تا 2 سال دیگر؛ تولید آلومینیوم خاورمیانه به 10 میلیون تن خواهد رسید
گفته میشود که خاورمیانه غالبا داروی درمان صنعت آلومینیوم است اما به نظر میرسد...
گفته میشود که خاورمیانه غالبا داروی درمان صنعت آلومینیوم است اما به نظر میرسد که این دیدگاه یا تعریف خوشبینانه است در ظرف 5 سال آینده چندین واحد ذوب در خاورمیانه راهاندازی خواهند شد اما این تناژ در حدی نخواهد بود که بتواند جبران افت تولید چین را بکند.با توجه به چشمانداز مطلوب تقاضای آلومینیوم، تولید جهانی نباید کاهش پیدا کند تا این استنباط بهوجود آید که بازار با کمبود مواجه است چون افت رشد عرضه برای ایجاد این شرایط کافی خواهد بود.اگرچه واحدهای ذوب برای کشورهای حوزه خاورمیانه این فرصتها را بهوجود میآورد که شرایط متفاوتی را بهوجود آورند ولی آنان نیروی کار زیادی را بهکار نمیگیرند و منابع مهمی نیز برای ایجاد اشتغال نیستند.واحدهای ذوب نیز برای انرژی خاورمیانه چه از نظر بینالمللی و چه از نظر رشد شدید تقاضای داخلی با رقابت فزایندهای مواجه هستند.رشد تولید آلومینیوم خام چین احتمالا افزایش پیدا کرده و به اوج خود رسیده است.با توجه به اینکه طی دهه گذشته سهم عمده رشد تولید متعلق به چینیها بوده است، انتظار میرود که تا پایان سال از میزان رشد آن کاسته شده و در نتیجه اثرات چشمگیری بر روی توازن آلومینیوم خام چین و عرضه جهانی آن خواهد گذاشت.در حال حاضر تولید چین در سال 3/12 میلیون تن است. پیشبینی میشود که امسال میزان تولید به 15 میلیون تن برسد و بنابراین اگر واحدهای ذوب نتوانند سریعا به تولید خود بیفزایند چین برخلاف تصور با مشکلات عرضه مواجه خواهد شد.سرمایهگذاری سنگین در ظرفیتهای پاییندستی موجب رشد قابل توجه مصرف آلومینیوم خام شده و در نتیجه امسال ظرفیت بیشتری راهاندازی خواهد شد ولی انتظار میرود که سال آینده رشد آهستهتر شود.مهمتر اینکه انتظار میرود فقط 20 درصد محصولات نیمه نهایی صادر شده و بیشترین میزان آن در بازار داخلی مصرف شود.افزایش قیمت انرژی لزوما منتج به افزایش قیمت آلومینیوم نشده و نه بیانگر این است که سریعا از میزان تولید یا عرضه آلومینیوم کاسته خواهد شد.شاید این حقیقت وجود دارد که خاورمیانه نمیتواند در آن حد آلومینیوم تولید کند که با چین رقابت کند اما دارای توان و پتانسیل رشد بالایی است.تخمینهای کنونی نشان میدهد که خاورمیانه 25 درصد آلومینیوم جهانی را تا سال 2010 تولید خواهد کرد که حدودا 10 میلیون تن خواهد بود.این منطقه در حال حاضر 6/2 میلیون تن آلومینیوم تولید میکند.با توجه به اینکه بازار چین بهعنوان یک بازار عمده در آینده نیز رشد بیشتری خواهد داشت و میتوان گفت تا ظرف 12 تا 18 ماه آینده جای هیچگونه نگرانی از این نظر وجود ندارد.برخی از کارشناسان میگویند احتمالا تولید چین امسال به 15 میلیون تن برسد که نشان میدهد عرضه کمتر از تقاضا باشد.اما تقاضای چین نیز رو به کاهش گذاشته است بهطوری که رشد در سه ماهه اول سال 2008 نسبت به مدت مشابه آن در سال 2007 به 16 درصد کاهش پیدا کرده که تقریبا همسو با افزایش تولید بوده و کاملا پایینتر از اوج 50 درصدی خود در سال 2007 است.ما پیشبینی میکنیم که بهطور کل عرضه و تقاضای چین امسال نیز همانند سال گذشته با اندکی مازاد مواجه شود.وضعیت نامعلوم معادله آلومینیوم چین به تعرفههای وارداتی و صادراتی آن بستگی دارد.مثلا بدون توجه به افت عمیق در ماه فوریه، شاهد بودهایم که در 4 ماه گذشته صادرات محصولات افزایش داشته و دلیل عمده آن این است که این ترس وجود دارد که دولت احتمالا تشویقهای صادراتی را از 11 درصد در ماه ژوئن به 5 درصد کاهش دهد.