کنترل و معرفی محدوده های امید بخش معدنی در ورقه ۱:۱۰۰،۰۰۰ بانه

نوع گزارش سایر
گروه سایر
استان کردستان
نویسنده حسینعلی تاج الدین
تاریخ انتشار ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۵

خلاصه توضیحات

ورقه 1:100000 بانه در زون اکتشافی مریوان –مهاباد (زون شماره 7)واقع شده است.این ورقه در باختر استان کردستان واقع شده و بخش وسیعی از آن در کشور عراق قرار دارد.

توضیحات

  چکیده: ورقه 1:100000 بانه در زون اکتشافی مریوان –مهاباد (زون شماره 7)واقع شده است.این ورقه در باختر استان کردستان واقع شده و بخش وسیعی از آن در کشور عراق قرار دارد. از دیدگاه تقسیم بندی ساختاری،محدوده ورقه بانه،درمنتهی الیه شمال باختری زون ساختاری سنندج-سیرجان قرار دارد.کهن ترین سنگ های محدوده مورد مطالعه ،سنگ های آهک های پرمین هستند که در خاور شهرستان بانه رخنمون یافته اند.ژوراسیک بصورت بسیارکم گسترش داشته و فیلیت و سنگ آهک ها ی کرتاسه بیشترین رخنمون را در منطقه دارند.ترسیر با ائوسن آغاز شده و در برگیرنده سنگ ها ی ولکانیک ،شیل-ماسه سنگ و آهک است.الیگوسن شامل واحدهای مارنی وآهکی پرفسیل است.میوسن با لیتولوژی ماسه و کنگلومرایی و سرانجام واحدهای تخریبی کواترنر در منطقه رخ می نماید.توده های نفوذی با ترکیب گابرو-دیوریتی تا گرانیتی جوانتر از کرتاسه در سنگ های پیرامون خود نفوذ کرده اند.در حاشیه این توده های نفوذی ،در جاهایی که فیلیت ها سنگ میزبان بوده اند،هورنفلس تشکیل شده است.واحدهای رادیولاریت و آمیزه های رنگین با همبری گسله د ربخش های مختلفی از باختر منطقه گسترده شده اند. کاراکتشافی در این ورقه با استفاده از داده های زمین شناسی و ژئوشیمیایی بانجام رسیده است.براساس مطالعات ژئوشیمیایی در این ورقه ،7 محدوده امید بخش به منظور پی جویی عناصری نظیر طلا ،نقره،مس،سرب،روی،مولیبدن،آنتیموان،بیسموت،قلع و ... معرفی شده است. با توجه به شواهد زمین شناسی و داده های ژئوشیمیایی ،مناطق مورد نظر و اولویت  دار در ورقه بانه مورد بازدید قرارگرفت و نمونه های مشکوک به کانی سازی برداشت گردید.دراین بررسی مجموعا 54نمونه اخذ وجهت مطالعات تکمیلی به آزمایشگاه های مربوطه ارسال شد. بر اساس بررسی های صحرایی به عمل آمده و نتایج مطالعات آزمایشگاهی ،ورقه بانه از لحاظ پتانسیل مواد معدنی فلزی ضعیف می باشد.رخدادهای کانه زایی طلا در دو محدوده خاور روستای آرمرده و خاور روستای سفیده کمره مشاهده شدند که عیا ر وحجم کانی سازی در هیچ یک ازاین رخدادها قابل ملاحظه نبوده است(حداکثر 280 میلی گرم درتن).بر همین اساس بررسی دیگر عناصر فلزی در نمونه های مشکوک به کانی سازی ،هیچگونه پتانسیل قابل توجهی ازاین عناصر را نشان نداده است.به طور کلی مجموعه پتانسیل های معدنی موجود در ورقه بانه شامل سنگ های تزئینی و نما میتواند از نظر اقتصادی مورد توجه باشد. مقدمه یکی از رئوس کلی واساسی بخش اکتشافات معدنی،شناخت پتانسیل ها و توان معدنی در ورقه های 1:100000 کشور و معرفی آنها جهت انجام مطالعات تفضیلی تر می باشد.علیرغم اینکه کشور ما یک سرزمین غنی از نظر مواد معدنی است ولی بررسی های انجام شده  در خصوص اکتشاف این منابع در ابتدای راه است.