اکتشافات ژئوشیمیایی سیستماتیک در برگه یکصدهزار حرجند

نوع گزارش اکتشافات ژئوشیمیائى یکصدهزار
گروه ژئوشیمی
استان کرمان
نویسنده ناصر سعدالدین
تاریخ انتشار ۲۳ تیر ۱۳۸۳

خلاصه توضیحات

اکتشافات ژئوشیمیایی و کانی سنگین ناحیه ای د رمقیاس 100000 : 1 در زمره عملیات اکتشافی زیربنایی د رهر کشوری به حساب می آید که هدف آن شناخت نواحی با پتانسیل معدنی است.برای نیل به این اهداف ،از روش های مختلف ژئوفیزیکی ،ژئوشیمیایی سیستماتیک می باشد که در محدوده ورقه 100000 :1 حرجند انجام می پذیرد.

توضیحات

کلیات مقدمه اکتشافات ژئوشیمیایی و کانی سنگین ناحیه ای د رمقیاس 100000 : 1 در زمره عملیات اکتشافی زیربنایی د رهر کشوری به حساب می آید که هدف آن شناخت نواحی با پتانسیل معدنی است.برای نیل به این اهداف ،از روش های مختلف ژئوفیزیکی ،ژئوشیمیایی سیستماتیک می باشد که در محدوده ورقه 100000 :1 حرجند انجام می پذیرد.اجرای این پروژه در دو بخش طراحی شده است.بخش اول عملیات تا رسم نقشه آنومالی ها ژئوشیمیایی و تعیین مناطق با پتانسیل ادامه می یابد.بخش دوم شامل عملیات کنترل آنومالی ها است که از طریق مطالعات کانی سنگین،آلتراسیون ،مناطق کانی سازی و شکستگی های پرشده (Plunmbing System) تعقیب خواهد شد و در نهایت پس از کنترل آنومالی ها هریک ازآنها مدل سازی شده و مناطق امید بخش معرفی خواهند شد. اهداف اکتشافات ژئوشیمیایی د رمقیاس ناحیه ای تجربیات گذشته در کشور های مختلف و در شرایط آب و هوایی گوناگون دلالت بر آن دارد که رسوبات آبراهه ای (عموما جزء 80- مش) می تواند در اکتشافات کوچک مقیاس ناحیه ای (100000 :1 تا 250000 : 1) بسیار مفیدواقع شود.نتایج حاصل از این نوع بررسی های اکتشافی می تواند در تحلیل ایالات ژئوشیمیایی و شناخت الگوهای ژئوشیمیایی ناحیه ای و همچنین نواحی که در آنها احتمال کشف نهشته های کانساری بیشتر می باشد ،بسیار موثر واقع شود.علاوه بر کاربردهای مستقیم ذکر شده، نقشه های ژئوشیمیایی رسوبات آبراهه ای می تواند کاربردهایی در زمینه کشاورزی و محیط زیست نیز داشته باشد.بدیهی است که اهداف اکتشافی این نوع بررسی ها با اهدافی نظیر تشخیص الگوهای ناحیه ای برای توزیع عناصر،متفاوت است و بدین جهت باید برای نیل به هر منظوری از روش متناسب با آن استفاده نمود. در مورد اول که هدف کشف آنومالی در هاله های ثانوی است باید از تکنیک های آماری که اختلاف بین مقادیر آنومالی و روندهای ناحیه ای را به حداکثر مقدار خود برساند بهره گرفت و در نتیجه از طریق شدت بخشی آنومالی ها،به شناسایی هر چه دقیق تر آنها پرداخت. در حالت دوم چون هدف دستیابی به روندهای ناحیه ای است،باید از تکنیک های آماری که تاثیر آنومالی ها را در روندهای ناحیه های به حداقل می رساند، استفاده کرد.چگالی نمونه برداری در این حالت یک نمونه برای چندکیلوتر مربع است که بوسیله سقف بودجه کنترل می شود. جمع اوری اطلاعات (موضع بند 1 شرح خدمات) در این مرحله اسناد و مدارک مربوط به منطقه تحت پوشش به شرح زیر تهیه و مورد مطالعه قرار گرفت. الف- نقشه های توپوگرافی 50000 : 1 منطقه موردمطالعه شامل برگه های شیرین رود(شمال شرق)،ده لولو(جنوب شرق)،حرجند (جنوب غرب) و هجدک(شمال غرب) ب- نقشه زمین شناسی100000 : 1 حرجند ج- نقشه ژئوفیزیک هوایی (مغناطیس هوایی) مقیاس 250000 :1 کرمان