گزارش زمین شناسی اقتصادی ۱:۱۰۰۰ محدوده اکتشافی قبغلوچه

نوع گزارش سایر
گروه سایر
استان کردستان
نویسنده ناصر عابدیان
تاریخ انتشار ۲۳ فروردین ۱۳۸۸

خلاصه توضیحات

طلا از نخستین فلزاتی است که توسط بشر شناخته و به کار گرفته شد. اکتشاف و استخراج این عنصر در ایران سابقه چندین هزار ساله دارد. نیاکان ما با روش های اکتشاف و متالوژی طلا از هزاره دوم پیش از میلاد آشنایی داشتند و آثاری باارزش از صنعت طلا کاری ایران باستان بر جای مانده است (مقصودی 1384) افزایش بی سابقه قیمت طلا در اواخر دهه هفتاد میلادی که قیمت آن به حدود 840 دلار برای هر انس در سال 1980 رسید، باعث شد تا توجه زیادی به کانسارهای طلا معطوف گردد و کانسارهایی که تا آن زمان به علت پایین بودن عیار و ذخیره غیر اقتصادی بودند اقتصادی تلقی شده و مورد بهره برداری قرار گیرند.

توضیحات

  مقدمه:   طلا از نخستین فلزاتی است که توسط بشر شناخته و به کار گرفته شد. اکتشاف و استخراج این عنصر در ایران سابقه چندین هزار ساله دارد. نیاکان ما با روش های اکتشاف و متالوژی طلا از هزاره دوم پیش از میلاد آشنایی داشتند و آثاری باارزش از صنعت طلا کاری ایران باستان بر جای مانده است (مقصودی 1384) افزایش بی سابقه قیمت طلا در اواخر دهه هفتاد میلادی که قیمت آن به حدود 840 دلار برای هر انس در سال 1980 رسید، باعث شد تا توجه زیادی به کانسارهای طلا معطوف گردد و کانسارهایی که تا آن زمان به علت پایین بودن عیار و ذخیره غیر اقتصادی بودند اقتصادی تلقی شده و مورد بهره برداری قرار گیرند. هر چند در چند سال گذشته قیمت طلا به شدت کاهش یافت اما در سالهای اخیر مجدداً شاهد افزایش قیمت طلا و توجه دوباره به ذخایر طلا بوده ایم. در ایران پس از انقلاب اسلامی تلاشهای گسترده ای در زمینه اکتشاف طلا انجام گردیدکه سرانجام منجر به احداث و راه اندازی اولین کارخانه استحصال طلا در معدن طلای موته شده در طی چند سال اخیر اکتشاف طلا روند سریعتری به خود گرفت که به نوبه خود باعث شد پتانسیل های بیشتری اکتشاف شود. در راستای همین اکتشافات سازمان زمین شناسی و اکتشاف معدنی کشور تعداد زیادی اندیس معدنی در ایران را شناسایی نمود که اندیس معدنی قبغلوچه همین پتانسیل های جدید کشور است. راه های دسترسی منطقه مورد مطالعه در 28 کیلومتری جنوب شرق شهر سقز با مختصات َ06  46ْ طول شرقی و 08َ  36ْ عرض شمالی در استان کردستان واقع شده است. بهترین راه برای دسترسی به محدوده مورد مطالعه جاده آسفالته سقز – بانه می باشد پس از طی 20 کیلومتر از سقز به طرف بانه، تا روستای میرده و از آن جا پس از پیمودن 8 کیلومتر در مسیر جاده روستای میرده – پیر عمران به روستای قبغلوچه که منطقه مورد مطالعه در حاشیه غربی آن واقع شده، می رسیم. از نظر تقسیمات کشوری روستای قبغلوچه از توابع دهستان میرده در بخش مرکزی شهرستان سقز از استان کردستان می باشد. روستای قبغلوچه با جمعیت 404 نفری خود از روستاهای بزرگ در دهستان میرده محسوب می شود.       