گسل های اصلی

تعداد بازدید:۱۱۰۵۶

استان گیلان در ایالت لرزه زمینساخت البرز واقع گردیده است. رشته کوه‏ های البرز، بخش شمالی رشته کوه‏ های آلپ- هیمالیا در باختر آسیا را تشکیل می دهند. لرزه‏ خیزی کوه‏ های البرز نشانگر ادامه جنبش ‏های کوهزایی در این گستره است. نرخ لغزش در البرز، آنچنانکه از قطب چرخش صفحات ایران و توران استنتاج می شود، از حدود 17 میلمیتر در سال (با آزیموت 28 درجه) در شمال باختر تا 6 میلیمتر در سال (آزیموت 40 درجه) در جنوب خاور تغییر می‏ کند. همین مطالعات نشان می‏ دهند که در رشته کوه‏ های البرز بین50 تا100درصد تغییر شکل پوسته فوقانی بصورت لرزه ‏زا انجام می گیرد (کمیته ملی سدهای بزرگ، ICOLD).

در بخش باختری البرز، ساختارها روند شمال باختری- جنوب خاوری دارند ولی در بخش خاوری، روند ساختارها شمال خاوری- جنوب باختری است. این دو روند ناهمسان در البرز مرکزی به یکدیگر میرسند. گفتنی است که در شکلگیری ساختارهای چینخورده البرز عواملی مانند برخورد صفحه ایران و توران، عملکرد گسلشهای راندگی و سرانجام عملکرد گسلهای امتدادلغز شمال باختری- جنوب خاوری در البرز باختری و شمال خاوری- جنوب باختری در البرز خاوری، نقش دارند. جدا از چینخوردگی، گسلشهای راندگی همچنان در ساختار البرز اثر بسیار سازنده داشتهاند.

بلندی های تالش عموماً شامل گسل های رورانده با روند خاوری- باختری و یا شمال باختری - جنوب خاوری می باشد. این روراندگی ها در مناطقی مانند هرزویل و شمال رودبار نیز مشاهده می شود. بلندی های طارم که ساختمان آن متأثر از بالا آمدگی یک توده گرانیتوئید با سن الیگومیوسن می باشد، دارای هندسه مشابهی با ارتفاعات تالش است. 

 بر اساس نقشه خطواره های مغناطیسی ایران (یوسفی،1373)، کمترین تراکم در بخش خاوری استان دیده می شود. این تراکم در بخش های مرکزی گیلان به حداکثر خود می رسد که روند غالب آن ها تقریباً خاوری - باختری است. با این حال تعدادی خطواره نیز که روندشان به شمالی - جنوبی نزدیک است، در این محدوده و به تعداد بیشتر در باختر استان قابل مشاهده است که از نظر اندازه، جزء گسل های اصلی گیلان محسوب می شوند.

گسل های اصلی استان گیلان به شرح زیر می باشند:

   گسل آستارا (Astara fault) 

گسل آستارا( تالش)اگر چه در نقشه های زمین شناسی تنها حدود 166 کیلومتر از طول این گسل در ایران قابل پی گیری است اما به گمان بربریان(1983) طول کلی گسل آستارا به حدود 400 کیلومتر هم می‌رسد. گسل آستارا با راستای شمالی- جنوبی و شیب کم (حدود 9 درجه) به سوی باختر  و سازوکار معکوس در باختر شهر آستارا جای گرفته است(بربریان، 1983).

این گسل توان لرزه­ زایی دارد و در زمین لرزه های 1978 و 1953 قفقاز سازوکار فشاری داشته است (بربریان، 1976).  به گمان نبوی (1355) گسل آستارا با توجه به وجود سنگ ­های پی سنگی در بلوک باختری آن، گسلی است که از زمان پرکامبرین فعالیت داشته است. امتداد گسل آستارا  N170E و بیشینه­ جابجایی قائم آن 8/1 کیلومتر است (بربریان، 1983). داده‌های ریخت‌زمین‌ساختی و ژئوفیزیکی، نشان از گسترش خاوری صفحات فزاینده گسل، به‌سوی دشت ساحلی و همین‌طور پهنه‌ی آبی کاسپین دارد (نظری و همکاران 1393).

تمرکز کانونی زمین‌لرزه‌های سده گذشته و دگرشکلی مشاهده‌شده در رسوبات جوان و ستبر نهشته‌های بستر کاسپین جنوبی در سوی باختر، به‌عنوان نشانی از گسترش ساختارهای پیش‌رونده چین و گسل، با سوی جنبش خاوری به سامانه گسلی آستارا نسبت داده‌شده است (Berberian, 1983; Jackson et al. 2002; Allen et al. 2003a,b; Brunet et al. 2003).