به منظور مطالعه و اکتشاف برخی از منابع مهم معدنی،زون های 20 گانه اکتشافی در سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور تعیین شد.جهت معرفی نواحی امید بخش معدنی در هریک از زون های اکتشافی ،اطلاعات مختلف زمین شناسی،ژئوشیمی،ژئوفیزیک هوایی و اطلاعات دور سنجی مورد استفاده قرار می گیرد.اطلاعات یاد شده با یکدیگر تلفیق شده و هدفهای اکتشافی (target) مشخص می شوند.به طور تجربی ثابت شده است،چنانچه در خصوص لایه های اطلاعاتی تلفیق مناسب صورت گیرد ،نتایج حاصله امیدوار کننده خواهد بود.نتیجه این عمل به معرفی یکسری مناطق محتمل برای کانی سازی به نام نواحی امید بخش معدنی منتهی خواهد شد.این نقاط توسط زمین شناس  اکتشافی روزی زمین کنترل شده و در صورت وجود شواهدی دال بر وجود کانی سازی معدنی ،جهت مطالعات دقیق تر اکتشافی معرفی می گردد. ورقه 1:100000 بانه در زون اکتشافی مریوان –مهاباد (زون شماره 7)واقع شده است(شکل 1-1).از آنجا که اطلاعات ژئوفیزیکی و ماهواره های مدونی دردست نبوده است،کار اکتشافی در این ورقه تنها با استفاده از داده های زمین شناسی و ژئوشیمیایی در مقیاس 1:100000 به انجام رسیده است.گزارش حاضر ماحصل پتانسیل های معدنی در ورقه مذکور با استفاده از داده های موجود می باشد.   موقعیت جغرفیایی و آب وهوایی ورقه 1:100000 بانه در محدوده چهار گوش 1:250000  مریوان –بانه و در میان طولهای خاوری ’ 30  ˚45  تا’ 00 ˚ 46 و عرضهای شمالی’ 30  ˚35  تا  ’00  ˚36  جای گرفته است.این ورقه نام خود را ازشهرستا ن بانه ،که باختری ترین شهرستان استان کردستان است،گرفته است.فاصله هوایی شهرستان بانه تا تهران 488 کیلومتر و فاصله زمین آن ،حدود 680 کیلو متر است. بخش وسیعی از این محدوده درکشور عراق واقع بوده و مرز بین دو کشور ایران و عذاق در بخش های شمال باختری،بستر رودخانه چومان است و در ادامه بسوی جنوب خاور،خط الراس ارتفاعات به عنوان مرز دو کشور همسایه در نظر گرفته می شود. این منطقه کوهستانی و نسبتا مرتفع بوده و در بیشتر نقاط دارای پوشش جنگلی است.زمستانهایی سرد و تابستانهای معتدل و همچنین بارندگی حدود 600 میلی متر در سال از دیگر ویژگی های آب و هوایی منطقه می باشد.اختلاف در جه حرارات در فصول سرد و گرم به بیش از 50 درجه سانتی گراد می رسد.به طوریکه د رتابستان ها درجه حرارت تا 36 درجه سانتی گراد بالای صفر و در زمستان ها گاهی تا 20 درجه سانتی گراد زیر صفر می رسد. درمناطقی که برونزدهایی از توده نفوذی و رخنمون هایی از دگرگونه های فیلیتی کرتاسه دیده می شود.بلندای کوهها نسبتا کمتر و مورفولوژی آن آرام تر بوده و در نقاطی که سنگ آهک های دگرگونه کرتاسه و بیشتر در نقاطی که واحدهایی از هورنفلس رخنمون یافته اند،ارتفاع بلندی های منطقه بیشتر و مورفولوژی خشن تری نمایان می شود. از مهم ترین کوههای منطقه می توان از کوه آربابا، درجنوب شهرستان بانه ،با 2220 متر بلندا،کوه بابوس در خاور شهرستان بانه با با 2380 متر و کوه سفید کمره با 2070 متر بلندا نام برد. رودخانه های منطقه پس از گذر نقاط مختلف به سوی خاور جاری شده و پس ا زپیوستن به رودخانه چومان وارد خاک عراق می شوند.