با توجه به اطلاعات حاصل از مدارک فوق الذکر ، برنامه عملیات صحرایی جهت نمونه برداری پی ریزی گردید و در هر مورد نقش پارامترهای موثر در برنامه ریزی اکتشافی (بخصوص در نمونه برداری) مورد بررسی قرار گرفت که خلاصه آن در بخش های بعدی گزارش آورده شده است. موقعیت جغرافیایی و ریخت شناسی منطقه محدوده نقشه 100000 : 1 زمین شناسی حرجند به شماره 7451 در شمال کرمان بین طولهای   ’ 30  ˚  57 –  ˚ 57   شرقی و عرض های’ 31  ˚30  -  ˚30   شمالی قرار دارد.آبادی بزرگ حرجند که تقریبا در قسمت میانی محدوده قرار گرفته در 72 کیلومتری شمال شرقی کرمان واقع است.جاده آسفالته کرمان به راور از بخش غربی محدوده عبور می کند.جاده خاکی درجه دو در محل آبادی از جاده آسفالته منشعب شده و پس از گذشتن از آبادی حرجند به سمت شرق و جنوب شرق تا آبادی دهران ادامه پیدا می کند.به جز قسمت شمال شرقی محدوده که دشت نسبتا همواری است،بقیه محودده را رشته کوهها تشکیل می دهند که روند آنها شمال غربی- جنوب شرقی می باشد.در بخش های شرقی به ویژه شمال شرقی به دلیل نزدیکی به کویر لوت آب و هوا گرم و خشک و میزان بارندگی خیلی کم است ولی در سمت غرب و جنوب غرب از خشکی هوا کاسته شده و به میزان بارندگی افزوده می شود.میزان بارندگی سالیانه در بخش غربی محدوده نزدیک به 158 میلیمتر می باشد .تقریبا تمامی آبهای سطحی منطقه به وسیله رودخانه هایی مانند شیرین رود(در شمال منطقه) ،رودخانه دهنه غار(در قسمت مرکزی)،رودخانه های خرشکن و شهداد (در قسمت جنوبی)به سوی کویر لوت جریان پیدا می کنند.در این رودخانه ها معمولا آب در طول سال جاری است.آبادی ها در بخش غربی و جنوبی منطقه گسترده شده اند و بدلیل کم بودن زمین های کشاورزی بخشی از اهالی این منطقه در معادن ذغال سنگ هجدک و باب نیزو که در فاصله نزدیکی قرار دارند،مشغول کار هستند و بخشی دیگر با گله داری و قالی بافی امرار معاش می نمایند. زمین شناسی در محدوده نقشه 100000 : 1 حرجند تقریبا ردیف های کاملی از سنگ های رسوبی و ولکانیکی وابسته به دورانهای مختلف زمین شناسی از پرکامبرین تا اواخر سنوزوئیک به خوبی نمایان شده اند که به ترتیب از قدیم به جدید به شرح واحدهای سنگ چینه ای تشکیل دهنده این ردیف ها پرداخته می شود. چینه شناسی سری دسو(PE – Ed)  : پرکامبرین  پسین- کامبرین آغازی این واحد سنگ چینه ای یک مخلوط درهم و بهم ریخته ای که شامل بخش رسوبی متشکل از گچ،شیل های سیلتی رنگارنگ به ویژه شیل های سیلتی میکادار به رنگ ارغوانی،ماسه سنگ های دانه ریز میکادار ارغوانی،ماسه سنگ های سفید کوارتز آرنایت،دولومیت های چرت دار و بدون چرت و سنگ آهکهای خاکستری تیره و کریستالیزه و بخش آذرین که از دایک های دیاباز،توده های کوچک گابرو- دیوریت و ولکانیکهای داسیت- آندزیت تشکیل می شود.با توجه به وجود ولکانیک های داسیت – آندزیت وابسته به دوره ائوسن در منطقه و دایکها و توده های کوچک از سنگهای بازیک در سری پالئوزوئیک پایین منطقه در پیوند با مجاری تغذیه کننده ولکانیکهای سیلورین و دونین ، به نظر می رسد که بخش آذرین این واحد سنگ چینه ای ،سنی جوانتر از سنگ های میزبان داشته و فشارهای تکتونیکی سبب آمیختن بخش های رسوبی سازند دسو با اجزاء سازنده آذرین گردیده است.