بررسى‌هاى زمین‌شناسى ـ معدنى ناحیه بلده

نوع گزارش سایر
گروه سایر
استان سایر موارد
نویسنده مهندسین مشاور تهران پادیر
تاریخ انتشار ۲۳ آذر ۱۳۷۲

خلاصه توضیحات

منطقه مورد مطالعه که تحت بررسى‌هاى زمین‌شناسى ـ معدنى 1:20.000 قرار گرفته در 9 کیلومترى شمال باخترى بلده از بخش‌هاى شهرستان نور واقع مى‌باشد. این محدوده جزئى از نقشه زمین‌شناسى 1:250.000 آمل بوده و از نظر تقسیم‌بندى زمین ساختى ـ رسوبى ایران بخشى از واحد البرز ـ آذربایجان را تشکیل مى‌دهد. واحدهاى سنگ چینه‌اى که در منطقه رخنمون دارند، از قدیم به جدید شامل سازندهاى لشگرک، جیرود، مبارک، درود، روته، گدازه و توف‌هاى پرمین، سازندهاى نسن، الیکا، شمشک و رسوبات عهد حاضر مى‌باشد.

توضیحات

چکیده منطقه مورد مطالعه که تحت بررسى‌هاى زمین‌شناسى ـ معدنى 1:20.000 قرار گرفته در 9 کیلومترى شمال باخترى بلده از بخش‌هاى شهرستان نور واقع مى‌باشد. این محدوده جزئى از نقشه زمین‌شناسى 1:250.000 آمل بوده و از نظر تقسیم‌بندى زمین ساختى ـ رسوبى ایران بخشى از واحد البرز ـ آذربایجان را تشکیل مى‌دهد. واحدهاى سنگ چینه‌اى که در منطقه رخنمون دارند، از قدیم به جدید شامل سازندهاى لشگرک، جیرود، مبارک، درود، روته، گدازه و توف‌هاى پرمین، سازندهاى نسن، الیکا، شمشک و رسوبات عهد حاضر مى‌باشد. از نظر زمین ساخت منطقه چین خورده بوده و از روند خاورى ـ باخترى البرز تبعیت مى‌کند. شکستگى‌ها و گسل‌هایى که در منطقه اثر کرده‌اند به طور کلى داراى روند شمال باخترى ـ جنوب خاورى تا باخترى ـ خاورى مى‌باشند. با توجه به مطالعات انجام شده، دو نوع کانى‌زائى در منطقه مشاهده مى‌شود: دسته اول که در رابطه با ولکانیسم و فعالیت‌هاى هیدروترمال مى‌باشد، سنگ‌هاى نیمه جنوبى منطقه را تحت تأثیر قرار داده است. در اثر این فعالیت هیدروترمالى، دگرسانى گسترده‌اى همراه با کانى را پراکنده و ناچیز در سنگ‌هاى منطقه صورت گرفته و منجر به تشکیل رگچه‌هاى کوچکى از اکسید آهن در آن‌ها گشته است. دسته دوم کانى‌زائى که منشأ رسوبى مى‌باشد، شامل تجمعات لاتریتى در محل تماس سازندهاى الیکا و شمشک مى‌باشد. لایه‌ها و نودول‌هاى لاتریتى در مرز جنوبى چهارگوش مورد مطالعه رخنمون دارند که بر اثر حرکات تکتونیکى شدیداً جابجا و خرد شده‌اند. با توجه به گسترش زیاد سازند الیکا و شمشک در نزدیکى مرز جنوبى و خاور و باختر محدوده مورد مطالعه، احتمال وجود لایه‌هاى لاتریتى ضخیم و گسترده در آن‌ها وجود دارد. بخش نخست کلیات مقدمه این گزارش حاوى بررسى‌هاى زمین‌شناسى ـ معدنى ناحیه شمال باخترى بخش بلده از شهرستان نور استان مازندران مى‌باشد که ماحصل آن تهیه نقشه 1:20000 و گزارش موجود است. گستره مورد مطالعه به شکل مستطیلى است که طول آن تقریباً در راستاى شمال جنوب (N10E) و عرض آن در جهت باختر ـ خاور (N80W) قرار گرفته است. این بررسى‌ها بخشى از قرارداد شماره 7684 مورخ 24/10/71 بین اداره کل معادن و فلزات استان مازندران و مهندسین مشاور تهران پادیر مى‌باشد که هدف از