عرضه انرژی و قیمتها دولت چین را نگران کرده است که انتظار میرود فشار بیشتری روی صنایع انرژیبر مانند واحدهای ذوب آلومینیوم بگذارد.چین کشوری است که دارای انرژی کم و نیروی انسانی بالایی است که با مزیت نسبی تولید آلومینیوم در تضاد است.پکن همچنان مانع سرمایهگذاری مازاد در ایجاد ظرفیتهای ذوب آلومینیوم خواهد شد و در مقابل بهطور فعالی افزایش مصرف را گسترش خواهد داد.بحثهای زیادی در خصوص تغییر توازن در چین وجود دارد.در خصوص مصرف، کارشناسان معتقدند که اطلاعات یا آمار مربوط به مصرف ظاهری چین در سه ماهه اول نشان میدهد که بهدلیل کاهش موجودی انبار توسط صنعت پاییندستی میزان این مصرف تنزل پیدا کرده است.تقاضای زیربنایی همچنان بالاست و شواهد امر حاکی از آن است که تولیدکنندگان شمش آلومینیوم بیشترین فروش را به بازار داخلی دارند.بنابراین انتظار میرود که در طول سال خصوصا در نیمه دوم میزان خرید افزایش پیدا کند.کارشناسان اظهار میدارند که خطرات مربوط به تولید واحدهای ذوب امسال بسیار بالاتر از مصرف است و عملکرد ضعیف تولید چین در سه ماهه اول و نیز وجود این حقیقت که اکثر واحدهای ذوب هنوز به تولیدات خود میافزایند و در استانی مانند استان یونان همچنان کاهش تولید خود را حفظ کردهاند، به این احتمال شدت بخشیده است که تولید پایینتر از حد انتظار باشد.برای رسیدن به 15 میلیون تن تولید در سال 2008 واحدهای ذوب چینی باید نسبت به گذشته سریعتر به تولید خود بیفزایند.حتی در بهترین شرایط این غیرممکن است اما با توجه به مشکلات و محدودیتهای انرژی و فشار دولت بر صنایع انرژیبر و آلودهکننده محیطزیست، بعید به نظر میرسد که چنین رشد بالایی در تولید حاصل شود.تحلیلگران در حال حاضر از میزان پیشبینیهای قبلی خود در مورد تولید آلومینیوم میکاهند و این واقعیتی است که آنان در گذشته به آن عادت نداشتند.به هرحال این وضعیتی است که باید به آن عادت کنند.بهنظر میرسد که افت اخیر قیمتهای آلومینیوم فرصتی است برای افزایش یا طولانیتر کردن وضعیت بازار آلومینیوم قبل از اینکه بازار با کمبود آن مواجه شود.با توجه به مشکلات غالب تامین انرژی، تولید میتواند کاملا نسبت به پیشبینیهای قبلی کمتر شود، اما کارشناسان میگویند حتی با وجود افت چشمگیر تولید، تقاضا نیز احتمالا تنزل پیدا کند.این وضع میتواند در اقتصاد کنترل شدهای مانند چین جای تعجب داشته و نوعی عقبنشینی تلقی شود.مصوبهها را میتوان بدون نیاز به تاییدیههای نامنظم مجلس صادر کرد بهگونهای که اگر تولید را نتوان افزایش داد، دولت میتواند تقاضا را کاهش ده تا حدی تقاضا کاهش مییابد و باید منتظر اقدامات دولت چین بود.سوال این است که چین با توجه به مشکلات جدی مانند افزایش تورم، آلودگی زیستمحیطی، رشد ناآرامیهای کارگری و افزایش واردات انرژی با افزایش یارانه برای آن، تا چه مدت میتواند میزان رشد خود را حفظ کند؟ پکن سعی میکند با افزایش ذخایر لازم و نرخ بهره، کنترل را در دست بگیرد حال آنکه همزمان اجازه میدهد واحد پول کشور در سطح بالاتری شناور شود. این اقدام دقیقا توقف رشد لجامگسیخته با تمام هزینههای آن و یا تقویت حاشیههای صادراتی نیست.زلزله اخیر این کشور بدبختی زیادی را برای دولت ایجاد کرده است و اگرچه مجددا برق لازم تامین شده ولی تاثیرات آن بر روی رشد اقتصادی حداقل در کوتاهمدت بسیار تعیینکننده خواهد بود.بهطور خلاصه باید گفت: با وجود این که چین در صنعت آلومینیوم همواره دارای وضعیت نامشخصی خواهد بود، به نظر نمیرسد که به تنهایی بتواند امسال قیمتها را به 3 هزار و 470 دلار و در سال 2009 به 4 هزار و 500 دلار در هر تن برساند. در حقیقت به هر دو قیمت فوق فروش انجام خواهد شد.