این واحد بدلیل فراوانی گچ و شیل در اثر فشارهای تکتونیکی به صورت مواد شکل پذیر عمل کرده و در محل های پرفشار تکتونیکی همانند هسته تاقدیس ها و گسل های رورانده پدیدار شده اند.سری دسو را می وان با سری هرمز در ناحیه زاگرس قابل مقایسه دانست.   سازند سلطانیه (PE-Ev) پرکامبین پسین – کامبرین آغازین در جنوب غرب آبادی ده زرگر واقع در جنوب رودخانه چترود، شیل های رنگارنگ گچ دار با میان لایه هایی از دولومیت چرت دار و سنگ آهک کرستالیزه که ضخامت اندکی داشته و در هسته تاقدیس پدیدار می شود، به وسیله ضخامت در خور ملاحظه ای ( حدود 250- 300 متر) از دولومیت و سنگ آهک های  خاکستری تیره ستبر لایه (100-50 سانتیمتر) چرت دار و بدون چرت پوشیده می شود. سنگ های آهکی دارای آلگ از نوع استروماتولیت هستند و این واحد سنگی با همبری گسله بوسیله ماسه سنگ های لالون پوشیده می شود، به نظر می رسد که رخساره سری دسو به سمت جنوب باختری به رخساره کاملاً کربناتی سازند سلطانیه تبدیل می شود.   سازند باروت (Ebt) : کامبرین پایین در شمال آبادی برج قارون، قسمت بالای سازند دسو که از لایه های منظم گچ، سنگ آهک خاکستری تیره، دولومیت و ماسه سنگ کوارتز آرنایت سفید تشکیل شده، بطور پیوسته و هم شیب به وسیله واحد سنگ چینه ای که تناوب افق های ماسه سنگ ریز دانه میکا دار با افق های کربناته درست شده است، پوشیده می شود. افق های کربناتی از دولومیت های نخودی مایل به قهوه ای چرت دار و سنگهای آهکی کریستالیزه خاکستری تیره بد بو تشکیل شده است. واحد سنگ چینه ای باروت به طور همساز و به تدریج به وسیله ماسه سنگهای لالون پوشیده می شود.      سازند زاگون و لالون (Ezl): کامبرین پایین سازند باروت به طور همساز و به تدریج به وسیله واحد سنگ چینه ای نسبتاً ستبر آواری ( حدود 550 متر) به رنگ هوازدگی صورتی تا قرمز آجری که از ماسه سنگهای آرکوز تا نیمه آرکوزی درشت دانه میکادار با میان لایه هایی از شیل های فورشی تا فورش سنگ تشکیل شده، پوشیده می شود. میان لایه های شیلی بیشتر در بخش های پائین و میانی واحد گسترش دارند. لایه های ماسه سنگ، میانه تا ستبر لایه (100-30 سانتیمتر) و دارای قطعات شیل نابجا و ساخت های رسوبی مانند چینه بندی متقاطع، چینه بندی تدریجی و نقش موج می باشند. در قسمت بالا به طور همشیب و ناگهانی به وسیله واحد سفید رنگ کوارتز آرنایت کنگلومراتیک (Cq) که می توان آن را هم ارز با کوارتز آرنایت بالا در نظر گرفت، پوشیده می شود.   سازند سنگ چینه ای کوارتز آرنایت (Eq) : کامبرین پائین – میانی             این واحد چهره ساز و به رنگ هوازدگی خاکستری تیره از ماسه سنگهای کوارتز آرنایت فلدسپات دار و ماسه سنگ های کوارتز آرنایت کنگلومراتیک میانه تا ستبر لایه (100-30 متر) سفید رنگ با یک افق 15 تا 10 متری درون لایه از ماسه سنگهای قرمز آرکوزی تشکیل شده است. قطعات کنگلومرا ریزدانه، در حد گرانول (4-2 میلیمتر) و از جنس چرت سیاه رنگ می باشند. ضخامت این واحد کلیدی که از نظر موقعیت چینه شناسی با کوارتزیت بالایی قابل مقایسه است و در کل منطقه بین سازند های لالون و کوه بنان گسترش دارد، از 85-45 متر متغییر بوده است و به طور هم شیب به وسیله سازند کوه بنان پوشیده می گردد.   