختمانی مطالب ذیل آورده شده است.منطقه مورد بررسی در محدوده جنوب غربی البرز شرقی (بینالود)واقع شده است. این بخش در میان گسلهایی با روند شمال خاوری- جنوب باختری قرار دارد .که حاصل برونزد دو زون کپه داغ از شمال و زون البرز شرقی از جنوب می باشد که شرایط کلی ساختاری آن مانند چین خوردگی ها و راندگی ها بدلیل تعییر روند گسل های تراستی خصوصا در نیمه شمالی ورقه که اغلب سوی جنوب باختری را دارند،گسله های امتداد لغز را در پیامد نیروهای فشاری از جنوب به شمال بوجود آورده اند. مسایل تکنوتیکی پیچیده حاصل از برخورد این دو زون و برجای بودن روندهای ساختاری کهن در پی سنگ آن،بروز واکنش های نا همسان را در برابر استرس های گوناگون و نامتقارن بعدی بدنبال داشته است، که همگام با تغییر چرخش قطبهای استرس وابسته به آنها بویژه در باختر و جنوب باختری ورقه،مسایل پیچیده ای را مطرح می سازد.از ین رو بدون توجه به آنها ،توصیف و بازسازی شرایط حوضه های رسوبی منطقه دشوار می نماید. در این منطقه تنهانهشته ای کواترنردر اکثر مناطق به گونه ای چین خورده بر جای مانده اند.(بجزء جنوب کوه میان چفت که جوان ترین حرکت گسل ها باعث تغییر در مسیر آبراهه هاو همینطور جابجایی نهشته های کواترنر شده است). نهشته های چین خورده د رناحیه نشان از وجود تنشهای سخت د رزمان های پیش از کرتاسه دارد که همراه با دیگر تنشها ی اواخر سنوزوئیک بر حسب ظاهر بیشترین تاثیر را برریخت شناسی کنونی منطقه داشته اند.بدلیل نبود نهشته های خاص مربوط به زمان الیگوسن د رمنطقه ،نمی توان درباره جنبش های تکنوتیکی این زمان سخنی به میان آورد.ولی تنها در شمال ری آباد و شمال خاوری ورقه (خارج از محدوده ورقه- شمال جاجرم)جنبش های تکنوتیکی در زمان پس از کربونیفر زیرین (Visian) ازنوع خشکی زایی و با نبود رسوبگذاری در این منطقه باعث عدم رسوبگذاری نهشته های مربوط به پرمین شده است.علت نبود نهشته گذاری و بیرون آمدن کامل از آب در زمان پرمین در این منطقه ،تاثیر گسل هایی با روند شمال خاوری- جنوب باختری می باشد. جنبش های تکنوتیکی اشاره شده سبب چین خوردگی هایی با روند محوری شمال خاوری- جنوب باختری در نهشته های مربوط به مزوزوئیک و چین خوردگی های خیلی باز در نهشته های مربوط به زمان سنوزوئیک و همینطور گسله بود ن بیشتر همبری های واحدهای موجود در منطقه شده است. آنچنانکه نهشته های نئوژن که به تقریب نیمه جنوبی ورقه را به خود اختصاص داده است.بیشتر از نوع نهشته های خشکی که بطور دگرشیب زاویه دار(Angular unconformity) بروی نهشته های کهن تر از خود جای گرفته اند.اثرات تکاپو های تکتونیکی مربوط به پس از نهشته های نئوژن را در منطقه می توان در پیکر ساختهای زمین شناختی(تاقدیس،ناودیس و گسل های گوناگون) د رنهشته های آن گواه بود. با توجه به نقشه زمین شناسی ناحیه چنین می نماید که بیشتر گسل های بزرگ و سراسری موجود در محدوده ورقه ،از آن شمار گسل های تراستی و امتداد لغز ،یا باید برای نخستین بار در اثر جنبش های زمین ساختی پس از نئوژن (Post Neogene) پدید آمده باشند و یا اینکه گسلهای کنونی در اثر ساز وکار جنبش های زمین ساختی پس از نئوژن دوباره پویا شده باشند و در اصل خطواره های کهن تر از نئوزن بوده اند که دوباره به تکاپو در آمده اند. همچنین در گیرشدن و بریده شدن آبرفت جوان(Qt1)در طول گسلها ،گویایی پویایی دوباره این گسلها در زمان کواترنر نیز هست .