شکل 1-1 موقعیت جغرافیایی و راههای دسترسی به محدوده قبغلوچه در نقشه ایران   شرایط اقلیمی شرایط آب و هوایی منطقه آب و هوای منطقه ماهیت کوهستانی و سردسیر دارد و به علت ارتفاع زیاد در اکثر ماههای سال پوشیده از برف می باشد. فصل بهار کوتاه بوده و بالعکس پائیز و زمستان طولانی می باشد. به طور معمول 2 ماه در تابستان آب و هوای معتدل دارد و به همین  دلیل اواخر بهار تا شهریور ماه بهترین زمان برای هر نوع فعالیت کاری از جمله مطالعات صحرایی در این منطقه می باشد. بارندگی این ناحیه در سالهای مختلف نوسان شدید داشته است اما به طور متوسط تعداد سالهای مرطوب بیشتر از سالهای خشک و کم باران بوده است. حرارت در تابستان حد اکثر 37 و در زمستان 11- درجه است. میزان متوسط بارندگی 500 میلی متر می باشد (خیری 1377). ارتفاع این منطقه از سطح دریا 2300 متر می باشد. پوشش گیاهی مرتع و درختان میوه در منطقه گسترش دارد. مردم بومی منطقه اکثراً کرد زبان هستند و به کشاورزی و پرورش دام اشتغال دارند. در فصل تابستان به دلیل سرمای شدید بیکار هستند.   وضعیت فرهنگی و اجتماعی آنچه مسلم است کردها از قدیمی ترین نژاد آریایی ها هستند. همانطوریکه در کتاب کارنامه ایرانیان در عصر اشکانیان جلد دوم آمده است مستشرقین و مورخین می نویسند که کرد ها یکی از شریف ترین و باستانی ترین آریایی های ایران شمرده می شوند و ممکن است آریاییها که در 1800 سال پیش از میلاد در بابل حکومت نموده و به نام کاسو یا کاسیت در تاریخ معروف شده اند نیاکان کرد های امروزی باشند دین مردم شهرستان سقز اسلام و پیرو مذهب تسنن " امام شافعی" می باشند. وجود علمای فاضل – دانشمند متدین و متعهد نویسندگان و شعرای عارف و نامی، فرهنگیان و هنرمندانی خلاق و مبتکر و توانا در تمامی زمینه ها این شهرستان را از قدیم الایام به صورت یک کانون فرهنگی – علمی در آورده است و در یک جمله می توان گفت سقز در بین شهرهای کرد نشین از این نظر بیشتر مورد توجه بوده است.    تاریخچه مطالعات و کارهای انجام شده قبلی در سالهای اخیر ، استان کردستان (به ویژه اطراف شهرستان سقز) به دلیل داشتن پتانسیلهای متعدد کانی زایی طلا، مورد توجه مراکز تحقیقاتی و صنعتی کشور قرار گرفته است اما متاسفانه به دلیل کمبود امکانات و جنگ تحمیلی و وضعیت مرزی منطقه، مطالعات سیستماتیکی تا قبل از سال 1373 در منطقه انجام نگرفته است. از این رو این منطقه از لحاظ معدنی تقریباً بکر و دست نخورده باقی مانده است. در چند سال گذشته مطالعاتی توسط بخش اکتشاف طلا سازمان زمین شناسی کشور، جهت اکتشاف طلا در منطقه صورت گرفته که در برخی نیز منجر به اکتشافات تفصیلی و مطالعات تکمیلی شده است. در ذی مختصراً به بررسی ها و مطالعات قبلی انجام شده در ناحیه مورد نظر می پردازیم:   مطالعات ژئوشیمیایی 1:100000 سقز سال 1376: مطالعات ژئوشیمیایی ناحیه ای در مقیاس 1:100000 بر اساس مطالعه نمونه های آبراهه ای و کانی سنگین انجام شد. نتایج مثبت نمونه های کانی سنگین سبب شد، تعدادی از نمونه ها جهت تجزیه برای عنصر طلا با روش کالریمتری مورد مطالعه قرار گرفته و در پایان 200 کیلومتر مربع به عنوان منطقه امید بخش انتخاب و معرفی شود(شمیسا 1376) مطالعات  ژئوشیمیایی 1:20000 پیر عمران سال 78-1377: مطالعات نیمه تفصیلی در محدوده ای به وسعت 200 کیلومتر مربع با مقیاس 1:20000 انجام و 858  نمونه آبراهه ای و 250 نمونه کانی سنگین برداشت شد. همزمان نقشه زمین شناسی این محدوده با همان مقیاس نیز تهیه گردید. در پایان سه محدوده امید بخش (آنومالی های شماره 1-2-3) جهت ادامه عملیات اکتشافی انتخاب و معرفی گردید (شمسا 1379).   