سازند کوه بنان (Ck): کامبرین میانی – کامبرین بالایی             این واحد از شیل های سیلتی، ماسه سنگهای ریز دانه میکا دار قرمز روشن مایل به آجری در برخی از افق ها کم و بیش گچ دار، دولومیت های چرت دار و بدون چرت ستبر لایه تا متوسط لایه (150-50 سانتیمتر) به رنگ زرد مایل به قهوه ای و سنگهای آهکی خاکستری تیره، نازک تا ستبر لایه (100-5 سانتیمتر) فسیل دار تشکیل شده است. همبری پایین این واحد با واحد کوارتز آرنایت کنگلومراتیک هم شیب و در قسمت بالا ناهمساز به وسیله ولکانیک های سیلورین پوشیده می شود. این واحد در یال ناودیس هجدک به چهار پاره سازند تفکیک شده که از پایین به بالا عبارتند از: الف- پاره سازند شیلی پایین (sh2) که از حدود 62 متر شیل های سیلتی و ماسه سنگ دانه ریز میکا دار قرمز روشن با دو لایه سه افق درون لایه دولومیتی چرت دار، میانه تا ستبر لایه (90-40 سانتیمتر) تشکیل شده است. ب- پاره سازند کربناتی پایین (l) که از حدود 36 متر دولومیت های ستبر لایه (150-50 سانتیمتر) و سنگهای آهکی خاکستری تیره نازک و ستبر لایه (100-50 سانتیمتر) فسیل دار درست شده است. ج- پاره سازند دولومیتی (dol) که از حدود 140 متر دولومیت های ستبر لایه (150-100 سانتیمتر) نخودی مایل به قهوه ای استروماتولیت دار با درون لایه های نازکی از شیل های دولومیتی تشکیل شده است.   ولکانیک ها سیلورین (Sv): سیلورین در شمال غرب آبادی سراشگ در یال شمالی ناودیس هجدک، واحد سنگ چینه ای کوه بنان به طور ناهمساز به وسیله سنگهای ولکانیکی متوسط تا بازیک پوشیده می شود که ضخامتی در حدود 150-100 متر دارد. این ولکانیک ها از آندزیت و بازالت های پیروکسن دار، پورفیریتیک و کاوکدار تشکیل شده که میکرولیت های پلاژیوکلاز و شیشه زمینه آن را تشکیل می دهد. فنو کریست های پیروکسن به کلریت و آمفیبول نوع اورالیت تجزیه شده اند. این گدازه ها تا اندازه ای ساخت بالشی هم نشان می دهند. مجاری تغذیه کننده این واحد ولکانیکی که از رخسار های بازیک نیم عمق مانند دیاباز و میکروگابرو درست شده، واحد های سنگ چینه ای قدیمی موجود در این محل را قطع می کنند.   سازند پادها(Dp): دونین پائین در غرب آبادی هروزبالا و در یال ناودیس هجدک واحد ولکانیکی سیلورین به طور ناهمساز به وسیله واحد سنگ چینه ای چهره سازی به ضخامت حدود 200 متر پوشیده می شود که به طور عمده از ماسه سنگهای کوارتز آرنایت متوسط تا ستبر لایه (100-30 سانتیمتر) با درون لایه هایی از شیل های سیلتی میکادار به رنگ صورتی و لایه های دولومیت (60-40 سانتیمتر) با رنگ هوازدگی مایل به زرد تشکیل شده است. ماسه سنگهای کوارتز آرنایت رنگ هوازدگی خاکستری تیره مایل به سیاه و در سطح شکست تازه رنگ صورتی روشن دارند و ساخت های رسوبی مانند چینه بندی متقاطع و چینه بندی تدریجی در آنها مشاهده می شود. بخش بالایی این واحد را شیل های سیلتی و ماسه سنگهای بسیار دانه ریز میکا دار با دو درون لایه دولومیتی تشکیل می دهد که به طور هم شیب و ناهمساز به وسیله واحد دولومیتی هم ارز در ناحیه ازبک کوه در محل مقطع تیپ دانست.   دولومیت سیب زار(Ds): دونین پایین             این واحد سنگ چینه ای از 30-20 متر دولومیت ستبرلایه (100-60 سانتیمتر) با رنگ هوازدگی نخودی مایل به قهوه ای که در سطح شکست خاکستری تیره هستند، تشکیل شده است. دولومیت ها متراکم و از نوع دولومیت اولیه می باشند. این واحد به طور هم شیب و ناهمساز به وسیله واحد سنگ چینه ای بهرام و شیشتو (Dbsh) پوشیده می شود. واحد های سنگ چینه ای پادها، سیب زار و ولکانیک های سیلورین در تمامی منطقه مورد بررسی پدیدار نمی شوند، بلکه گسترش و برونزد آنها منحصر به یال ناودیس هجدک واقع در غرب گسل ده زنان می گردد.   