همانگونه که گفته شد روند فراگیر ساختمانهای زمین شناختی درمحدوده ورقه بیشتر شمال خاوری- جنوب باختری است.این روند ها شامل محور چین ها و امتداد گسل های طولی و سراسری است. چین خوردگی های یاد شده درنیمه  جنوبی ورقه آرامتر وکم شیب تراز دیگر مناطق در محدوده مورد بررسی هستند.وجود گسلهای تراستی که بیشتر شان شیبی به سوی شمال- شمال باختری دارند (د رجنوب خاوری رشته کوه قلندر سر،شیب گسل تراستی به سمت جنوب خاوری می باشد)از بارزترین شواهد ،وجود نیروهای فشارشی شمال – شمال باختری و جنوب – جنوب خاوری است. دیگر گسلها امتداد لغز می باشد که د ربخش های گوناگون قابل مشاهده و اندازه گیری است و بگونه ای عمود یا نزدیک به عمود برگسلهای راندگی جهت گیری دارند.گمان می رود که بتوان آن را به عنوان پلکانهای جانبی صفحات راندگی انگاشت.این نوع گسلها د رمنطقه بطور معمول دارای شیب تند و به نسبت قائم اند و مولفه ان امتداد لغز در انها از اهمیت نخست برخوردار است. فزون بر گسلها د رمنطقه ،شکستگیهایی بی شمار نیز در منطقه یافت می شوند که امکان تعیین جابجایی و روند حرکتی د رانها شدنی نیست و یا در اصل د رپیکر شکستگیها مطرح اند و مقدار جابجایی در روی سطح آنها د رمقیاس نقشه آنچنان حائز اهمیت نمی باشد.فرجام ساز وکار این فشارش ا زشمال به جنوب ،فزون بر گسلهای تراستی ،باعث پیدایش سری گسلهای معکوس نیز شده اند که ساز وکار این دسته ا زگسلها ی تراستی بسبب پیدایش ساختهای فلسی(Imbricated structure) در این منطقه می شود.شیب این فلسها د ربیشتر مناطق به سوی شمال با ختر و روند آنها انها شمال باختر – جنوب خاور است.شیب گسلهای تراستی با نزدیک شدن به لبه جنوبی زون کپه داغ ،روندی فزاینده دارد و همینطور باعث پیدایش سری چینهایی شده است با محورهای کم و بیش موازی و همراستا ،همراه با شیب محورهایی که بیشتر شان به سوی شمال تا شمال باختر کج شده اند و در بعضی مناطق باعث پیدایش چینهای خوابیده (Isoclin)و برگشتی(Overturned)شده اند.(Fault related fold)       بطور کلی راستای محور چینهای یاد شده در بیشتر مناطق مورد بررسی هم راستا با سطوح گسله های اصلی است.در این منطقه چون رخساره های سنگی مربوط به سازندهای پالئوزوئیک همسانی بی چون وچرا با رخساره های سنگی همزمان خود در ایران مرکزی و یا البرزندارد،از همین روی نمی توان آن را به طور دقیق به زوزن زمین شناسی – زمین ساختی ایران مرکزی یا البرز نسبت داد. پیشروی حوضه رسوبی دریایی تریاس زیرین ،بدنبال یک گامه خشکی زایی (وجود افق لاتریتی موجود در پایین ترین بخش ردیف رخساره های تریاس زیرین) به همراه رخساره های سنگ آهک آرژیلی کرم رنگ،ورمیکوله و سنگ های دو لومیتی ضخیم لایه مربوط به سازند الیکا و همینطور رخساره های ماسه سنگی کوارتز آرنایتی ،سنگ آهک های ماسه ای میان لایه فسیل دار و شیل های سیلتی میکادار که برروی هم با داشتن رخساره شبیه به رخساره شمشک حوضه البرزرا برای ما تداعی می کند.