مطالعه انجام شده دستیابى به وضعیت زمین‌شناسى ـ معدنى محدوده مذکور و در نهایت تهیه نقشه زمین‌شناسى 1:20000 آن بوده است که در تمام مراحل کار نکات معدنى و اقتصادى موردتوجه قرار داشته‌اند. در این گزارش سعى شده است مسایل زمین‌شناسى عمومى منطقه، زمین ریخت شناسى، واحدهاى چینه سنگى، فعالیت‌ها و نحوه عملکرد زمین ساخت عمومى و شرح توده‌هاى معدنى حتى‌الامکان مورد بحث و بررسى قرار گیرد. مسایل زمین‌شناسى منطقه با توجه به زمین‌شناسى اقتصادى بر مبناى نمونه‌هاى برداشت شده و آزمایش‌هاى مختلف از جمله سنگ شناسى و کانى شناسى و فسیل شناسى مورد نقد و بررسى قرار گرفته و نتایج آن‌ها همراه با عکس‌هاى میکروسکپى تهیه شده در گزارش مزبور ارائه گردیده است. در بخش زمین‌شناسى اقتصادى، کانى زایى موجود در منطقه با جزئیات بیشترى بررسى و تشریح گردیده است. مطالعات صحرایى با توجه به عکس‌هاى هوایى موجود مربوط به ناحیه موردنظر و نیز استانداردهاى متداول انجام گرفته است. همچنین از برگه‌هاى توپوگرافى 1:250000 منطقه و نقشه‌هاى توپوگرافى 1:50000 تهیه شده توسط سازمان جغرافیایى ارتش استفاده گردیده است. برداشت‌هاى صحرایى ابتدا روى عکس‌هاى هوایى 1:20000 و سپس روى نقشه توپوگرافى 1:20000 (بزرگ شده نقشه توپوگرافى 1:50000) منتقل شده و نتایج حاصل از تفسیر عکس‌هاى هوایى و بازدید و بررسى‌هاى صحرایى و مطالعات آزمایشگاهى و کارهاى دفترى در نهایت به تهیه نقشه مسطحه (پلان) زمین‌شناسى منطقه انجامیده است. تعداد 2 نمونه جهت بررسى‌هاى کانى شناسى به روش اشعه مجهول، 23 نمونه سنگى براى مطالعات سنگ شناسى و 19 نمونه جهت مطالعات فسیل شناسى جمع‌آورى گردیده که نتایج آن‌ها در همین گزارش منعکس شده و نتیجه‌گیرى لازم به عمل آمده است. جهت شناسایى بیشتر وضعیت ساختارى حاکم بر منطقه و نیز تشریح جزئیات بیشتر واحدهاى چینه سنگى، برش‌هاى زمین ساختى لازم تهیه و در کنار نقشه زمین‌شناسى نشان داده شده‌اند. بدینوسیله از مسئولین محترم معاونت طرح و برنامه وزارت معادن و فلزات و اداره کل معادن و فلزات استان مازندران که امکانات لازم جهت انجام این مطالعات را فراهم آورده‌اند سپاسگزارى مى‌گردد.     موقعیت جغرافیایى   راه‌هاى ارتباطى براى دستیابى به منطقه مورد مطالعه راه‌هاى مختلفى وجود دارد که تمام آن‌ها در نقشه شماره 2 نشان داده شده‌اند. دو راه براى رسیدن به حد جنوبى محدوده مورد بررسى قابل استفاده است یکى از طریق جاده هراز و دیگرى از جاده چالوس مى‌باشد. مسیر اول: آمل به دو راهى هردرود 44 کیلومتر راه آسفالته از طریق جاده آمل ـ تهران، از دوراهى هردرود تابلده 50 کیلومتر که 13 کیلومتر ابتداى آن تا روستاى رزن راه آسفالته و 37 کیلومتر بعدى جاده شنى مى‌باشد و از بلده تا روستاى یوش کمتر از 15 کیلومتر جاده شنى با کیفیت متوسط.   