سازندهای بهرام و شیشتو (Dbsh): دونین میانی و بالایی بر عکس واحد های سنگ چینه ای وابسته به دونین پایین که برونزد آنها محدود به یال ناودیس هجدک در غرب گسل ده زنان می باشد، واحد سنگ چینه ای دونین میانی و بالایی در بخش پهناوری از گستره نقشه پدیدار می شوند که بر روی واحد های سنگ چینه ای مختلف قدیمی به طور ناهمساز قرار می گیرند. در پهلو های تاقدیس گدار لکرکوه، واحد سنگ چینه ای دونین بالا (Dbsh)از سنگهای آهکی فسیل دار با درون لایه هایی از شیل های خاکستری تیره مایل به سیاه تشکیل شده که به طور هم شیب، ناهمساز و پیشرونده به وسیله ماسه سنگ کوارتز آرنایتی بر روی ماسه سنگ های سازند لالون قرار گرفته است. ضخامت نهشته های دونین بالا در این محل حدود 50-40 متر می باشد. فسیل های بازو پایان سن اشکوب frasnian و نمونه های کنودونت سن دونین بالا را به این واحد نسبت می دهند. در یال ناودیس هجدک این واحد سنگ چینه ای (Dbsh) با ضخامتی در حدود 300 متر از سنگهای آهکی خاکستری تا خاکستری تیره فسیل دار و دولومیت زرد رنگ متوسط تا ستبر لایه (100-40 سانتیمتر) با درون لایه هایی از شیل تشکیل شده که توسط یک افق ماسه سنگی از نوع کوارتز آرنایت به طور هم شیب و ناهمساز بر روی دولومیت های سازند سیب زار قرار می گیرند. رسوبات دونین بالا در این محل به طور ناهمساز به وسیله یک افق دو متری از شیل آهن دار پی دولومیت های سازند شتری از تریاس میانی پوشیده می شود. در جنوب شرق آبادی گزک، رسوبات دونین بالا (Dbsh) به طور هم شیب و نا همساز بر روی سازند کوه بنان قرار می گیرد. این رسوبات که کمتر از 100 متر ضخامت دارد از ماسه سنگهای کوارتز آرنایت با درون لایه ای از یک افق دولومیت نخودی مایل به زرد و سنگهای آهکی دولومیتی و ماسه ای که دارای فسیل کرینوئید می باشد، تشکیل شده است. در تاقدیس شرق آبادی حرجند، واحد سنگ چینه ای دونین بالا (Dbsh) با ضخامتی در حدود 300 متر از سنگهای آهکی خاکستری ستبر لایه (100-50 سانتیمتر) اسپریفردار و کرینوئیددار با درن لایه هایی از ماسه سنگهای کوارتز آرنایت تشکیل شده که با پی از ماسه سنگ کوارتز آرنایت بر روی ماسه سنگ های لالون به صورت ناهمساز، هم شیب و پیشرونده قرار می گیرند. کنودونت های بررسی شده از این واحد در این محل سن دونین بالایی را نسبت می دهند. در دامنه شرقی رشته لکرکوه، واحد سنگ چینه ای دونین بالا(Dbsh) با ضخامتی در حدود 350 متر به طور ناهمساز و هم شیب توسط ماسه سنگ کوارتز آرنایتی بر روی رسوبات سازند کوه بنان قرار می گیرد. در این محل واحد سنگ چینه ای دونین بالا از سه پاره سازند متمایز تشکیل می شود. الف-پاره سازند پائین: که از تناوب واحد های شیل و ماسه سنگ کوارتز آرنایت با یک افق آهکی فسیل دار درون لایه تشکیل شده است. ب- پاره سازند میانی: که از سنگهای آهکی فسیل دار، سنگهای آهکی دولومیتی شده و دولومیت تشکیل می شود. ج- پاره سازند بالایی: که از سنگهای ولکانیک متوسط تا بازیک تشکیل گردیده است که به وسیله نهشته های کربنیفر پوشیده می شود.             