مطالعات اکتشاف در سال 1382 نقشه زمین شناسی – معدنی در مقیاس 1:20000 منطقه توسط سازمان زمین شناسی کشور تهیه گردید که تایید کننده آنومالی ژئوشیمیایی محدوده بود. اردیبهشت 1383، 10 ترانشه در زون کانی زایی حفر گردید و نتایج به دست آمده مثبت ارزیابی شد. عیار طلا در این زون تا 5 PPm در بعضی ترانشه ها گزارش شد. از اردیبهشت 1384، عملیات حفاری در این محدوده آغاز گردید و 6 گمانه مجموعاً به طول 1228 متر تا بهار 1385 حفر گردید. بهار سال 1385، نقشه توپوگرافی قبغلوچه در مقیاس 1:1000 در سازمان زمین شناسی تهیه گردید. 1386- حفر 4 گمانه اکتشافی به طول 481 متر در محدوده و تکمیل ترانشه های حفر شده است.    زمین شناسی عمومی ناحیه ای منطقه قبغلوچه در بخش شمال غرب پهنه سنندج – سیرجان واقع شده است. این پهنه که قسمتی از کمربند کوهزائی زاگرس می باشد (علوی 1994)، در گذشته به نام های کمربند کوهزایی رضائیه  - اسفندقه (تکین 1972) و پهنه اسفندقه – مریوان (نبوی 1355) نیز نامگذاری شده است. از نظر تکتونیکی، پهنه سنندج – سیرجان، به عنوان بخشی از کوهزایی زاگرس از جداشدن قاره ای و برخورد دوباره بین سکوی قاره ای عربی و ایران تکوین یافته است. این پدیده که قسمتی از کوهزاد تتیس را شمل می شود، بین اوراسیا و قسمت های مختلف گندوانا اتفاق افتاده است (sengor 1984). شرایط زمین شاخت کششی و فرایند کافت زایی را که همراه با ماگماتیسم دو قطبی (بایمودال) می باشد، به این دلیل در نظر گرفته است که باعث ایجاد پوسته اقیانوسی ناقص به موازات زاگرس گردیده و نهایتاً بسته شدن آن در اواخر کرتاسه اتفاق می افتد که تا سنوزوئیک نیز ادامه می یابد. امامی(1379) از دیدگاه تکتونیکی، پهنه سنندج – سیرجان، فعال ترین پهنه شناخته شده است که از پیچیدگی خاصی برخوردار می باشد. مهم ترین حادثه دگرشکلی و دگرگونی که سنندج – سیرجان را تحت تاثیر قرار داده، حادثه تکتونیکی در ارتباط با باز و بسته شدن اقیانوس تتیس جوان می باشد که در طول دوران میانه زیستی انجام گرفته است.(علوی 1994) کمربند کوهزایی زاگرس ز چهار پهنه تکتونیکی تشکیل شده، که روند عمومی آنها شمال باختری – جنوب خاوری است. این چهار پهنه به ترتیب از شمال خاوری به سمت جنوب باختری عبارتند از: 1-      قوس ماگمائی ارومیه – دختر 2-      پهنه سنندج – سیرجان 3-      کمربند چین خورده – تراستی زاگرس 4-      حوضه جبهه ای بین النهرین – خلیج فارس   قاسمی و تالبوت (2005)، دو بخش شمالی و جنوبی برای پهنه سنندج – سیرجان در نظر گرفته و تکامل نهائی و بسته شدن اقیانوس تتیس جوان را مربوط به ائوسن میانی بیان می کنند. بر طبق نظر ایشان زاویه این فرورانش در کل پهنه سنندج – سیرجان کم شیب بوده و وجود رسوبات ضخیم با سن تریاس فوقانی تا ژوراسیک بالائی در بخش شمالی این پهنه ساختاری می تواند نشان دهنده فعالیت اقیانوس نائین – بافت بدون تشکیل لیتوسفر اقیانوسی باشد. زیر پهنه با دگرشکلی پیچیده که تمام کانسارهای طلای موجود در پهنه برشی، و از جمله منطقه قبغلوچه در آن واقع شده ، از سنگ های شدیداً دگرشکل شده و دگرگون یافته پهنه سنندج – سیرجان، تشکیل شده است . فراوانی شیست، آمفیبولیت و