مسیر دوم: چالوس به پل زنگوله 170 کیلومتر راه آسفالته از طریق جاده چالوس ـ کرج، پل زنگوله تا دوراهى معدن سرب دونا 13 کیلومتر راه آسفالته درجه 3،‌ از دوراهى مذکور تا روستاى یوش 39 کیلومتر جاده شوسه. جهت دستیابى به شمال منطقه مى‌بایست از مسیر دیگرى استفاده نمود زیرا کوه‌هاى بلند و صعب‌العبور باعث جدایى بخش جنوبى و شمالى گشته است. براى رسیدن به حد شمالى ناحیه موردنظر مى‌بایست به روستاى نیتل رسید که بهترین مسیر به شرح زیر مى‌باشد: چالوس به سه راهى دشت نظیر 27 کیلومتر از طریق راه آسفالته چالوس ـ کرج، سه راهى دشت نظیر تا کجور 47 کیلومتر که 34 کیلومتر آن تا روستاى پول آسفالت و 13 کیلومتر مابقى راه شنى است، کجور تا روستاى نیتل 12 کیلومتر که تا روستاى لیگوش (تقریباً نیمه راه) جاده با کیفیت خوب بوده و از لیگوش تا نیتل جاده شنى با کیفیتى در حد جاده خاکى است. البته از طریق دیگرى نیز مى‌توان به نیتل دست یافت که کیفیت جاده چندان خوب نیست و آن استفاده از مسیر آمل ـ نیتل است که با گذشتن از علمده، گلندرود و کجور به نیتل مى‌رسد. از علمده تا نیتل جاده از نوع شنى درجه 3 مى‌باشد. تنها راه ماشین رو در داخل محدوده مورد مطالعه توسط شرکت مخابرات به منظور نصب دکل مخابراتى بر روى قله 3333 مترى اسبى کوهک احداث شده است. جاده خاکى احداث شده در حدود 13 کیلومتر طول دارد که از روستاى یوش پس از عبور از سرحد جنوب خاورى محدوده به قله اسبى کوهک مى‌رسد.                 نقشه شماره 1: موقعیت جغرافیایى و راه‌هاى ارتباطى منطقه مورد بررسى           نقشه شماره 2: توپوگرافى و راه‌هاى ارتباطى منطقه مورد بررسى   آب و هوا از نظر وضعیت جوى منطقه مورد بررسى را مى‌توان به دو بخش شمالى و جنوبى با ویژگى‌هاى آب و هوایى متفاوت تقسیم کرد. نیمه شمالى طبق تقسیمات اقلیمى ایران داراى آب و هواى مدیترانه‌اى با باران بهاره مى‌باشد در صورتیکه نیمه جنوبى داراى آب و هواى کوهستانى سرد است به طورى که از روستاهاى یوش و اوز این منطقه بارش برف در آبان ماه نیز گزارش شده است. ارتفاعاتى که بخش شمالى و جنوبى منطقه را از هم جدا مى‌کنند به صورت مانعى در مقابل عبور بخارات آب دریاى خزر به سمت جنوب عمل کرده و باعث بوجود آمدن مه شدیدى در دامنه‌هاى بخش شمالى منطقه مى‌شوند. بادهاى منطقه نیز در دو بخش جنوبى و شمالى در جهات مختلفى مى‌وزند. در منطقه یوش و اوز جهت وزش بادهاى محلى از جنوب خاورى به شمال باخترى است در حالیکه در منطقه نیتل و انگاس جهت وزش بادها از شمال به جنوب مى‌باشد. میزان بارندگى سالیانه در نیمه شمالى 450 میلیمتر در سال مى‌باشد. درجه حرارت متوسط روزانه در مدت سال در نیمه شمالى 8 درجه و در نیمه جنوبى 5 درجه سانتیگراد است. متوسط اختلاف حداکثر و حداقل درجه حرارت روزانه در طول سال در نیمه شمالى 13 درجه و در نیمه جنوبى 15 درجه سانتیگراد است. در نیمه شمالى 170 و در نیمه جنوبى 180 روز سال دما کمتر از صفر درجه سانتیگراد مى‌باشد. اولین یخبندان به طور متوسط در نهم مهرماه و آخرین یخبندان در روز یازدهم اردیبهشت به وقوع مى‌پیوندد، حداکثر درجه حرارت در روز به 40 درجه سانتیگراد نمى‌رسد و تنها در 10 روز از سال دما بیش از 30 درجه سانتیگراد مى‌باشد. اختلافات اقلیمى در شمال و جنوب منطقه باعث بوجود آمدن پوشش گیاهى متفاوت در این دو بخش شده است بطوریکه پوشش گیاهى در بخش شمالى شامل جنگل و بیشه و در بخش جنوبى شامل بوته‌هاى کوچک و علف‌هاى هرز است. در نقشه شماره 3 بخش‌هاى داراى پوشش گیاهى جنگل و بیشه در کل منطقه با رنگ سبز مشخص شده‌اند. در این شکل خط‌الرأس جداکننده بخش‌هاى شمالى و جنوبى نیز قابل مشاهده مى‌باشد.      