کجایید ای مردان خدایی؛ یادی از شهدای سازمان زمینشناسی و اکتشافاتمعدنی کشور به مناسبت آغاز هفته دفاع مقدس
به گزارش روابطعمومی سازمان زمینشناسی و اکتشافاتمعدنی کشور، 31شهریور 1359 سالروز آغاز جنگ تحمیلی از سوی رژیم بعث علیه جمهوری اسلامی ایران است؛ تاریخی که در تقویم رسمی کشور به عنوان آغاز هفته دفاع مقدس نامگذاری شده است و تا 6 مهر ادامه دارد. بر همین اساس، ضمن بزرگداشت مقام والای شهدای 8 سال دفاع مقدس یادی از شهدای سازمان زمینشناسی و اکتشافاتمعدنی کشور که دل در دفاع از این میهن داشتند، خواهیم کرد.
خانواده بزرگ سازمان زمینشناسی و اکتشافاتمعدنی کشور در طول 8 سال دفاع از آب و خاک کشورمان شهید محمد علیزاده، شهید حسن قهرمانی، شهید برجعلی بابائی شهرکی و شهید منوچهر اکرمی را به اسلام و میهن بزرگمان تقدیم کرده است.
گزیدهای از زندگی شهیدمحمد علیزاده که به قلم دختر ایشان به تحریر در آمده را با یکدیگر مرور میکنیم:
شهید محمد علیزاده در سال 1336 در محله پاشاامیراز توابع شهرستان بابل دریک خانواده روستایی چشم به جهان هستی گشود و پدر و مادرش از روی اعتقادات مذهبی نام محمد را برای او انتخاب کرد. ایشان 4 برادر و 2 خواهر داشت و فرزند چهارم خانواده محسوب میشد و از همان کودکی بهخاطر علاقه فراوان به خانواده و مهربانی خاصی که داشت همراه پدر علاوه بر تحصیل به کار کشاورزی هم مشغول بودند و در دوران جوانی برای ترسیم آیندهای بهتر وکمک به خانوادهاش روانه تهران و به کار مشغول شد. از آن جا که هنگام ادای وظیفه سربازی فرا رسیده بود با موفقیت دو سال خدمت خود را انجام داد و در دفتر مرکزی صنایع فولاد تهران مشغول به کار شد. در این هنگام شهید با توافق پدر و مادرش با خانمی متدین در سال 1356اردواج کردند که ثمره ازدواج آنها دو دختر به نامهای فاطمه و مریم بود.
شهیدعلیزاده پس از چندی به سازمان زمینشناسی و اکتشافاتمعدنی کشور منتقل و در کتابخانه مشغول به کار شد و گاهی به عنوان تکنیسین به همراه اکیپهای تحقیقاتی عازم ماموریت صحرایی میشدکه به لحاظ حسن خلق و احساس مسئولیتی که به کارش داشت، همکارانش خاطرات شیرین و دوستداشتنی از آن موقع به یاد دارند.
ایشان به دلیل علاقه وافری که به تحصیلات داشت همزمان تحصیلات خود را ادامه داد و در ضمن به فعالیتهای مذهبی و مبارزاتی خود پرداخت و با توجه به این که از یک خانواده مذهبی روستایی بود قبل از انقلاب با شرکت در تظاهرات و پس از پیروزی انقلاب با ثبت نام در بسیج محله خود به پاسداری از میهن و مرز و بوم میپرداخت.
ایشان علاقه زیادی به مشارکت در دعای کمیل، توسل و جلسات قرآن داشت. ذهن جستجوگر او برای آشنا شدن به مسائل قرآنی و احکام سبب شده بودکه او در هر فرصتی که بهدست میآورد به مطالعه کتاب و یادگیری اینگونه مطالب بپردازد.
این شهید بزرگوار در محله مهرآباد جنوبی به همراه همسر و دو فرزند 2ساله و 3ساله خود در یک خانه کوچک مستاجر بود و با عشق زندگی ساده و زیبایی را سپری میکردند؛ که ایشان جهت پاسداری از خاک میهن خویش قصد عزیمت به جبهه را کرد و هیچ کس و هیچ چیز مانع از آن نشد که او تصمیم خود را عوض کند. زیرا بنا به گفته خودش او راهش را پیدا کرده بود و در این راه تا حد جان باختن و دیدار محبوب را پذیرفته بود بهطوریکه برای کسب مرخصی نزد یکی از مسئولان رفته بود به او گفته شده تو در اینجا هم که هستی به اسلام و انقلاب خدمت میکنی. او در پاسخ خاطر نشان کرد:من باید بروم دیگر کار مرا راضی نمیکند و در صورت ممانعت خودم اینجا هستم ولی روحم در جبهههاست. به قول یکی از همکارانش حالتهای معنوی که در این اواخر به دست آورده بود، نشانگر روح با ایمان و اراده خللناپذیر ایشان در انجام این مهم بود. عاقبت شهید علیزاده در 1362/9/9 عازم اسلامآباد غرب شد و پس از مدت کوتاهی عازم جزیره مجنون شد و بعد از سه ماه خدمت صادقانه در جبهه در تاریخ 1362/12/9 به درجه رفیع شهادت نائل شد و در روستای پاشا امیر در کنار دیگر شهدای آن روستا در قبرستان سیدنظام الدین شهرستان بابل به خاک سپرده شد.
روحش شاد و یادش گرامی

