چرا منظومه شمسی شکل فعلی را دارد
این پرسش به ظاهر ساده که چرا منظومه شمسی شکل فعلی را دارد قرنها است که اخترشناسان را به خود مشغول کرده است اما یک گروه از ستاره شناسان بتازگی نظریه جدیدی در این زمینه ارائه کردهاند که امیدوارند با کمک آن بتوانند ....
این پرسش به ظاهر ساده که چرا منظومه شمسی شکل فعلی را دارد قرنها است که اخترشناسان را به خود مشغول کرده است اما یک گروه از ستاره شناسان بتازگی نظریه جدیدی در این زمینه ارائه کردهاند که امیدوارند با کمک آن بتوانند برای سه پرسش مهم درباره مشخصههای منظومه شمسی پاسخهای خرسند کنندهای بیابند. دو سیاره غول آسای مشتری (برجیس) و زحل (کیوان) دارای مدارهایی هستند که در مقایسه با سیارههای کوچکتر نزدیک به خورشید، به نحوی غیرعادی کج و بیضوی است. مشتری که بزرگترین سیاره منظومه شمسی است نیز در اطراف خود شماری از شهابسنگها را به همراه دارد که به اسبهای تروا شهرت دارند.این شهابسنگها در مدارهایی در چندین میلیون کیلومتری مشتری در حال گردشند و در همان مسیری گردش انتقالی برجیس سیر میکنند. یکی از گیجکننده ترین مشخصههای منظومه شمسی این واقعیت است که حدود ۳۸میلیارد سال قبل سطح ماه با شمار زیادی از شهابسنگها بمباران شد. به این ترتیب ۷۰۰میلیون سال بعد از شکلگیری قمر زمین، رخسار این سیاره آبله گون شد. تاکنون اخترشناسان نتوانستهاند توضیح قانعکننده ای در این زمینه ارائه دهند که چرا میلیونها سال بعد از آنکه منظومه شمسی شکل نهایی خود را پیدا کرد چنین رویداد خشونت باری در آن وقوع یافته است. اما به نوشته هفته نامه علمی نیچر یک گروه از اخترشناسان به سرپرستی "هال لیوسن" از موسسه تحقیقاتی "ساوت وست" در "بولدرکولورادو" مدل تازه- ای ارائه کردهاند که در آن با الهام از بازی بیلیارد، نحوه قرارگیری سیارات نسبت به یکدیگر توضیح داده میشود. به اعتقاد این محققان بازی بیلیارد میان سیارات زمانی شروع شد که مشتری و زحل چند میلیون سال بعد از شکلگیری در مدار خاصی در دور خورشید قرار گرفتند. تحت تاثیر نیروی جاذبه این دو سیاره عظیم بتدریج سیارههای نزدیکتر به خورشید در مدارهای کنونی خود قرار گرفتند و زحل نیز در مداری واقع شد که به ازای هر دوبار گردش مشتری، یکبار به دور خورشید گردش میکند. این زمان بندی دقیق به این معنی بود که حرکت مشتری و زحل یکدیگر را تشدید میکرد و به این ترتیب به ازای هر دو سال زحلی و دقیقا در یک نقطه معین از فضا، نیروی جاذبه مشتری ضربهای به همسایه حلقه دار خود وارد میآورد و آن را به سمت موقعیتی خمیدهتر و بیضوی تر پیش میراند. این تغییر حال تاثیر مستقیمی بر روی همسایه بیرونی زحل یعنی نپتون داشت و این سیاره را در مداری دورتر از اورانوس در اخرین بخشهای منظومه شمسی جای داد. حضور نپتون در این منطقه سبب شد تا این سیاره با آوار و شهابسنگها و خرده سیارکهایی که از شکلگیری منظومه شمسی بر جای مانده بود تصادف کند و همین امر منجر به آن شد که هزاران هزار قطعه سنگ وخرده سیارک از این ناحیه به سمت خورشید به حرکت درآیند. بخشی از قطعات در میدان جاذبه مشتری به دام افتادند و اینها همان اسبهای تروای کنونی هستند. بخشی دیگر از این خرده سیارکها سیارههای داخلی منظومه شمسی از جمله ماه را بمباران کردند. هرچند نظریه لیوسن مورد استقبال شماری از اخترشناسان قرار گرفته اما بعضی از همکاران وی در مورد قوت این مدل تردید دارند. به گفته "جو هان" از کالج هالیفکس در کانادا این نکته که یک شبیهسازی کامپیوتری شرایطی را نشان میدهد که با موقعیت فعلی منظومه شمسی انطباق دارد به معنای آن نیست که آنچه این مدل توضیح میدهد دقیقا همان چیزی است که در واقعیت اتفاق افتادهاست. به اعتقاد هان بمباران سطح ماه به وسیله خرده سیارکها در زمان کوتاهی پس از شکلگیری این سیاره اتفاق افتاده نه آنچنانکه در مدل جدید ادعا میشود ۷۰۰میلیون سال بعد از پیدایش قمر زمین. لیوسن مدعی است که حرکت این خرده سیارکها به واسطه گازها و گردوغبار موجود در منظومه شمسی که از شکلگیری سیارات برجای مانده بود با کندی صورت میگرفت اما هان باور ندارد که این تاخیر تا این اندازه طولانی بوده باشد. هان اذعان دارد که اگر اسبهای تروای اطراف سیاره مشتری نظیر یخ-سنگهای کمربند "کیوپر" در بخش بیرونی منظومه شمسی باشد در آن صورت این بینه تاییدی بر صحت نظریه لیوسن به شمار میآید. لیوسن درصدد است دو سال آینده را به بررسی دقیق تر اسبهای تروای مشتری بگذراند تا به این ترتیب شواهد قانعکننده تری برای نظریه خود ارائه دهد