رودخانه چومان از مهم ترین رودهای محدوده مورد مطالعه بوده و در بخش های شمال باختری،بخشی از خط مرزی ایران و عراق را شامل می شوداز دیگر رودهای منطقه می توان از رودخانه های نمشیر،بانه،و چم برده رش نام برد. به جز شهرستان بانه ،که مهمترین شهر در ورقه مورد مطالعه است ،بخش های آرمرده و بوئین سفلی نیز از مراکز جمعیتی قابل ذکر در منطقه می باشد.مردم منطقه ،مسلمان ودارای مذهب تسنن می باشندو به زبان کردی تکلم می کنند.به دلیل کوهستانی بودن ورقه بانه ،زمینهای کشاورزی وسعت چندانی نداشته و مزارع بیشتر بر روی دامنه های کم شیب  ایجاد گردیده اند و در آنها گندم و جو بصورت دیم کشت می شود.بیشتر ساکنان این منطقه علاوه بر کشاورزی به باغداری و دامپروری نیز مشغول می باشند.   پیشینه مطالعات انجام شده: در این ورقه مطالعات زمین شناسی و معدنی چندانی انجام نگرفته و اطلاعات موجود منحصر به چند گزارش و نقشه به شرح زیر می باشد: 1-گزارش و نقشه زمین شناسی 1:250000 چهار گوش مریوان-بانه(نوگل سادات.و .ا-1974) 2-نقشه زمین شناسی 1:100000 ورقه بانه (فنودی.م،1381) 3- گزارش اکتشافات ژئوشیمیایی-کانی سنگسن ورقه 100000/1 بانه(اکبرپور.ا و سمیعی.ع،1383) 4-نقشه های توپگرافی 50000/1 برگه های بانه،بوالحسن و پنجوین (سازمان جغرافیایی ارتش جمهوری اسلامی ایران) عملیات معدنکاری در این ورقه منحصر به چند کارگاه استخراج سنگ ساختمانی می باشد که هم اکنون غیر فعال می باشند. هدف و چگونگی انجام عملیات اکتشافی هدف از انجام این پروزه شناسایی و معرفی نواحی امید بخش معدنی ورقه یکصد هزارم بانه بوده است.بدین منظور ابتدا مدارک و گزارش های زمین شناسی و معدنی ورقه جمع آوری و مورد مطالعه قرار  گرفت .سپس مناطق اولویت دار و مستعد کانه زایی ،جهت انجام پی جویی های بعدی انتخاب گردید.همانطور که پیشتر بدان اشاره شد در این ورقه ،مطالعات زمین شناسی و معدنی چندانی انجام نپذیرفته و اطلاعات موجود تنها در قالب گزارش و نقشه های زمین شناسی در مقیاس های 1:100000 و 1:250000 و نیز گزارش اکتشافات ژئوشیمیایی-کانی سنگین ورقه بانه انتشار یافته است بر این اساس اطلاعات زمین شناسی و ژئوشیمیایی و رقه بانه ملاک و پایه مطالعات حاضر قرارا گرفت.در ایت راستا ،ابتدا با توجه به شواهد زمین شناسی و داده های ژئوشیمیایی محدوده های امید بخش در ورقه برای کنترل صحرایی تعیین گردیده وسپس مناطق موردنظر واولویت دار مورد بازدید قرار گرفت و در صورت لزوم نمونه های مشکوک به کانی سازی برداشت شد.لازم به ذکراست که به منظور کنترل نواحی امید بخش ،از داده های خام مربوط به آنالیز عناصر ،که تحت پروژه اکتشافات ژئوشیمیایی-کانی سنگین حاصل شده بود،استفاده گردیده است.زیرا در مرحله انجام اکتشاف چکشی،هنوز گزارش نهایی اکتشاف ژئوشیمیایی ورقه بانه چاپ نشده بود.   در راستای پی جویی مواد معدنی این ورقه علاوه بر کنترل و بررسی نواحی امید بخش معدنی براساس داده های ژئوشیمیایی ،واحدهای سنگی موجود با دیدگاه زمین شناسی اقتصادی مورد مطالعه کلی قرار گرفته و احتمال حضور کانه زایی در واحدهای لیتولوژیکی رخنمون یافته و در محدوده نقشه بررسی شد علاوه بر آن در این بررسی ،احتمال حضور مواد معدنی در ارتباط با زون های دگر سانی ،گسل ها و بویژه پهنه های برشی(shear zones) و نیز حواشی توده های نفوذی مورد مطالعه قرار گرفت. در این بررسی مجموعا 54 نمونه اخذ و جهت مطالعات تکمیلی به آزمایشگاه های مربوطه ارسال شد.