همچنین وجود چندین مرحله دگرشکلی، که بعضاً با دگرگونی و نفوذ توده های بی شماری از سنگ های آذرین همراه بوده، این زیر پهنه را از سایر زیر پهنه ها جدا می کند. محجل (1997)، مهم ترین رخداد دگرشکلی در زیر پهنه با دگر شکلی پیچیده را مربوط به حد فاصل کرتاسه – پالئوسن می داند که باعث ایجاد چین های با روند شمال – باختری تا باختری – شمال باختری ، گسل ها ، برگواره و کلیواژ شده است . چین ها فشرده تا هم شیب با جهت جنوب – جنوب باختری می باشند. برگوارگی سطح محوری دارای شیب تند به سمت شمال – خاوری می باشد. سنگ های کرتاسه، فیلیت همدان و توالی های تریاس به شدت تحت تاثیر این دگرشکلی قرار گرفته اند. دگونی ناحیه ای همراه با این دگرشکلی، از نوع پسرونده و در حد رخساره شیست سبز بوده است(بربریان 1973، محجل 1997). بسیاری از محققین، محیط اولیه تشکیل پهنه سنندج – سیرجان را ریفت درون قاره ای و حوضه های اولاکوژن و اولاکوژئوسنکلینال دانسته اند (اشتوکلین 1968، نبوی 1355، بربریان و کینگ 1981، سبزه ئی 1974 و 1375) که بعداً تکامل و گسترش آن باعث ظهور اقیانوس نئوتتیس شده است.   زمین شناسی عمومی منطقه مورد مطالعه از دیدگاه ساختاری، محدوده ورقه سقز در حاشیه شمال غربی زون دگرگونی سنندج – سیرجان و محل تلاقی این زون با زون های ساختاری خوی – مهاباد و البرز – آذربایجان واقع شده است. لذا واحد های مختلف سنگی موجود در این ورقه بعضاً خصوصیات زون دگرگونی سنندج – سیرجان (سنگهای دگرگونه پرکامبرین) را داشته و بعضاً نیز تشابهات لیتولوژیکی با زون البرز – آذربایجان (واحد های کربناته آواری پرکامبرین – کامبرین زیرین، پالئوزوئیک و مزوزوئیک) را نشان می دهند. نهشته های مربوط به پالئوزوئیک زیرین تا میانی (اردوویسین تا کربونیفر) در منطقه رخنمون نداشنه و نهشته های پرمین با مرز ناهمساز بر روی دولومیت های سازند میلا یا واحد های قدیمی تر قرار می گیرند. نهشته های مربوط به دوران دوم با دولومیتهای تریاس شروع شده و نهشته های آواری سازند شمشک با یک فاز فرسایشی بر روی آنها قرار می گیرند. نهشته های مربوط به کرتاسه در محدوده ورقه سقز حضوری چشمگیر داشته و اغلب دارای رخساره آواری و آتشفشانی (آتشفشانی – رسوبی) هستند. سنگ های آتشفشانی ائوسن و نهشته های ائوسن و نهشته های آذراواری وابسته به آن در این منطقه رخنمونی زیاد ندارند، در حالیکه نهشته های کربناته الیگو – میوسن حضوری چشمگیر داشته و بیشتر ویژگی های زون البرز- آذربایجان را نشان می دهند. (باباخانی و همکاران 1382، نقشه زمین شناسی 1:100000 سقز).   زمین شناسی ناحیه ای (بر اساس نقشه زمین شناسی 1:100000 سقز) واحد گنایس و گرانیت – گنایس (Mt-gr- gn) واحد گنایس و گرانیت – گنایس یکی از رخساره های اصلی واحد دگرگونه پرکامبرین می باشد و در بیشتر نقاطی که این مجموعه گسترش دارد (از جنوب خاور تا جنوب باختر و باختر محدوده ورقه 1:100000 سقز) رخنمون یافته است. سیمای عمومی این سنگها، گنایس کوارتز – فلدسپاتی با لیتاژ آشکار است که به طور عمده هولولوکوکرات و در بردارنده کوارتز، فلدسپات، سریسیت و مسکویت است. کانی های تیره آنها نیز گاه بیوتیت و کلریت است. در بسیاری از نقاط، فولیاسیون موازی گسل های اصلی و ساختارهای کلی منطقه مشاهده می شود. در شمال تا لیجار در تماس با توده گرانیتی حسن سالاری، رشد بلورهای کوارتز به صورت چشمی، ساخت میلیونیتی به آنها داده است.