در شمال غرب آبادی ده پاسیت واقع در شمال رود خانه چترود، سنگهای کربناتی فسیل دار دونین بالا به طور ناهمساز و با دگرشیبی خیلی کم پاره سازند های مختلف سازند کوه بنان و ماسه سنگهای لالون را می پوشاند. در جمع بندی توضیحات داده شده در مورد نهشته های دونین بالا در ناحیه مورد بررسی معلوم می شود که در زمان تشکیل آشکوبهای frasnian- famennian رخساره های گوناگونی با ضخامت های مختلف از رسوبات دونین بالا در ناحیه رسوب نموده و احتمالاً با توجه به نتایج دیرینه شناسی یک نبود رسوبی (دونین میانی) در ناحیه رویداده است.   سازند سردر(Cs): کربنیفر واحد سنگ چینه ای دونین بالا به طور همشیب ولی ناگهانی به وسیله ردیف رسوبی متشکل از ماسه سنگهای کواتزآرنایت سفید رنگ با درون لایه هایی از شیل های خاکستری تیره تا سیاه رنگ کربناته پوشیده می شود. ضخامت این واحد در محل های مختلف متفاوت و معمولاً در حدود 250-200 متر می باشد. در گستره نقشه سازند سردر در برونزد های مختلف به طور ناهمساز بر روی واحد های سنگ چینه ای گوناگون قرار گرفته و به وسیله واحد های سنگ چینه ای متفاوت به طور ناهمساز پوشیده می شود. در بلندیهای لکرکوه و تاقدیس گدار لکرکوه سازند سردر بر روی واحد سنگ چینه ای هم ارز سازند بهرام و شیشتو (Dbsh) قرار می گیرد و به نوبه خود به طور ناهمساز به وسیله سازند جمال پوشیده می گردد. در پهلوهای ناودیس هجدک با قرار گرفتن دولومیت های سازند شتری به طور ناهمساز بر روی نهشته های دونین بالا (Dbsh) و در رشته کوه بیابان واقع در شمال گسل رورانده دهران با قرار گرفتن رسوبات پرمین سازند جمال به طور ناهمساز بر روی سازند کوه بنان، ردیف سنگهای رسوبی مربوط به کربنیفر (Cs) از ردیف سنگهای پالئوزوئیک حذف شده و برونزد پیدا نمی کند. هیچ گونه شواهد فسیلی از این واحد سنگ چینه ای (Cs) به دلیل نوع رخساره سنگی آن در محدوده این ورقه پیدا نشده و سن آن تنها به دلیل موقعیت چینه شناسی و قرار گرفتن آن بین سازند های بهرام- شیشتو و سازند جمال تعیین شده است.   سازند جمال (Pj): پرمین در رشته کوه لکرکوه پهلوهای تاقدیس گذار لکرکوه واحد سنگ چینه ای مربوط به پرمین با ضخامتی در حدود 100 متر به طور ناهمساز پیشرونده ولی هم شیب بر روی واحد سنگ چینه ای مربوط به کربونیفر قرار گرفته و خود به طور ناپیوسته به وسیله ماسه سنگهای کواتزآرنایت و سنگهای آهک ماسه ای و شیل تریاس پایین پوشیده می شود. در این جا ردیف رسوبی پرمین از پاره سازند پایین متشکل از ماسه سنگ کوارتز آرنایت و تناوب دولومیت و شیل و پاره سازند بالایی چهره ساز که از سنگهای آهکی خاکستری تیره فسیل دار و دولومیت تشکیل گردیده است. نتایج بررسی های دیرینه شناسی نشان می دهد که پیشروی حوضه رسوبی پرمین در این منطقه در پرمین بالایی صورت گرفته است. واحد سنگ چینه ای وابسته به پرمین در پهلوهای ناودیس گزک وناودیس هجدک نمایان نمی شود. در رشته کوه بیابان و ادامه آن در شمال، آبادی تزار شاه ( در جنوب شرق منطقه) واحد سنگ چینه ای مربوط به طور ناهمساز بر روی سازند کوه بنان قرار می گیرد.   