وداع سازمان زمینشناسی و اکتشافاتمعدنی کشور با ویگن عیسیخانیان
سازمان زمینشناسی و اکتشافاتمعدنی کشور امروز میزبان دوستداران و همکاران ویگن عیسیخانیان...
سازمان زمینشناسی و اکتشافاتمعدنی کشور امروز میزبان دوستداران و همکاران "ویگن عیسیخانیان" یکی از چهرههای شناخته شده در بخش معدن و زمینشناسی کشور بود.






خبر را که شنیدم اولین چیزی که یادم آمد؛ دیدار چندی پیش خودم و جمعی از همکارانم از آقای عیسیخانیان در منزلشان بود.
صدای خاص و زنگدار، روی گشاده، خندههای نشاطآور و بلند، علاقه بدون وصف به سنگها و کانیها، خوشرویی و مهربانی زایدالوصفو... از ایشان در ذهنم به جای مانده. موزه علوم زمین را چنان با دقت و علاقه از چشم میگذراند و لبخند میزد که مطمئن بودم در آن لحظات کوهی از خاطرات ریز و درشت از نخستین روزهای تاسیس این مجموعه تا امروز را از ذهنش عبور میدهد.
یادم آمد در منزل ایشان یکی از سنگهای مورد علاقهاش را دستم داد و سنگ بیهوا از دست من -که انتظار وزنی چنان سنگین را نداشتم- افتاد...درد پایم از برخورد سنگ سخت و سنگین به کنار...تاب چهره وحشتزده و متعجب ایشان را نداشتم...میدانم در دل زمینشناسان عاشق درباره سنگ و کانی، طبیعت و زمین چه میگذرد...
کف پذیرایی منزلش نشستم و عکسهای قدیمی ایشان از دوران جوانی و کار و فعالیت در عرصه زمینشناسی و معدن را نگاه میکردم. اغلب عکسها تاریخ و زمان دقیقی داشتند و من ناخودآگاه با یک تخمین ذهنی کوچک به یاد میآوردم در این همین مقطع زمانی کجا بودم و چه میکردم و گاهی هم فکر میکردم آیا به سن ایشان خواهم رسید و آیا گوشی برای شنیدن خاطراتم وجود دارد یا خیر؟
تا از خانهاش خارج شویم پای آسیبدیدهام درد اندکی داشت، ولی بابت همصحبتی چند ساعته با یکی از عاشقترین زمینشناسان این سرزمین خوشحال بودم.



امروز ویگن عیسیخانیان همانند بسیاری از همدورهها و دوستان خود مهمان زمین شده... همان زمینی که عمری گشت و کند و کاو کرد...همان زمینی که خانه اول و آخر همه ماست...
بخشی از زندگینامه ایشان را یافتم که در ادامه با هم بخوانیم:
وی سال ۱۳۱۱ در تبریز به دنیا آمد و در سه سالگی به خاطر شغل پدرش -که کارمند شرکت نفت بود- به آبادان رفت و تا پایان دوره متوسطه در آن جا بود.
برای سال آخر به تهران آمد و سال ششم ریاضی را در دبیرستان البرز خواند. همان سال در کنکور دانشکده فنی دانشگاه تهران در رشته معدن قبول شد. سال ۱۳۳۷ پس از پایان تحصیلات دانشگاهی و اخذ مدرک کارشناسی ارشد به استخدام وزارت معادن و فلزات درآمد و حدود ۷سال در آن جا کارکرد.
سالهای ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۰ با سازمان انرژی اتمی فرانسه در اکتشافات سراسری کشور به منظور یافتن ذخایر اورانیوم همکاری داشت که تا بیست سال بعد هم در همان زون های شناسایی شده عملیات پیجویی و استخراج صورت گرفت.
سال ۱۳۴۴ بنا به درخواست سازمان زمینشناسی ایران مسئولیت ایجاد موزه زمینشناسی را برعهده گرفت. موزهای که در حال حاضر در سازمان زمینشناسی و اکتشافاتمعدنی کشور وجود دارد؛ را دایر کرد.
حدود سال ۱۳۴۵ اولین نقشه متالوژی مقدماتی ایران را با همکاری آقایان باریان و دکتر منوچهر صدرزاده تهیه کرد و سال ۱۳۴۸ در برنامه سراسری اکتشافات مس شرکت داشت و با همکاری آقای شرپ مطالعات معدن مس چهار گنبد را انجام داد.
سال ۱۳۵۳ مدیر امور معدنی سازمان شد که از جمله کارهایی که در این پست انجام داد اکتشافات سراسری بوکسیت و کائولن بود. از سال ۱۳۵۸ تا سال ۱۳۶۰ که مهندس رهجو معاون وزیر وقت بود؛ معاونت سازمان زمینشناسی را عهدهدار بود.
بعد از بازنشستگی مدتی به دعوت شرکت ملی مس با آن شرکت همکاری داشت و با گروهی که از ارمنستان آمده بودند قرارداد همکاری بستند و در مدت چندسال فعالیتشان تقریبا تمام معدن مس سونگون را انجام دادند سپس حفاری هایی را در عسلویه برای سپاه پاسداران انجام دادند.
ایشان اولین بریل ایران را در همدان در سال ۱۳۴۴ و کانی گچلیت را در معدن زرشوران پیداکردند و در مورد برآورد ذخیره طلای زرشوران هم اقداماتی داشتند...
روحش شاد








خبر مرضیه کاظمی