بنابراین با توجه به شباهت های یاد شده می وان عنوان کرد که در دوره های تریاس زیرین ،میانی،زیرین و ژوراسیک زیرین حتی ژوراسیک میانی،حوضه رسوبی یاد شده بیشتر در قلمرو حوضه رسوبی زون زمین شناسی – ساختمانی البرز شرقی بوده است. سنگهای آهکی آرژیلی متوسط لایه چرت دار با درون لایه های مارنی که بطور هم شیب با سن باتونین –کالووین بروی سازند شمشک جای می گیرند(سازند دلیچای)،ضمن داشتن همسانی های سنگ شناختی و زمان سنگی با سازند چمن بید بی شباهت نیستند.همچنین سنگ های آهکی متوسط تا ضخیم لایه که بطور هم شیب بر روی آهکهای آرژیلی متوسط لایه یاد شده جای می گیرند و سن آکسفوردین- کیمریجین را دارند،از نظر رخساره  سنگ شناسی – زمان سنگی بی شباهت به سازند لار از واحد زمین شناسی البرز نیستند.بنابراین با توجه به مطالب گفته شده شاید بتوان پذیرفت که در زمان ژوراسیک میانی- بالایی و بدنبال بسته شدن دریای ژرف پالئوتتیس ،شرایط رسوبی حاکم برا ین زوزن و یا بطور کلی بر واحد زمین شناسی – زمین ساختی البرز شرقی با ویژگی های واحد زمین شناسی – زمین ساختی کپه داغ تقریبا یکسان بوده است.  بررسی های ژئوشیمیایی نمونه برداری نمونه برداری را به عنوان انتخاب بهینه و برداشت جزء معرف از یک جامعه معرفی کرده اند.طبیعی است که در پروژه های اکتشافی حقیقت یک پدیده کانی سازی را تا برداشت خود نمونه کانی سازی شده نمی توان با قطعیت کامل بیان نمود .بنابراین نمونه برداری نیز به عنوان یک پدیده احتمال پذیر همراه با ضریبی از خطا و سطحی از اعتبار معرفی می شود.تلاش کارشناسان در طراحی نمونه برداری و اجرای آن با هدف پرهیز از بروز خطاهایی است که چنانچه در مجموعه خطای کل قرار گیرند بطور یقین اعتبار داده پردازی و نتایج نهایی را مورد شک وتردید قرار می دهند. عملیات نمونه برداری نخستین گام در راه کسب اطلاعات از سطح زمین است و کارشناسان از طرق گوناگون کوشیده اند تا بهترین را ه ها را برای کسب این اطلاعات در پیش گیرند.این اطلاعات تا زمان انجام آنالیز شیمیایی به صورت نهان و خام در دل نمونه ها نهفتها ست.مراحلی  گوناگون از جمله آماده سازی صحرایی (انتخاب قطر بهینه ذرات،انتخاب وزن بهینه نمونه ،خشک کردن احتمالی و...)و مراحل آماده سازی آزمایشگاهی (آسیاب کردن ،پودرکردن ،همگن کردن ،تقسیم کردن،انتخاب نمونه مورد آزمایش و انتخاب نمونه بایگانی و...) برروی نمونه ها انجام می شود تا نمونه از حالت خام درآید و نتایج آن پس از سیر روند آنالیز به صورت کمی یا نیمه کمی در اختیار داده قرار گیرد. مهاجرت عناصر و کانیها توسط جریانات سطحی عناصر ممکن است تا فواصل مختلف از اطراف منشاء مهاجرت کنند.این امر می تواند به صورت مهاجرت کانیهای موجود در قطعات حاصل از فرسایش رخنمون های سنگی باشد که حامل عناصر مختلف هستند.طریق دیگر مهاجرت عناصر می تواند به صورت مواد جذب شده در سطح ترکیبات دیگر مانند رسها بوده و نوعی دیگر از مهاجرت عناصر به صورت یونها و مولکولها ی محلول درآب است.