ژئومورفولوژى چهار گوش مورد مطالعه به وسیله یک رشته ارتفاعات که خط‌الرأسى با امتداد تقریبى خاور ـ باختر را تشکیل داده‌اند به دو بخش تقسیم شده که چنانچه ذکر شد، نیمى در شمال و نیمى در جنوب مى‌باشد. به طور کلى منطقه داراى برجستگى‌ها و فرورفتگى‌هاى متعدد و نزدیک به هم مى‌باشد که مورفولوژى خشن و ناهموارى را ایجاد نموده است. دره‌ها به طور کلى عمود بر جهت خط‌الرأس مذکور هستند یعنى جهت شمالى ـ جنوبى دارند و فقط تعدادى از دره‌ها که به نظر مى‌رسد تأثیر گسل‌ها در ایجاد آن‌ها نقش داشته است داراى امتداد شمال باخترى ـ جنوب خاورى هستند. مورفولوژى فعلى منطقه را مى‌توان ناشى از جنس سنگ‌ها و آخرین حرکات جنبش کوهزایى آلپى دانست. شیب‌هاى تند در کل منطقه فراوانند به طوریکه اختلاف ارتفاع بین دو نقطه با فاصله افقى 6 کیلومتر به 1650 متر نیز مى‌رسد. شیب زیاد زمین در کل منطقه نشان‌دهنده فعالیت‌ها و حرکات تکتونیکى جوان است. بلندترین نقطه در چهارگوش مورد مطالعه 3455 متر و پست‌ترین نقطه 1750 متر از سطح دریا ارتفاع دارند. در داخل این محدوده 10 قله با ارتفاع بیش از 3000 متر وجود دارند که اکثر آن‌ها در خط‌الرأس میانى یا در نزدیکى آن قرار دارند. ارتفاع متوسط منطقه نسبتاً زیاد و در حدود 2700 متر از سطح آب هاى آزاد مى‌باشد.         وضعیت اجتماعى و اقتصادى منطقه کوهستانى بودن نیمه جنوبى محدوده مورد مطالعه، کوهستانى ـ جنگلى بودن نیمه شمالى آن و نداشتن زمین‌هاى مناسب جهت کشت و زرع از یک طرف و وجود مراتع بالنسبه خوب از طرف دیگر باعث شده که حرفه اصلى اهالى در محدوده شمالى و جنوبى ناحیه مورد اکتشاف اختصاص به پرورش دام داشته باشد. به طوریکه اهالى منطقه در کوهپایه‌ها به پرورش گاو و در ارتفاعات و مناطق صعب‌العبور به پرورش بز و گوسفند مى‌پردازند. وجود زمین‌هاى کوچک کشاورزى که غالباً سنگلاخى هستند در خارج از محدوده و در سرحدهاى شمالى و جنوبى محدوده مورد مطالعه،‌کشاورزى کم رونقى را باعث شده به طورى که باغدارى و کشت حبوبات و علوفه دام شامل یونجه و شبدر در این زمین‌ها انجام مى‌شود. علاوه بر زمین‌هاى یاد شده مقدارى زمین نسبتاً مرغوب نیز در حواشى رودخانه‌هاى نور و نتیل وجود دارد که کشت و زرع آن‌ها نسبتاً سودبخش مى‌باشد. معدنکارى نیز از مشاغل بالنسبه مهم در منطقه است که بعد از دامپرورى و کشاورزى بیشترین نیروهاى فعال موجود در منطقه را به خود جذب کرده است. با توجه به افزایش روزافزون بهاى مواد معدنى، فعال نمودن بیشتر این بخش مى‌تواند نتایج مطلوب اقتصادى به دنبال داشته باشد. هرچند مشکلات تخصصى و تجهیزاتى بر سر راه معدنکارى وجود دارد که رفع نسبى آن‌ها مى‌تواند نتایج مثبتى را در پى داشته باشد. در حال حاضر به دلیل کمبود اشتغال در منطقه درصد قابل توجهى از نیروهاى فعال منطقه در تهران، کرج، آمل و چالوس مشغول به کار هستند که در نهایت چنانکه تاکنون رایج بوده تماس آن‌ها با محیط شهرى باعث مهاجرت آن‌ها به شهرها خواهد شد.   