گسل خزر (Khazar fault)

گسل خزر با درازای حدود 600 کیلومتر و  راستای خم‌دار خاوری- باختری  با شیب به سمت جنوب (بربریان، 1983 ) بین چالوس در باختر و گنبد کاووس در خاور قرار دارد(قاسمی، 2005).  سازوکار گسل معکوس همراه با مولفه فرعی راستالغز چپ‌بر می باشد . میزان جابجایی در ناحیه رویان کانال‌های رودخانه‌ای در محل برخورد با گسل حدود 1 کیلومتر جابه‌جایی افقی از خود نشان می‌دهند (نظری و ریتس، 2008). همچنین (بربریان، a1983) بیشینه جابه جایی قائم نسبی 3000 متری را در طول گسل خزر برای 2 میلیون سال اخیر برآورد نموده است. 

زمین لرزه 874 میلادی گرگان (MS= 6.5 و I0= VII+)‌،‌ زمین لرزه 5/4/1994 گرگان (mb= 5.2 و I0= VII). همچنین زمین لرزه های 25 مرداد 864 شمسی (15/8/1485 میلادی) در ناحیه دیلمستان- کرجیان و گلیجان، ‌زمین لرزه 1183 شمسی (1805 میلادی) هراز، زمین لرزه 16 آذر 1187 شمسی (1809 میلادی) آمل، زمین لرزه 1203 شمسی (1825 میلادی) هراز، زمین لرزه 23 فروردین 1314 شمسی (11/4/1935 میلادی) مازندران، زمین لرزه 1944 میلادی گرگان (mb= 5.2 و I0= VII)، ‌زمین لرزه 1952 میلادی گرگان (mb= 4.7)، زمین لرزه 1970 میلادی فارسیان mb= 5))، زمین لرزه 18 مرداد 1350 شمسی (9/8/1971 میلادی)‌ بابل کنار (mb= 5.2)، زمین لرزه 1999 میلادی علی آباد کتول (mb= 5.3)، زمین لرزه 2004 میلادی گرگان (MW= 5.2)، زمین لرزه 28مه 2004 بلده –کجور (MW= 6.2)، زمین لرزه 2005 میلادی گرگان (MW= 5.3) ، در اثر جنبش گسل خزر رخ داده اند.

گسل رودبار(Roudbar fault)

این گسل همراه با زمین لرزه 31 خرداد 1369 فعال گردید و جابجایی راستالغز چپ بر همراه با مولفه شاغولی (بلوک شمالی فروافتاده) نشان داد. صفحه گسل پرشیب تا قایم و در راستای شمال، شمال باختر- جنوب، جنوب خاور است و جابجایی شاغولی آن از راستالغز بیشتر بوده است (Berberian & Walker, 2010). این گسل از سه تکه هم پوشان با ارتباط راست پله ای تشکیل شده است که به ترتیب از باختر به خاور بکلور، کبته و زردگلی نام گذاری شده اند و درازای آنها به ترتیب حدود 10، 32 و 38 کیلومتر است  (Berberian et al., 1992, Berberian & Walker, 2010).  در محدوده نقشه 1:25000 رودبار تنها بخش خاوری تکه میانی (بکلور) و بخش باختری تکه خاوری (زرد گلی) قرار می گیرد که به صورت هم پوشان راست پله قرار گرفته اند.

مهمترین رویدادلرزه ای گستره رودبار، زمین لرزه 31 خرداد 1369 (21 ژوئن 1990) با بزرگی Mw7.3 است که موجب کشته شدن حدود 40 هزار نفر، ویران شدن شهرهای رودبار و منجیل و آسیب دیدن بیش از 700 روستا گردیده است. سازوکار زمینلرزه راستالغز چپ بر تعیین گردید که با 80 کیلومتر گسیختگی سطحی در سه تکه هم پوشان راست پله همراه بود (Berberian et al., 1992, Berberian & Walker, 2010).

گسل لاهیجان (Lahijan fault) 

گسل لاهیجان با راستایی شمال خاوری جنوب باختری و متفاوت نسبت به گسل خزر، در بخش انتهایی البرز مرکزی جای گرفته است. این گسل یک گسل راستالغز چپ بر است که به صورت عمود بر راستای اصلی ساختارهای البرز می باشد.. شاید کج‏شدگی محور چین‏های جای گرفته در باختر سفیدرود به دلیل جنبایی گسل لاهیجان باشد.