در فرآیند مهاجرت عناصر ،قطعات سنگی و کانیهای حاصا از آنها،پارامترهای فیزیکی از قبیل شیب توپوگرافی،سرعت ،حجم جریانات سطحی ،تند آب های فصلی آنها ،همچنین وزن مخصوص و مقاومت مواد در مقابل فرسایش نقش اساسی دارند. در مناطقی که شیب توپوگرافی نسبتا آرام باشد .مواد سنگین تر و دانه درشت ته نشین شده و تمرکز بیشتری پیدا می کنند.مواد دانه ریز از قبیل رسها و سیلت ها تا مناطق دورتر حمل شده و در صورتی که عناصری به صورت جذب سطحی در بخش های رسی متمرکز شده باشند ،به نوعی از سایر مواد معلق در آبهای سطحی جداشده و در مناطق پایین دست با توپوگرافی آرام متمرکز می شوند. الگوی پراکندگی عناصر در رسوبات رودخانه ای ،در جهت نقاط مرتفع تر و بالا دست آبراهه ها با آهنگ نسبتا ملایمی افزایش یافته تا به یک مقدار ماکزیمم می رسد و پس از عبور از این حد به سرعت کاهش می یابد.معمولا محل ماکزیمم مقدار،منطبق با موقعیتی است که آبهای زیر زمینی غنی از بعضی عناصر وارد مسیر آبراهه می شوند.بدیهی است اگر سطح آب زیرزمینی پایین تر از مقدار لازم باشد چنین ماکزیممی ایجاد نخواهد شد مگر اینکه عوامل  ناشناخته دیگری نیز در این امر دخیل باشند.نقش مواد آلی را نباید درالگوی مهاجرت عناصر توسط آبهای سطحی از نظر دور داشت زیرا اغلب به علت ارتباط با پدیده جذب غلظت فلزات در آنها بالا و بی رویه است.مواد آلی  همچنین می توانند در بعضی از روشهای تجزیه ای اختلالاتی ایجاد نمایند. برای اکثریت قریب به اتفاق عناصر کمیابی که غلظت آنها درآبهای مناطق سطحی خیلی کم است.عمل ته نشست از طریق پدیده هم رسوبی،یا مواد جذب کننده آنها صورت می گیرد.جذب عناصر کمیابى که توسط کلوئیدها و مواد ارگانیک د رآبهاى سطحى حمل مى شوند،بایستى د رکلیه بررسیهاى ‍ژئوشیمیایى که در آنها الگوى ‍توزیع عناصر کمیاب در رسوبات جوان و یا خاکها انجام مى گیرددر نظر گرفته شود .عناصرى نظیر آهن و منگنز که در محیط هاى احیا کننده محلول هستند ،در سطح رودخانه ها و در مجاورت با اکسیژن رسوب مى کنند و به علت توانایى عناصر مذکور در جذب بعضى از عناصر کمیاب تمرکزهایى از این عناصر کمیاب ایجاد مى شود .در نواحى که درجه سختى آب (یونMg,Ca)بالا باشد،قابلیت تحرک بعضى از فلزات سنگین که بصورت کمپلکس توسط آهن و منگنزمهاجرت مى کنند کم مى شود. نقش درجه حرارت نیز به لحاظ بررسى میزان و نحوه مهاجرت عناصر قابل توجه است و در نواحى سردسیر وقطبى مهاجرت مواد عمدتا بهصورت مکانیکى صورت مى پذیرد.میزان مهاجرت مواد دراین مناطق بسیار کم بوده و ممکن است حداکثر به چند کیلومتر برسد .در مناطق گرم و مرطوب عمدتا پدیده هاى فرسایشى به صورت شدید ترعمل کرده و لایه هاى ضخیمى ا زکانیهاى غنى از A1بر روى رخنمون هاى سنگى تشکیل مى شود . دراین محیط به علت وجود رسها و مواد آلى ،مهاجرت ازنوع غیر مکانیکى نیز،نقش اساسى پیدا مى کند. روش بررسى رسوبات رودخانه اى این روش یکى از شیوه هاى اکتشاف ژئوشیمیایى است و به علت عدم امکان نمونه بردارى از رخنمون هاى سنگى در نواحى با وسعت زیاد،نمونه بردارى از رسوبات رودخانه اى به عنوان یکى از پایه هاى اولیه اکتشاف سیستماتیک نهشته هاى کانسارى محسوب مى شود.