مطالعات قبلى اولین نوشته در مورد زمین‌شناسى البرز توسط A-Viquesnel (1850) از روى گزارشات مسافرتى Hommairede تهیه شد. در نیمه دوم قرن گذشته و اوایل قرن اخیر مطالعات دیگرى در مورد زمین‌شناسى این منطقه انجام گرفت که از آن میان مى‌توان به کارهاى E.Tietze (1875-1886)، H. Schenck (1887)، A.F.Stahl (1897)، J.Demorgan (1905)، E.Fisher (1915) و A.Erni (1931) اشاره کرد. در سال 1934 A.Riviere نقشه زمین‌شناسى البرز مرکزى را در مقیاس 1:300.000 به چاپ رساند که مبناى پرارزشى بر این مطالعات چینه‌شناسى گشت. J.Stocklin در سال 1959 نتایج مطالعات خود را در مورد چینه‌شناسى و تکتونیک البرز خاورى که ساختمان آن برخلاف قسمت مرکزى با برگشتگى به سمت شمال مشخص مى‌شود منتشر کرد. در سال 1962 نتیجه مطالعات A.Gansser و H. Huber در مورد سنگ‌شناسى منطقه علم کوه منتشر شد. این تنها ناحیه‌اى از البرز است که در آن سرى دگرگونى با کیفیت ائوژئو سنسکلینال وجود دارد. در سال 1962 اولین اثر R.Assereto که نتیجه مطالعات وى در ناحیه بین کرج و دماوند بود، منتشر شد. در سال 1964 اولین نشریه سازمان زمین‌شناسى ایران در مورد کامبرین و پالئوزوئیک پیشین شمال ایران توسط اشتوکلین، روتنر و نبوى نوشته و به چاپ رسید. وجود تریلوبیت در سازندهاى کامبرین میانى و فوقانى ثابت کرد که ماسه سنگ‌هاى سرخ قدیمى که قبلاً  آن‌ها را به دونین نسبت مى‌دادند متعلق به کامبرین زیرین و نیز طبقاتى را که دونین مى‌پنداشتند مربوط به پرکامبرین مى‌باشند. در سال‌هاى بعد مطالعات دیگرى توسط زمین شناسانى چون C. Lorenz (1964)، M.Glaus (1964) و P.Allenbach (1964) انجام گرفت. نقشه زمین‌شناسى این منطقه در مقیاس 1:1000.000 در سال 1977 توسط وزارت نفت منتشر شد. در سال 1370 نقشه چهارگوش آمل با مقیاس 1:250.000 توسط سازمان زمین‌شناسى کشور به چاپ رسید که مطالعه محدوده مورد بررسى در این نقشه توسط J.Weggen, T.Wollmer, Thiedig, M.Rassekh انجام شده است. در سال 1371 ویژگى‌هاى معادن و پتانسیل‌هاى معدنى استان مازندران توسط مهندسین مشاور تهران پادیر مورد بررسى قرار گرفت.   مطالعات کنونى به منظور تهیه نقشه زمین‌شناسى 1:20000 و گزارش مربوط به آن با توجه به شرح خدمات، بررسى‌هاى لازم در گستره‌اى واقع در شمال باخترى بلده انجام گردید. ابتدا عکس‌هاى هوایى با مقیاس تقریبى 1:55000 از سازمان جغرافیایى ارتش تهیه و با استفاده از نگاتیو آن‌ها عکس‌هاى هوایى در مقیاس 1:20000 چاپ گردید. (به علت ارتفاع زیاد منطقه از سطح دریا عکسبردارى هوایى در مقیاس 1:20000 انجام نشده است) نقشه توپوگرافى 1:20000 