(جدول پیوست) با توجه به موارد یاد شده ،مقاطع و نواحی مختلفی از ورقه بانه،جهت بررسی و پی جویی انتخاب و مورد بازدید قرار گرفت که گزارش حاضر نتیجه بررسی های صحرایی و آزمایشگاهی این نواحی را در بردارد. زمین شناسی عمومی نقشه 1:100000 بانه در محدوده چهارگوش 1:250000 مریوان-بانه و در زون ساختاری سنندج-سیرجان (اشتوکلین،1968) جای گرفته است.کهن ترین سنگ های محدوده مورد مطالعه ،سنگ آهک های پرمین هستند که در خاور شهرستان بانه رخنمون یافته اند.ژوراسیک بصورت بسیا رکم گشترش داشته و در گوشه جنوب خاوری منطقه دیده می شود.فیلیت و کرتاسه بیشترین رخنمون را در منطقه دارند.ترسیر با ائوسن آغاز شده و دربرگیرنده سنگ های ولکانیک،شیل –ماسه و آهک است.الیگومیوسن شامل واحدهای مارنین و آهکی پرفسیل است.میوسن با لیتولوژی ماسه سنگی و کنگلومرایی همانند ژوراسیک و با همبری گسله در کنار آن رخ می نماید.سرانجام واحدهای تخریبی کواترنز پیرامون در منطقه نمایان می شوند.توده های نفوذی با ترکیب گابرو-دیوریتی تا گرانیتی طی فازهایی در سنگ های پیرامون خود نفوذ کرده اند.د رحاشیه این توده های نفوذی ،در جاهاییکه که فیلیت ها سنگ میزبان بوده اند،هورنفلس تشکیل شده است.واحدهای رادیو لاریت و آمیزه های رنگین با همبری گسله د ربخش های مختلفی از باختر منطقه گسترده شده اند. در شکل 2-1 نقشه زمین شناسی ورقه 100000/1 بانه(فنودی.م-1381)آمده است.     چینه نگاری اینک به صورت خلاصه به شرح ویژگی های هرکدام از این واحد ها می پردازیم. سنگ آهک پرمینP1 این واحد کهن ترین رخنمون سنگی در محدوده ورقه ودر خاور شهرستان بانه به شمار آمده و در میان سنگ اهک های دگرگون کرتاسه با کنتاکت گسله قرار گرفته است.رنگ آنها سیاه بوده و بین 300 تا 450 متر ضخامت دارد .بیشتر متوسط تا ضخیم لایه بود ه و گاهی به صورت توده ای دیده می شوند. برپایه مطالعات فسیل شناسی ،سن این واحد پرمین پسین د رنظر گرفته می شود.   سنگ آهک زوراسیکJ1 این واحد در محدوده ای بسیار کوچک در منتهی الیه گوشه جنوب خاور منطقه رخنمون یافته و ادامه این واحد به شکل گستره بسیار وسیعی د رورقه 1:100000 پاوه رخنمون دارد.این سنگ آهک به صورت لایه ای (متوسط تا ضخیم لایه)و توده ای بوده و از نظر منشاء یک سنگ آهک بیوژنیک با رخساره پلاتفرمی است. بررسی های دیرینه شناختی بر روی چند نمونه ا زسنگ آهک های این واحد ،جنس این سنگ آهک را بایومیکرایت  و مجوعه فسیلی سن ژوراسیک پسین را مشخص کرده است. واحد فیلیت کرتاسهKph این واحد گسترده ترین واحد سنگی در ورقه بانه بوده و وسعت زیادی از زمینهای منطقه را پوشانده است.رنگ عمومی واحد سبز تیره است وچین خورده ،شیستوز،شکسته و دارای درزه های فراوان و ریزچینهای بسیار است.ضخامت واحد زیاد و به نظر می رسد بین 1500 تا 2000 متر باشد ولی به لحاظ چین خوردگی های فراوان در این واحد نمی توان ارزیابی دقیقی ا زضخامت آن داشت.