عملیات ژئوشیمیایى رسوبات رودخانه اى چه در مقیاس بزرگ و چه در مقیاس کوچک قابل انجام است و طى آن نمونه هاى ژئوشیمیایى و نمونه هاى کانى سنگین برداشت و نمونه ها مورد مطالعه و بررسى قرار مى گیرند.در مناطقى که داراى حوضه هاى آبریز و شبکه آبراهه اى توسعه یافته هستند این نوع عملیات اکتشافى مى تواند نتایج در خور توجهى را با توجیه اقتصادى خوب و در محدوده زمانى مناسب به با ر آورد.همچنین عدم وجود پوشش گیاهى گسترده و متراکم نقش موثرى در واقعى تر بودن نتایج حاصل از بررسى رسوبات رودخانه اى دارد. طراحى شبکه نمونه بردارى یکى از مراحل مهم و اساسى هر فاز اکتشافى طراحى نقاط نمونه بردارى است که به عنوان پایه و اساس کار بایستى بدون خطا و یا با کمترین خطا صورت گیرد.طراحى یاد شده با بررسى و شناخت حوضه هاى آبریز و شبکه آبراهه ها و با هدف نمونه بردارى از رسوبات رودخانه اى انجام مى گیرد.درپروژه حاضر نخست با بررسى نقشههاى توپوگرافى 1:50،000 منطقه محدوده حوضه هاى آبریز بررسى و سیستم آبراهه ها تکمیل گردیدو با توجه به نقشه 250،000/1 ژئومغناطیس هوایى،گسله ها و توده هاى نفوذى کم عمق مشخصى شده ،و سپس با استفاده از نقشه زمین شناسى منطقه با در نظر گرفتن واحدهاى سنگى مستعد کانى سازى،توده هاى نفوذى ،همبریهاى مهم ،سیستم هاى گسلى ،معادن قدیمى و فعال و... همچنین با در نظر گرفتن زمان و بودجه پروژه امر طراحى نمونه ها در ورقهانجام شده است.براى طراحى بهینه نمونه ها و انتخاب مناسب ترین نقاط علاوه بر زمان و بودجه ،معیارهاى زیر بایستى مد نظر قرار گیرد. دستیابى به بیشترین توزیع یکنواخت نمونه ها د رکل نقشه رعایت چگالى نمونه بردارى ژئوشیمیایى و کانى سنگین بر اساس استانداردهاى جهانى وویژگیى هاى هر نقشه اولویت دادن به رسوبات رودخانه اى که سنگ بستر خود را قطع مى کنند. بررسى امکانات جاده اى و در نظر گرفتن شرایط اسکان موقت در مراکز روستایى و نزدیکترین محل به نقشه واگذارى اختیار به کارشناسان نمونه بردار درباره حذف یا اضافه کردن نمونه ها در نقاط مورد نظر   طراحى نمونه ها براى ورقه 1:100،000 رى آباد بنا به رعایت بعضى از موارد و با توجه به مطالب بالا و همچنین با طراحى نمونه هاى کانى سنگین انجام شده است.پس از طراحى نمونه ها روى نقشه هاى توپوگرافى مربوطه،این نقشه ها به منظور رقومى شدن محل نمونه ها و آبراهه ها ،جاده ها ،روستاهاو... اسکن شدند و لیست نمونه ها همراه با مختصات  آنها درسیستم UTM(Hayford 1909) تهیه و در اختیار گروه هاى صحرایى قرار گرفت.مختصات دقیق هر نمونه همراه با نقشه هاى نمونه بردارى و دستگاه GPSکمک شایانى در تسهیل امر نمونه بردارى مى کنند. عملیات صحرایى نمونه بردارى بطور کلى مراحل مختلف اکتشافات ژئوشیمیایى همچون طراحى نمونه ،نمونه بردارى،آنالیز نمونه ها،داده پردازى،بررسى و تدوین گزارش همانند دانه هاى زنجیربه هم پیوسته مى باشند و ازآنجا که داده هاى حاصل از آنالیز نمونه ها در مرحله داده پردازى و تعیین آنومالى نقش اساسى را برعهده دارند.