نیز با استفاده از بزرگ مقیاس‌ترین نقشه‌هاى توپوگرافى منطقه که همان نقشه‌هاى 1:50000 هستند تهیه گردید. برداشت‌هاى صحرایى با استفاده از عکس‌هاى هوایى و نقشه‌هاى توپوگرافى و با در نظر گرفتن استانداردهاى مربوط به مقیاس 1:20000 انجام شدند. در این نقشه واحدهاى مختلف چینه‌شناسى، نحوه ارتباط آن‌ها با یکدیگر، گسل‌هاى منطقه و ساختمان زمین‌شناسى محدوده مورد بررسى نشان داده شده است. همچنین مقاطع عرضى (Cross Sections) ساختمان‌هاى اصلى و فرعى موجود در منطقه را نمایان نموده‌اند. گزارش موجود با توجه به نتایج حاصل از کارهاى صحرایى و مطالعات آزمایشگاهى در چندین بخش به تحریر درآمده است که به ترتیب بدین قرارند: بخش زمین‌شناسى عمومى که در آن مختصرى از زمین‌شناسى کل منطقه (چهارگوش آمل) و جایگاه آن در تقسیم‌بندى نواحى زمین ساختى ـ زمین‌شناسى ایران و چگونگى ارتباط آن با نواحى مجاور بررسى شده است. بخش چینه شناسى که در آن مختصرى از چینه شناسى کل منطقه و سپس چینه شناسى چهارگوش مورد بررسى نگارده شده است. در این بخش از گزارش چگونگى ارتباط و نحوه همبرى سازندها با یکدیگر و موقعیت سنگ‌هاى آذرین نسبت به سنگ‌هاى رسوبى اطرافشان مورد بحث قرار گرفته است. در بخش تکتونیکى گزارش ابتدا از جایگاه تکتونیکى منطقه در زمین‌شناسى ساختمانى ایران صحبت مى‌شود و سپس انواع ساختارهاى زمین‌شناسى محدوده و گسل‌هاى موجود در آن مورد بررسى قرار مى‌گیرند. در بخش زمین‌شناسى تاریخى مختصرى از زمین‌شناسى تاریخى چهارگوش مورد بحث قرار گرفته است. در بخش زمین‌شناسى اقتصادى از کانى سازى در منطقه، شدت و وسعت آن، کانى‌هاى ایجاد شده و علل کانى‌زایى یا به عبارت دیگر ژنز کانسار و موقعیت جغرافیایى این مناطق نسبت به کل چهارگوش بررسى شده است. در بخش نتایج آزمایشات انجام شده بر روى نمونه‌هاى منطقه روش‌هاى مطالعه نتایج به دست آمده از این بررسى‌ها نگارده شده است. در این مطالعات تعداد 43 نمونه مورد بررسى سنگ شناسى، 11 نمونه مطالعه فسیل شناسى و تعداد 2 نمونه مورد بررسى به روش پراش اشعه ایکس (X.Ray Diffraction) قرار گرفته است و بالاخره در پایان گزارش نتایج مطالعات انجام شده و پیشنهادات ارائه شده ملاحظه مى‌شوند.     بخش دوم زمین شناسى  زمین‌شناسى عمومى محدوده مورد مطالعه جزئى از نقشه زمین‌شناسى 1:250000 آمل است که در تقسیم‌بندى زمین ساختى ـ رسوبى ایران (نبوى، 1355) در واحد البرز ـ آذربایجان قرار مى‌گیرد (نقشه شماره 4)، واحد مذکور از شمال به منطقه گرگان ـ رشت، از جنوب به ایران مرکزى،‌ از خاور به واحد بینالود و از باختر به منطقه خوى ـ مهاباد محدود مى‌شود. واحد یازون البرز ـ آذربایجان داراى ویژگى‌هاى زمین‌شناسى خاصى مى‌باشد که سبب تفکیک آن به عنوان یک واحد مجزا شده است. این ویژگى‌ها شامل نوع رسوبات و محیط تشکیل آن‌ها، توالى‌هاى رسوبى مابین دودگرشیبى مهم، ماگماتیسم و دگرگونى، تکتونیک و کیفیت تغییر شکل یافتگى‌ها و روندهاى موجود در این واحد مى‌باشد. در تقسیم‌بندى زمین ساختى رسوبى قدیمى ترى که براى ایران زمین ارائه شده (اشتوکلین، 1968) محدوده مورد مطالعه جزء زون البرز قرار مى‌گیرد.       