نتایج بررسیهای پتروگرافی نمونه های گرفته شده نشان می دهد که بافت سنگ گرانوبلاستیک با ساخت میلیونیتی (کاتاکلاستیک) است به طوری که قالب اولیه آن گرانولار بوده و شامل بلورهای فلدسپات آلکالن پرتیتی، کوارتز با خاموشی موجی است که در میان آنها نوارهایی از مسکوویت و سریسیت جای گرفته است. بلورهای مسکوویت خمیدگی دارند. مقدار کمی بیوتیت و کلریت نیز در سنگ دیده می شود. نام سنگ گنایس و گنایس – گرانیت تشخیص داده شده است (حریری 1381).    شیست و گنایس (Mt-gn -sch) واحد گنایس گرانیت (Mtgrgn) به صورت جانبی به تناوبی از شیست، کوارتزیت گنایس و آمفیبولیت تبدیل می شود که بخشهای گنایس آن همسان واحد گرانیت – گنایس (gr-gn) است و بخشهای شیستی آن به طور عمده بیوتیت، مسکوویت و کلریت دار هستند(شکل 1-3). نمونه هایی فراوان از بخشهای شیستی این واحد دگرگونه بررسی شده که نشان می دهد بافت سنگ پورفیروکلاستیک با زمینه شیستوز می باشد که در برگیرنده بلورهای کوارتز، فلدسپات آلکالن و پلاژیوکلاز در زمینه شیستوز مرکب از بلورهای کشیده کوارتز با خاموشی موجی، تیغه های سریسیت، مسکویت ، بلورهای پراکنده اپیدوت و کلریت  است.  نام سنگ کوارتز- فلدسپار- سرسیت – مسکویت- کلریت شیست تشخیص داده شده است (حریری 1381)   واحد متاریولیت (Mt ry) در جنوب کیله شین و شمال – شمال باختری کس نزان یک سری سنگهای شیستی سبز رنگ با بلورهای درشت کوارتز رخنمون دارد که منظره گنایس های سبز رنگ را به نمایش می گذارند. چنین به نظر می رسد که همان ریولیت قره داش باشند که به شدت دگرگون شده اند. بسیار چین خورده اند و حالتهای شیست سبز کوارتز – کلریتی را نشان می دهند (شکل 1-3). زیر میکروسکوپ، بافت پورفیروکلاستیک با زمینه شیستوز دیده شده است که شامل بلورهای کوارتز با خاموشی موجی و فلدسپات در یک زمینه شیستی مرکب از کوارتز، کلریت، فلدسپات، بیوتیت است. نام سنگ ، ولکانیک اسید دگرگونه (متاریولیت) تشخیص داده شده است.(حریری 1381).   واحد متاولکانیک (Mt V) در کوه حراره سفید در باختر نقشه زمین شناسی 1:10000 سقز، سنگ هائی در بخش بالائی مجموعه دگرگونه رخنمون یافته اند که نمادی توفی – گدازه ای با ترکیب متوسط، به رنگ سبز دارند و در حد رخساره شیست سبز دگرگون شده و به مجموعه ای از کلریت و اپیدوت تبدیل شده اند. در کوه حراره سفید این واحد دگرگونه درون  واحد اسلیت و فیلیت (Mt phy) جای گرفته و به طور جانبی به یکدیگر تبدیل می شوند .سایر واحد های دگرگونه نظیر (Mt gr- gn) و (Mt gn - sch) نیز در بالاترین بخشها رخنمون دارند اما گسترش جانبی کمی دارند. در پیرامون روستای خور خوره در زیر واحد مرمر- دولومیتی پرمین نیز رخنمونی گسترده از این واحد دیده می شود که به شدت کلریتی و اپیدوتی است به طوریکه گدازه های بازیک دگرگونه را به نمایش می گذارد(شکل 2). نمونه های فراوان از رخنمونهای گوناگون این واحد بررسی پتروگرافی شده است. نتایج بررسی آنها، بافت سنگ را شیستوز تا کریستالوبلاستیک شامل بلورهای فلدسپات، آمفیبول، کلریت و اپیدوت و میزان کمی کوارتز نشان داده است . میزان کوارتز در رخنمونهای گوناگون متفاوت