واحد سنگ چینه ای معادل سازند سرخ شیل(Trs): تریاس زیرین             نهشته های کربناتی پرمین بالا به طور ناهمساز و هم شیب به وسیله واحد سنگ چینه ای کم ضخامت (25-20 متر) با رنگ هوازدگی زرد کم رنگ، پوشیده می شود. از نظر رخساره سنگ شناسی این  واحد به سه پاره سازند قابل تفکیک است که از پائین به بالا عبارتند از: الف- پاره سازند پائین:که از ماسه سنگ کوارتز آرنایت آهن دار درست شده است و در حقیقت پی پیشروی این واحد بر روی واحد های سنگ چینه ای کهن تر می باشد و درخیلی از برونزد ها در محدوده نقشه 1:250000کرمان تنها این پاره سازند را می توان در پی دولومیت های شتری ملاحظه نمود. ب- پاره سازند میانی: که از سنگهای آهکی ماسه ای وسنگ آهکی دولومیتی ماسه ای با درن لایه های شیل تشکیل شده است. ج- پاره سازند بالایی: که از شیل های صورتی کم رنگ که در بعضی از برونزدها کم و بیش گچ دار می گردد، تشکیل شده است. این واحد سنگ چینه ای به طور همساز و تدریجی به وسیله دولومیت های شتری پوشیده می شود.   سازند های شتری(Trsh) و آهک اسپهک (Trsh-e): تریاس میانی واحد سنگ چینه ای هم ارز سرخ شیل به طور همساز به وسیله واحد چهره سازی به ضخامت حدود 400 متر متشکل از دولومیت های میانه تا ستبر لایه (100-40 سانتیمتر) با رنگ هوازدگی خاکستری مایل به نخودی پوشیده می شود. در بخش بالای این واحد دولومیتی و به طور همساز با آن در برخی از برونزد ها همانند جنوب آبادی بادامو و یال ناودیس هجدک، ضخامت در خور توجهی (حدود100 متر یا کمتر) از یک واحد سنگی آهکی ستبر لایه خاکستری روشن فسیل دار پوشیده می شود.( Trsh-e) نبودن و نمایان نشدن واحد سنگ چینه ای آهک اسپهک (Trsh-e) در بالای سازند شتری در هم برونزد ها در گستره نقشه، وجود کارست های کهن در واحد آهک اسپهک و دولومیت شتری، پرشدگی کارست ها و پوشیدگی واحد آهک اسپهک و واحد دولومیت شتری (در جاهائیکه واحد اسپهک نمایان شده است) به وسیله افق لاتریت نسبتاً ضخیم (حدود10-15 متر) همگی نشانگر یک مرحله خشکی زائی است که پس از تریاس میانی در ناحیه صورت گرفته است و چون به دنبال این خشکی زایی رژیم رسوبی دریای کم ژرفا با ویژگی رسوبات شیب قاره ای به سن تریاس بالا تا اواسط ژوراسیک میانی (سازند های نای بند، رخساره هم ارز سازند شمشک، آهک بادامو و سازند هجدک) در منطقه حاکم می شود. بنابراین مرحله خشکی زایی از نظر زمانی محدود به پس از تریاس میانی و پیش از آشکوبهای نورین- رتین می گردد. ردیف رسوبی که به دنبال دوره خشکی زایی از تریاس بالا تا اواسط ژوراسیک میانی و احتمالاً تا آشکوب باتونین در ناحیه مورد بررسی رسوبگذاری کرده از واحد های سنگ چینه ای متعددی تشکیل شده که از قدیم به جدید عبارتند از:     واحد سنگ چینه ای سازند نای بند(Trn): تریاس بالا نهشته های این واحد از شیل های سبز روشن مایل به زیتونی، درون لایه هایی از ماسه سنگ کوارتز آرنایت و سنگهای آهکی خاکستری ستبر لایه (70-60 سانتیمتر) تشکیل شده که به طور ناهمساز و با یک افق لاتریتی، نهشته های تریاس میانی را می پوشاند. در همه برونزدها یک افق لاتریتی قرمز تیره رنگ به ضخامت حدود 10-15 متر که از شیب با پیزولیت های اکسید آهن درست شده در همبری نهشته های سازند نای بند و نهشته های سازند دولومیت شتری یا آهک اسپهک وجود دارد. ضخامت واحد سنگ چینه ای نای بند متغییر و معمولاً از حدود 100 تا 300 متر تغییر می کند و به طور همسازبه وسیله رخساره سازند شمشک پوشیده می شود و مرز این دو سازند در محل بالاترین افق سنگ آهک درون لایه نای بند انتخاب شده است.    

کلید واژه ها: کرمان