لذا دقت در نمونه بردارى همچون دیگر مراحل بسیا رمهم است.   پس از طى محل نمونه ها گروه هاى کارى به منطقه اعزام مى گردند.اهمیت این مرحله را مى توان به زیر بناى یک سازه تشبیه کرد که بایستى بر تکیه گاه مستحکم و استوار قرار گیرد.گروه هاى نمونه برداربا استفاده از نقشه توپوگرافی1:50،000و مختصات ثبت شده دردستگاه موقعیت یاب جهانى (GPS) نمونه ها را برداشت نموده و نمونه ها پس از مرحله آماده سازى صحرایى در کیسه هاى مناسب و دولایه ریخته و شماره آنها به صورت برچسب و همچنین بصورت اتیکت درون نمونه ها ثبت مى شود. نمونه هاى ژئوشیمى  از بستر آبراهه هاو با استفاده از جزء زیر الک 80 مش برداشت شده است که خود در واقع نوعى آماده سازى مقدماتى نیز تلقى میش ود.وزن نمونه برداشت شده حدود 100 تا200گرم است.در صورت خیس بودن محیط نمونه بردارى،نمونه هابه صورت الک نشده برداشت شده تا پس از خشک شدن د رمحل کمپ ،آماده سازى شوند.شماره گذارى نمونه هاى ورقه رى آباد بصورت شماره و کد مى باشد.بطور مثال درکد84-RE-430 که 84 سال برداشت نمونه ،حرف REحرف اول رى آباد و عدد 430شماره نمونه برداشت شده است.رخدادهاى قابل توجه در صحرا ،از جمله دگرسانى،کانى سازى،گسله هاى بزرگ،معادن قدیمى و فعال که در نقشه هاى زمین شناسى ثبت نشده اند نیز مد نظر گرفته شده و به صورت شرح مختصرى یادداشت میگردد.شماره نمونه ها بوسیله رنگ اسپرى در محل مشخص مى شوندتا در مراحل کنترل آنومالى و بازدیدهاى بعدى محل نمونه ها مشخص باشند. به طور کلى در این پروژه 681 نمونه ژئو شیمیایى و 167 نمونه کانى سنگین از محدوده برگه جمع آورى شده است.مراحل مختلف عملیات نمونه بردارى ذیلا آورده شده است. 1-تهیه نقشه هاى توپوگرافی1:100،000 محدوده مورد مطالعه (شامل نقشه هاى کاشیدار،کوه میان چفت ،بکران وچیلان) 2-پررنگ نمودن آبراهه هاى اصلى وفرعى 3-اسکن نقشه ها 4-رقومى کردن نقشه ها 5-تهیه نقشه ژئومغناطیس هوایى 1:250،000 محدوده مورد مطالعه 6-انتقالShallow depth و گسل ها برروى نقشه هاى توپوگرافى 1:50،000 7-بررسى نقشه هاى زمین شناسى هم مقیاس در صورت وجود و استفاده ازآن براى طراحى شبکه نمونه بردارى 8-تلفیق نتایج حاصله از نقشه هاى زمین شناسى ،ژئومغناطیس هوایى و توپوگرافى و طراحى شبکه نمونه بردارى ژئوشیمى و کانى سنگین 9-تهیه موقعیت جغرافیایى ایستگاه هاى نمونه بردارى 10-انتقال مختصات نقاط نمونه بردارى به دستگاه GPS 11-تهیه ملزومات لازم جهت انجام عملیات نمونه بردارى ژئوشیمى و کانى سنگین (چکش- بیلچه- کیسه پلاستیک- GPS- رنگ- اتیکت و غیره) 12-استفاده از نقشه هاى توپوگرافى 1:50،000 براى برداشت نمونه ها و مختصات ایستگاههاى نمونه بردارى عملیات صحرایى نمونه هاى ژئوشیمیایى الف- برداشت نمونه ژئوشیمى با استفاده از الک 80مش و از عمق 10 سانتى مترى ب- برداشت حدود 200گرم ازمواد زیر الک 80 مش و ریختن آن در کیسه مخصوص ج- شماره گذارى نمونه برداشت شده د- انتقال نمونه ب

کلید واژه ها: سمنان