زمین لرزه تاریخی 3 فوریه 1678 میلادی لاهیجان با بزرگای 6.5 در مقیاس امواج سطحی، که سبب ویرانی های بسیاری در لاهیجان گردید به سبب جنبش این گسل رخداده است.

گسل کلیشوم (Kelishom fault) 

اگر چه تنها در حدود 50 کیلومتر از طول این گسل در نقشه های زمین شناسی ثبت شده است اما به گمان بربریان و واکر (2010) طول کلی گسل به حدود 90 کیلومتر می‌رسد که با راستای خاوری- باختری با شیب به سوی جنوب در شمال رودبار در ناحیه البرز باختری قرار دارد. (بربریان و واکر، 2010).

سازوکار گسل معکوس بزرگ زاویه (بربریان و همکاران، 1992) همراه با مولفه راستالغز چپ­­بر (بربریان و واکر، 2010) می باشد.

رودخانه‌های شمالی- جنوبی که گسل را قطع نموده­اند جابه‌جایی چپ‌بر در حدود 4/0 تا 5/1 کیلومتری از خود نشان می دهند (بربریان و واکر، 2010).

گسل کلیشم در دامنه جنوبی کوه درفک قرار دارد و انتهای باختری آن به راندگی دیلمان می‌رسد. این گسل به سوی خاور توسط گسل نوشا بریده شده است. همچنین تعداد زیادی زمین لغزش و سنگ افت در کوه­های البرز باختری و در راستای این گسل روی داده است. این گسل در زمان کواترنری پایانی جنبا در نظر گرفته شده است. به نظر می‌رسد که گسل طی رویداد 15 اوت 1485 میلادی پلرود دوباره فعال شده باشد (بربریان و واکر، 2010). 

گسل نئور (Noor fault) 

گسل راستالغز راست­بر نور با راستای شمالی-جنوبی با شیب 85- 75 درجه به سوی باختر  با درازای بیش از 30 کیلومتر درباختر دریای خزر در بخش باختری گسل آستارا جای گرفته است(خدابنده و سلطانی، 1377). این گسل در میان سنگ‌های آتشفشانی آندزیتی ائوسن قرار دارد و آنها را بریده است.گسل نور در خاور گسل سنگاور و باختر گسل آستارا قرار گرفته و در انتهای جنوبی خود به گسل قارپوزلو متصل می­شود.

دریاچه نئور در جنوب باختر دریای خزر به احتمال در اثر فعالیت این گسل و فروافتادگی بخش باختری این گسل بر روی سنگ­های آتشفشانی مگاپورفیر آندزیتی ائوسن پدیدار شده است که شاید پیدایش آن وابسته به جنبش های زمین ساختی پس از آلپاین پسین باشد. علاوه بر این به نظر می‌رسد که این گسل نشان دهنده مرز منطقه بالا آمده طالش و فلات آتشفشانی آذربایجان باشد (خدابنده و سلطانی، 1377). 

گسل منجیل (Manjil fault)

گسل منجیل(قزل اوزن-منجیل) با درازای حدود 80 کیلومتر و راستای شمال باختر-جنوب خاوری در بخش شمالی رودخانه قزل اوزن بین کوه و دره قزل اوزن که از زیر سد سفید رود-منجیل می گذرد، قرار دارد(بربریان و قرشی، 1362). در راستای این گسل، سنگهای سازند کرج با سن ائوسن(در شمال-شمال خاوری) بر روی مارنهای نئوژن سازند قرمز بالایی و آبرفت های کواترنری پهنه منجیل و سد سفیدرود، رانده شده اند در باختر سد سفید رود، راندگی سازند کرج بر روی مارن های نئوژن، به شکل سفره رورانده درآمده است.

این گسل در جنوب گسلهای لاهیجان، رودبار، ماسوله و آستارا بوده و به موازات گسل زنجان و در شمال آن قرار دارد. زمین لرزه های 1968 میلادی سفیدرود و 1983 چرزه-تارم را به این گسل نسبت داده اند(بربریان و قرشی، 1362).

گسل جیرنده(Jirandeh fault)

گسل جیرنده با درازای مجموع حدود 178 کیلومتر از باختر بلندی­های علم کوه در خاور تا محل پیوند آن به گسل قزل اوزن- منجیل در باختر (قاسمی و قرشی، 1383، قلمقاش، 1380).