رگه های سیلیسی سفید رنگ بسیار زیادی درنقاط مختلف ،این واحد را بریده اند. واحد فیلیت لکه دارKsph رخنمون های این واحد به مقدار کم درخاور منطقه مشاهده می شود.رنگ  سبز خاکستری تیره(همانند واحد فیلیت )بوده و حاوی دانه هایی ا زکانیهای دگرسان شده احتمالا پیریت کاملا هوازده و کربنات کلسیم ثانویه و آغشته به اکسید آهن است.کانی عمده این واحد فیلوسیلیکاتها ،به ویژه مسکویت و سریست است.ضخامت این واحد بالغ بر200 متر می باشد.وجود ریز چینهای فراوان ،خرد شدگی و تکتونیزه بودن ا زدیگر ویژگی های سنگ های این واحد بوده که در زیر سنگ آهک های دگرگون کرتاسه با همبری ناپیوسته قرار گرفته اند. واحد ولکانیک متامورف کرتاسهKmv این واحد د ربخش های خاوری منطقه د رجنوب شهرستان بانه ،د رمحدوده به نسبت قابل ملاحظه ای رخنمون دارد.رنگ عمومی این واحد سبز رنگ بوده و هم راستا با فیلیت های منطقه شیستوزیته دارند.کنتاکت پایینی با واحد فیلیت و کنتاکت بالایی با آهک های کرتاسه به صورت  ناپیوسته است.ضخامت این واحد را می توان بالغ بر300 متر برآورد کرد. د رنمونه های میکروسکوپی ،این واحد درحدود متابازیت ساب ولکانیک دگرگونه ،اپیدوتیت ،متاتراکی آندزیت،متاولکانیک اسیدی سریسیتی و برشیه و متاولکانیک اپیدوتیزه تنوع سنگ شناسی از خود نشان می دهند.   واحد دولوممیت کرتاسه Kdo رخنمون های این واحد تنها در دو نقطه بسیار محدود ،د رشمال منطقه مشاهده شده است که شامل دولومیت ها ی سفید تا کرم رنگ دانه شکری به ضخامت حداکثر 50متر است و د رمیان شکستگیهای آن،تبلور یافته است.از این واحد د رگذشته ای نه چندان دور به عنوان سنگ ساختمانی و سنگ لاشه استخراج صورت گرفته است که در حال حاضر معادن آن تعطیل می باشد. واحد سنگ آهک کرتاسهK1 محل اصلی  رخنمون این واحد به طور گسترده دربخشهای خاوری ورقه،جنوب شهرستان بانه و بموازات منطقه مرزی ایران و عراق در قسمتهای جنوب باختر ورقه است.لیتولوژی این واحد شامل آهک های کمی دگرگون شده ،کریستالین،و برنگ خاکستری است که د رتمام نقاط مشاهده شده بر روی واحد فیلیت کرتاسه قرار گرفته است. بر اساس مطالعات فسیل شناسی بر روی چند نمونه ازاین واحد ،سن این واحد به کرتاسه نسبت داده شده است. واحد شیل و ماسه سنگ ائوسن Esh ترسیر در منطقه با ائوسن شروع می شود و اثری ا زسنگ های پالئوسن د راین ورقه مشاهده نمی شود.این واحد شامل شیل های بشدت خرد شده و برنگ کرم همراه با نازک لایه هایی ا زماسه سنگ است که ضخامت آنها حداکثر به 50 متر می رسد .دلیل قرار گیری این وحد شیلی بر روی آهک  های کرتاسه با همبری ناپیوسته و وجود آهک های پروفسیل (نومولیت دار) ائوسن بر روی واحد یاد شده،سن آن به بخش های پایین ائوسن نسبت داده می شود. واحد ولکانیکی ائوسنEv رخنمون هایی از این واحد دربخش های باختری ورقه و بموازات منطقه مرزی در میان واحد شیلی دیده می شود که شامل یکسری سنگ های ولکانیک با ترکیبی بین تراکی آندزیت –آندزیت تا بازالت و برنگ قرمز و سبز است و در بیشتر جاها دارای دگرسانی ازنوع اپیدوتی و کلریتی هستند.این واحدها نیز بسیار خرد شده و تکتونیزه  می باشد. واحد آهکی ائوسنEl گسترش این واحد همانند سایر واحد های ائوسن بصورت پراکنده و بموازات منطقه مرزی بوده و شامل سنگ آهک های کرم روشن و دربردارنده مقادیر زیادی نومولیت است که با میان لایه های نازکی ا زماسه سنگ آهکی همراهی می شوند.