است. در بعضی رخنمون ها مقدار کوارتز آنچنان زیاد است که سنگ کوارتزیت را تداعی می نماید. نام سنگ کلریت، اپیدوت، آمفیبول ، فلدسپات شیست تا کوارتز – کلریت – اپیدوت شیست تشخیص داده شده است (حریری 1381). واحد اسلیت و فیلیت (Mt phy) در قسمت باختری ورقه 1:100000 سقز در بخشهای بالایی مجموعه دگرگونه پرکامبرین، بخشهای کمتر دگرگونه ای رخنمون دارند که به طور عمده اسلیت، و فیلیت سبز رنگند و مرز آنها با سایر واحد های دگرگونه، تدریجی و یا تکتونیکی است. گاه در حد رخساره های پایین شیست سبز نیز دگرگون شده اندو در ظاهر، بسیار شبیه سنگهای سازند کهرند و در جنوب ترجان به تدریج به نهشته های کمتر دگرگون شده سازند کهر تبدیل می شوند (شکل 2). این سنگها در زیر میکروسکوپ بافت شیستوز دارند و شامل بلورهای ریز و تیغه ای سریسیت، مسکوویت و میزان کمی کلریت و انبوهه هایی از کوارتزند. به سنگ نام فیلیت تا کوارتز سریسیت – مسکوویت – کلریت شیست نسبت داده شده است.(حریری 1381)   نهشته های شیل و ماسه سنگ سازند کهر (P€ shk) در کناره خاوری ورقه 1:100000 سقز، در پیرامون روستای نوبهار در زیر مجموعه کربناته- آواری پرکامبرین – کامبرین زیرین، یک سری سنگهای کمی دگرگونه شامل اسلیت و فیلیت سبز تا خاکستری رخنمون دارند که در نقشه 1:250000 چهارگوش مهاباد، زیر نام دگرگونه های پرکامبرین (همسان دگرگونه های بخش جنوب باختری ورقه 1:100000 سقز) نشان داده شده اند. این واحد بسیار کم دگرگونه، شامل ترادفی ضخیم از شیل و ماسه سنگ توفی سبز رنگ است که توسط واحد های کربناته – آواری سلطانیه و باروت، با مرز ناهمساز پوشیده شده اند. این سنگها با توجه به موقعیت چینه ای و همسانی های لیتولوژیک با نهشته های سازند کهر در البرز قابل مقایسه اند. این مجموعه اسلیتی و فیلیتی دارای فرسایش ملایم است و توسط توده بیوتیت گرانیت قلعه گاه به سن ترسیر، قطع شده است.(حریری 1381) (شکل 2). مجموعه رسوبی- آتشفشانی کرتاسه نهشته های مربوط به کرتاسه گسترشی وسیع در محدوده ورقه سقز دارند و بخش های مرکزی، جنوب و شمال باختری را تشکیل می دهند. این سنگها، بیشترین گسترش را پیرامون سقز دارند و به سوی جنوب و جنوب خاوری با یک روند تقریباً خاوری – باختری تا گرانیت حسن سالاری و به سوی شمال و شمال باختری با یک روند شمال شمال باختری – جنوب جنوب خاوری تا مرز شمالی محدوده ورقه گسترش دارند. این سنگها، شامل ترادفی ضخیم از شیل سیلتی و آهک مدادی خاکستری رنگ (Ksh)، تناوب شیل و سنگ آهک (Ksl)، لایه های ضخیم سنگ آهک و سنگ آهک دولومیتی خاکستری رنگ (Kld) هستند که در بخشهای جنوب باختری محدوده ورقه، دگرگونی واضحی را تحمل نموده و به افقهای مرمر (Kmb) تبدیل شده اند(حریری 1381).   توده گرانیت – گرانیت گنایس تموته (G1) کهن ترین  فعالیت آذرین در منطقه سقز یک سری توده ها و استوک های گرانیتی است که سنگهای دگرگونه پرکامبرین را در مناطق تموته، بوبکتان، پیرعمران و سیاه در سفلی قطع کرده اند. این توده های نفوذی که به احتمال، هم ارز گرانیت دوران در کوههای سلطانیه می باشند، هولولوکوکرات هستند و به طور عمده از کوارتز و فلدسپات تشکیل شده اند. رنگ ظاهری آنها کرم – صورتی روشن و در بخشهای حاشیه ای، جهت یافتگی داشته و حالتهای گنایسی نشان می دهند.