راستای گسل جیرنده در نیمه خاوری، شمال باختری-جنوب خاوری و در نیمه باختری، تقریبا خاوری-باختری و شیب آن به سوی جنوب است. سازوکار راندگی با مؤلفه راستالغز چپ‌بر برای آن در نظر گرفته شده است. از نظر موقعیت جغرافیایی، این گسل در شمال ناحیه طالقان و شمال شاهرود (الموترود) قرار دارد.

زمین لرزه 15 اوت 1485 میلادی مازندران - گیلان با عملکرد بخش خاوری گسل رودبار یا گسل جیرنده پیوند داشته است. زمین لرزه 20 ژوئن 1990 رودبار- تارم Ms= 7.3)) با سازوکار به تقریب راستالغز چپ بر با گسیختگی بخش باختری گسل جیرنده همراه بوده است (قاسمی و قرشی، 1383).  

گسل راندگی زرین رجه (Zarrin rajeh Thrust fault)

دارای راستای باختر ، شمال باختر خاور، شمال خاور و تمایل به سوی شمال است که سبب رانده شدن سنگهای پرمین بر روی واحدهای جوانتر  شده است. در شمال برشلمان گسله راندگی کوچکتر با شیب کم (حدود 20 درجه) و تمایل به سوی شمال دیده می شود که ادامه خاوری آن به گسله زرین رجه میپیوندد( بهارفیروزی و اژدری، 1382).

گسل سماموس (Samamous fault)

یک گسل راندگی با تمایل به سوی شمال است و یال شمالی تاقدیس بزرگ کوه سماموس را بریده و رانده است(بهارفیروزی و اژدری، 1382).

گسل شوئیل (Shoiel fault)

یک گسل راندگی است که از نزدیکی مرز باختری ورقه آغازمی شود و با راستای باختر ، شمال باختری ـ خاور ، جنوب خاوری تا مرز خاوری امتداد یافته است. دارای تمایل به سوی شمال است  و سبب جای گرفتن سنگ های ژوراسیک بر روی سنگ های کرتاسه شده است (بهارفیروزی و اژدری، 1382).

گسل وربن (Varbon fault) 

یک گسله راندگی  با تمایل به سوی شمال است  که در نتیجه علمکرد آن نهشته های آواری تریاس بالایی ـ ژوراسیک و در برخی نقاط سنگهای پرمین بر روی سنگهای آتشفشانی ائوسن رانده شده اند(بهارفیروزی و اژدری، 1382).

گسل راندگی دیلمان (Deylaman Thrust fault)

این گسل از تقاطع رودخانه سفیدرود در شمال استلخ جان(جنوب باختری قله درفک) آغاز شده و به سمت جنوب خاوری تا قاعه پیشین (جنوب خاوری قله درفک) ادامه می یابد. ادامه خاوری گسل به روستای امام و روستای طیولا متصل می شود و به سمت خاور ادامه می یابد. جهت راندگی این گسل به سمت جنوب بوده و در محل دره چخماق که در سرحد خاوری کوه درفک قرار دارد، شیب این گسل در حدود 60 تا 70 درجه به سمت شمال است(حکیمی و همکاران، 1390).

گسل ارده (Ardeh fault) 

گسل ارده با درازای حدود 15 کیلومتر با راستای شمال باختر جنوب خاور و سازوکار راستالغز راست بر در جنوب باختر طالش قرار دارد. این گسل واحدهای سنگ آهک ماسه ای کرتاسه بالایی را به میزان تقریبی 1 کیلومتر به صورت راست بر جابه جا کرده است. این گسل در سنگ های آتشفشانی آندزیتی و سنگ جوش های پالئوسن و نیز سنگ آهک های ماسه ای کرتاسه بالایی اثر کرده است. گسل در انتهای جنوب خاوری خود، به گسل شفارود ختم می شود و با توجه به محور تاقدیسها و ناودیس های اطرافش، ‌به صورت یک گسل طولی است(اسدیان و میرزایی،‌ 1377).

گسل شفارود  (Shafaroud fault)

گسل شفارود با درازای حدود 14 کیلومتر با راستای شمال خاور جنوب باختر و سازوکار راستالغز چپ بر در جنوب خاور خلخال قرار دارد. این گسل از میان سنگ آهک های ماسه ای کرتاسه بالایی گذشته و در بخش های میانی خود مرز آتشفشانی های پالئوسن را با این سنگ آهک ها تشکیل می دهد. چندین دایک آندزیتی با زاویه حاده به این گسل ختم می شوند که اگر آن ها را به عنوان رگه های کششی در نظر بگیریم، گسله از نوع چپ بر خواهد بود(اسدیان و میرزایی،‌ 1377).

 

آخرین ویرایش۲۶ دی ۱۴۰۰