ضخامت این واحد د رجاهای مختلف بین 50 تا 100 متر متغیر است. بر اساس مجموعه فسیلی سن این واحد به ائوسن آغازین نسبت داده می شود. واحد آهکی الیگومیوسنMl این واحد شامل سنگ آهک (بایومیکرایت و در بضی بخشها اسپارایت ) پرفسیل به ضخامت 400 متر به رنگ خاکستری است که به صورت راندگی بر روی واحد رادیولاریت قرار گرفته و به سمت شمال خاور شیب دارند.از نظر لایه بندی ضخیم لایه تا توده ای بوده و دارای شکستگیها و گسلهای فراوانی است. براساس مجموعه فسیلی موجود،سن اسن واحد به میوسن آغازین نسبت داده می شود و معادل بخش های بالایی سازند قم در ایران مرکزی می باشد. واحدهای مارنی الیگومیوسنMm این واحد شامل ضخامتی د رحدود150متر مارن سبز روشن کرم رنگ است که هم روند با واحد آهکی Ml و در میان آن(به صورت راندگی و تکرار)رخنمون دارد. واحد کنگلومرایی میوسنMc این واحد د رگستره بسیار محدودی د رگوشه جنوب خاوری ورقه درکنتاکت گسله با سنگ های مربوط به ژوراسیک قرار گرفته است.رنگ عمومی واحد قرمزرنگ بوده و لیتولوژی آن شامل کنگلومرا با سیمان ماسه سنگی است. واحد مارنی ماسه سنگی میوسنMm,s این واحد نیز همانند واحد Mc ،که به صورت هم شیب روی آن قرار گرفته ،در گوشه جنوب خاور منطقه در محدوده بسیار کوچکی گسترش یافته است.لیتولوژی واحد شامل لایه هایی از مارن و ماسه سنگ آهکی خوب لایه بندی شده برنگ های بیشتر قرمز و کمی سبز رنگ است با میان لایه هایی از میکروکنگلومرا همراهی می شوند.مطالعات فسیل شناسی بر ر وی نمونه هایی از این واحد جنس بخش های آهکی این واحد را بایوسپارایت  گلوکنیتی ماسه ای مشخص نموده و براسا س مجموعه فسیلی موجود سن آن به میوسن نسبت داده شده است. واحد رادیولاریتra این واحد شامل سکانسی به نسبت ضخیم ا زرسوبات شیمیایی سیلیسی،آهک میکرایتی پلاژیک و شیل آهکی نازک لایه به ضخامت های حداکثر20 سانتی مترو خوب لایه بندی شده به رنگ های متنوع سبز،قرمزو گاهی کرم رنگ است و رگه های کلسیتی فراوانی د رآنها مشاهده می شود. براساس مطالعات فسیل شناسی سن این واحد به ژوراسیک پایانی نسبت داده شده است. واحد آمیزه رنگینOm این واحد به صورت راندگی در باختر ورقه و بشکل تکه های پراکنده د رچندین نقطه رخنمون دارد.لیتولوژی این واحد شامل ورلیت،کلینوپیروکسنیت،سنگ های ولکانیک بازیک و اولترامافیک است که همگی به شدت دگرسانی از نوع سرپانتینی و سریسیتی را تحمل کرده اند. د رچندین مورد نیز تالک پدید  آمده است. بر اساس کارهای قبلی انجام شده د رچها رگوش مهاباد و ورقه آلوت ،این مجموعه افیولیتی را می توان همانند افیولیت های جنوب مهاباد همراه با مجموعه دگرگونه آنهابه بقایایی از شکاف اقیانوسی منتسب دانست که در اثر بسته شدن آن در ترسیر درلبه شمالی زاگرس رخنمون یافته اند. بر اساس فسیل های یافت شده د ربخش آهکی ،سن این واحد به پالئوسن –آئوسن پائینی؟ نسبت داده می شود. واحدهای ائوسن به صورت رخساره شبیه فیلیش د راین حوضه ،که در مرحله بسته شدن ریفیت رسوب نموده ،دستخوش یک تکتونیک شدید قرار گرفته و حتی د ربخش هایی بصورت Tectonic Melange با واحدهای Om در آمیخته است.