نقشه شماره 4: استان‌هاى زمین ساختى ـ رسوبى ایران (نبوى، 1355). واحد البرز توسط دو گسل از شمال و جنوب محدود شده است گسل شمالى آن را از فرونشستگى دریاى خزر جدا مى‌نماید و گسل جنوبى مرز آن با واحد ایران مرکزى است. امتداد تقریبى این دو گسل خاورى ـ باخترى است و هر دو به صورت روراندگى مى‌باشند که روراندگى شمالى به سمت جنوب و روراندگى جنوبى به سمت شمال شیب دارند. ساختمان سلسله جبال البرز را نتیجه دو کوهزایى مؤثر بر این واحد یعنى کوهزایى آسینتیک پرکامبرین و آلپى دوران مزوزوئیک و سنوزوئیک مى‌دانند. -    کوهزایى آسنتیک دگرگونى وسیع پرکامبرین را در واحد البرز سبب گردیده و باعث شکل گرفتن روند خاورى باخترى البرز در آن زمان گردید چند فاز کوهزایى آلپى نیز در البرز به وقوع پیوسته است که عبارتند از: -             -        فاز کوهزایى کیمرین پیشین که دگرشیبى ضعیف مابین رسوبات ژوراسیک زیرین و تریاس را باعث گردید. -        فاز کوهزایى کیمرین پسین که دگرشیبى قاعده کرتاسه را سبب شد. -    فاز کوهزایى لارامین که در آخر کرتاسه و اوایل پالئوسن مهمترین حرکات در البرز را باعث شد. بر اثر این فاز کوهزایى البرز دچار چین‌خوردگى گردید. در بخش شمالى البرز خشکى‌زایى رخ داد و فرورفتگى بخش جنوبى گسترش یافت به طورى که تشکیلات آتشفشانى ائوسن با ضخامت بیش از 4 کیلومتر دریال جنوبى البرز و منطقه مجاورت البرز با ایران مرکزى تشکیل گردید. -        فاز کوهزایى اوایل یا اواسط الیگوسن نیز باعث مرتفع شدن البرز و انباشته شدن رسوبات مولاس در جنوب البرز گردید. -    فاز کوهزایى آلپ بالایى نیز باعث مرتفع‌تر شدن البرز شده و دگرشیبى قاعده کواترنرى را موجب گشت. در اثر این حرکات گسله‌هاى جدیدى نیز ایجاد شدند. اشتوکلین (1974) البرز را در نقطه نظر ساختمانى از شمال به جنوب به شش منطقه تقسیم نمود که نقشه شماره 5 این مناطق را در بخش مرکزى البرز نشان مى‌دهد.       این مناطق به ترتیب به شرح زیرند: 1-   منطقه نئوژن شمالى که شامل کمربندى چین خورده شامل رسوبات دوران مزوزوئیک و نئوژن مى‌باشد. مرز این منطقه با منطقه شمالى ـ مرکزى که در جنوب آن قرار دارد یک روراندگى مى‌باشد. 2-   منطقه بالا آمده گرگان که به طور عمده از سنگ‌هاى متبلور پى سنگ تشکیل یافته است این سنگ‌ها توسط رسوبات مزوزوئیک با ضخامت نسبتاً کم پوشیده شده‌اند. 3-   منطقه شمالى ـ مرکزى که به دلیل دربرداشتن محدوده مورد بررسى با تفصیل بیشترى شرح داده مى‌شود: حد جنوبى این منطقه گسلى است که حد شمالى سنگ‌هاى آتشفشانى دوره ائوسن را مشخص مى‌نماید و حد خاورى آن به طور تقریبى در شکل شماره 4 رسم شده است. وسعت بیرون‌زدگى انواع سنگ‌ها در این زون شامل حدود 90 درصد سنگ‌هاى رسوبى بوده و بقیه شامل سنگ‌هاى آذرین خروجى و درونى و دگرگونى است. واحدهاى چینه شناسى از قدیم به جدید عبارتند از: -

کلید واژه ها: سایر موارد