رگه های سیلیس و دایکهای دیاباز آنها را قطع کرده اند.(شکل 1-3) . نمونه هایی که مورد بررسی پتروگرافی قرار گرفته اند، بافت سنگ را گرانولار تا گرانوبلاستیک و کانیهای آن را شامل بلورهای درشت پلاژیوکلاز و فلدسپات آلکالن ، کوارتز با خاموشی موجی و تک بلورهای آمفیبول نشان داده اند که بیشتر خرد شده بوده و دارای ساخت کاتاکلاستیک می باشند. نام سنگ، گرانیت – گنایس خرد شده و تکتونیزه تشخیص داده شده است (حریری 1381). در منطقه هرمیله یک رخساره ریز بلور میکرو گرانیت – میکرو گرانودیوریت دگرسان شده، با رنگ ظاهری سبز، سنگهای دگرگونه پرکامبرین را قطع کرده و با علامت (md) روی نقشه مشخص شده است. این توده نفوذی ریز دانه نیز جهت یافته و گنایسی شده و توسط نهشته های کرتاسه زیرین پوشیده شده است (حریری 1381).    توده های دیوریت و گابرو (Gd,md,di) دو رخساره ناهمسان از توده های نفوذی بازیک در محدوده ورقه سقز رخنمون دارد. یکی توده های کوچک دیوریت – گابرو دگرگونه سرشار از آمفیبول (هورنبلند) که تنها مجموعه های دگرگونه پرکامبرین را قطع نموده اند و با نشانه (di) روی نقشه مشخص شده اند. دیگری یک توده بزرگ سیل مانند که در راستای شمال بختر – جنوب خاوری در مجموعه آواری – کربناته کرتاسه نفوذ کرده و با نشانه (Gd) روی نقشه مشخص شده است. توده های کوچک دیوریت (di) در باختر جنوب باختر، منطقه سنگهای دگرگونه پرکامبرین را قطع کرده اند و در پیرامون اسماقلو، جنوب قهرمان و جنوب خاوری قبغلوچه گسترش دارند به طوریکه توده های کوچک گنبدی شکلی را تداعی می نمایند. این توده ها جهت دار هستند و حالت گنایسی نشان می دهند و بلورهای سیاه رنگ آمفیبول، آشکارا در آنها دیده می شود. این توده ها درمنطقه اسماقلو در تماس با واحد شیل کرتاسه هیچگونه اثر حرارتی بر روی آن پدید نیاورده و آشکارا کهن تر از آن به نظر می رسند. این توده های نفوذی احتمالاً ، وابسته به تکاپوی آذرین پیش از کرتاسه (شاید مربوط به زمان تریاس میانی – بالایی) هستند. نتایج بررسی های پتروگرافی نمونه های گرفته شده نشان می دهد که بافت سنگ، گرانولار و کانی های آن شامل پلاژیوکلاز دارای خمیدگی و خرد شده، آمفیبول که به ترمولیت – اکتینولیت و کلریت تجزیه شده، می باشد.کوارتز با خاموشی موجی به میزان کم در بعضی نمونه ها دیده می شود. نام سنگ متادیوریت تا متا کوارتز دیوریت تشخیص داده شده است (حریری 1381).   انباشته های جوان دوران چهارم در محدوده ورقه سقز واحد کنگلومرای پلیوسن رخنمون ندارد و نهشته های مربوط به دوران چهارم شامل پادگانه های قدیمی رودخانه ای (Qt1) مخروط افکنه ها، پادگانه های جوان رودخانه ای دشت آبرفت (Qt2) و انباشته های کنونی بستر رودخانه ها (Qal) است. انباشته های Qt1 به طور عمده کنگلومرا و کمتر رس و سیلت هستند. در حالیکه نهشته های Qt2 به طور عمده سیلت و رس و به میزان کم تر کنگلومرا می باشند. انباشته های Qal نیز عمدتاً از ریگ، قطعه سنگ، ماسه و رس تشکیل شده اند. تعدادی رخنمون کوچک تراورتن، در حاشیه شمال باختری و خاوری محدوده ورقه سقز رخنمون دارند که وابسته به فعالیت چشمه های آهک سازی است که اکنون خشک شده اند. این انباشته های تراورتن با علامت (Qtr) روی نقشه مشخص شده اند (شکل 1-3 ).  

کلید واژه ها: کردستان