با در نظر داشتن این مطلب ،تشکیل واحد لادیولاریت ra حاصل پدیده ای جدا از پدیده تشکیل واحد Om بوده و با توجه به فسیل های یافت شده در بخش های آهکی ،واحد رادیولاریت که سن ژوراسیک بالا را مشخص کرده اند ،واحد رادیولاریت را می توان با مزوتتیس در ارتباط دانست.     واحدهای کواترنری جوانترین طبقات رسوبی،نهشته های متعلق به کواترنزی است.نهشته های Qt1 شامل رسوبات کنگلومرایی پوشش آبرفتی پادگانه های کهن است.اجزای این نهشته ها شامل قطعات متوسط تا درشت دانه با دگر سکلی متوسط و تحکیم یافته و سیلیسی شده است.نهشته های Qt2 شامل پادگانه های جدید بوده و واحد Qal شامل آبرفتهای د رحال تشکیل در بستر رودخانه ها است. توده های نفوذی در محدوده ورقه بانه سنگ های نفوذی در دو گستره مجزا نمایان هستند.توده اصلی درجنوب  باختری شهرستان بانه(باتولیت گرانیتی بانه)و دیگری به صورت یک توده کوچک د ر جنوب خاوری این شهرستان رخنمون دارند.باتولیت بانه  از توده های مرکب(Composite Pluton) به شمار می آید و دست کم سنگهای سه فاز آذرین را د ربردارد.قدیمی ترین سنگ های این توده ،ترکیب گابرودیوریتی (gb-di) دارند.در نمونه دستی سنگ های این فاز رنگ خاکستری تیره و بافت تمام بلورین دارند.ویژگی اصلی سنگ های آن بافت درشت بلور آنهاست. فاز گرانیتی (gr) از گرانیت های بیوتیت دار(B.gr) ،گارنت دار(G.gr) و تورمالین دار پدید آمده است.حجم اصلی باتولیت بانه دارای ترکیب گرانیت متشکل ا زکانیهای فلدسپات آلکالن،کوارتز،پلاژیوکلاز،مسکویت،بیوتیت،و آمفیبول است.د رمرز مشترک سنگهای بیوتیت گرانیتی و دیوریتی یک منطقه تداخلی (Interaction Zone) وجود دارد.به نظر می رسد که تشکیل سنگ های گرانیتی به طور همزمان (یا دست کم با اختلاف زمانی کوتاه)با سنگ های دیوریتی بوده است.همینطور به نظر می رسد که تشکیل ماگمای دیوریتی و گرانیتی به طور همزمان یا بااختلاف زمانی کوتاه بوده است بطوریکه قبل از سخت شدن نهایی ماگمای گرانیتی بر ماگمای دیوریتی تاثیرنموده و ترکیب شیمیایی آن را تغییر داده است. بعد از تشکیل و جایگیری بخش های دیوریتی و بیوتیت گرانیتی  درقالب باتولبیت بانه،دایک ها و زبانه های کوچکی با ترکیب گرانیت گارنت دار(G.gr) آنها را قطع نموده است. سنگ های نفوذی با تولیت بانه،سنگ های دگرگونه  واحد Kph یا سن کرتاسه را قطع و دگرگون نموده است.با توجه به شباهت ویژگی های باتولیت بانه با پلوتونیسم بخش شمالی پهنه سنندج-سیرجان زمان جایگیری باتولیت بانه را بطور احتمالی می توان به کرتاسه پایینی –پالئوسن نسبت داد. برونزدهایی ا زجنس پگماتیت د رگستره های بسیار محدودی د رمنطقه دیده شده اند.واحد پگماتیتی شامل درشت بلورهایی بیشتر ا زجنس مسکویت با طول بیش از یک سانتی متر،تورمالین د رحد چندسانتی مترو بندرت تا 10 سانتی متر،فلدسپات و کوارتز تشکیل شده و کاملا هوازده و خرد می باشد. واحد هورنفلسh این واحد از نظر گسترش د رسطح ورقه،د رحاشیه و در بخش هایی از مرکز توده نفوذی رخنمون داشته و حاصل تاثیر دگرگونی مجاورتی توده نفوذی بر فیلیت های مجاور بوده است.رنگ عمومی واحد سیاه بوده و د ربرخی نقاط بسیار تکتونیزه و خرد شده است .درشمال پاسگاه بوالحسن قطعات بسیا ربزرگ و سختی از این واحد درون گرانیت های کاملا آلتره وجود داردکه هم اکنون این قطعات استخراج و به عنوان سنگ ساختمانی مورد استفاده قرار می گیرند. زمین شناسی ساختمانی منطقه مورد مطالعه از نظر تقسیمات زمین ساختاری در زون سسندج –سیرجان و به لحاظ تقسیمات ایالت های تکتونو-رسوبی د رزون اسفندقه – مریوان (نبوی 1355) جای گرفته است.گسل ها وچین خوردگی های زیادی در محدوده ورقه مشاهده می شود که اصلی ترین روند گسلها با راندگی باختر منطقه و د رامتداد شمال باختر-جنوب خاور است.با توجه به رخساره های سنگی گوناگون ،ساز و کار چندین فاز کوهزایی به شرح زیر در منطقه محتمل می باشد. جنبشهای زمین ساختی بعد از کرتاسه موجب چین خوردگی و تغییر شکل رسوبات کرتاسه همراه با دگرگونی ،اغلب د رخسار ه های شیست سبز شده است.این تکاپو ها معادل با فاز کوهزایی لارامین د رمرز مزوزوئیک –سنوزوئیک می باشد.نفوذ توده گرانیتی،دیوریتی و فازهای وابسته دیگر درواحدهای کرتاسه نیز شاید نمود دیگری از این جنبشها باشد. وجود افق های گسترده ای ا ز واحد رادیو لاریتی با سن ژوراسیک پایانی (معادل با رادیو لاریت های گسترده ورقه 1:100000 کرمانشاه) و همچنین رخنمون های پراکنده ای از بقایای پوسته اقیانوسی (واحد آمیزه رنگین)نشانه تشکیل این واحد ها در شکاف عمیق اقیانوس(اقیانوس نئوتتیس در فاصله زمانی تریاس میانی تا کرتاسه پسین)است(کریم باوند پور.ع-1999) تکاپوهای زمین ساختی پس از ائوسن نیز موجب ایجاد دگر شکلی در رسوبات و سنگهای ائوسن و هم چنین نهشته های قبل از ان گردیده و سنگ های مربوط به الیگومیوسن (معادل با سازند قم)به صورت دگر شیب و با همبری گسله در کنار واحد های ائوسن قرار گرفته اند. نفوذ با تولیت بزرگ گرانیتی رخنمون شده د ربخشهای مرکزی منطقه و همچنین فازهای وابسته به آن (از قبیل دیوریت و بیوتیت گرانیت)در سنگ های مربوط به کرتاسه و قدیمی ترمنطقه می تواند نمودی از تکاپوهای معادل با فاز کوهزایی لارامین باشد.همچنین نفوذ آپلیت و رگه های سیلیسی در سایر واحدها را نیز می توان به عنوان بخشی از آخرین مراحل نفوذ باتولیت گرانیتی در نظر گرفت.ایجاد رگه های پگماتیتی نیز نمودی از آخرین مراحل نفوذ این توده و در ارتباط با فعالیت های Post Magmatic و کریستالیزاسیون بخارهای ماگمایی است.در نهایت می توان چنین تصور نمود که تاثیرات متقابل جنبشهای معادل با فازهای کوهزایی آلپ پایانی(پلیوسن)و پاسادنین (کواترنری)موجب شکل گیری کنونی زمینهای منطقه شده است روند عمومی گسلها و همچنین محور چین خوردگی های اصلی منطقه شمال باختر-جنوب خاور بوده که به عنوان تعدادی از گسل ها با عملکرد امتداد لغز می توان به گسلهای پیرانشهر و بانه با عملکردی در ساختهای بسیار طولانی د رحد چندده کیلومتر اشاره نمود و تاثیر آنها را می توان در کل منطقه از بخشهای شمالی تا جنوبی ورقه و امتداد آنها را در ورقه شمالی (نقشه1:100000 آلوت )مشاهده نمود. گسله های راندگی باختر با شیبی بین 45-40 در جه موجب راندگی سنگ های بویژه الیگومیوسن (معادل با سازند قم) بر روی واحد رادیو لاریتی شده اند.

کلید واژه ها: کردستان